حامد عطایی مدیر سایت تحلیلی و خبری آینا نیوز همچنان ناشیانه بر مجموعه تلاش های مسند دار اداره کل زندانها می تازد او مغبون میدان تکدر افکار عمومی خواهد بود هرچند با تکیه بر مافیای خبری استان به ادعای خود نه تنها منتقد مدیریت استان که برترین منبع اطلاع رسانی است
اگرچه اوبعد از جدایی ایدئولوژیکی از جبهه مدافعین استانداری و دولت نهم به نوعی از همه جا رانده در پی عقده گشایی از مجموعه امنیتی و تربیتی زندانها می باشد ولی با تکیه بر باد خبری منفعت طلبان حاشیه این سازمان تلاشگر در صدد مخدوش نمودن فعالیت های زندانهای است با قوت گرفتن فصل شایعات انتقالات سازمانی و اریکه نشینی 5 سال باقری وی نیز بر اسب مراد سوار و برای تلافی ذهن مغشوش خود هم شخصیت و منش باقری و هم اجرای سیستم عالی زندانبانی اسلامی مصوب سند چشم انداز توسعه ۲۰ساله را به بازیچه گرفته است ولی منابع خبری داخل سازمانی و اظهارات اخیر مدیرکل زندانها از قوام جبار باقری و تغییرات در پیکره مدیریت زندانهای استان و تبدیل چهره کهنه به جوانگرایی در اداره زندانها را می دهد اگرچه ابقا ریاست سازمان زندانهای کشور نیز در این تغییرات بی تاثیر نخواهد بود ولی فعلا خبری از گزینه بعدی برای مدیریت زندانهای استان نیست اخبار کذب مبنی بر حضور بازرسان ( علی اکبری و عسگری ) در استان و بررسی عملکرد مدیرکل زندانهای استان دلیلی بر واهی بودن شایعات مورد استناد این روزنامه نگار جوان ارومیه می باشد چرا که خبر حضور این دو عزیز در استان برای اجرای ارزیابی عملکرد حوزه های فرهنگی و آموزشی و فنی و حرفه ای و بهداشت و درمان و کلینک های مثلثی بود تا میزان آسیب های زندان بررسی گردد که به مدد تلاش های شبانه روزی کارکنان زندانها و درایت مدیریت این امر با تحسین بازرسان مواجه و به عنوان الگوی معرفی به سازمان ارائه گردید حال عناد حامد به چه سبب است باید گفت نوعی عقده گشایی از زمینه های ترک وی از مجموعه اداری زندان است .
عصر روز یکشنبه دو نفر بازرس ویژه کمیته کاهش آسیب ارومیه را برای ارائه گزارش به تهران با رضایت از عملکرد ترک نمودند در حالی که در این مدت کم تنها زندانهای شهر های ارومیه – مرکز اشتغال و حرفه آموزی و زندانای بوکان ومهاباد ارزیابی گردید که مدیر سایت آینا نیوز با اطمینان از حضور بازرسانی گفته که در پی کشف نقاط ضعف مدیریتی به ارومیه آمده اند حال این خدشه دار نمودن تا کجا خواهد بود باید وی جوابگو باشد ولی اصل در نقد مطبوعاتی با اذعان این روزنامه نگار جوان چالش حقیقیت خالی از حب و بغض است که در هیچ نوشته حامدعطایی نمودی ندارد و با بی اعتنایی باقری به مهملات این سایت دلیلی بر ادعا می تواند داشته باشد . ولی نمی توان سوختن خود به کبریت بازی بچه گانه را دید و اخطار نداد ونویسنده مطالب موهن نیز با فعالیت چندین ساله در زندان این تلاش ها را دیده و می داند مورد غضب دوستانی است که خالصانه همت مردانه به اصلاح امورمی گمارند .
در هفته های پیش که به احساس ضرورت در مسیر مناظره با حامد بر آمدم پیامک ها تماس ها و ایمیل های حاکی از تهدید و تحسین دریافت نمودم گروهی به خوش خدمتی ((همانند حامد )) و گروهی بر بیان حقایق مورد خطاب قرار دادند که در جواب گروه اول تجارب تلخ خدمت خالصانه به سازمان را شاهد میدهم که هنوز سرمان بی کلاه است و هر جا امر سخت و نیاز هست بی ادعای حتی ابلاغ انجام وظیفه نموده و خیلی دیوانه ام خواندند آری دیوانه ای با مرض حب الوطن و ایمان به کار که عقل حسابگر ندارد و نصیحت قبول نمی کند و در مقابل پشنهادات جدی بسیار برای تغییر سازمانی در دو هفته پیش در جواب کسانی که بر ثبات من شک داشتند عنوان نمودم می مانم و بر حق خود می رسم تا اعتقادم را برای اصلاح احسن امورات زندانیان به انجام برسان با حضور باقری یا بدون حضور که هرچه بر سر مان آمده از لبیک خدمتی بی توقع برای جلب رضایت خدا بوده و به گروه دوم که قصد درج ایمیل رسیده از کارکنان زندانهای استان آذربایجان شرقی را دارم که سابقا آقای باقری مدیرکل آن مجموعه بوده است عنوان می کنم قصد مدح کور کورانه اقای باقری و عوامل زیر ربط راندارم که تنها امورمان به دست خدا و ولایت برحقه فقیه است و باقری نیز متوسلی بر درگاه خدا و بنده ای خدمتکار که نقد عادلانه می تابد و نقاد منصف می ستاید و این صفحه در دنیای مجازی نه وسیله آب و نان که محمل دل نوشته های من است که در مجال های قبلی به قول مدیر سایت آینا نیوز ( در دفاع از مدیرکل ...) تنها دفاع از عملکردخالصانه زندانبانان بیچاره بود که با همه مشکلات ذاتی کار و استرس های محیط پر مشقت و مشکلات عارض بر کار نگهداری زندانیان آنها را مظلومانه نظاره گر بسیاری از تبعیض ها نموده است و تغییر چهره زندان و روش مدیریتی القا مدیریتی باقری و همت دوستان بوده است که منکری بر آن نیست.
با این مقدمه در جهت تنویر افکار عمومی و حسب در خواست این دوست نشناخته تبریزی در صدد درج مطالب ارسالی وی در ذیل می باشم که تقدیم حضور خوانندگان و بلاگ برگ زیتون می نمایم ...
آنگاه که جبار باقری رفت !

زمانیکه از طریق آزمون در زندانهای آذربایجانشرقی استخدام شدم یکسال از حضور جبارباقری در اداره کل زندانهای استان بعنوان مدیرکل می گذشت . عدم شناخت از زندانها و ناآشنایی با وظایف و رسالت سازمانی حالتی از ماندن و رفتن را در وجودم خلق کرده بود . ساختمانهای فرسوده ،کادر پا به سن گذاشته ، شیوه سنتی انجام کارها از جمله ویژگیهای بارز آن زمان بود اما هر روز دیواری فرو می ریخت و دیوار و ساختمان جدیدی سر بر می افراشت سیستم مدیریتی به سرعت مکانیزه می شد سیل جذب نیروهای تحصیلکرده با انگیزه و بخصوص متعهد کدرهای عقب ماندگی را کنار می زد و هر روز خلاقیتی نوع در مجموعه های زندان ها بوقوع می پیوست . کارکنان قدیمی بسرعت روی به ادامه تحصیل اوردند و الان بعد از چندسال اغلب آن کارکنان دارای تحصیلات عالیه هستند و این نبود جز حمایت معنوی و مادی جبار باقری بندهای های مرطوب و نم آلود و تنگ جای خود را به اطاقهای روشن و دارای امکانات مناسب و شایسته انسان ها داد . برنامه های فرهنگی تربیتی جزو وظایف لاینفک ادارات مربوطه شده بود . ارتباطات با مراکز دانشگاهی در بهترین شرایط ممکن قرار گرفت برای اولین بار در سطح زندانهای کشور و حتی سایر ادارات استانی زندانهای استان شاهد برگزاری دوره اموزشی مدیریت جامع کیفیت برای کارکنان استان بود . در همایش کشوری مدیریت جامع کیفیت که با حضور صدها استاد دانشگاه ، پزشک ،مسئولین کشوری و استانی برگزار گردید حضار بعد از سخنرانی جبار باقری که در رابطه با زندان و زندانی بود ده دقیقه کف زدند و ابراز خوشحالی کردند . دفتر جبارباقری روزانه شاهد حضور صدها نفر مراجعه کننده اعم از خانواده مددجویان ،مسئولین شهر و مردم عادی بود عده ای برای رسیدگی برای وضعیت زندانی خود، عده ای برای کمک به زندانیان و بعضی برای تحقیق و همکاری علمی حضور می یافتند . یادم می آید روزی به ایشان بخاطر صحبت و گفتگوی دوساعته اش با یک معتاد اعتراض کردم ولی او در جوابم به آرامی گفت : که او معتاد از مادر متولد نشده بود ! رفتار جبارباقری با کارکنان تحت امرش رابطه مریدی و مرادی بود و بس عاطفی ، اما هیچوقت او به کسی اجازه سواستفاده نمیداد برای او در درجه اول انجام درست کار بود کارمندان با تلاش سنجیده می شدند نه با چاپلوسی . بنابراین شو ر و اشتیاق و احساس اعتماد بنفس در کارکنان شکل گرفته بود . باقری در استان به کسی باج نمیداد اقبال مسئولین و مردم عادی شهر به عملکرد جبارباقری که از زبان کارکنان و زندانیان و خانواده آنان در شهر درز می کرد حس حسادت و عقده عده ای کوتاه فکر را شعله ور کرد تا علیه او به شایعه پراکنی و بدخواهی برخیزند اما عظمت و عزت نفس جبارباقری همشان را خوار و رسوا کرد . جبار باقری در حالی از تبریز می رفت که زندانهای فرسوده و دور از شان انسانها را به محلهای زیبا و با صفا و تربیتی تبدیل کرده بود . بندهای زندان به کاشیهای ممتاز و با رنگهای دلنشین مفروش گردیده بود در حالیکه کف اطاق باقری از موزاییک بود او می گفت تا زمانیکه زندانی بدون تخت و کف خواب داشته باشم دستی بر اطاق کار خود نخواهم کشید و آن را بازسازی نخواهم کرد . او از امکانات اداره هیچ بنفع خود بهره برداری نکرد بلکه اطاق کنفرانس او هرهفته سه شنبه به محلی برای تحویل برنج و مرغ و نوشت افزار به خانواده زندانیان که از پول شخصی باقری تهیه می شد تبدیل شده بود که در کیسه های پلاستیکی و بصورتی که فرد بعداز تحویل از در دیگر اطاق که دیگر کسی را نمی دید و کسی او را نمی دید خارج می شد . یادم میاید روزی فرزندان جبارباقری که یکی مهدکودک و دیگری کلاس سوم ابتدایی درس می خواندند در اداره بودند از صبحانه ای که خودمان از بیرون تهیه کرده بودیم تعارف کردیم جوابشان این بود که : اینها از حق زندانی ها هستند ما نمیتوانیم بخوریم . جبارباقری کارکنان فقیر زندانهای استان را به انسانهای شاداب و دارای ثروت تبدیل کرد وی با تهیه زمین به پرسنل که تنها با زحمتهای او امکان پذیر شد سالهای سال آنها را بیمه کرد . وی در مدت حضور سه یا چهار ساله خود در آذربایجانشرقی پروژه های زیادی را اجرا کرد که از جمله اردوگاه کاردرمانی استان ،زندان جدید مرند با چهل درصد پیشرفت کاری، پروژه کانون اصلاح و تربیت ، بازسازی کلی زندان تبریز و ایجاد مراکز فرهنگی و اموزشی درون آن و نیز راه اندازی مرکز مراقبت بعد از خروج زندانیان و مرکز آموزشی که امروز صدها دانشجو دارد از جمله آنها می باشد . زمانی که جبارباقری تودیع می شد سالن اجتماعات پتروشیمی تبریز که در استان برای برگزاری مراسم های بزرگ استفاده می شود مملو بود از مردم عادی ، خانواده شهدا که رسما با اهدا هدیه از او تشکر کردند و نیز مسئولین استانی و شهری و تشکیلات قضائی . و بدرقه راهش اشکهای فراق همکاران زندانها و صدالبته دعای خیر هزاران انسانی بود که طعم شیرین محبت و انسانیت را دروجود باقری یافته بودند. اما آنچه مرا وادار کرد این مطالب اندک را که قطعا در مقابل شایستگیهای جبارباقری خیلی ناچیز است بنگارم نوشته ای بود از یک فرد که انصاف را پاس نداشته بود و حرمت قلم را شکسته بود باشد که او هم حقیقت را دریابد . انشاالله
همکاری از اداره کل زندانهای آ- شرقی
رئیسی که می خواست فیلسوف و ادیب باشد

علی اکبر یساقی 5 سال است که سکاندار یکی از حساس ترین سازمان های کشور با مشکلات خاص خود می باشد رئیس سازمان زندانهای کشور دارای تحصیلات حوزوی و دارای سابقه قضایی و مدیریتی که قبل از تصدی گری ریاست سازمان و قبل از تقسیمات استان خراسان ریاست کل دادگستری استان خراسان بزرگ را داشت و بعد از اقای سید مرتضی بختیاری استاندار فعلی نصف جهان ( اصفهان ) با جدیت در صدد اجرای اهداف عالیه نظام بخصوص اجرای سند توسعه در افق بیست ساله توسعه نظام شد وی که از مسئولان نزدیک به حضرت آیت الله هاشمی شاهرودی می باشد بدون کمترین اطاله وقت بعد از ابراز هرگونه بیانات ریاست معزز قوه قضائیه در جلسات هفتگی شورای عالی قضایی و جلسات دیگر در جهت اجرای آن با توان دستوراتی را صادر می کند که القا فشار اجرایی با توجه به شناخت مدیران کل و ستادی از روحیات مصمم و سازش ناپذیر وی اجرایی آنها را با سرعت مضاعف می کند .
علی اکبر یساقی که از خانواده مذهبی و دارای سابقه انقلابی و جز خادمین دربار حضرت ثامن الحجج (ع) می باشد ارادتی خاص به سیره ائمه اطهار (ع) و علما و فرماندهان شجاع جنگ تحمیلی دارد که در اکثر سخنرانی های خود با توجه به نوع مدیریت زندانها و کنترل بحران ها و علاقه به حضور روسای زندانها در قلب امورات اجرایی روزمره تشبیهاتی از نوع مدیریت های جنگ اشاره می کند .
رئیس سازمان زندانهای کشور اجرای پروژه های زیرساختی سازمان در جهت تحول همه جانبه را در حالی آغاز نمود که مشکلات اعتباری مالی حوزه های استان های محروم دامنگیر فعالیت شده بودو تخصیصی استانی متناسب سطح توقعات رئیس سازمان و حرکت پیشروانه نبود ولی اصرار برای اجرا رنج مضاعف مدیران میانی را بیشتر نمود به نحوی که تغییر چهره زندانها و تحول منش زندانبانی سرعت بیشتر و در عین حال استهلاک روحی و جسمی نیروها بیشتر و امنیت شغلی کمتر نمود داشت ولی حرکت رو به جلو باید ایستایی نداشته باشد تا نگاه تیز و کارشناسی یساقی بر اجرای ده اولویت سازمان زندانها ( کاهش ورودی یا تقلیل جمعیت کیفری – کاهش آسیب های زندان – جلو گیری از ورد مواد مخدر – گسترش صنعت انفور ماتیک ) از آن میان است که سازمان زندانها را در اجرا مصمم و در حین اجرا سیستم مترقی می پندارند و اینگونه نیز حرکت شروع شده که آیت الله هاشمی شاهرودی در اول پذیرش مسئولیت اداره بر ویرانه دستگاه قضایی به سازمان زندانها هم نظری نیک نداشته و این سازمان را نیز در جمع مسئولین قضایی به سو عملکرد متهم نمودند و حال بعد از چند ین سال در میان هجمه تهمت های عارض بر سازمان این مجموعه را در دنیا بی نظیر عنوان می کند ...
قصد معرفی شخصیت رئیس سازمان زندانهای بود که با توجه به حدت تندی اخلاق که خود نیز برآن صحه می گذارد و منش خاص مدیریتی که خود باز آن را متفاوت تر از بزرگواران روسای قبلی می داند ولی بر نکته مطمئنم و با توجه به حضور و برخورد با وی در دوره هشت ماهه پذیرش مدیریت زندانهای کشور که اینجانب علیرغم نفر اول بودن بر اخلاق وی آشنا تر بودم وقتی طی تماس تلفنی احدی از کارکنا دفتر که در مقابل آفت گزارش نویسی سو کارکنان زندان سلماس در مدت ۸ماه مدیریت زندان سلماس دفاعیه از خود بنویسم و چون بر خود و عملکرد خود به درجه عالی مطمئن بودم در 12 خط موارد را دروغ محض و خود را آماده پاسخگویی و بازرسی در هر ساعت شبانه روز اعلام نمودم که بعد از 15 دقیق از ارسال فاکس دفاعیه اینجانب نامه من با شرح زیبای رئیس سازمان در هامش آن دریافت نمودم که هم خاطره زیبا و یادگاری جالب و سند تلاش من بود که به حسن نظر الهی بی انکه کسی به بازرسی آمده باشد دریافت نمودم و تا به امروز کمتر کسی را مطلع نمودم و آن را لطف خدا در مقابل زحمات شبانه روزی خود میدانم که متاسفانه از دید و نظر مسئولین مستقیم امر بی توجه گذشت ( تصویر مرقومه آقای یساقی در ذیل نامه من )
کتمان یک نوشته !؟
بسمه تعالی
از برادر عزیزم جناب احمدزاده سپاسگذارم خلوص و قاطعیت ایشان در پافشاری بر ادعایشان ستودنی است سربلند و استوار باشند - یساقی - ۲۳/۸/۸۵
با اینکه این روزها تب تغییرات سازمان ها شدت گرفته است و زمان ابقا و یا تغییر یساقی نیز فرا رسیده و تب شایعات حدت دارد و لی بی هیچ بهانه به این رئیس سازمان زندانها علاقه مندم اگر چه سطح توقعات وی توان فرساست ولی ظرفیت های زندانها هم بالاو کمبودها هم بیشتر است و درد رئیس سازمان زندانها نیز عمیق تر تا به اعتلای زندانها و حفظ عزت اسلامی برسد
وی در جواب مصاحبه خبرنگار مجله ایران پاک که گفته بود اگر رئیس سازمان زندانها نمی شدید چکاره می شدید ؟ گفت شاعر یا فیلسوف یا ادیب می شدم و این توانایی ذاتی من بود )) حال نگرش رئیس سازمان زندانها فیلسوفانه و تحت حمایت فقه عالی عالم فرزانه اسلام حضرت آیت الله هاشمی شاهرودی است برای همین در مدت مسئولیت هیچ دستورالعمل قضایی صادر ننموده و هر کدام از پیشنهادتش که در نوع خود بی نظیر بوده ( تغییر آئین نامه زندانها – اشتغال صددرصد زندانیان محکوم – عدم پذیرش معتادان د زندانها و ...) نگاه اجتماعی و فرهنگی به مقوله جرایم داشته و بهبودی وضعیت زندانها و اعلام مدعا گونه بازگشت سعادتمندانه را بیشتر نموده است
به امید بهروزی و کامیابی فرزندان صدیق اسلام که دغدغه اعتلای ایران اسلامی را دارند .
مجموعه فعالیت ها و اقدامات سازمان زندان ها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور
رئیس قوه قضائیه در کردستان : زندانهای ایران در دنیا بی نظیر است
** در چند سال اخیر توسط رئیس سازمان زندانها تحولاتی بسیار عظیم در زندانهای كشور ایجاد شده است * روسای قوه قضائیه مالزی و اندونزی از برنامه های مترقی زندانهای ایران متعجب بودند * وضعیت زندانهای ما بسیار مطلوب است * اگر دستاوردهای قضایی درست تبیین گردد عظمت نظام مشخص می شود * حبس زدایی و كاهش جمعیت كیفری از دغدغه های مهم امروز دنیاست
خانواده آسمانی
در تقسیم بندی احوالات دنیوی حسب منش خانوادگی باید درد و تحمل رنج به ما می رسید و شکر خدا که سپاس مندی خود را به درگاه احدیت که لیاقت رویاروی با حوائج نیازمندان را نصیب ما نمود و نعمتی بس ارزشمند می باشد این تنها محتص من به شرایط کاری نیست همسرم در مجموعه دیگر به جهت همین روحیه اوقات فراغت و تعطیل را هم باید در منزل پرونده بنویسد که کار مردم فردا زود تر راه بیافتد به قول خودش فقط خدا می داند ...
دریا مهربانترین مائده آسمانی دخترک من که هفته گذشته به حاطر کسالت بعد از حضور در نزد پزشک خانواده باید ا و را به نزد یک روان شناس می بردیم و روان شناس هم بعد از یک ساعت مشاوره برایمان گفت هم هوش و هم عاطفه بالا او را حساس و در سن و سال خود اسیب پذیر نموده غم همه را به دل دارد مادر بزرگ پیر من و مادرش تا مادر بزرگ خودش و حتی غم پدر بزرگی که ندیده تا خستگی پدر و غم کودکان زندانیان باید مواظبش باشیم این فرشته تمام زندگی من است همین چند روز پیش که ۳۰/۱ با مداد به منزل اومدم هنوز منتظر من بود با شربت و غذای شامی که مانده بود تا ۳۰/۲ هم صحبت و سنگ صبور من خسته و التیام دردهایم ...تعجبی نیست اگر نصیب من رنجوری رنج دیدگان است من در خانه دو مائده آسمانی دارم که قوت قلب من هستند و این الطاف خداوند مهربان بر من حقیر است ...
چند روز پیس که دیر وقت خانه آمدم در مقابل من ایستاد و گفت بگو چند بچه را آزاد کردی و چند تا پدر رفتند حونه شون تا امشب با بچه هاشون بحوابند با کلمه زیاد من فرشته من راضی شد بعد از سام نقاشی را کشید و به من داد تا ببرم تو بخش کودکان همراه مادر زندانی که برایش تعریف کردم به دیوار بزنم این احسان این فرشته بود دریای من صبح نگران بود باز از یادم برود صبح تذکر می داد گفتم این چیه گقت این خونه و این قلب منه ! که میذم به بچه ها ...شما بگید من دریا ندارم من لطف خدا دارم ...

با این اوصاف قابل توجه مسئول پرمدعایی که در جمع می گفت بچه من خجالت می کشد در جمع دوستانش بگوید پدر من در زندان حدمت می کند ... ولی دختر من مددکار پدر مددکارش است و این شکر خدا دارد...
چند روز یش تو حیاط دادسرا خانمی را دستبند زده بودند میاوردند زندان مامور انتظامی بالای سرش وایستاده بود داشت به مکالمه اش با تلفن عمومی جلوی درب ورودی داسرا گوش می کرد من آروم اومدم کنارش داشتد به بچه هاش سفارش می کرد حرف هانیه دختر بزرگش گوش کنند موقع خواب پشت در ببندند و به غریبه در باز نکنند شیر گاز باز نکنند مواظب باشند و.... سرباز انتظامی هم هی می گفت تموم کن حانم ! و اون با حال نزار که کمتر کسی دید و فهمید نادم و مانده از عملی که ندانستم چیست راهی زندان شد و در این آشفته بازار بچه ها را به امید گرگ ها رها کرد خدا میداند چه خواهدشد کسی حامی و یاور نیست کدام دست کدام برنامه کدام ....
تو خونه تعریف کردم دریا رفت به فکر خانم اشاره چشم کرد دریا را ببین چشم ها داشت نمناک می شد به بازی گرفتم شب خانم گفت تر خدا پیش دریا از این حرفها نزن من گفتم من دختر بی دردبی عار نمی خواهم باید بدونه چی می گذره شاید بی انصافی من باشه
ولی فردا اون روز که مهمونی میومدیم شب تو ماشین آتش زد بابا بچه های اون زنه که رفت زندان الان کجا هستند ؟ حانم سرش تکون داد و من به دروغ گفتم آزاد شد رفت میدونی چی گقت نفس کشید و گفت آخی ....
من صاحب عظمت خدا هستم و شاکرم ....
...(...)
تقدیم به آنهایی که امروز سر تقسیم مقام دنیا سوهان بر روح و فکرم کشیدند و بچه ام خواند ...!!!
حاج کاظم: این نسخه فقط وفقط برای من پیچیده شده .من خیبری ام...اهل
نی و هور و آب ...خیبری ساکته... دود نداره ...سوز داره
[ آژانس شيشهاي - ابراهيم حاتميكيا ]
|