تبليغاتX
(برگ زیتون)
تا زمانی که برگ زیتون بر منقار خونین کبوترهاست آرامش نزدیک واری حس نخواهد شد
چهارشنبه  فشار دلتنگی هایم زیاد شده بود  باید به خواهش های دل خود نیز بها میدادم با ترغیب خانواده  سر زده عازم سولدوز شدم تا به مادرم در زادگاهم شهر محمدیار سری بزنم  ییلاقی ترین دل و کاشانه من که همیشه خاصیت درمانی برای من از فشارهای روزمرگی را دارد تا سه روز با مردمان مهربان حیاط بزرگ  پدری مسرورم نمودند   اولین شب تا ساعت ۲ نصف شب مادر و مادر بزرگ عزیزم  دلم را خالی کردند و برایم دعا کردند و خیر و سلامتی طلب نمودند  واین همان خاصیت دلهای درمانگر  است که آرامم می کند

فردا سری به پدر و عموی مرحومم در سینه کش وادی رحمت شهرمان زدیم خانواده از ارومیه ملحق شدند آرام تر شدم مرحوم پدرم در دو ماه اخیر چند بار به خوابم آمده بود این دفعه آخر مرحوم پدر چندان دل خوشی از من نداشت  ذکر فاتحه و قرآن خوانی و احسان بر سر مزار این دو عزیزم آرام ترم کرد و تفکر بر احوال در گذشتگان

نوبت دوستان گلم رسید به پسرعمو زاهد  مسئول آموزش و پرورش محمدیار و از جوانان پر شور و متهدسری زدم و باهم بحث و تبادل اطلاعات زیادی نمودیم  بعد برای عرض ادب به خدمت دوستان در نقده رسیدم اکثرا به دلیل حضور استاندار محترم در دسترس نبودند اما دل وسعت یافته علی رمضانی (محراب) را بی صبرانه در آغوش کشیدم و همه همکاران محترمش در اداره فرهنگ و ارشاد و اسلامی نقده ساعتی به صحبت نازک تر از گل بابونه علی عزیز  و دوستان هنرمند در اداره نشستم لذت داد با خانواده ناهار خوشمزه ای را در کنار خانواده مهربان رمضانی ها  خوردیم و هنر این خانواده را نظار گر شدیم  هنر ادب  محبت مهربانی و اندیشه والا خاطره ای دل نشین بود 

در این خانواده فاضل همسر علی عزیز عکاس و نقاش می باشد ودر دنیای مجازی سیری هنرمندانه می کند . علی هم حسابداری و هم حقوق خوانده ولی هنر و ادبیات را جدی تر از هر دو ادامه می دهد آیدین و یسنا او نیز دلبرانه همنشنمان بودند

  ذکر خیری از خیلی از دوستان بزرگوار و هنر مند مان شد اما سه ذکر یاد و خاطره برایمان زیبا تر شد .

چشم می گوید :

نیست

دل می گوید :

هست .

مرحوم بهروز جلیلی کارگردان و بازیگر  معصومانه دل به خدا داد  و رفت  خاطرات با او بودن هیچ موقع از ذهن و دلم نخواهد رفت دو سال پیش که رفت  باور نکردم  و حالا هم ...  در چند تئاتر با او بازی داشتم در تور نمایش عروس قره پاپاق ۹ ماه همدم بودیم  دل بی کینه  صداقت عالی و مهربانی و خنده های دلنشینش با خاطراتی از همه سوتی های ساده او  بود  یادش را جاودانه  می داردبا فقر و بیماری مردانه و خودساخته هم ادبیات خواند کار کرد هنر آفرینی نمود و بالاخره  در دانشگاه سوره کارگردانی و فیلمسازی خواند بلافاصه با  استعدادو پشتکار به دنیای سینما رفت فیلم بازی کرد و عوامل ساخت چند فیلم سینمای شد وبعد از رفتنش فیلم او به نام ترانه تنهايي تهران (۱۳۸۷)   به جشنواره فبلم کن رفت

با سعی و تلاش و اهتمام مثال زدنی اش زودتر از آنچه فکرش را می کرد وارد دنیای تصویر شد . با کارگردانان بزرگ وصاحب نامی در تولید و ساخت فیلمهای کوتاه و بلند همکاری نمود و پس از مرگش به جشنواره کن رفت که در روز اکران فیلم ترانه تنهایی تهران برایش یک دقیقه سکوت کردند که بازتاب جهانی آن را در شبکه های ماهواره ای شاهد بودیم . فیلمهایی که در آن بازی داشت از آن جمله اند:

۱ -  ترانه تنهايي تهران (۱۳۸۷)
۲ -  
استشهادي براي خدا (۱۳۸۶)
۳ -  
چراغي در مه (۱۳۸۶)
۴ -  
ميناي شهر خاموش (۱۳۸۵)
۵ -  
بيست و يك اينچ (۱۳۸۲)
۶ -  
دانه هاي ريز برف (۱۳۸۲)
۷ -  
بازداشتگاه (۱۳۶۲)
۸ -  
پيك جنگل (۱۳۶۲)

آرامش و طمانینه این بازیگر فعال و هنرمند سکوت و غربت و تنهایی سینما و تئاتر کشور در سال۱۳۸۶ برای همیشه ابدی شد.و  در میان غربت و اندوه و اشک هنرمندان بی ادعای نقده تشییع و به خاک سپرده شد.او پس از اتمام تصویربرداری فیلم سینمائی چراغی در مه به کارگردانی آقای پناه بر خدا رضائی که بعنوان یکی از بازیگران این فیلم در منطقه شمال کشور حضور داشت در اثر صانحه تصادف رانندگی به همراه اصغر شاهوردی صدابردار توانای سینمای ایران در جاده اسالم به خلخال در راه بازگشت به تهران به دیار حق شتافت و روزنامه های صبح نوشتند: « خبر رسان مرگ در فیلم چراغی در مه خبر مرگ خود را رساند.» و ما را در اندوه فراقش تنها گذاشت. روحش شاد و یادش همیشه بر دلهامان برقرار.

  روز عید قربان سالگرد وفات  این دل معصوم بود فاتحه خواندیم و یادش را زنده کردیم 

 

موسیقی  خوش رویی عصاره دل با معرفت مرحوم کیومرث صیامی بود هیچ لحظه آنی کسی از دوستان از نرنجید نام نکو هنر ماندگار و تلاش صادقانه  این دوست  مهربان که فراقش ضایعه جمع دوستان است  را جز با خبرگیری از خانواده اش که  صاحب سه دختر ( سه قلو ) فاطمه فاضله و فائزه بود و ذکر خاطرات شیرین و فاتحه تمام شد  به همین سادگی اما هرجا از محبت و صداقت مثال بود کیومرث سر همه مثالها است  چند سال پیش غیر قابل باور به مریضی سرطان مجبور به  ترک مان شد . روحش شاد.


شریف علی امین گلی ( شوكت امين كوركي )فیلمساز و هنرمند عاشق و عاقل عراقی او را به نیکی می ستاییم او هنوز در تلویزیون اربیل عراق فیلمساز و تهیه کننده و در همان شهر عراقی هم شرکت فیلمسازی چند ملیتی به نام کورکی  دارد

سالهای سال به عنوان مهمان پناهنده از دست ظلم های رژیم بعثی عراق در شهر ما ساکن بود درس خواندبا فقر و نداری و مشکلات یک تبعه خارج ولی در جمع برادران ایرانی خود ۲۰ سال بالید تا دیپلم خواند دوره های فیلم سازی انجمن سینمای جوان را تمام و با فقر خانوادگی و نداری چند فیلم ساخت   او بازیگر  تئاتر و منتقد و تحلیل گر تئاتر و سینما بود ساله مصاحبت با او برایم درس های مهمی داشت  روح زیبا و بینش خالی از خط کشی او را می ستایم و ارج می نهم بی صبرانه مشتاق دیدارش هستم  در چند فستیوال فیلم های او که بعد از عزیمت به عراق ساخته به درجه عالی درخشیده اند از جمله جشنواره پوسان سئول کره جنوبی با فیلم ریبای جای برای بازی که هنوز به دستم نرسیده است تا تماشاگر  هنرش باشم  اکنون نام او در ردیف فیلم سازان بزرگ قرار گرفته  برای این عزیز بزرگی و عزتمندی آرزومندم هرکجا که هست پاک  وارسته در زمره هنرمندان بزرگ و تاثیر گذار پاینده بماند .

فیلم سینمایی «جایی برای بازی» آماده نمایش شد

جایزه معتبر جشنواره پوسان برای شوکت امین کورکی

 

بوی کافور گرفتم نفحاتی بفرست

با توام عشق ! گلابانه حیاتی بفرست

هرچه از خاک سرودم - به سماعم نکشاند

هم از افلاک برایم کلماتی بفرست .

شب عید قربان ولوله ای در خانه بزرگ ژدری بود همه جمع بودند خواهران و برادران پسر عموها و .... در کنار مادر بزرگ که باز رسم قدیمی حنابندان در این شب و نماز را توصیه کرد  من همیشه از عید قربان خاطرات شیرینی دارم   اعتقاد بر بزرگ نمایی این عید را من همیشه با خود دارم در این روز از طریق انجمن حمایت زندانیان هزینه جشن بزرگ خانواده زندانیان در کنار زندانیان را دادم برای زندانیان زیر ۱۸ سال گوسفندی برای قربانی فرستادم .

مرحوم پدر از سپیده صبح روز قربان همه را برای مراسم بیدار می کرد این بار  بر عهده عموی بزرگ بود هرچند شوق پدر را ندارد ولی مسرورانه اول وقت قربانی بزرگ با حضور همه اعضا را ذبح می کند و بقیه امورات با همکاری بیش از ۲۰ نفر اعضا خانواده ادامه میدهد  و این خاطره خوب را من تنها یک سال از دست داده ام و هر سال با خانواده  لذت یک مراسم معنوی را تجربه می کنیم دریا در این سه روز بیشتر از همه شاداب بوده با همه جوشیده .

هوا دو نفره هم که

                باشد

جمعیتی در من است

 که آسوده ام نمی گذارد

باید برگردم اما ثواب صله رحم تا مدتها برایم بیمه  کارهای روزانه ام خواهد بود تا با فراغ خاطر و شادابی صد چندان به خدایی فکر کنم که بالای سر من دستم را گرفته و به جای می برد که خودش می داند و من راضی ام به  تقدیر خوش او . شوقم از مصلحتت  موهبتی خواستن است .

در غزل تا قافیه هست  تمنا  باقی ست

تا از این بیش نخواهم  صلواتی بفرست .


ناگفته‌اي از آيت‌الله حق‌شناس در مكه          

آيت الله حق‌شناس پس از بيان اين خاطره مي‌فرمودند:
هر شخص مضطري در هر مكاني كه باشد به حضرت بقيه الله متوسل شود، خود حضرت تشريف مي‌آورند. ....


 یاد و خاطره شهید عرفه را گرامی میداریم .  

 

" دو هفته پيش شهيد كاظمى پيش من آمد و گفت از شما دو درخواست دارم: يكى اين‏كه دعا كنيد من روسفيد بشوم، دوم اين‏كه دعا كنيد من شهيد بشوم. گفتم شماها واقعاً حيف است بميريد؛ شماها كه اين روزگارهاى مهم را گذرانديد، نبايد بميريد؛ شماها همه‏تان بايد شهيد شويد؛ وليكن حالا زود است و هنوز كشور و نظام به شما احتياج دارد. بعد گفتم آن روزى كه خبر شهادت صياد را به من دادند، من گفتم صياد، شايسته‏ى شهادت بود؛ حقش بود؛ حيف بود صياد بميرد. وقتى اين جمله را گفتم، چشم‏هاى شهيد كاظمى پُرِ اشك شد، گفت: ان‏شاءاللَّه خبر من را هم به‏تان بدهند!

فاصله‏ى بين مرگ و زندگى، فاصله‏ى بسيار كوتاهى است؛ يك لحظه است. ما سرگرم زندگى هستيم و غافليم از حركتى كه همه به سمت لقاءاللَّه دارند. همه خدا را ملاقات مى‏كنند؛ هر كسى يك طور؛ بعضى‏ها واقعاً روسفيد خدا را ملاقات مى‏كنند، كه احمد كاظمى و اين برادران حتماً از اين قبيل بودند؛ اينها زحمت كشيده بودند.

ما بايد سعى‏مان اين باشد كه روسفيد خدا را ملاقات كنيم؛ چون از حالا تا يك لحظه‏ى ديگر، اصلاً نمى‏دانيم كه ما از اين مرز عبور خواهيم كرد يا نه؛ احتمال دارد همين يك ساعت ديگر يا يك روز ديگر نوبتِ به ما برسد كه از اين مرز عبور كنيم. از خدا بخواهيم كه مرگ ما مرگى باشد كه خود آن مرگ هم ان‏شاءاللَّه مايه‏ى روسفيدى ما باشد.

ان‏شاءاللَّه خدا شماها را حفظ كند. "

بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در مراسم تشييع پيكرهاى فرماندهان سپاه  21/10/1384


نگارش در تاريخ شنبه هفتم آذر 1388 توسط شاهرخ احمدزاده |

به دنبال درج خبری با عنوان ( در شهر چه خبر است ؟) در سایت خبرگزاری استان آذربایجان غربی آینا نیوز و پردازش سطحی به موضوع دو جنایت هولناک در یکی از خیابانهای مهم وشلوغ شهر ارومیه بهانه نگارش مقاله گردید .

پایگاه خبری آینا نیوز که تعلق آن به یک روزنامه نگار جوان جنجالی استان معروف است ودر اردوگاه اصولگرایان  با توصیه های زعما باید اصولی ارزش ها را حلاجی کند و این پایگاه مرجع رجوع بسیاری از مسئولان و کارشناسان  مردم  و دانشجویان  استان می باشد که روزانه با صدها کلیک منظرگاه ارزشمندی برای سرمایه گذاری حتی اقتصادی می تواند باشد و این جوان باید با بصیرت و حرفه گری در امر رسانه آتیه دار دیجیتالی در سراب خبر و تحلیل و مقاله در هفته نامه های استان اقدامات موثری انجام دهد . رصد وقایع تحلیل کارشناسانه خارج از حب وبغض و تقویت حس اعتماد عمومی به  عنوان ارکان اصلی اطلاع رسانی صحیح  در هدایت افکار عمومی به عنوان سرمایه اصلی استان مستعد می تواند مهم باشد به شرط ثقیل بودن استنادات و موثربودن تحلیل ها که در ذیل به مواردی از تشریح عوارض خبر چند سطری در در سایت خبرگزاری آینا نیوز می پردازم .

در شهر چه خبر است؟

وجود جرم و جنایت بخشی از واقعیت های جوامع هستند همچنانکه وجود فضائل و نیکی ها و دورنمای امیدوار کننده انسانی نیز در عادات روزمره رفتار های شهری و روستای جوامع وجود دارد ولی هیچ موقع با توجه به هیجان عصر حاضر چندان بمب خبری مهم برای رسانه و مردم نبوده است برعکس رفتار های خشن  وندالیسم شهری و مسائل اخلاقی همیشه کانون توجه بوده است .

قدرت جادویی رسانه در تنویر افکار عمومی  غیر قابل انکار است  وضرورت پرداخت به مسائل جنایی در مطبوعات بسیار مهم و دارای ظرافت های خاص خود می باشد و وقوع آن از دید رسانه های تیز بین پوشیده نخواهد ماند هرچند متاسفانه رئیس مرکز اطلاع رسانی نیروی انتظامی از وقوع آن در خیابان پرتردد شهر بی اطلاع باشد  ولی به هرحال باید بعد از طی تکمیل تحقیقات برای تنویر افکار عمومی عرضه گردد نه انکار .

کارشناسان رسانه و جرم شناسی بر نقش مهم رسانه در تبین جرائم  با دو رویکرد تاکید دارند عده ای نقش هشدار دهنده و سرگرم کننده برآن قائل هستند و نقش پیشگیرانه در میان مسئولان و آگاه سازی بر مردم را حتمی می دانند و عدم انتشار آن را در بوجود آوردن فضای شایعه وسردرگمی موثر می دانند .

یک جرم شناس اروپایی عقیده دارد هیچ جرم و گناهی در خفا نمی تواند استمرار یابد و خطاب به مطبوعات می گوید همه آنها را بی پرده روکنید بشکافید توصیف نمایید به آنها حمله کنید و آنها را به سخره بگیرید .

بنابراین مردم تشنه حقیقت و آگاهی هستند هرچند عده ای نیز عقیده دارند انتشار اخبار جنایی و حوادث ترس و سیاه نمایی را افزایش و میزان امید مردم را کاهش می دهد که بر نقش آن با توجه به ویژگی تقلید و تلقین نوجوانان و جوانان در وقوع جرم این سنین موثر می دانند .

حال ضرورت پرداختن به مسائل جرم و جنا یت از سوی مسئولین با چه رویکردی مورد استقبال مسئولین است  جای تامل و بررسی است اما شواهد از پرداختن روزنامه های ایرانی  روزانه به 30 درصد از اخبار حوادث نکاتی را در دل خود دارد  .

اما صحت خبر دوری از ایجاد فضای التهاب آفرین توهین و تهمت سفارش اکید دینی اسلام در متون الهی قران و احادیث است که در هر سخنرانی مقام معظم رهبری ظریفانه بر رعایت آن و سالم سازی فضای اعتماد عمومی توصیه خاص می گردد و دولت و مردم نیز فعالان عرصه اطلاع رسانی صحیح را در دوره ای خاص ستوده است از نقش مهم رسانه ها در حوادث خفاش شب وقتل های سریالی و ماجرای علی بیجه در پاکدشت و هم اتفاقات محله خاک سفید تا ماجرای قیامدشت و لوسانات تهران تا ماجرا جوییهای تبهکارانه عده ای فرصت طلب در حوادث بعد از انتخابات ستودنی  است .

اما اخبار کذب بعضی از مطبوعاتچی های که خوره سیاست زدگی جان و روحشان را می آزارد ضربات مهلکی بر اذهان عمومی وارد می کند که با توجه به تقدم خبر بر حادثه نیازمند بررسی و آسیب شناسی اینگونه اخبار در مطبوعات ارزشی و دلسوز می باشد .

حال چه باید کرد ؟

 -  پوشش اخبار رسانه ای امری است سهل و ممتنع و اصحاب رسانه باید به مسئولیت اجتماعی  خویش واقف بوده و بر اساس وجدان اخلاقی و حرفه ای بر نشر آن اقدام نمایند.

-          صداقت در انتقال اخبار  حوادث

-          به جای پرداختن به جزئیات اخبار را به صورت عبرت آموز برای مخاطبان بازگو نموده و تیجه مجازات ها را اعلام نمایند .

-          انتشار اخبار بدون سیاست زدگی و دخیل بودن گرایش های سیاسی

-          از غلو نمودن وبزرگ نمایی و ارائه بالعکس آن جلوگیری گردد.

-          خودداری از پیش داوری و قضاوت در مورد علل حادثه و نتیجه مجازات ها

-          تحلیل و تحقیق و آسیب شناسی مساله توسط اهالی دانشگاه و کارشناسان بعد از توصیف حادثه امری شایسته و متاسفانه حلقه مفقوده ارائه تحلیل های جنایی است . مطبوعات با فاصله گرفتن از جنجال و جذابیت کاذب می توانند نقش مهم در کاهش آسیب های اجتماعی داشته باشند

-          استفاده از روانشناسان اجتماعی برای به حداقل رساندن آسیب ها از اخبار جنایی

امیدواریم همگی به وظایفمان آشنا تر و صادقانه به آن عمل کنیم و مسئولان نیز با انتشار اخبار و حوادث که با هدف تنویر افکار عمومی صورت می گیرد هشدار جدی قلمداد نمایند وبا توجه به وجود معاونت اجتماعی در نیروی انتظامی و ستاد مردمی پیشگیری اجتماعی درقوه قضائیه فعالانه در این عرصه ظاهر شده و نقش خود را ایفا نمایند که در این میان نقش نیروی انتظامی و قوه قضائیه بسیار مهم می باشد .

در کلانشهر ارومیه هم اتفاقات روزانه جنس کلانشهری را دارد چون بی ربط و بی برنامه می خواهیم کلانشهری را به خود بچسبانیم و سند افتخار خود بدانیم  آیا برای معضلات اجتماعی نیز افکار کلان داریم یا نه ؟

باید به همان میزانی که تحولات سیاسی توجه داریم به تحولات اجتماعی هم توجه کنیم زیرا بروز حوادث و ناهنجاریهای اجتماعی معلول هم هستند اگر به فکر چاره نباشیم بسیار هولناک تر از پیامدهای سیاسی خواهد بود . به عنوان فعال این بخش ها در چند روز آینده  به موشکافی این مسائل ازجمله نقش رسانه در پیشگیری از  بلای خانمانسوز اعتیاد و همچنین توسعه امنیت برای سرمایه گذاریهای اقتصادی و بهره برداری های معادن استان خواهم  پرداخت که در نوع خود بکر و متاسفانه بی بهره از توجه هستند ولی قدرت سازندگی رسانه و تخریبی آن در پایه گذاری امنیت پایدار بخصوص در استان مرزی  با وجود پدیده ای پیچده اجتماعی خاص منطقه غیر قابل انکار است که به تعامل و همفکری کلیه دوستان اندیشمند نیازمند یم که امیدواریم در روزهای غفلت از مسائل اجتماعی جرقه جنبش اصلاح زیرساخت های پیشگیری اجتماعی در این استان روشن  و همگی مسئولانه در سنگر خود به حفاظت از این مهم بپردازیم . 

مطالب مرتبط :

در شهر چه خبر است ؟

از دانشگاه چه خبر ؟

مرگ 4 دانشجوی دانشگاه ارومیه

 

 

نگارش در تاريخ جمعه ششم آذر 1388 توسط شاهرخ احمدزاده |
در صورتي كه كارمند دولت هستيد حتما از اين تجربيات استفاده كنيد.

  تجربیات یک کارمند دولت - وبلاگ محمدبیگی 

 

1- در يك سيستم دولتي؛ سعي كنيد ...


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ جمعه ششم آذر 1388 توسط شاهرخ احمدزاده |

زوزه های سوزناک پائیز قداره کش عصیانگر در ظلمات شبی که بستر غالب آدمهارا عطری گرم پرکرده است ، دلی عصیانگر چون باد پائیزی برخود می لولد و خود را نهیب لعنت می زند که (( بگذار آرام بخسبم  فردا ... ))

در فکر آن دخترک نحیف و جوانی هستم که از تب تند خماری برای ساعتی نئشگی تن و جان بر شلاق زخم دیدگان ابلیس می گذارد و دلش خوش است به اسکناس های کهنه جیبش که هم شکمش و هم دلش را سیر کنند.   بیچاره دختر...

خدا خبر از باطن دلها دارد  که برای دومین روز پیاپی در لحظات غروب  این صحنه را بر سر راه ما می کارد تا هم اسکناسی هدیه دهیم و هم دعایی هدیه بگیریم .

درد مندی صدای خمار دخترک که نیمی از صورت خود را با ماسک پوشانده و با لباسهای ژولیده و چشمانی معصوم دعایت می کند شنیدنی است : " عمرت زیاد باد ...خدا صحت جان بدهد ... "

عمر زیاد و صحت جان را بدون عزت برای چه می خواهیم چرا که  همه را در میان حرص و جوش دنیا طلبی  گم کردیم.

خواهر گدای من ، در شب بارانی   دل مردگی ترا ما در نقاب آمارها و اتاق های مجهز به دوربین مدار بسته و چند دفتر ، نقشی بهینه می زنیم (( گدایان جمع آوری  و کودکان کار و متکدی  سر چهار راهها را جمع کردیم ))  آسوده بخوابید .

لحظاتی از دو شب پائیزی در خیابان بزرگ شهرمان که مزین به نام  دو ابر مرد ( خیابان امام خمینی (رحمت الله علیه ) و کوچه صدر مستضعف دوست و دردمند می باشد ، نقش دخترک جوان در میان هرزه نگاههای عابرین و کمین نشسته گان آزارت میدهد .

نهیب فطرت که ((  هرکس مظلومی را ببیند . به یاریش نشتابد از امت ما نیست)) من و دوستان خیر و جوانم را واداشت تا اندکی تامل کنیم.

 به پیشنهاد پیمان به شماره مرکز مداخله در بحران سازمان بهزیستی  123 زنگ زدیم،  بلافاصله وصل شد. نرمین صدای بانوی شاداب در میان نت های موسیقی آرام ایرانی ترا امیدوار می کند که فردی وظیفه شناس  متعهدانه همه خدمات ارزشمند اورژانس اجتماعی را تقدیم خواهد نمود و به داد دخترک،  قبل از گرفتار شدن به پنجه  گرگها و میله های زندان خواهد رسید. 

 نه خواهر گدای من  در شب بارانی ،خیالت تخت کسی مزاحمت نخواهد شد شمار پولهایت که به حد نئشگی امروزت رسید شکر خدا کن و برو به نمین خانه تاریک خود بخز تا فردا ...

123

فردای آن روز باز آن دخترک در همان مسیر.

  قصد عکس گرفتن و ارائه به مسئول بهزیستی شهرمان را داشتیم ولی  نشد  هر کدام به وسع خود اسکناسی باز از روی عادت و تماس مستمر هر سه ما با 123 مرکز مداخله در بحران بهزیستی  یا به عبارتی همان نرمین صدای بانوی شادب در میان موسیقی اصیل ایرانی دوبار تکرار می کند که متشکر است از اینکه با 123 یا به عبارتی 1-2-3 تماس گرفته اید.

"  دیگر بسه دوستان قطع کنید اعصابمون بهم نریزید  همگی بعد از نیم ساعت تماس مکرر قطع می کنیم (( 1-2-3 آقای رئیس شب خوش ... ! " .

در فکر آن روزی هستم که با ورود شما بر اریکه بهزیستی استان خوش بین بودیم و من به حکم شغل حمایتی خود از اولین مراجعینی بودم که برای اجرای برنامه های توانمندسازی و آموزش و اجرای تفاهم نامه های ما بین دو نهاد مزاحم اوقات شریف شدم  . تا اینکه بورکراسی عریض و طویل  اداره بهزیستی استان خفه ام کرد .

آقای رئیس دنیای وانفسایی است خدمت به محرومین و نیازمندان با وجود مسائل پیچیده آسیب های اجتماعی خیلی سخت است ولی یادم نرفته شما در همایش مشترکی از 32  خدمت ارزشمند بهزیستی استان خبر دادید که " متاسفانه  افکار عمومی  از آن غافل است " و یا از طلب یاری برای کمک به برنامه های حمایتی سخن سر دادید .

آقای دکتر هاشمی  به احترام همه اندوخته های ارزشمند مدیریتی شما در سالیان تجربه اندوزی در این سازمان پر طمطراق ، امیدوارم که روزی زمزمه ماهی گیری را به جای مستمری دهی به تناسب وضع و حال مراجعین خود ارائه دهید ..

آقای رئیس چرا باید در  دو روز متوالی مرکز خدمات اورژانس اجتماعی شما که با توجه به اهمیت وظایفش باید همیشه و در همه حال در دسترس باشد  به خواب خوش رفته است. 

حتما بحران های اجتماعی زیاد مهم نیستند برای بحران های بزرگتری می اندیشید 16 آذرماه در راه است .

مدتهاست با وجود علاقه مندی خود به سیاست و وقایع کشور در گوشه از کار عاشقانه خود خزیده ام  که مبادا مغضوب خدا باشم و جزء ضالین که هر نوبت نماز از آن برائت می جوییم . سیاست زدگان سیاست ورز ما  بحران ها ی اجتماعی و فرهنگی  را می دانند و می بینند ولی دم  نمی زنند. 

شهردار کلان شهر ما هم با سازمان تازه تاسیس فرهنگی خود کارستانی کرده با چاپ بنرهای تبلیغاتی و نصب آنها در اماکن مهم شهر ما را توصیه کرده تا به گدایان کمک نکنیم ، به محرومان واقعی کمک کنیم و شهردار محترم بعد از فتح قله کلانشهری خود به زیر ساخت های شهر آب گرفته و ترافیکی فکر می کند نه رو ساخت های حمایتی و فرهنگی و اجتماعی  چون وقت و بودجه ندارد. چراکه اگر بودجه ای در کار بود لابد باید حقوق کارگران شهرداری را میداد که سه ماه است که حقوقی نگرفته اند .

آقای رئیس نوشتم که گریه نکنم  نوشتم تا از طپش قلب شدید آرام گیرم.

 شبم خوش باشد چون فردا در میان تضادهای اضطراب زا کلنجار میروم برای اینکه  واقع بینانه آرمانها را رصد می کنم  اما در این شهر گنگ خواب آلود کرامت انسانهای فقیر حفظ نمی گردد اسیر روز مرگی هستیم و فرمان مولایمان حضرت علی (ع) به مالک را در ذهن می گذارانم و تنم می لزرد.

مالکا رحمت بر رعیت و محبت  و لطف به آنها را بر دلت قابل دریافت بساز  که سخن فرزند برومندش شهید کربلا همان رعیتی که وسیله قرب ما و نیازمندیهایشان به هنگام رجوع به ما نعمت است  چرا که پدر عارزف باز به کارگزارش در ادامه نامه زمزمه عاشقانه نموده است افراد رعیت دو دسته اند یا برادر دینی تو و یا همنوع تو هستند   این آموزه های همان مکتبی است مدیریت را تکلیف شرعی می داند و سئوال روز قیامت است مسئولیتی که با ر امانت است و مولا می فرماید ( کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته )    ,و رسول اکرم (ص)  می فرماید هرگاه خدا کسی را دوست بدارد حل مشکلات مردم را به  او وا می گذارد   و امام فقیدمان فرمود و رفت (  گمان نمی‏کنم که عبادتی بالاتر از خدمت به محرومین وجود داشته باشد.)
   حال

دو صد من استخوان خواهد

که صد من بار بردارد

اما من رطب خورده به همین شب نگاره خود اکتفا می کنم تا در کوفتن درد بر سینه خود را جوابی بدهم تا لا اقل  دهانم آتش نگیرد .

 

شب خوش  شهر من  تا فردا ....

 

لینک های مرتبط با مقاله از طرف دو دوست وبلاگ نویس همراه من :

نوای پیشواز تلفن 123 بهزیستی ، موسیقی متن سرنوشت شوم دختر جوان ارومیه ای شد.

برای دختری که گدایی می کرد و من باران نامیدمش...

به همین راحتی انسانیت را دور می زنیم

با خدمات 123 بهزیستی آشنا شوید

 
نگارش در تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388 توسط شاهرخ احمدزاده |

واژه کتاب در قرآن کریم 230 بار به کار رفته است که 49 بار، مراد قرآن است و در مواردی هم تورات، انجیل، نامه عمل، لوح محفوظ و ... منظور می باشد.

در روایات، از قرآن به عنوان "کتاب" و "الکتاب" فراوان یاد شده و ابعاد آموزشی و هدایتی و حق گستری آن بیان شده است. مشهورترین این روایات، حدیث شکوهمند "ثقلین" است.

موضوع کتاب و کتابت در رشد حیات اجتماعی تأثیر بسزایی دارد. روح یک جامعه در پرتو این مهم بارور می شود و به همین دلیل میراث فرهنگی و تمدن اسلامی همیشه مملو از کتابهای بزرگانی است که افتخار جامعه بشری بوده و همه همت اولیای دین اسلام بر این بوده است که بندگان خدا را به سوی روشنایی کتاب رهنمون شوند. چنانکه کلام الهی با توجه به قلم آغاز شده: (علم بالقلم) و در جایی دیگر می فرماید: (ن و القلم و ما یسطرون).

حضرت علی علیه السلام می فرماید: "کسی که با کتابها آرامش می یابد هرگز آسایش از او سلب نمی شود."

کتاب از دیرباز، حافظ و احیا کننده تفکر و اندیشه های والا و منبع عظیمی بوده است که طالبان علم، اندیشه و حقیقت را سیراب نموده، ارزیابی شرایط و امکانات موجود فرهنگی مبین این نکته است که امروزه کتاب می تواند به عنوان یک وسیله مطمئن و کار آمد در بهینه سازی فضای فرهنگی جامعه مورد استفاده قرار گیرد.

« اگر باز جویی خطا از صواب 

 نیابی یکی همنشین چون کتاب »

اما علاقه مندی ذاتی  من به کتابخوانی ریشه در تربیت  و حضور همیشگی کتاب ودر خانواده ما می باشد مرحوم ژدر که یک فرهنگی آگاه به زمان و داری مسئولیتی بود عطش شدیدی به کتاب خوانی بخصوص تاریخ داشت ولی وجود کتب اندیشه ای بزرگ و گاه رمان های تاریخی و سرگذشت زندگی انبیا(ٌص) و بزرگان هم در میان کتابخانه پدر جلوه ای داشت بعضی از کتب وی را من و بقیه را برادر و چند جلدی را عمو و دوستان و همچنین چند جلد را مادر به یادگار دارد.

روح پدرم شاد که می گفت به استاد

فرزند مرا عشق بیاموز دگر هیچ

از سجایای اخلاقی خوب به ارث رسیده برای ما دو برادر خصلت کتاب خوانی و علاقه به غواصی در میان سطور جان فزایی کتب  ارزشمند می باشد مرحوم پدرم براساس تقسیم کاری روزانه وظیفه خرید روزنامه و مجله را برعهده من گذاشته بود دقیق خاطرم است من هیجده ساله تا ۴۸ ساعت قبل از فوت آن مرحوم تک روزنامه رنگی ( همشهری ) را که مشترک بود برایش میاوردم دو روز مانده به فوت دیگر از من روزنامه را نگرفت گفت دیگه من نمی خونم خودت بخون بعدها فهمیدم از کجا گفت .

خاطرات مادر از عطش پدر به کتاب خوانی و ذکر خاطره زیبا از مرحوم عمو علی که شاگرد پدر بود از تشویق بچه های مدرسه روستا به کتابخوانی با اهدا جایزه از جمله دو جلد کتاب معروف او که همیشه برای مطالعه به بچه ها میداد ( کتاب ماهی سیاه کوچلو) ( صمد بهرنگی ) ...برایم جالب بود تلاشم برای انتقال این روحیه به تک دخترم دریا  ۹ ساله نیز مناسب است وی به کتاب علاقه زیادی دارد

در هفته کتاب و کتابخوانی در میان کتابخانه کوچک خود و ذکر خاطره از پدر گزارش زیبای روزنامه جام جم از کتابخانه شخصی و با صفای مقام معظم رهبری را می خوانم  لینک مطلب را هم درج می کنم تا هر ایرانی مسلمان به وجود رهبر عالمش افتخار کند  و چند مطلب از نقل قول های آقای حداد عادل که امیدوارم جالب توجه باشد .

قلمروهای مطالعاتی وسیعی پیکره ی اصلی کتاب خانه ی معظم له را شکل می دهد

قام معظم رهبری

یکی از خصوصیات رهبر انقلاب در مطالعه کتاب ، کتاب خوانی فعال است. یعنی موقع مطالعه، مطالبی را در حاشیه کتاب یادداشت می کنند. به گزارش ...

نقل قول آقای حداد عادل ((ایشان در عالم شعر فارسی کاملاً به‌روز هستند. بسیاری از جوان‌ها که ذوق و نبوغی در شعر از خودشان نشان می‌دهند، نزد ایشان شناخته شده هستند. ایشان آثار آن‌ها را دیده‌اند. برای هر شاعری هم حسابی باز می‌کنند و حسن و عیب او را در ذهن دارند و جایگاهی را در مجموعه‌ی ادبیات ایران به او نسبت می‌دهند

لینک های مرتبط

گشتی در کتابخانه مقام معظم رهبری

روایت حداد عادل از کتابخانه شخصی رهبر انقلاب

گزارشی از کتاب و کتابخوانی

کتاب خوان ترین مردم دنیا


 

 

نگارش در تاريخ سه شنبه بیست و ششم آبان 1388 توسط شاهرخ احمدزاده |

عارفی پاک مجتهدی مجاهد از جنس مردم بی تکلف با زندگی ساده  خوش رو  مهربان  شوخ و زیبا صورت سیرت ...

یک بار سعادت اقامه نماز در یکی از مساجد قدیمی شهر زیبای کرمانشاه به امامت علامه سيد‌مرتضي نجومي نصیبمان گردید ۵ سال پیش در مسافرتی که به این شهر زیبا  داشتیم موقع نماز مغرب و عشا توصیه کردیم اول وقت نماز را دریکی از مساجد خوب شهر  بخوانیم دوست کرمانشاهی مان  ما را به مسجدی در شیب یک محله قدیمی برد و خیلی از امام جماعت مسجد تعریف و تمجید نمود مسجد پر از مردمی بود که منتظر اقامه نماز به امامت آیت الله نجومی بودند در بخشی از مسجد کتب این عارف سالک را می فروختند نگاهی به سطور آنها انداختم و متعجب ماندم تمام کتب این عالم برجسته به خط زیبای ثلث و نستعلیق نگارش یافته بود  در همهمه مردم و منتظران حضور وی این عالم شهیر در حلقه مریدان خود وارد شد  سید کوتاه قدی با محاسن سفید خندان و شاداب به هرکسی که در مسیرش بود با نکته ظریفی سلام میداد و تا به محراب رسید چند جوان امروزی نیز با او بودند صحبت می کردند  بعد وارد صف نماز شدند  عظمت در طمانیه و ادای کلمات اولی نماز جاری بود زیباترین حالت در نمازی که کمتر گریبانت را می گیرد  زیباترین صلاتی بود که به روح عظمایی اقتدا نمودم بلافاصله بعد از اتمام نماز به کتاب فروشی داخل مسجد رفتم کتاب زیبای تفسیر سوره (( المومنون )) او را که با خط زیبای نستعلیق نگارش یافته بود خریدم در ازدحام جمعیت غرق بود همه سئوال استخاره و عرض ارادتی می کردند رفیق ما که از ارداتمندان شیخ بود ما را معرفی نمود افتخار نصیب شد تا صورت چرکین بر انوار جسم خوش عطرش او بسایم و دستی از برای ارج گذاری عالم دینی با این عظمت روحی ببوسم دعایم کرد و کتاب را برای امضا تقدیم نمودم به خط زیبایش به عربی کسب توفیقات الهی برایم دعا نوشت امضا نمود . آن شب مست حضور در کنارش بودم سالها بود خاطره خوش صلات و جلای روح او را نقل می کنم  جالب اینکه  یک هفته پیش از آقای رشیدی دوست کرمانشاهی ام  حالش را پرسیدم چیزی از ناخوشی نگفت با هم کمی تعریف کردیم و آرزوی صلاتی دیگر در مسجد ی که پله می خورد تا به  تا به خدا نزدیک بشوی را نمودم  اما امروز در حال وب گردی مطلبی را خواندم که متاثرم ساخت و جز دعای به روح بلندش چاره ای نداشتم کاش نمار مغرب عشای امروزم کمی حال او را داشت تا برایش دعا و استمداد از جد بزرگوارش می نمودم  وای چه خلوصی داشت این مرد معنوی  کاش باز دستش را می بوسیدم  مفسر عالی قرآن استاد هنر خط و خوشنویسی مجتهدی گمنام در سهل کاری صدا وسیما در دیار مردان پاک باز کرمانشاهی آرام گرفت روحش شاد .

خبر همین بود  ساده ولی یک ضایعه برای مردم مسلمان ایران اسلامی  بود این ضایعه را به  محضر مبارک ولی عصر (عج) > مقام معظم رهبری و مردم شریف ایران تسلیت عرض می نمایم.

صبح امروز؛
علامه سيد‌مرتضي نجومي در كرمانشاه به رحمت ايزدي پيوست‌

 صبح امروز علامه شهير و نامدار كرمانشاه آيت‌الله سيد مرتضي نجومي دارفاني را وداع گفت.

 آيت‌الله سيدمرتضي نجومي، فرزند آيت‌الله آقاسيد محمدجواد نجومي در 23 جمادي‌الثاني 1346 هجري قمري برابر با 5 آذر 1307 هجري شمسي در كرمانشاه متولد شد. وي از نوادگان امام زين‌العابدين (ع) بود.
آيت‌الله نجومي، پس از گذراندن سال دوم دبيرستان، در سال 1322 تحصيل در مدرسه را رها كرد و به تحصيل دروس حوزوي پرداخت.
وي در دوران طلبگي از محضر اساتيدي همچون آقا ميرزاابراهيم پورمعتمد، حاج سيدمحمود معصومي لاري و حاج شيخ حسن حاج آخوند به تحصيل علوم ديني پايه پرداخت. سپس براي گذراندان پايه‌هاي بالاتر به عتبات عاليات عراق «كربلا و نجف» مهاجرت كرد كه در كتاب «كيمياي سعادت» با عنوان تعبير رويا و عزيمت به كوي دوست از اين اقدام ياد كرده است.
علامه نجومي مي‌نويسد: رفت و آمد علاقه‌مندان و همشهريان را به منزل والد و معاشر بيش از اندازه را بلايي براي ادامه تحصيل ديدم، لذا تصميم به عزيمت به عتبات مقدسه و انتقال به حوزه نجف اشرف گرفتم».
وي در سال 1369 هجري قمري به كسب درجه اجتهاد نائل آمد. در اين ايام، ايشان در درس خارج حضرات آيات آقاميرزا محمدباقر زنجاني، آقاميرزا عبدالهادي شيرازي، حاج آقا محسن حكيم و حاج سيدمحمود شاهرودي شركت و اولين اجازه اجتهاد را از دست آيت‌الله آقا ميرزا محمد باقر زنجاني دريافت كرد.
علامه نجومي در سال 1349 در پي اخراج ايرانيان مقيم عراق، توسط رژيم بعثي، به كرمانشاه بازگشت و امام جماعت مسجد نواب ـ كه از مساجد فعال و پر جمعيت شهر كرمانشاه است ـ شد.
آيت‌الله نجومي در مورد فعاليت‌هاي دوران انقلاب خويش چنين مي‌نويسد: «بعد از بازگشت از نجف اشرف تا شروع انقلاب مقدس اسلامي، ديگر مجال نوشتن كتابي يا استنساخي پيدا نشد و به كارهاي معمولي و وظايف مقرره روحانيت مشغول شديم. تا اوان انقلاب اسلامي كه جوانان عزيز و سر باخته، دستگاه تكثير و چاپ اعلاميه‌ها را مخفيانه به منزل ما آوردند، به طوري كه خود آقايان روحانيون محترمي كه كاملاً در جريان انقلاب بودند، نمي‌دانستند كه اعلاميه‌ها كجا تكثير مي‌شود. حتي گاهي جلسه آقايان علما در منزل ما بود و در همان وقت، جوانان عزيز در زيرزمين خانه مشغول تكثير و چاپ اعلاميه‌ها با انشاء اين حقير بودند.»
از آيت‌الله نجومي آثار خطي و رسالاتي با عناويني چون «رساله بعد معنوي هنر خط»، «رساله التصوير والتمثيل»، «رسالة الغناء»، «رساله النجاسه الخمر»، «تفسير سوره مؤمن» و رساله‌اي در تعظيم شعائر اسلامي به جا مانده است.
آيت‌الله نجومي از برترين‌هاي هنر خوشنويسي جهان بود. وي نزد خطاطان بزرگي همچون هاشم بغدادي و احمد نجفي به تمرين و ممارست پرداخت. وي در خط نسخ و ثلث، يگانه و بي‌همتا بود و در تذهيب و تشعير و جليد و گل‌ و‌ بوته سازي، آثار جاودانه‌اي پديد آورد.
در سال 1398 هجري قمري، مرحوم حاج ميرزااحمد معصومي زنجاني، اجازه‌اي عربي در عالم خط براي ايشان نوشت. آيت‌الله نجومي، لوح تقدير نخستين گردهمايي و جشنواره خوشنويسان جهان را از آن كرد و از چهره‌هاي ماندگار ايران در عالم هنر بود.
آيت‌الله نجومي در مورد ويژگي‌هاي هنري خود و خانواده‌اش مي‌نويسد: «در خاندان ما هنرهاي زيبا جايگاه ويژه‌اي دارد و هنرمند خوشنويس، نقاش و صحّاف زياد داشته‌ايم. مرحوم جدّم ميرزا اسماعيل، از خوشنويسان بسيار خوبي بودند كه انواع خطوط را بسيار استادانه مي‌نوشتند و آثار بسيار ارزشمندي در اين زمينه دارند كه همراه برادرش آقا ميرزا رضاي منجّم‌باشي از شاگردان ميرزا محمدعلي خوشنويس كرمانشاهي بوده‌اند».
علامه سيد‌مرتضي نجومي، صبح امروز در سن 81 سالگي دار فاني را وداع گفت.
پيكر آن علامه فرزانه، فردا سه‌شنبه بيست‌ و ششم آبان‌ماه از مقابل مدرسه علميه نواب كرمانشاه تشييع مي‌شود.

نگارش در تاريخ دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388 توسط شاهرخ احمدزاده |

 شهرام رضوي دوست و برادر ارجمندم که از طفولیت با هم در یک محله و همدل زندگی کردیم لیسانس علوم اجتماعی کارمند دادگستری و سابقه حضور دو دوره در شورای اسلامی شهر محمدیار را دارد  علاقه مندی ما به هم ذاتی و در خون مان است او زجر کشیده و دردمند و من نیز چون او دل به درد دارم  توانایی قلم فرسایی دارد ولی زمینه مهیا و پسند ندارد من نامردانه او را تنها در شهر محل سکونت خود سالهاست ولتنها گذاشتم  و حالا او با همان دقت و تعهد قلم به درد مردم  می نویسد . ضمن ارج گذاری به دغدغه های برادرم شهرام رضوی از خداوند عزتمندی در کنار خدمت صادقانه برای مردمان دردمند و محروم شهرم محمدیار را خواهانم  نامه سرگشاده وی به عنوان عضو شواری اسلامی شهر محمدیار به هفته نامه ارمغان آذربایجان که هفته گذشته چاپ گردید .

 

 

نردبان اين جهان ما ومني است
عاقبت اين نردبان افتادني است
لاجرم هر كس كه بالاتر نشست
استخوانش سخت تر خواهد شكست

چند صباحي است كه درنشريه ارزشي شهرمان «ارمغان آذربايجان» شاهد درج مطالبي در خصوص حل مشكلات شهرستان توسط اشخاص فردگرا بوده و آفت نوشتن عملكرد يك مجموعه به پاي خويش را تجربه مي نماييم و در اين ميان هاله اي از خيال توسعه را بر وجودمان حك وشعور مردم مان را ساده مي انگاريم و خود را منحصراً منجي توسعه شهرستان اعلام مي داريم و با درج گفتارها ومزين كردن سطح شهر با نوارهاي تبليغاتي سعي در وارونه جلوه دادن انقلاب صنعتي وعده داده شده بوده ومنحرف نمودن افكار عمومي را سياستي مناسب مي پنداريم ؛آنچه امروزه در سطح شهرستان جلوه مي‌نمايد بزرگنمايي مسائل به اصطلاح اقدام شده مي باشدكه به هيچ عنوان آيتم توسعه صنعتي محسوب نمي شود . نگاهي واقع بينانه حاكي از ركود در ساختار رو به رشد بوده در حالي كه اندك پيگيريهاي سابق را غير كيفي دانسته تا مسائل را عام پسند جلوه دهيم ، غافل ازآنكه سطح علمي مردم شهرستان نقده آنقدر بالاست كه عامل اساسي در انقلاب صنعتي را مشروط به ملزومات آن ازجمله پتانسيل مديريتي بالاي شهر دانند ، اگر كمي برمبناي بينش تجربي و علمي مديريتي به وضعيت موجود در ساختار ارتباطي امروزه شهرمان توجه نمائيم حاكي از گسترش فردگرايي درنظام ارتباطات اداري و عدم اشراف بر مجموعه مديريتي شهرستان به دليل ابزاري بودن تغييرات در ساختار موجودمديريت شهرستان در راه رسيدن به اهداف بلند پروازانه شخصي باشد كه اين شيوه با اهداف و اداره عملي برپايه شعار انقلاب صنعتي شهرستان مغايرت كامل دارد وبدليل استفاده از آزمون آزمايش تجربيات ناكارآمدي رادر پي داشته و نظام توسعه شهرستان رادر حال سكون معلق خواهد نمود گرچه شايد دراين ميان تصويري از پيشرفت متصور شود كه بي شك با نسيمي پرده از روي حباب خالي برداشته خواهد شد و دراين ميان نارواست در نقد عملكرد خويش فعالان اجتماعي شهرمان را ورشكستگان تجارت قدرت اعلام داريم ، در حالي كه تمام عمر خويش را در خاك سولدوز سپري كرده و با تمام كمبودها ونقايص خويش همواره تا سرحد توان شريك غم و شادي اين مردم بوده وهرگز مسافر دوران اين شهرستان نبوده ونخواهند بود ، به اميد آن روز كه فارغ از ما ومني وكبر درون دست در دست هم در راه شكوفايي خاكمان گام برداشته و عزت مردم مان را پاس بداريم.
اما آنچه باعث نوشتن مرقومه فوق گرديداظهارات برخي مسئولين و از جمله رئيس دفتر نماينده محترم مردم شهرستان در مجلس شوراي اسلامي مبني

 


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388 توسط شاهرخ احمدزاده |

پسرك  سرش را داخل ظرف زباله برده بود و با جديت  داشت آن را مي كاويد و با دست ديگرش گوني سنگيني را به دوش مي كشيد. خجالت كشيدم كه ظرف پلاستيكي آب را به سمت ظرف زباله بندازم.او كه سرش را بيرون كشيد ظرف را به سمت زباله دان پرتاب كردم ، چالاك آن را در هوا قاپيد . به سرعت از ذهنم گذشت:

حجم خالي از آب، چگونه مي تواند حجم خالي از نان را پر كند؟


ثقيلي  آمد    بالاي  دست   بزرگي نشست   ، بزرگي   ديگر فرمود  :  ايشان   را   چه  تفاوت    كند  بالا   يا  زير   ،(هر دو ) چراغند   .  چراغ   اگر    بالايي   طلبد ،  براي  خود   طلب نكند ، غرض   او  منفعت   ديگران    باشد   تا    آيا   ايشان  از   نور  او     حظ   يابند    و    اگر نه  ،   هرجا   كه  چراغ    باشد  خواه  زير ، خواه     بالا ، او   چراغ است.    
نگارش در تاريخ شنبه بیست و سوم آبان 1388 توسط شاهرخ احمدزاده |

روايت زيباي شهيد مطهري را در چند جا گفته ام كه تفسيرم از وضع مديران موجود بر اين نقل زيباي شهيد عارف را در اين نوشته نيز تقديم آگاهان بصير مي نمايم .

آيت اله شهيد مطهري در خاطراتش مي نويسد :

دوستي داشتم كه مرد نكته سنجي بود برايم مي گفت : وقتي بچه بودم خانه مان نزديك ريل قطار بود ، هر گاه قطار رد مي شد بچه ها با انواع سنگ به جان قطار مي افتادند و تا دور شدن قطار اين غول آهني را سنگ باران مي كردند . حال اين عده تا قطار مي ايستاد همگي مات و مبهوت عظمت او مي شدند و پلك نمي زدند و با احترام به عظمت او خيره مي ماندند .

متأسفانه قانون كلي ما ايرانيان همين است هر كسي و هر چيزي تا ساكن و راكد است مورد احترام و قابل تقدير و تجليل است اما همين كه راه افتاد و كاري انجام داد نه تنها كمكش  نمي كنيم بلكه باران سنگ كينه و توهين و افترا را بر سرش مي ريزيم .

اين نشانه هاي جامعه مرده است . چون جامعه پويا جامعه اي است كه به افراد متكلم بالحق ، متحرك و باخبر بيشتر احترام قائل است .

حال بدتر كه اين مدير بي خاصيت در مدت سلطه بر اموال عمومي ضمن اينكه با روحيه محافظه كاري و ترس از سنگ باران ، تكاني نمي خورد بلكه با رانت خواري براي خود و اطرافيانش شكوفائي مالي و اعتباري به بار مي آورد .

بعد از دوران مديريت ،  او ديگر وابستگي و دل بستگي به گذشته و مقام و منصب را ندارد دوست دارد در گوشه اي دنج شاه صيد خود را بخورد و جالب است آنهائي كه دل به تلاش و خدمت دارند را مسخره مي كند كه

 " ول كنيد ارزش نداره "  

قصد علت يابي را ندارم فقط اين حكايت براي اهل بصيرت به اندازه يك كتاب مفهوم داشت .  


نگارش در تاريخ پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388 توسط شاهرخ احمدزاده |
درباره وبلاگ

ش - احمدزاده

این نسخه فقط وفقط برای من پیچیده شده .من خیبری ام...اهل

نی و هور و آب ...خیبری ساکته... دود نداره ...سوز داره

--------------------------------------

می دانی چه زجری می کشد آن کس که انسان است و از احساس سرشار ؟

-----------------------------------------------

مي نگارم تا به تعبير فرزانه اي ، دلم را شعله ور ،شجاع و بي قرار نگه دارم. در دلم همه ي آشوب ها و تضاد ها و غم ها و شادي هاي زندگي را احساس مي كنم اما مي كوشم تا آنها را مطيع آهنگي برتر سازم ، برتر از آهنگ عقل ، و حماسي تر از آهنگ دل....



پست الکترونیک
موضوعات
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
پيوند ها
پيوند هاي روزانه


قالب وبلاگ