نوشتاری از احمد نقی زاده
آخرین بار سه ماه پیش دیدمش، بمناسبت انتشار آخرین اثر بیاد ماندنی اش (دستور زبان عشق) جلسه بزرگداشتی در محل شهر کتاب تهران ترتیب داده شده بود. عکس العمل وی به مقدمه گویی سرشار از مدح و تمجید اسماعیل امینی مجری برنامه این جمله بود : ((به من نگفته بودند مراسم بزرگداشت قرار است برگزار شود، مرا با عنوان جلسه نقد و بررسی دعوت کرده بودند تا از نظرات و نقدهای اساتید محترم مطلع شوم، نمی دانستم برای کوچکترها هم بزرگداشت میگیرند! ))
تواضع و فروتنی بیش از حد او که گاهی حتی نشانه غرور و خودپسندی وی تلقی می شد، از بارزترین خصوصیاتش بود، هیچگاه اهل مصاحبه و هیاهو نبود و هیچ صفحه ای هم در اینترنت برای دوستدارانش نداشت!
((قیصر)) کوچکترین نامی بود که میشد روی او گذاشت چرا که مجموعه ویژگیهایی که او داشت اگر تنها یکی یا چند تای آنها در شخص دیگری میبود، میتوانست از او شخصیتی قابل ستایش و پرآوازه بیافریند. هرچند که اشعار او در نوع خود بی نظیر بود و باب تازه ای در ادبیات منظوم ما گشود اما صرفا شعر ، موجب شناخته شدن وی نبود ، آنچه او را از دیگر هم پیشه گانش دوست داشتنی تر و متمایز میکرد چیزهای دیگری بود.
شاعر بی مدعا و بی توقع دوران ما، هیچ وقت برای نام و نان قلم نزد ، انسانی مستقل و منزه بود و نامش را هیچگاه به چپ و راست قرض نداد و قرض نگرفت، هرگز آلوده قمارهای سیاسی نشد و هرگز حرفی نزد و تصمیمی نگرفت که بعدا توبه کند! این بدان معنا نیست که نسبت به اوضاع اجتماعی و سیاسی پیرامونش بی نظر بود بلکه ترجیح میداد یک دردمند عملگرا باشد تا یک شاعر سیاسی! در عین حال همواره در گوشه گوشه زندگی فردی و اجتماعی اش و در مضامین اشعارش بوضوح میتوان مشاهده کرد، در واقع به اعتراف بسیاری از دوستانش، ((قیصر)) بیش از آنکه از نمادهای شعر انقلاب باشد از شعورهای انقلاب دفاع مقدس بود.
در یک دیدار حضوری یکبار به من گفت: (( از هیچ شعاری شعر در نمی آید چرا که در پس شعار، شعوری وجود ندارد!))
در همه سالها ( چه در زمان جنگ و چه دوران پرفراز و نشیب بعد از آن) با نجابت تمام شعر گفت و وقتی احساس کرد بزرگترها سرگرم کارهای دیگر شده اند سرش را با کوچکترها گرم کرد و شعر کودکانه سرود!
((قیصر)) سخت ترین و جدی ترین موضوعات اجتماعی و تغزلی را در سهل ترین شکل بیانی شعر کرد. نگاه او به اطراف نگاهی از روبرو بود نه از بالا. ذوق و قریحه او هیچگاه افول نکرد ، چنانچه حتی یک بیماری صعب و طاقت فرسا نیز او را به گواهی آخرین اثرش( دستور زبان عشق) دچار فرسایش نکرد و این امر همت و تلاش بالای او را به اثبات میرساند.
شعری از قیصر نبود که پشت آن تنها بازی زبانی شیرین نهفته باشد و بس، بلکه در شعرهای او همواره سنگینی معنا بوده که رسوب کرده و انتهای شعر او همواره مخاطب را به تامل همراه با لذت وا میدارد.
ساعد باقری میگوید: در طول این همه سالی که در رادیو شعر خوانده ام یک بار اتفاق نیفتاد که شعری از قیصر خوانده باشم و تقاضای تکرار پخش آن نشده باشد.
او در کلامش نیز همچنان که در شعرش، منطق داشت، قیصر یکبار در یک مراسم رسمی گفت: راستش بهترین شعرهای من آن شعرهایی است که هنوز نگفته ام و میخواهم اگر روزی روزگاری خواستن توانستن بود بگویم، پس صبر کنید تا آن روز از این غوره ها حلوا بسازیم.
آنچه امروز در غیبت قیصر احساس میشود بزرگ شدن ، بزرگی کردن و بزرگ ماندن شاعران و ادبای ماست، چنانچه محمد علی بهمنی از شاعران بزرگ معاصر ما در مراسم یادبود آن مرحوم گفت: قیصر به ما یاد داد که انسانهای بزرگ با نوع نگرش شان بزرگ می مانند نه با نوع نگارش شان .
و در خاتمه باید گفت که مرگ قیصر به نوعی تکلیف ادبیات عصر ما را روشن کرد، چرا که پیام ها و بیانیه های تسلیت بزرگان فرهنگی و سیاسی کشورمان علی الخصوص رهبر معظم انقلاب و ریاست محترم جمهوری نشان داد که میشود شاعری دردمند ماند و از طریقی غیر از روابط و رفاقت های رایج میان اهالی فرهنگ و سیاسیت امرار معاش کرد و در عین حال در میان هر دو جماعت یاد شده نیز تاثیرات شگرف گذارد و درس های اخلاقی آموزنده ای آموخت.
قیصر امین پور شاعر حلال زاده زمان خویش بود، خوب میدانست،بیشتر میخواند و کمتر مینمایاند!
صبر باید پدر پیر فلک را
تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید...
روحش شاد و راهش همواره جاودان باد!
اخيراً از سوي شبكه جهاني خبر مصاحبه اي با علي اكبر يساقي رئيس سازمان زندان ها در خصوص وضعيت زندان ها انجام پذيرفته كه متن كامل آن به شرح ذيل مي باشد:
|