تبليغاتX
(برگ زیتون)
 

 

 

(برگ زیتون)


تا زمانی که برگ زیتون بر منقار خونین کبوترهاست آرامش نزدیک واری حس نخواهد شد

 

bullet انتفاضه كفش

رمي جمرات

رمي جمرات

 

زیدی با پرتاب کفش‌هایش یکی پس از دیگری به سوی بوش فریضه رمی جمرات را به یاد‌ها آورد و به روشنی نماد شیطان واقعی این زمانه را هدف قرار داد. و به یادمان آورد که معمار بزرگ انقلاب اسلامی امام خیمنی (ره) فرمودند : "آمریکا شیطان بزرگ است".

بر خود باليديم كه شيعه هستيم آنگونه كه آموزه هاي شيعي زيدي را پرورش به جرات داد در ميان هزاران مدعي خوارجي در عراقي كه از زمان پياده شدن جنود شيطان بر خاك آن علاوه بر هتك حرمتها و غصب اموال ۵ ميليون كودك يتيم نيز در آن به اميد روزهاي تار پرورش مي يابند پرورش در مدارس آمريكايي

اگر زيدي پرورش يافته مكتب الحسيني در كنار معلم شجاع خود مقتدي صدر است آيا از سيطره استعمارآمريكاييها باز زيدي ها متولد خواهند شد ؟

به شيعه بودن خود و درس هاي عزت وآزادگي مولايمان حسين ابن ابيطالب (ع) فخر كرديم ...

كاش همه ياد مي گرفتند چون شيعه علي (ع) لنگه كفششان هم آبرويشان باشد ...

به ياد سخن گوهر بار سيد مظلوم در بند شمر زمان(امام موسي صدر ) مي افتم كه در نامه اي به يكي از دوستان خود اينگونه مي نگارد .

(( ما نه پيرو هيتلر نه تابع گاندي هستيم ما پيرو محض ولايت محمد (ص) و علي و حسينيم (ع) ))

و چ لذتي دارد اين تابعيت اگر شهامت طغيان برابر طاغوتهاي زمانه را خدا با تبلور ايمان و عشق منتظران مهدويت (عج)در جانمان بريزد

كاش ........!اى كاش زمان، به عقب برگردد و در حجة الوداع در كنار پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) حاضر شود و در روز غدير، با مولايش اميرالمومنين علي(عليه السلام) دست بيعت دهد و به حضرت، عيد ولايتش را تبريك بگويد.
اى كاش اميرالمؤمنين(عليه السلام) اكنون زنده بود، و هر ساله در روز غدير به حضورش شرفياب مى‏شديم و با او تجديد بيعت مى‏كرديم و بار ديگر به او تهنيت مى‏گفتيم.
آخر شيعه دلش براي اميرالمومنين مي‌تپد. نام علي(عليه السلام) به روح شيعه طراوت مي‌بخشد و به جانش نشاط . شيعه افتخارش بر اين اينست كه امام و مقتدايش عليست .

بياييم و به حق شيعه باشيم و دست بيعت بسوي مولا و سرورمان اميرالمومنين دراز كنيم. چرا كه بيعتي همانند بيعت سلمان، ‌ابوذر،‌ مقداد و مالك نياز است كه تا پاي جان در كنار مولايمان بمانيم.
نكند بيعت با علي را فراموش كنيم و به اصحاب سقيفه بپيونديم!!!
نكند بيعتمان همانند طلحه و زبير به طمع حكمراني بر جايي باشد!!!


 


امام جمعه ارومیه:خبرنگار عراقي از افتخارات جهان تشيع است ....

نماز جمعه این هفته ارومیه با شکوه خاصی در مصلی امام خمینی(ره) ارومیه به امامت حضرت آیت الله حاج شیخ غلامرضا حسنی (دامت برکاته )برگزار شد.

آیت الله غلامرضا حسني امروز در خطبه نماز جمعه اين هفته ارومیه افزود: پرتاب كفش از سوي خبرنگار عراقي به طرف رئيس جمهور آمريكا در كنفرانس خبري بغداد نشان خشم و نفرت ملت عراق از اشغالگري ملت آمريكا است.
امام جمعه ارومیه با تقدير و قدرداني از خبرنگار عراقي تصريح كرد: اين اقدام علامتي آشكار از نفرت مردم عراق از رئيس جمهور آمريكا را نمايان كرد چه بسا اين نفرت خواست مردم عراق نيست و علاوه بر كشورهاي اسلامي توطئه‌هاي اين شيطان بزرگ براي جهانيان هم به اثبات رسيده است.
ایت الله حسني اذعان كرد: پرورش يافتگان مكتب تشيع در برابر ظلم و ستم ستمگران سكوت نخواهد كرد و تا نابودي آنها مبارزه خواهند كرد.
وي در بخش ديگري از سخنان خود بر حضور پرشور مردم در نماز جمعه تاكيد و تصريح كرد: مسلمانان بايد حضور بي‌ريا در صفوف دشمن شكن نماز جمعه را در اولويت قرار دهند و از معنويات اين مراسم پرفيض بهره‌مند شوند.

شعر «عليرضا قزوه» درباره پرتاب لنگه كفش به سمت «جرج بوش»


آيت‌الله جنتي در خطبه‌هاي نماز جمعه تهران:
نبايد از انتفاضه «كفش» به سادگي بگذريم

خبرگزاري فارس: امام جمعه موقت تهران با تأكيد بر اين‌كه نبايد از انتفاضه كفش به سادگي بگذريم، گفت: مردم بايد از اين خبرنگار حمايت كنند تا آمريكايي‌ها او را در زندان بيشتر از اين شكنجه و آزار ندهند.


گزارش تصويري مرتبط

-------------------------------

 


لينك هاي مرتبط :

* برادر خبرنگار عراقي: منتظر الزيدي از شيعيان دوستدار ايران است

* الزيدي از شيعيان غيور عراق است

* گزارش تصويري/ انعكاس حركت ضدآمريكايي منتظر الزيدي، خبرنگار عراقي در مطبوعات جهان

* گزارش تصویری/ انعکاس حرکت ضدآمریکایی منتظر الزیدی، خبرنگار عراقی در مطبوعات جهان

* گزارش تصویری/ انعکاس حرکت ضدآمریکایی منتظر الزیدی، خبرنگار عراقی در مطبوعات جهان-3

* گزارش تصويري/ تظاهرات مردم عراق در حمايت از اقدام خبرنگار عراقي عليه بوش

* گزارش تصويري/ تجمع انجمن صنفي روزنامه نگاران لبنان براي حمايت از خبرنگار عراقي

* گزارش تصويري/ حمايت مردم پاكستان از خبرنگار عراقي


  نویسنده: شاهرخ احمدزاده ׀ تاریخ: جمعه بیست و نهم آذر 1387 ׀ موضوع: سیاسی ׀

bullet وجدان های بیدار خبر از کودکان نوار غزه دارید ؟

 

کودک فلسطینی با شمع مذاب روی دستش نوشت: غزه را نجات دهید!

غزه و کودکی

غزه

۱/ این خبر را بخوانید
به گزارش خبرگزارى ها، از پنج ماه پیش تاکنون تنها ۱۰ تا ۱۵درصد از مواد مورد نیاز ساکنان نوار غزه از طریق معابر و گذرگاه ها وارد این منطقه شده و این در حالى است که از ۲۰روز پیش نیز حتى این مقدار هم اجازه ورود به نوار غزه را پیدا نکرده است. وزارت بهداشت فلسطین در این رابطه اعلام کرد: زندگى صدها بیمار فلسطینى ساکن نوار غزه به ویژه ۱۸۰کودک بیمار در بخش هاى مراقبت ویژه به خطر افتاده است و بر اثر از کارافتادن دستگاه هاى تنفس، مرگ، آنها را تهدید مى کند. علاوه بر این ۶۰درصد آمبولانس ها نیز فعالیت خود را متوقف کرده اند. محاصره غزه همچنین زندگى افراد سالم در این منطقه را نیز تهدید مى کند چرا که بنابر اعلام رئیس سازمان آب غزه بر اثر قطع برق دستگاه هاى تصفیه آب از کار افتاده اند و انتظار مى رود مناطق مختلف غزه مملو از آب فاضلاب ها و آب هاى آلوده شوند. ۵۰ واحد نانوایى نیز به دلیل نرسیدن سوخت و آرد گندم تعطیل شده اند و مردم گرسنه مى خوابند. کمیته مردمى مبارزه با محاصره نوار غزه در گزارشى اعلام کرده است: خسارت هاى مستقیم ناشى از محاصره غزه که از دو سال پیش آغاز شده بالغ بر ۸۵۰ میلیون دلار است. بر اثر محاصره همچنین، ۱۴۰هزار نفر کار خود را از دست داده اند. در این مدت میانگین بیکارى نیز به ۶۵درصد رسیده است. ۶۰درصد از کودکان غزه از سوءتغذیه و کم خونى رنج مى برند و بیش از یک سوم قربانیان ناشى از محاصره را تشکیل مى دهند.

محاصره نوار غزه از ۵ ماه پیش شروع شده و ما آنقدر مشغول فرعیات هستیم که تا در غزه فاجعه انسانی رخ ندهد به خودمان تکانی نمی دهیم .

 فاجعه نوار غزه صحنه و عرصه امتحانی است برای کسانیکه فریاد انسان دوستی و حقوق بشرشان گوش فلک را کر کرده ، آنهایی که از حقوق یک لواط کار نمی گذرند و در اندیشه تحول! عظیم در کشورند و یک امتحان دیگر برای کشورهای مدعی حقوق بشر ، گرچه آنها از خیلی وقت پیش امتحانشان را پس داده و رفوزه شده اند ولی بعضی از عوامل وطنی شان هنوزم آنها را قبله آمال خود می پندارند و باز هم امتحان برای کسانیکه برای یک موضوع کوچک و بی اهمیت مقاله ها نوشته و قلم فرسایی می کنند ولی در برابر فجایع انسانی همچون غزه سکوت مرگبار گریبانشان را گرفته است .

 فاجعه نوار غزه اسباب رسوایی هم هست . رسوایی مدعیان دروغین شاءن و منزلت انسانها چه کشورهای غربی و چه دلباختگان داخلی شان و همینطور رسوا کننده کشورهای عربی که داعیه رهبری جهان عرب حتی جهان اسلام! را دارند .

 مردم فلسطین بیش از ۶۰ سال در اسارت رژیم صهیونیستی بوده و هستند . تنها در دهه اخیر با اتکا به خود و شناخت و باور داشته هایشان توانستند در برابر این رژیم سفاک ایستادگی کنند که ثمره مقاومتشان دولت مردمی فلسطین است ولی باز هم بعضی ها توی فلسطین چشم به راه کمکهای دولتهای عربی هستند .
در این ۵ دهه که منتظر عنایات دولتهای عربی بودند چه چیزی نصیبشان شده؟ مردم فلسطین باید روی پای خود بایستند و به سران عربی همچون ملک عبدالله و حسنی مبارک امیدوار نباشند که آنها همانند اسلاف خود ملت فلسطین و حتی جهان اسلام را به بهایی اندک فروخته و خواهند فروخت . برای آنها رضایت بوش مهمتر از ناله و فریاد زنان و کودکان غزه ای است .

دوم : وهابيون را که مي شناسيد مي گويند که خيلي دلشان به حال اسلام مي سوزد و مخصوصا زائران ايراني را که به مکه و مدينه مي روند و مي خواهند قبر مطهر حضرت رسول ص و ائمه بقيع را زيارت کنند مشرک خطاب مي کنند و مي گويند خدا " بشر" را خلق کرده است و فقط بايد او را پرستيد . همينها همزمان با محاصره غزه با ايادي صهيونيست سر يک سفره نشستند و احتمالا محور مذاکرات " مسائل مهم حقوق بشر در جهان " بود!

سوم :

پیامبراعظم (ص) روزی به اصحابش فرمود: کسی که سیر بخوابد و همسایه‏اش گرسنه باشد به خدا و روز قیامت ایمان ندارد.
 
 
مقامات حکومت مصر باید بدانند که فاجعه غزه اگر از هر طریق یا فرمولی هم که حل شود، تاریخ به درستی و بی رحمانه خواهد نوشت: "دولت مصر و اسراییل به طور مشترک مبادی شهرغزه را بستند و باعث خلق تراژدی انسانی در ابعاد بزرگی شدند".

انگار سرنوشت غزه با رنج و مظلومیت گره خورده است. همین سال گذشته، بود که رژیم صهیونیستی غزه را به خاک و خون کشید و دل مسلمان بود که درمانده و بی تاب برای کمک به غزه می تپید.

براي دعوت از شما فعالان در عرصه فضاي مجازي براي مقابله از طريق محكوم كردن و اطلاع رساني درباره شهري كه امروز شاهد هلوكاست واقعي است نياز به گفتن حرفي نيست

چون همه ما به نحوي در جريان اخبار غروب دلگير غزه قرار گرفته‌ايم و همه مي‌دانيم گرم شدن يك كودك با حرارت شمع يعني چه؟

همه مي‌دانيم نرسيدن به موقع آب و غذا به خردسالان يعني چه؟

همه مي‌دانيم تاريكي و از كار افتادن دستگاه‌هاي بخش سي.سي.يو و يا آي.سي.يو يعني چه؟

کودکان غزه                    خروش وبلاگی برای حمایت از غزه

 چهارم : جنبش وبلاگی توسط بلاگرهای ارزشی راه افتاده که لوگوی جنبشها و مقالاتی که در لبیک آنها نوشته شده در پایگاه وبلاگ نویسان ارزشی لینک شده است . از دوستان درخواست می کنم بیشتر از گذشته تحرک داشته باشند و نگذارند در سکوت ما بخشی از جهان اسلام زیر یوغ ستمگران نابود شود .
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر...

ادامه  مطلب را مطالعه فرمایید .


ادامه مطلب
  نویسنده: شاهرخ احمدزاده ׀ تاریخ: جمعه بیست و دوم آذر 1387 ׀ موضوع: سیاسی ׀

bullet مدیریت مالزیایی...
  
 

 ¤- راجع به مدیریت ژاپنی و مدیریت آمریکائی بسیار خوانده و شنیده اید، اما راز و رمز موفقیت و اقتدار کشورهائی همچون مالزی که طی دهه های گذشته ، جهش بی نظیری در رشد و توسعه اقتصادی داشته اند ، به صورت جدی و فراگیر مورد بررسی و کالبد شکافی مدیریتی قرار نگرفته و یا اگر هم انجام شده باشد ، شهرت نیافت و در دسترس قرار نگرفت.

     در مالزی ، « بهره وري » عامل اصلي توسعه ملي كشور محسوب می شود و مدیران این کشور ملزم هستند ، توسعه ملي را از طريق ارتقاي «بهره وري كل عوامل» دنبال كنند. آنها معتقدند؛ مردم با افزايش بهره وري مي توانند سازمان هاي بهره ور بسازند و به وسيله آن سازمان ها مي توانند اقتصاد مورد نظر خود را ارتقا بخشند كه سود اين بهره وري در سطح كشور به مردم خواهد رسيد و اين چرخه پيوسته ادامه پيدا خواهد كرد.

     راهکار كشور مالزي برای توسعه، استراتژی لبخندهاست. آنان برای این کار از حروف واژه SMILESکه به معنی لبخندهاست بهره برده و براي هر كدام از حروف این كلمه تعريفي را مطرح مي كنند كه افراد با به كارگيري آنها در پايان لبخند خواهند زد:
     s از واژه Strategy ، به معني آينده نگري، دورانديشي، راه رسيدن به هدف
    M از واژه Measurement ، به معني اندازه گيري
     I  از واژه Innovation ، به معني نوآوري
    L  از واژه Learning ، به معني دانش اندوزي
    E  از واژه Enviroment ، به معني نگهداري محيط زيست و دوست داشتن آن
    S  از واژه Salary ، به معني حقوق و دستمزد است.
 
    بنا به اعتقاد آنها با اجراي موارد شش گانه فوق، بهره وري در سازمان پديد خواهد آمد و ارتقاي بهره وري، موفقيت سازمان ها را به دنبال خواهد داشت.
    سازمان هاي موفق، كشور را سعادتمند مي كنند و كشور سعادتمند، مردم خوشبخت خواهد داشت و اين امر، خوشبختي، شادي، نشاط و لبخند به همراه مي آورد.


  نویسنده: شاهرخ احمدزاده ׀ تاریخ: یکشنبه هفدهم آذر 1387 ׀ موضوع: مدیریت ׀

bullet مدیرانی که «آرمانگرا» بودند و «واقع گرا» شدند
 

«آرمانگرايان» با «مديران» و «برنامه ريزان» مشكل دارند. مشكل هم در اين است كه «مديران» در «عرصه عمل» هستند و «آرمانگرايان» بر «كرسي نظر». «مديران» مي گويند «آرمان»ها به درد «سخنراني» مي خورند و «قابليت اجرا» ندارند. و آرمانگرايان بر اصالت آرمانها اصرار مي ورزند.

به زعم مديران، «اداره ي جامعه» كاري است كاملاً علمي و نمي توان با تكيه بر «ايده آل»هاي آرمانگرايانه، چرخ جامعه را گرداند.

محافظه كاري

بدين ترتيب، برخي پديده هاي اجتماعي در نگاه آرمانگرايان، نمودي از «ظلم» محسوب مي شود. در حاليكه همان پديده ها در نگاه مديران، به عنوان امري اجتناب ناپذير و قهري پذيرفته مي شوند. در اينجاست كه جدال ميان آرمانگرايان و مديران بالا مي گيرد. جدالي كه هيچگاه به سرانجام نمي رسد.

براي مثال، آرمانگرايان اصرار دارند كه «همه ي فقر بايد ريشه كن شود» و مديران، چنين باوري را نمي پذيرند. چرا كه آرمانگرايان به «معارف» استناد مي كنند و مديران، به «عرف». بر اساس «معارف»، همه ي اعضاي جامعه ی بشري، حق حيات دارند و هيچ بهانه اي براي «عدم برخورداري هيچ يك از آنها» پذيرفته نيست. ولي بر اساس «عرف تاريخ»، همواره عده اي بوده اند كه از مواهب زندگي و اسباب رفاه محروم بوده اند. البته پشتوانه ي محكم تري نيز براي پذيرش «عرف تاريخ» تراشيده شده و آن عبارت است از «قواعد علمي».

بر اساس قواعد علمي نيز، «براي توسعه ي اجتماعي و اقتصادي» چاره اي جز محروميت عده اي از اعضاي جامعه ي بشري نيست.

مديران مي گويند: «اقتصاد، علم است» و بنيانگذاران «علم اقتصاد»، كار را تمام كرده اند. آنها «بهتر از ما مي دانستند» كه نمي توان «همه را از بند فقر رهانيد». از اين روي، در نسخه هايي كه براي اقتصاد پيچيده اند، مجوز «چشم پوشي از وجود عده اي» را صادر كرده اند.

اما آرمانگرايان، اين نسخه ها را برنمي تابند. آنها نمي توانند به «الزامات توسعه» تن دهند. آنها مي گويند اگر هم بپذيريم كه عده اي بايد قرباني شوند تا جامعه، توسعه يابد، باز هم مسئله حل نمي شود. در اين صورت، اين ابهام باقي است كه «اين عده، كه قرار است هزينه توسعه شوند، چه كساني هستند؟» چگونه انتخاب مي شوند؟ چه كساني آنها را انتخاب مي كنند؟ چه معيارهايي براي گزينش اين قربانيان وجود دارد؟

و مديران مي گويند، «جريان توسعه»، جرياني كاملاً «آزاد» است. هر كس، هر جور که «می تواند»، گلیم خود را از آب بیرون بکشد! هر که «باعرضه تر» است، در جریانِ آزاد توسعه، بهره مند می شود. توجه كنيد: «در جريانِ آزادِ توسعه، هر كه «توان» دارد، بهره مند مي شود»!!

با اين حساب، كاملاً پيداست كه «قربانيانِ توسعه» چه كساني هستند. از همان ابتدا نيز كاملاً روشن بود كه تمام كاسه كوزه هاي «قواعد علمي» بر سر چه كساني خواهد شكست. آيا بهتر نبود از اول بگويند كه «ناتوانان»، خود را آماده ي قرباني شدن كنند؟

پس، آرمانگرايان، زير بار نمي روند. چرا كه تن دادن به اين «قواعد علمي»، همانا رضایت دادن به «ضعيف كشي» است و اين، در معارف آرمانگرايان، چيزي جز «ظلم» معني نمي شود. چطور می شود، دست عده ای را بست و انداخت در میدان کارزار و از آنها خواست تا از خود دفاع کرده و جان خود را نجات دهند؟

كار كه به اينجا مي رسد، مديران مي گويند «بالاخره نمي توان در مقابل حركت شتابان توسعه ايستاد»، «نمي توان قطار توسعه را متوقف نمود»، «توسعه، امري قهري است و بايد اتفاق بيفتد». به زعم مديران، «توسعه همين است كه هست و جز اين نيست».

آرمانگرايان، اما اصرار دارند كه مي توان و بايد كه نسخه ي ديگري براي توسعه يافت تا انساني تر باشد...

و اين حكايت همچنان ادامه دارد.

***

بسياري از مديرانِ امروز، تا چندي پيش، آرمانگراياني صادق بودند كه به هيچ روي حاضر به عدول از باورهايشان نبودند و برای این آرمانها حنجره پاره می کردند و سینه چاک می نمودند. تا اینکه چرخ روزگار گرديد و «آرمانگرايانِ ديروز»، «مديرانِ امروز» شدند. انتظار بر اين بود كه اين مديران، همچنان به اصالت آرمان ها پایبند باشند، ولي ديري نپاييد كه از باورهاي «راديكال» خود، ابراز ندامت كرده و سايرين را نيز دعوت به «واقع گرايي» كردند. و «واقع گرایی» یعنی پذیرشِ پیشامدها. حتی اگر این پیشامدها، با هدایت «توانگران» ترتیب یافته باشند.

بدین ترتیب بود که آرمانگرايان ديروز، مسافت ميان «حقيقت» و «واقعيت» را با گذار از دالان «مديريت» به سرعت پيمودند... و امروز، با واقع گراياني مواجهيم كه به الزامات توسعه تن داده و پذيرفته اند كه «عده اي بايد بميرند تا عده اي ديگر «زنده»گي كنند».

  نویسنده: شاهرخ احمدزاده ׀ تاریخ: دوشنبه یازدهم آذر 1387 ׀ موضوع: مدیریت ׀

bullet شهيدي كه مقامش را مي ستايم ...
دست نوشته ای از شهید چمران

 

راستی نمیخواهند زرنگی کنند؟ شارلاتانی؟ تهمت، سیاست بازی - ایجاد جو نامساعد برای دیگران - شایعه و تهمت و دروغ برای کوبیدن مخالفین-
آیا پاسداران معیارهای اسلامی ما چنین کارهایی نکرده اند؟ بمنی که مسلمانم، گوشت و پوست و استخوانم با ایمان بخدا سرشته شده و همه عمرم از روحانیت دفاع کرده ام، و بزرگترین فعالیتم در زندگی گذشته تعلیم و تربیت ایدئولوژی اسلامی و انقلاب راستین بجوانان بوده است، احساس می کنم که تا چه اندازه مورد تهمت و شایعه و دروغ عده ای مدعی اسلام شده ام.
 
 
 
 
 
تصویر: شهید چمران در خوابگاه دانش آموزان مدرسه شبانه روزی جبل عامل (روستای برج شمالی - حومه شهر صور)
 
چمران
 

آخرين نوشته هاي شهيد دكتر چمران

تاريخ مرا در محك امتحان قرار داده است مي خواهد فداكاري مرا بسنجد مي خواهد شجاعت مرا بيازمايد  اكنون پرچم خدايي به دست من سپرده است تا با طاغوت ها بجنگم ومبارزه من فقط با شهادت و فداكاري امكان پذير است .

خدايا ترا شكر كه با فقر آشنايم كردي تا رنج گرسنگان را بفهمم و فشار دروني نيازمندان را درك كنم.

خدايا هدايتم كن زيرا ميدانم كه گمراهي چه بلاي خطرناكي است .

خدايا هدايتم كن كه ظلم نكنم زيرا ميدانم ظلم چه گناه نابخشودني است .

خدايا نگذار دروغ بگويم زيرا دروغ ظلم كثيفي است .

خدايا محتاجم مكن كه تهمت به كسي بزنم  تهمت خیانت ظلمانه اي است .

خديا ارشادم كن كه بي انصافي نكنم زيرا كسي كه انصاف ندارد شرف ندارد

خدايا راهنمايم باش تا حق كسي را ضايع نكنم كه بي احترامي به يك انسان  همانا كفر خداي بزرگ است .

خسته ام پير و دلشكسته ام نا اميدم ديگر هيچ آرزويي ندارم و احساس مي كنم كه اين دنيا ديگر جاي من نيست با همه وداع مي كنم و مي خواهم با خداي خود تنها باشم ...

                                                                                                                         

شهيد چمران را به حد اعلا ... ( در ادامه مطلب مطالعه فرمایید ( آخرین نوشته ... )


ادامه مطلب
  نویسنده: شاهرخ احمدزاده ׀ تاریخ: پنجشنبه هفتم آذر 1387 ׀ موضوع: یاداشت های شخصی ׀

bullet وصف مقام صبر در ناملايمات

دو هفته پيش از طرف دوست انديشمندم بسته پستي حاوي در گرانبهاي شامل كتاب ارزشمند حضرت امام خميني ( ره ) با عنوان جنود عقل و جهل  و تكه كاغذ مزين به خط زيبايش در 2 خط را دريافت نمودم .

اين چند ين كلمه را بسيار گرانسنگ در ارائه يافتم :

((خداوندا دعاي بنده تو نه به خاطر خواسته خودش است حتي گذشت از گناهان مد نظر بنده نيست  چرا كه تو كريمي بلكه دعاي بنده خالص تو براي اين است كه در جوار رحمت تو بيارامد وحق بندگي را به جاي آورد ))

اما م راحل از جايگاه وسيع علمي و عملي و با تبحر در علوم نقليه و عقليه به شرح حديث نوراني  جنود رحمان و شيطان را نوشته است  با توجه به وزين بودن آراي والاي  حضرت امام خميني رحمت الله عليه و ضعف ايمان و علم حقير مدت مطالعه زياد به طول انجاميد وبر اين اعتقادم كه بدون اجتهاد در عرفان نظري و فلسفه الهي و جهد وافر امكان بهره گيري عالي از اين نگارش ثقيل امام ممكن نبود ولي همچون هر ايراني مسلمان كه در عصر امام رشد يافته ام و شاهد صدق و نهايت تقوي يك رهبر مسلمان بوده ام سير و مطالعه در انديشه هاي سازنده و اخلاقي اين مربي بزرگ اسلامي  را بر خود واجب ميدانستم .

در فصول پاياني اين كتاب در خصوص (( صبر )) و ضد آن (( جزع)) و مقامات هركدام  مطالبي نيك ياد گرفته ام كه ذكات اين اندوخته را در نشر آن بر خود واجب دانستم .

امام خميني

امام رحمت الله عليه صبر را اينگونه تعريف كرده است صبر يعني


ادامه مطلب
  نویسنده: شاهرخ احمدزاده ׀ تاریخ: یکشنبه سوم آذر 1387 ׀ موضوع: دین و مذهب ׀

 

© All Rights Reserved to bahs.Blogfa.com / Theme by: iTheme