تبليغاتX
(برگ زیتون)
 

 

 

(برگ زیتون)


تا زمانی که برگ زیتون بر منقار خونین کبوترهاست آرامش نزدیک واری حس نخواهد شد

 

bullet شمر و امام را در زمان خود بهتر بشناسیم.
 
شمرها زاده گان استبداد اند و دشمنان آزادی و آزاده زیستن آدمی ... شجره خبیثه چشمانشان ریشه در جاهلیتی ازلی دارد که زنجیر بر دستان فرزندان آدم افکنده و خود را وصی دیانت بشریت قرار داده است. تاریخ شمرها قصه غصه ابنای آدم است. قصه قومی که کفتار ها پر پروازشان را شکسته اند و اینان لاجرم در تکاپوی تدبیر نردبان اند ...

شمرها خفتگان کاروان حیات اند، خواب می بینند باریدن خاک را، شیهه می کشند ازلیت حباب را ! و در تلاطم رویاهاشان طعم تعفن را در لحظه لحظه خواب آلودگی شان زمزمه می کنند. شمرها خواب دنیا می بینند و کابوس آخرت را ... خواب دنیاشان ژرفای جهالتی مرکب است که بر شرحه شرحه وجودشان ساتر و در لابلای هذیان کلامشان بارز است. گهواره وهم، چراگاه رؤیاهاشان را آراسته و کابوس هرزگی را میهمان اوهام رنگارنگشان خواهد کرد. سرزمین رؤیاهاشان ملک جهالت است که سلاطین جهل حکم فرمایان کابوس های طولانی اش هستند ... و وای بر آن دم که بانگ بیداری بر آید ...

قال علی علیه السلام: الناس نیام، فاذا ماتوا انتبهوا.(بحارالانوار.ج.4.ص43)

علی علیه السلام می فرماید: مردم خواب اند و آن هنگام که می میرند متوجه می شوند. (بحارالانوار.ج.4.ص43)

شمر

شمرها غربال شدگان صافی های نور اند.  تاریکی وجودشان خاکستر مرگ است که در تار و پود ننگ و بدنامی سرشته شده و گذر زمان و بالا و پایینی روزگار پرده از چهره گرگ سیرتان نهفته در چشمانشان بر خواهد داشت.

شمر ها به هزار و چند چهره بازی خورده و به چندین هزار قافیه در می آیند؛ اما این مکتوب ابدی شان است که در گذر غربال تاریخ رسوا شدگانی بی سرپناه اند.

غربال زمان درگاه روشنایی و تاریکی است. و وای بر فرو افتادگان ...  

قال علی علیه السلام: أَلا إنّ بلیتکم قد عادت کهیئتها یوم بعث اللّه نبیه (ص) و الذِی بعثه بِالحق لتبلبلن بلبلة و لتغربلن غربلة حتى یعود أَسفلکم أعلاکم و أعلاکم أسفلکم و لیسبقن سباقون کانوا قصروا و لیقصرن سباقون کانوا سبقوا و اللَّه ما کتمت وسمة و لا کذبت کذبة. (الکافی ج : 1 ص : 370)

امام علی علیه السلام: بدانید که بلای‌ شما، بازگشته است، مانند آن امتحانی‌ که در روز بعثت رسول الله(ص) بود. سوگند به آن کسی‌ که او را به حق مبعوث کرد، به هم خواهید خورد و غربال خواهید گردید و جدا خواهید شد تا پایین‌ترین، بالاترین و بالاترین، پایین‌ترین شود و جلو خواهند افتاد، کسانی که عقب مانده‌اند و عقب خواهند ماند، پیشتازانی که جلو افتاده‌اند. به خدا قسم! هرگز حقیقتی‌ را پنهان نکردم و هیچ گاه دروغی‌ نگفتم.  (الکافی ج : 1 ص : 370)

شاخصه بزرگ شمرها، دور ماندگی و واماندگی از "ادب" است. شمرها بر مسلک دوری از ادب روزگار می گذرانند و سرانجام، محبوس و شکست خورده این راه تاریک اند.

ادب،  گمشدی حیات شمرهاست؛ و همین دوری از ادب است که شمرها را خالدین اسفل السافلین خواهد کرد.

دوری از ادب در مسلک شمرها، در عین آنکه خود فاعل و باعث هر زشتی است؛ مفعول و متاثر تاریکی ذاتی شان می باشد.

اما ذات مقدس "امام" معنای ادب است ، عین ادب است ، غایت ادب است و کلمه کلمه او جرعه جرعه احترام است خلقت را ... و إنّك لعلى‏ خُلُق عظيم (القلم 4)

وجود امام شاکله اخلاق است و اسوه ادب؛ و او آن کریم نیک خواهی است که شیرینی اخلاق نکو را میهمان آلام و مصایب بشریت خواهد کرد.

 خداوند تبارک و تعالی وجود امام را بارگاه ادب و مهد اخلاق قرار داد و او را معلم اخلاق بشریت دانست؛ ... و پیش از آنکه او را بر این جایگاه نهد خود او را تربیت کرد و ادب را بر قامت وجود منورش شکل داد ... إن اللّه أدّبنی ، ثم ربّانی (نبی اکرم) ...

امام نهایت ایمان را اخلاق و ادب می انگارد و واحه های حیات انسان را سزاوار شور و سرور ادب معرفی می کند ؛ او نشانی حیات طیبه را بر شاخ و برگ شجره طیبه ادب راهنمایی می کند و خلیفه الله ی انسان را چیزی نمی نگرد مگر "مودب" شدن انسان ... انسان مودب ... انسان مودب ... انسان مودب ...  ما شي‏ء أثقل في الميزان من خلق حسن. (نبی اکرم)  ... حالیا که شمر ها در برترین جایگاه خود غرقه اسلوب و ظواهر بوده و از ذات دین بری و نا آگاهند ...

عن النبيّ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم قال: عليكم بحسن الخلق، فإنّ حسن الخلق في الجنّة لا محالة. و إيّاكم و سوء الخلق، فإنّ سوء الخلق في النار لا محالة. (نبی اکرم)

شمرها زادگان شجره خبیثه اند ؛ قحطی "انسان" خشکسال قلب هاشان را هزاران سال است که در کابوس نا امن خویش به یغما برده و شعبده فهم ، تمثیل نافهمی دل های نداشته شان را به بازی جهل خویش گرفته است.

شمرها، آن هنگام که بال های توحیدشان را شکستند و خاموش کردند چراغ های فطرت را ، قافیه بند حرامی ترین کلمات زمین بودند؛ به خشکستان خواب هاشان رفته و خشکه_آرای بوته های کج فهمی شدند؛ حرص می کنند درخت جهل خویش را ، آذین می بندند خباثت شاخه هایش را ، تشنگی می نوشاندند بر ریشه هایش و میوه می آورند از گذر خشکستان قلب هاشان...

مکاره بازاری است بازار شمرها ! میوه تشنگی را فقط به عمق عطش می فروشند ، پشته جهل را مگر به بذر کج اندیشی مبادله نتوانند، خرمن خرمن تاریکی می دهند و وحشت طلب می کنند و سبد های اوهامشان را به غباری از یاس وامی نهند.  

گرداب تاریکی شان یأس را فریاد می کند و همهمه زوزه هاشان امید را به ناکجا آباد های ذهن بشر رهنمون می سازد ... شمرها کدخدایان قریه های ناامیدی اند و یأس را مکتوب قلب های نداشته شان کرده و عرشه لغزان زورق هاشان را در ظلمات امواج خروشان شرک به نظاره نشسته اند ... أُولئك يئسوا من رحمتي‏ و أُولئك لهم عذاب أليم (23 مائده) 

شمرها ناخدایان کشتی یأس اند در پس طوفان جهل ... حالیا که امام موذن امید است بر رفیع ترین قلل اندیشه بشر ؛  آغوش گرم امام  گهواره امنیت و آرامش و امید  است ذره ذرات خلقت را و تسبیح کلام او امید بخش دل های حیران است ؛ ولا تیأسوا من روح الله (یوسف 87) ...

امام

ذات مقدس "امام" معنای ادب است ، عین ادب است ، غایت ادب است و کلمه کلمه او جرعه جرعه احترام است خلقت را ... و إنّك لعلى‏ خُلُق عظيم (القلم 4)

وجود امام شاکله اخلاق است و اسوه ادب؛ و او آن کریم نیک خواهی است که شیرینی اخلاق نکو را میهمان آلام و مصایب بشریت خواهد کرد.

 خداوند تبارک و تعالی وجود امام را بارگاه ادب و مهد اخلاق قرار داد و او را معلم اخلاق بشریت دانست؛ ... و پیش از آنکه او را بر این جایگاه نهد خود او را تربیت کرد و ادب را بر قامت وجود منورش شکل داد ... إن اللّه أدّبنی ، ثم ربّانی (نبی اکرم) ...

امام نهایت ایمان را اخلاق و ادب می انگارد و واحه های حیات انسان را سزاوار شور و سرور ادب معرفی می کند ؛ او نشانی حیات طیبه را بر شاخ و برگ شجره طیبه ادب راهنمایی می کند و خلیفه الله ی انسان را چیزی نمی نگرد مگر "مودب" شدن انسان ... انسان مودب ... انسان مودب ... انسان مودب ...  ما شي‏ء أثقل في الميزان من خلق حسن. (نبی اکرم)  ... حالیا که شمر ها در برترین جایگاه خود غرقه اسلوب و ظواهر بوده و از ذات دین بری و نا آگاهند ...

عن النبيّ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم قال: عليكم بحسن الخلق، فإنّ حسن الخلق في الجنّة لا محالة. و إيّاكم و سوء الخلق، فإنّ سوء الخلق في النار لا محالة. (نبی اکرم)

امام" عمیق ترین لبخند تاریخ است بر گونه دخترکان رنجور کوهستان، دستان گرم اش پینه از انگشتان محنت و درد کودکان یتیم زدوده و شعف کلام اش، گریه شوق را میهمان چشمان خسته پیرزنان دوردست ترین آبادی های جهان خواهد کرد.

امام، مولای لبخند است ؛ پیامبر شادی است و نام اش سلسله جنبانی سرور است بر بلندای هیجان بادبادک ها ...

امام شعف شادی را میهمان دل سنگریزه ها خواهد کرد؛ هلهله بهجت را بر دل پیرمردان مهجور نشانده و شور نشاط را در لابلای امواج عظمت دریاها به ودیعه خواهد نهاد.

اللهی و الهمنی و لها بذکرک الی ذکرک و همتی فی روح نجاح اسمائک و محل قدسک ...  

امام" شجره طیبه نور است، عین نور است، سلسله نور است، قیام نور است، قعود نور است و حلاوت نام اش کرامت کریم ترین کلمات را به بازی می گیرد؛ برهان اش را صراط المستقیم ستارگان شاهد اند و غبار گام هایش را "طور" به یغما می برد...

امام را سر سودای خورشید است ... نور را بر همه می خواهد و همگان را بر نور ... رایحه رحمت اش را حائلی نباشد و چشمه سار کلام اش، سیرآبی ابر های پرباران است ، بر همه می بارد و بر بارشش طلب نخواهد. خوشه های برکت را هبه خلقت کرده و  دست گیر سرپنجه های نا امید غریق گرداب های تاریکی است، ریشه بر "رضوا" و "ذی طوی" داشته و سر بر بی انتها می ساید. کرامت را به کرم می بخشد و بر بخشایش اش بهانه نخواهد. امام، شادی امید را میهمان دل های نا آرام فرزندان انسان کرده است. آغوش آرامش اش، چشمان نگران گنجشککان افکار بشریت را به مهاد امن و امان خویش فرا می خواند.

امام، آغوش آرامش و امیدش را بر ابنائ بشر گسترده کرده و خنکای سایه اش، التهاب ناامیدی در راه ماندگان بیایان های تشنگی را، به باران برکت وجودی اش فرا می خواند ... او آیه امید بر شیهه های یأس و  درماندگی است و در بلندای عظمت و رحمت اش، بشر بال های آرزو گسترده و امید را از چشمه سار وجودی او طلب می کند ... ومناهل الرجا الیک مترعه ...

تدبیر امام و منش و مسلک اش، جاودانه کردن شعف امید در دل فرزندان انسان و زدودن گرد یأس از چشم انداز حیات بشر در تمامی اعصار بوده است.

 امام ناآرام ترین شب انسانیت را به نوید سحر روشن کرده و در سیره او "یأس"، مذموم ترین و رانده شده ترین هاست.

 امام آرامش دل بشر و شیرین ترین آرزوی پیش روی خلقت است که دل آدمی را میهمان آرامش آغوش پرطراوت خود خواهد کرد  ... و ثبت رجائک فی صدورنا ...

وجود نورانی اش مسبوح قدسیتی است که در کشاکش حیات و دغدغه آلام بشریت، تنها ملجا و پناهگاه تندبادهای حوادث و تاریکی ناگواری هاست ... آرامش نام اش، زمزمه شعف است ذره ذرات خلقت را و حیرانی کلامش نقطه توحید نشانی ناکجا آبادهای اندیشه انسان است ... امام غایت آرامش و امید مطلق است ...

 امان نامه علمدار کربلا

آنجا که امید رنگ بازد و یأس روی بر بشریت نمایان کند ، انسان پای در سرای شمرها نهاده و این تازه آغاز تشنگی بزرگی است برای او ...

 

حجه ابن الحسن المهدی علیه آلاف التحیه و الثنا ، پر طراوت ترین بارش آرامش است بر تاریخ انسان ... عزیز ترین آغوش است بشریت را ... درخشان ترین نوید است گرداب های تاریکی را  و وجودش، مهاد امن و امید است چشمان نگران فرزندان انسان را ...

 

یارب ، ان لنا فیک املا طویلا کثیرا، ان لنافیک رجا عظیما ...

امام مولای امید است و مظهر آن و در منش او یأس را به چیزی جز شرک قیاس نتوان کرد، امام هبه امید است آدمیت را و کلام او سلسله جنبانی فهم در پله پله امید است و هلهله چشمانش بشیر بشارتی لطیف است خلقت را ... و هو الَّذي يرسل الرّياح بشرا بين يدي رحمته (57 الاعراف) ... بشارت صبح، بشارت خورشید، بشارت نور، بشارت باران ، بشارت آغوشی آرام برای آدمیت ... بشارت امام ... الیس الصبح بقریب ...

عطر کلام امام را فطرت انسان استشمام کرده و قطرات فهم بشریت را ولاتیأسوا من روح الله (یوسف 87)  است که به اقیانوس امید و آرامش رهنما خواهد شد.  و ما جعله اللَّه إِلا بشرى‏ لكم و لتطمئنّ قلوبكم به و ما النَّصر إِلا من عند اللَّه العزيزِ الحكيم (126 آل عمران)

  

هنگامه شیرینی خواهد بود آرام گرفتن در آغوش آرامش آن امید مطلق ... و نحن نقول الحمد الله رب العالمین...

 


امام حسین

نشانی ات را می خواهند ! ... حسین ... نشانی تو را ...! مگر میتوان "حسین" بود و بی نشان تاریخ ؟! هیهات ... کدامین نشانی ات را بگویم ؟ در کدامین جایگاه تاریخ شهادت ات دهم ؟ ...


 بعد از عاشورا و در همه حال و زمان زینبی  (س) باشیم

امام موسی صدر



من به آنچه از ناتوانيها و شيونها و ناله هاي امام حسين يا زنان و يا خاندان امام حسين(ع) نقل و خوانده مي شود، اعتقادي ندارم. به هيچ عنوان به اين مسائل اعتقاد ندارم. اميدورام اين مسائل مطرح نشود، چرا که اين مسايل منحرف کردن حرکت امام حسين و مأموريت او است. هرگز نشاني از نشانه هاي سستي در حسين پديدار نشد، نه بر او و نه بر ياران و زنانش. اين رسالت بزرگي بود که حسين آن را به انجام رساند. و کاري بود که حضرت زينب نيز در ميان زنان انجام داد. و سپس، حضرت زينب، نقش مهم ديگري نيز به عهده گرفت و آن چيرگي بر توطئه بني اميه بود. آنها مي خواستند امام حسين را بکشند، بي آنکه کسي خبردار شود...
همانگونه که مرد مي تواند حسين باشد، زن مسلمان نيز مي تواند زينب باشد. اگر امام حسين نمونه ايست براي قهرمانان و کماليست براي مردان، زينب نيز نمونه ايست براي زنان. آن چنانکه مرد مسلمان مي تواند قهرمان و مجاهد باشد، زن مسلمان نيز مي تواند قهرمان و مجاهد باشد. آنان هر دو نياز به ايمان و ايستادگي و احساس قرب به خدا دارند، تا نترسند و اندوه نداشته باشند: «ألا إن اولياء الله لاخوف عليهم و لا هم يحزنون».(62:10)(آگاه باشيد که بر دوستان خدا بيمي نيست و غمگين نمي شوند)...
پس امروز و در اين شرايط بزرگداشت شعاير و گوش فرا دادن به گريه، تنها وظيفه ما نيست، بلکه آنچه بر ما واجب است، ياري رساندن به امام حسين در اهدافش است، او خود به اين اهداف تصريح کرده است: «إنني ما خرجت أشرا ولابطراً» اين کار براي پيروزي بر کسي يا براي کسي نبود، تا بگوييم تمام شد و ما راحت شديم...
هرگز چنين نيست، بلکه رسالتي را که امام حسين آن روز هدف قرار داد، امروز نيز برجاست؛ زيرا که امت بر جاست.
پس ما بجاي آنکه امروز بگوييم و آرزو کنيم که «ياليتنا کنا معک فنفوز فوزاً عظيماً»(کاش با تو بوديم تا به سعادتي بزرگ نائل مي شديم) مي توانيم او را ياري کنيم و او را در برابر دشمنش قدرتمندتر، و اهدافش را محقق سازيم. اين کار شدني است و در برابر ماست.
حالا خود دانيد اي مؤمنان، توجه به خود کنيد که نبرد برپاست. به اعمال و رفتار خودتان و فرزندانتان و زندگيتان و زنانتان و واجباتتان و محرماتتان توجه کنيد و هوشيار باشيد، و هر آنچه خود مي خواهيد، برگزينيد...
متن کامل سخنان امام موسي صدر با عنوان نقش حضرت زينب (س)در قيام امام حسين (ع) را در سايت امام موسي صدر بخوانيد .
متن کامل را مطالعه فرمایید .


 

لینک های مرتبط :

ولایت مداری تنها درس عاشورا است/ آیت الله نوری همدانی

برخی نادانها قدر رهبری را نمی دانند /آیت الله صدیقی

امروز بالاترين معروف حراست از ولايت فقيه و نظام است/آیت الله مجتهد شبستری

ملت ایران هیچ موقع حسین زمان خود را تنها نخواهند گذاشت / میرتاج الدینی

عاشورا به روایت آمار/سید محمدعلی موسوی

 

  نویسنده: شاهرخ احمدزاده ׀ تاریخ: پنجشنبه سوم دی 1388 ׀ موضوع: اجتماعی ׀

bullet عبرت و بصیرت در آئینه عاشورا

عاشورا به ما درس مى دهد كه در ماجراى دفاع از دين، بصيرت بيش از چيزهاى ديگر براى انسان لازم است. بى بصيرت ها بدون اين كه بدانند، فريب مى خورند و در جبهه باطل قرار مى گيرند چنان كه در جبهه ابن زياد كسانى بودند كه فُسّاق و فجّار نبودند ولى از بى بصيرت ها بودند. اينها درس هاى عاشوراست البته همين درس ها كافى است كه يك ملت را از ذلت به عزّت برساند. همين درس ها مى تواند جبهه كفر و استكبار را شكست بدهد.
      عاشورا غير از درس، يك صحنه عبرت است. انسان بايد در اين صحنه نگاه كند تا عبرت بگيرد. عبرت بگيرد يعنى چه؟ يعنى خود را با آن وضعيت مقايسه كند و بفهمد در چه حال و وضعى قرار دارد. چه چيزى او را تهديد مى كند و چه چيزى براى او لازم است. اين را عبرت مى گويند.
     اولين عبرتى كه در قضيه عاشورا ما را متوجه خود مى كند اين است كه ببينيم چه شد كه پنجاه سال بعد از درگذشت پيغمبر جامعه اسلامى به آن حد رسيد كه كسى مثل امام حسين(ع) ناچار شد براى نجات جامعه اين چنين فداكارى كند ...  مگر چه وضعى بود كه حسين بن على(ع) احساس كرد كه اسلام فقط با فداكارى او زنده مى ماند و الا از دست مى رود؟ عبرت اين جاست.
     ما بايد نگاه كنيم و ببينيم كه چه شد كه فردى مثل يزيد بر جامعه اسلامى حاكم شد؟ جامعه اسلامى كه رهبر و پيغمبرش در مكه و مدينه پرچم ها را مى داد دست مسلمان ها و آن ها مى رفتند تا اقصا نقاط جزيرة العرب و مرزهاى شام، امپراتورى روم را تهديد مى كردند و سربازان دشمن نيز از مقابلشان فرار مى كردند و مسلمين پيروزمندانه برمى گشتند (مثل ماجراى تبوك) و جامعه اسلامى كه در مسجد و مَعبَر آن، صوت تلاوت قرآن بلند بود و شخصيتى مثل پيغمبرْ با آن لحن و نَفَس، آيات خدا را بر مردم مى خواند و مردم را موعظه مى كرد و آن ها را در جاده هدايت با سرعت پيش مى برد. چطور شد كه همين جامعه، همين كشور و همين شهرها آن قدر از اسلام دور شدند تا كسى مثل يزيد بر آن ها حكومت كرد؟ چرا بايد وضعى پيش بيايد كه كسى مثل حسين بن على (ع) ببيند چاره اى ندارد جز اين فداكارى عظيم, كه در تاريخ بى نظير است. چه شد كه آن ها به اين جا رسيدند؟ اين همان عبرت است.
      ما بايد اين را امروز مورد توجه دقيق قرار بدهيم. ما امروز يك جامعه اسلامى هستيم. بايد ببينيم آن جامعه اسلامى چه آفتى پيدا كرد كه كارش به يزيد رسيد. چه شد كه بيست سال بعد از شهادت اميرالمؤمنين(ع) در همان شهرى كه ايشان حكومت مى كرد سرهاى پسران اميرالمؤمنين(ع) را بر نيزه كردند و در آن شهر گرداندند! كوفه همان جايى است كه اميرالمؤمنين(ع) توى بازارهاى آن راه مى رفت، تازيانه بر دوش مى انداخت و مردم را امر به معروف و نهى از منكر مى كرد. فرياد تلاوت قرآن در آناء الليل و أطراف النّهار، از مسجد و تشكيلات آن بلند بود. اين همان شهر است كه حالا دخترها و حرم اميرالمؤمنين(ع) را ...


ادامه مطلب
  نویسنده: شاهرخ احمدزاده ׀ تاریخ: سه شنبه یکم دی 1388 ׀ موضوع: دین و مذهب ׀

bullet عید ولایت بر عاشقان طریق سعادت الهی مبارک باد
   

سید قلبم امام موسی صدر

امروز معنی بزرگداشت روز غدیر اهتمام به مسائل جامعه و تلاش برای عزت بخشیدن به شهروندان و بسط عدالت برای همه است .

(امام موسی صدر)

چند نکته در مورد غدیر خم و پیام های امروزین آن

1-  روش حفظ غدیر که ائمه معصومین (ع) آن را دنبال می کردند ، دارای دو مشخصه است ؛ یکی تسلیم نشدن و تأیید نکردن فرهگ ظالمانه ای که می خواهد غدیر را در دل تاریخ دفن کند ، و دیگر مقابله تندنکردن با سایر مسلمانان تا جامعه اسلامی دچار اختلاف داخلی نشود ، این راهی است که فرزندان غدیر جلوی پای شیعیانشان گذاردند تا در طول تاریخ ، شیعیان از غدیر بهره مند شـــــــوند و در روز مرّه های دوران ظلمات استحاله نگردند و هم بتوانند در بلوغ تاریخ ، غدیر را با تمامیت خود ظاهر گرداند . و لذا است که امیرالمؤنین (ع) می فرمایند : « فَصَبَرتُ وَ فِی العَینِ قَذی ، وَ فِی الحَلق شَجی » {7}یعنی ؛ صبر کردم در حالی که در چشمم خار بود ( نمی توانستم بر هم بزنم و آنچـــــه می گذرد را نبینم ) و در حلقم تیغ بود ( و نمی توانستم فریاد بزنم ).

2- شرایط تاریخی امروز ما شرایطی است که زمینه ظهور هر چه بیشتر غدیر به عنوان تنها راه نجات مسلمین فراهم شده است و لذا نه تنها باید از مهلکه اختلافات و فتنه های داخلی ، بلکه از دام اختلافات مذهبی بین شیعه و سنی نیز عبور کنیم.

شیعه به کمک پیام غدیر مسئولیت ارتقاء تمام جهان اسلام را به سوی تمدن بزرگ اسلامی بر عهده دارد وباید شرایط بازخوانی مسأله صدر اسلام را برای جوانان اهل سنت فراهم کند تا آن ها نیز به جای داشتن اسلام منفعل از جهان استکباری ، به اسلام تأثیرگذار و نقش آفرین در جهان امروز بگروند . و لذا شیعه باید غدیر را در شرایط جدید بازخوانی کند.

آری ! غدیر ؛ برنامه خدا است برای تکمیل اسلام ، پس یا باید بر اساس غدیر ، یا علی (ع) بر مستند حاکمیت جامعه باشد ، و یا وفادران به غدیر همواره باید در انتظار چنین حاکمیتی تلاش کنند ، تا خود را از اضمحلال و استحاله و آلوده شدن به ظلمات تاریخ نجات دهند و بتوانند همواره در جنبه مثبت تاریخ زندگی کنند . اگر فاطمه (س) به نفی غدیر پس از رحلت رسول خدا (ص) اعتراض نکرده بود او و همة وفاداران به او در جنبه ظلمات تاریخ واقع می شدند ، و اگر علی (ع) هم به تحریک ابوسفیان در آن شرایط دست به شمشیر برده بود امید تحقق غدیر در آینده تاریخ و در آخرالزمان از بین می رفت ، پس ادامه غدیر یعنی ادامه راه به روش فاطمه و علی (ع).

مطالب مرتبط با غدیر خم

خطبه پیامبر (ص) در روز غدیر خم

بيانات آيت‌الله وحيد خراساني در مورد عيد غدير

غدیر خم - نوشته آیت الله سیدمحمدعلی موسوی در وبلاگ شخصی

غدیر در وبلاگ مدیریت اقتصاد و توسعه

10 شعر از شاعران معاصر ايران درباره غدير


  نویسنده: شاهرخ احمدزاده ׀ تاریخ: شنبه چهاردهم آذر 1388 ׀ موضوع: فرهنگی ׀

bullet علامه ای که تا پیش خدا رفت

عارفی پاک مجتهدی مجاهد از جنس مردم بی تکلف با زندگی ساده  خوش رو  مهربان  شوخ و زیبا صورت سیرت ...

یک بار سعادت اقامه نماز در یکی از مساجد قدیمی شهر زیبای کرمانشاه به امامت علامه سيد‌مرتضي نجومي نصیبمان گردید ۵ سال پیش در مسافرتی که به این شهر زیبا  داشتیم موقع نماز مغرب و عشا توصیه کردیم اول وقت نماز را دریکی از مساجد خوب شهر  بخوانیم دوست کرمانشاهی مان  ما را به مسجدی در شیب یک محله قدیمی برد و خیلی از امام جماعت مسجد تعریف و تمجید نمود مسجد پر از مردمی بود که منتظر اقامه نماز به امامت آیت الله نجومی بودند در بخشی از مسجد کتب این عارف سالک را می فروختند نگاهی به سطور آنها انداختم و متعجب ماندم تمام کتب این عالم برجسته به خط زیبای ثلث و نستعلیق نگارش یافته بود  در همهمه مردم و منتظران حضور وی این عالم شهیر در حلقه مریدان خود وارد شد  سید کوتاه قدی با محاسن سفید خندان و شاداب به هرکسی که در مسیرش بود با نکته ظریفی سلام میداد و تا به محراب رسید چند جوان امروزی نیز با او بودند صحبت می کردند  بعد وارد صف نماز شدند  عظمت در طمانیه و ادای کلمات اولی نماز جاری بود زیباترین حالت در نمازی که کمتر گریبانت را می گیرد  زیباترین صلاتی بود که به روح عظمایی اقتدا نمودم بلافاصله بعد از اتمام نماز به کتاب فروشی داخل مسجد رفتم کتاب زیبای تفسیر سوره (( المومنون )) او را که با خط زیبای نستعلیق نگارش یافته بود خریدم در ازدحام جمعیت غرق بود همه سئوال استخاره و عرض ارادتی می کردند رفیق ما که از ارداتمندان شیخ بود ما را معرفی نمود افتخار نصیب شد تا صورت چرکین بر انوار جسم خوش عطرش او بسایم و دستی از برای ارج گذاری عالم دینی با این عظمت روحی ببوسم دعایم کرد و کتاب را برای امضا تقدیم نمودم به خط زیبایش به عربی کسب توفیقات الهی برایم دعا نوشت امضا نمود . آن شب مست حضور در کنارش بودم سالها بود خاطره خوش صلات و جلای روح او را نقل می کنم  جالب اینکه  یک هفته پیش از آقای رشیدی دوست کرمانشاهی ام  حالش را پرسیدم چیزی از ناخوشی نگفت با هم کمی تعریف کردیم و آرزوی صلاتی دیگر در مسجد ی که پله می خورد تا به  تا به خدا نزدیک بشوی را نمودم  اما امروز در حال وب گردی مطلبی را خواندم که متاثرم ساخت و جز دعای به روح بلندش چاره ای نداشتم کاش نمار مغرب عشای امروزم کمی حال او را داشت تا برایش دعا و استمداد از جد بزرگوارش می نمودم  وای چه خلوصی داشت این مرد معنوی  کاش باز دستش را می بوسیدم  مفسر عالی قرآن استاد هنر خط و خوشنویسی مجتهدی گمنام در سهل کاری صدا وسیما در دیار مردان پاک باز کرمانشاهی آرام گرفت روحش شاد .

خبر همین بود  ساده ولی یک ضایعه برای مردم مسلمان ایران اسلامی  بود این ضایعه را به  محضر مبارک ولی عصر (عج) > مقام معظم رهبری و مردم شریف ایران تسلیت عرض می نمایم.

صبح امروز؛
علامه سيد‌مرتضي نجومي در كرمانشاه به رحمت ايزدي پيوست‌

 صبح امروز علامه شهير و نامدار كرمانشاه آيت‌الله سيد مرتضي نجومي دارفاني را وداع گفت.

 آيت‌الله سيدمرتضي نجومي، فرزند آيت‌الله آقاسيد محمدجواد نجومي در 23 جمادي‌الثاني 1346 هجري قمري برابر با 5 آذر 1307 هجري شمسي در كرمانشاه متولد شد. وي از نوادگان امام زين‌العابدين (ع) بود.
آيت‌الله نجومي، پس از گذراندن سال دوم دبيرستان، در سال 1322 تحصيل در مدرسه را رها كرد و به تحصيل دروس حوزوي پرداخت.
وي در دوران طلبگي از محضر اساتيدي همچون آقا ميرزاابراهيم پورمعتمد، حاج سيدمحمود معصومي لاري و حاج شيخ حسن حاج آخوند به تحصيل علوم ديني پايه پرداخت. سپس براي گذراندان پايه‌هاي بالاتر به عتبات عاليات عراق «كربلا و نجف» مهاجرت كرد كه در كتاب «كيمياي سعادت» با عنوان تعبير رويا و عزيمت به كوي دوست از اين اقدام ياد كرده است.
علامه نجومي مي‌نويسد: رفت و آمد علاقه‌مندان و همشهريان را به منزل والد و معاشر بيش از اندازه را بلايي براي ادامه تحصيل ديدم، لذا تصميم به عزيمت به عتبات مقدسه و انتقال به حوزه نجف اشرف گرفتم».
وي در سال 1369 هجري قمري به كسب درجه اجتهاد نائل آمد. در اين ايام، ايشان در درس خارج حضرات آيات آقاميرزا محمدباقر زنجاني، آقاميرزا عبدالهادي شيرازي، حاج آقا محسن حكيم و حاج سيدمحمود شاهرودي شركت و اولين اجازه اجتهاد را از دست آيت‌الله آقا ميرزا محمد باقر زنجاني دريافت كرد.
علامه نجومي در سال 1349 در پي اخراج ايرانيان مقيم عراق، توسط رژيم بعثي، به كرمانشاه بازگشت و امام جماعت مسجد نواب ـ كه از مساجد فعال و پر جمعيت شهر كرمانشاه است ـ شد.
آيت‌الله نجومي در مورد فعاليت‌هاي دوران انقلاب خويش چنين مي‌نويسد: «بعد از بازگشت از نجف اشرف تا شروع انقلاب مقدس اسلامي، ديگر مجال نوشتن كتابي يا استنساخي پيدا نشد و به كارهاي معمولي و وظايف مقرره روحانيت مشغول شديم. تا اوان انقلاب اسلامي كه جوانان عزيز و سر باخته، دستگاه تكثير و چاپ اعلاميه‌ها را مخفيانه به منزل ما آوردند، به طوري كه خود آقايان روحانيون محترمي كه كاملاً در جريان انقلاب بودند، نمي‌دانستند كه اعلاميه‌ها كجا تكثير مي‌شود. حتي گاهي جلسه آقايان علما در منزل ما بود و در همان وقت، جوانان عزيز در زيرزمين خانه مشغول تكثير و چاپ اعلاميه‌ها با انشاء اين حقير بودند.»
از آيت‌الله نجومي آثار خطي و رسالاتي با عناويني چون «رساله بعد معنوي هنر خط»، «رساله التصوير والتمثيل»، «رسالة الغناء»، «رساله النجاسه الخمر»، «تفسير سوره مؤمن» و رساله‌اي در تعظيم شعائر اسلامي به جا مانده است.
آيت‌الله نجومي از برترين‌هاي هنر خوشنويسي جهان بود. وي نزد خطاطان بزرگي همچون هاشم بغدادي و احمد نجفي به تمرين و ممارست پرداخت. وي در خط نسخ و ثلث، يگانه و بي‌همتا بود و در تذهيب و تشعير و جليد و گل‌ و‌ بوته سازي، آثار جاودانه‌اي پديد آورد.
در سال 1398 هجري قمري، مرحوم حاج ميرزااحمد معصومي زنجاني، اجازه‌اي عربي در عالم خط براي ايشان نوشت. آيت‌الله نجومي، لوح تقدير نخستين گردهمايي و جشنواره خوشنويسان جهان را از آن كرد و از چهره‌هاي ماندگار ايران در عالم هنر بود.
آيت‌الله نجومي در مورد ويژگي‌هاي هنري خود و خانواده‌اش مي‌نويسد: «در خاندان ما هنرهاي زيبا جايگاه ويژه‌اي دارد و هنرمند خوشنويس، نقاش و صحّاف زياد داشته‌ايم. مرحوم جدّم ميرزا اسماعيل، از خوشنويسان بسيار خوبي بودند كه انواع خطوط را بسيار استادانه مي‌نوشتند و آثار بسيار ارزشمندي در اين زمينه دارند كه همراه برادرش آقا ميرزا رضاي منجّم‌باشي از شاگردان ميرزا محمدعلي خوشنويس كرمانشاهي بوده‌اند».
علامه سيد‌مرتضي نجومي، صبح امروز در سن 81 سالگي دار فاني را وداع گفت.
پيكر آن علامه فرزانه، فردا سه‌شنبه بيست‌ و ششم آبان‌ماه از مقابل مدرسه علميه نواب كرمانشاه تشييع مي‌شود.

  نویسنده: شاهرخ احمدزاده ׀ تاریخ: دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388 ׀ موضوع: فرهنگی ׀

bullet واژه سالاری

از پشه تا طاووس

مصرعی زیبا از شعر حضرت امام خمینی (رحمت الله علیه ) مدتهای بود به تفکرم وا داشته بود  توصیف غلوآمیز از یک جهش و تعالی آنهم به لطف بیان امام فقید

برای خیلی از دوستان مصرع را پیامک فرستادم  عقل حسابگر چند نفری مضحکه ام نمود آن دسته آدمهایی که تصور دارند بدون (( حس و حال ))باید در زمانه امروز ضاهر شد وگرنه  سرت کلاه میره ...

با این تعابیر مصرع زیبای امام چند روزی است که زمزمه زبانم است .

من پشه ام از لطف تو طاووس شوم

پشگی و طاوس بودن با هم سنخیت عقلی ندارند مگر لطف و عنایت حضرت دوست که وجود مسین را به زرگونه ای زیبا منقش فرماید . خیلی از این (( نشدنی ها)) را عقل حسابگر دفع می کند  ولی علم هم ثابت نموده است که زغال سنگ وقتی تحت فشار و گرما قرار گیرد بر اثر فعل و انفعالات شیمیایی تبدیل به الماسی گرانقیمت می شود . حال بگوئیم (( زغال سنگ )) کجا (( الماس )) کجا .

ما آدمها هم بخواهیم گرانقیمت و بارزش بمانیم  باید تحت فشار دنیا  و عشق خدا در جانمان قرار گیرد  آن موقع از نطفه بی ارزش از آب چرکین (پشه بودن ) به اشرف الخلائق ( طاووس بودن ) می رسیم ... این عروج زیبا تماشایی است و هرچه در مسیر مان باشد را زیبا خواهیم نمود.

پاک

 

همان ارزی که می ورزی

خانم ها لباس های تمیز را در کنار لباس های  تمیز و لباس های کثیف را روی لباس های کثیف می گذارند و به این امر چقدر وسواس دارند .

هندسه عالم هم بر این روال است آنهایی که پاک هستند کنار پاکان قرار می گیرند وآنهایی که ناپاک هستند کنار ناپاکان

تفسیر خداوند نیز در دل کلام الله نیز این گونه است .

الطیبات الطیبین والخبثات للخبیثین

 

هرچه پاک باشیم رفقای پاک پیدا می کنیم و آشنایان و خانواده پاک خواهیم  داشت  به قول عارف سالک خواجه عبدالله انصاری ( همان ارزی که می ورزی )

 

  نویسنده: شاهرخ احمدزاده ׀ تاریخ: دوشنبه بیستم مهر 1388 ׀ موضوع: فرهنگی ׀

bullet نیایش

نیایش

... گفتم :  خسته ام

گفت :لا تقنطوا   من رحمه الله 

 از رحمت خدا نوميد نشويد (زمر 53)

گفتم : هيشكي نميدونه ته دلم چيه !

گفت : ان الله يحول بين المرء و قلبه

خدا حائل است ميان انسان و قلبش (انفال 26)

گفتم : هيشكي رو ندارم

گفت :و نحن اقرب اليه من حبل الوريد

ما از رگ گردن نزديكيم  (ق – 1 )

گفتم : فراموشم كردي

گفت : فاذكروني اذكر كم

منو ياد كنيد تا ياد شما باشم (بقره – 152 )

( احمدزاده)


 لینک مرتبط:

آیتی بهتر از این آیه می خواهید ...

  نویسنده: شاهرخ احمدزاده ׀ تاریخ: جمعه ششم شهریور 1388 ׀ موضوع: علوم تربیتی ׀

bullet شما نور باش!
 

سخنرانی آیت الله جوادی آملی. قم؛ مدرسه علمیه امام خمینی(ره) - مهرماه 1382

اولین وظیفه ما عالمان دین و همه مسئولانی که داعیه انتظار آن حضرت را داریم؛ این است که "نور" بشویم، نه تنها عالم عادل! عالم شدن و عادل شدن طلیعه راه انتظار است! و به آیه سوره مبارکه حدید عمل کردن است که لیقوم النّاس بالقسط (1)؛ این از سائر مردم هم بر می‌آید. عالم شدن و عادل شدن طلیعه انتظار است؛ نورانی شدن وظیفه علماء است. اینکه در طلیعه سوره مبارکه ابراهیم فرمود: کتاب أنزلناه الیک لتخرج النّاس من الظّلمات الی النّور (2). یعنی مردم را نورانی کردن.
کسی که خوابش معلوم نیست، بیداری‌اش معلوم نیست، غذا خوردنش معلوم نیست، باند بازی‌اش معلوم نیست؛ این اصلاً "نور" نیست! فرمود: شما نور باش؛ مردم همین که شما را دیدند، هدایت می‌شوند. لازم نیست حرف بزنی! کونوا دعاة الی انفسکم بغیر السنتکم (3) مگر برق حرف می‌زند؟! چون نور است، همه اهداف را تبیین می‌کند. فرمود: و جعلنا له نوراً یمشی به فی النّاس (4). آنوقت این سرمایه گران و گوهر نهادینه شده را انسان رایگان بفروشد؛ یا به القاب بفروشد، یا با بازیگری بفروشد!

فرمود: مردم باید نورانی بشوند... و در زمان ظهور آن حضرت مردم نورانی‌اند.

براي مطالعه ادامه مطلب كليك فرماييد .

  نویسنده: شاهرخ احمدزاده ׀ تاریخ: یکشنبه هجدهم مرداد 1388 ׀ موضوع: اجتماعی ׀

bullet اصلاح الگوی مصرف فرهنگ همیشگی مسلمانان باید باشد

رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام نوروزی خود در سال ۱۳۸۸ اصلاح الگوی مصرف در همۀ زمینه ها را  سرلوحۀ زندگی اجتماعی ایرانیان برای کامیابی و تبدیل به نیکوترین احوال خواندند،  سال ۸۷  را با فراز و نشیبهای زیاد در حیطه علم و فن آوری با موفقیتهای هسته ای و توسعه تکنولوژی نانو و پرتاب ماهواره امید همراه بود که خشنودی معظم له را از مجموعه اقدامات را در بر داشت حضرت آیت الله خامنه ای فرمودند دنیا متوجه شد که حتی تحریمها هم جلوی پیشرفت و نوآوری ایران را نخواهد گرفت و آن را بی اثر ساخت آن بزرگوار اضافه نمودند عمل به شعار نوآوری و شکوفائی در مرحله مقدماتی خوب بوده است و باید به فضل الهی تداوم یابد تا ایران اسلامی به قله های رفیع سعادت برسد .

مقام عظمای ولایت با اشاره به دعای حلول سال نو افزودند تبدیل احوال ملت ایران به نیکوترین حال نیازمند توجه و لطف پروردگار است اما باید توجه داشت که جلب رضایت حق تعالی به تلاش و همت آحاد مردم برای ایجاد تحول در زندگی شخصی و اجتماعی بستگی دارد .

وی از همه آحاد مردم و مسئولین نظام خواست که مصرف را عاقلانه ، مدبرانه مدیریت نمایند .

سال اصلاح الگوی مصرف

این دغدغه های مقام معظم رهبری ریشه در معارف والا و فرهنگ غنی از فقه برتر اسلامی دارد آیات ۳۱سوره اعراف ، سوره اسرا آیات ۲۶ و ۲۷و سورۀ انعام آیۀ ۱۴۱ به مذموم بودن این فرهنگ غلط رایج شده در دنیای زرق و برق متأثر از غرب لجام گسیخته از ایمان الهی تأکید دارد به نحوی که خداوند متعال در قرآن کریم اسرافکاران را برادران شیطان خوانده که شیطان نیز پس اسراف چه روایت چه کتاب ، سنت ، عقل و اجماع از محرمات قطعیه دین است پس کسی که پایبند دین است نمی تواند اسرافکار باشد .

جهت گیری زندگی و کار ، مردم و مسئولین در ایران اسلامی مشخص شد از فردای سال ۸۸ هر مسلمان متعهدی و هر مدیر مدبری به فکر اصلاح رفتار خود و تأکید بر مصرف صحیح خواهد نمود صداوسیما ، آموزش و پرورش ، نهادهای دیگر فرهنگی و ارشادی کار فرهنگ سازی ، نمایندگان مجلس شورای اسلامی و هیأت دولت کار قانونگذاری و رفع موانع قانونی مصرف درست و توزیع عادلانه منابع را بر عهده دارند که باید زیر بنای آن آماده گردد .

اما لایه های عمومی مردم و مدیریتهای میانی نباید خود را درگیر شعارزدگی و حفظ ظاهر نمایند . ضمن پایبندی به اصول اسلامی از اسراف و تبذیر جلوگیری نموده و هزینه ها را معقول و مصرف را معتدل و از اتلاف منابع و تخصیصها بدون عملیات کارشناسی جلوگیری نمایند . نه به معنای عدم معرف و خسیس بازی در منابع و قطع تداوم عملیاتها در سال ۸۸ بلکه معرف اصول و کارشناسی با حساسیت جلوگیری از اتلاف که نظارت و تعهد مدیران با ایمان را می طلبد تا در پایان سال شاهد برکات این فرهنگ اسلامی باشیم .

باید  سمت و سوی حرکت به سوی اصلاح الگوی مصرف باشد الگوی مصارف عمومی و دولتی تا مدیریت بر خود و جلوگیری از اتلاف وقت و هزینه که حرکت انقلابی درونی برای توسعه فردی و اجتماعی را منشأ اثر دارد .

آنچه از وزارت خانه های پیشرو و سازمانهای ارائه خدمات عمومی مهم کشور در این چند روز اخیر مشهود است یا تشکیل کارگروهها و کمیسیونهای تخصصی و ارائه برنامه های  جامع اجرای عالیه این طرح را دارند که با ایجاد خط مشئی به سازمان خود مانع از تعریف غلط این فرهنگ مناسب و فرموده معظم له باشند و موضوع را لوث نمایند ، امید است درایت ایرانی مسلمان افقهای روشن و متعالی را برای همه  در پیش داشته باشد.  


اقتصاد مصرفی یا مصرف اقتصادی وبلاگ دکتر صفری

انتقاد مقام معظم رهبری از برداشت غلط سال 88

 


نکته  :

مضحک بود  هر وقت می رفتم اتاقش روشنایی لوستر هایش چشم نواز بود بعد از سال ۸۸ متحول شده بود محل کار این مدیر تاریک  و وحشتناک بود تنها یک لامپ کم مصرف روشن بود به همه در مصرف برق تذکر داده بود  کاش همه زمینه ها از جمله اتلاف سرمایه و منابع مالیش هم این گونه گردد ... !

  نویسنده: شاهرخ احمدزاده ׀ تاریخ: جمعه بیست و یکم فروردین 1388 ׀ موضوع: اجتماعی ׀

bullet منادی وحدت امام موسی صدر

به مناسبت هفته وحدت

یکی از آرزوها و آرمانهای دیرین امام موسی صدر وحدت امت اسلامی در سرتاسر جهان بود. او از آغاز دوران جوانی که در حوزه ی علمیه قم مشغول تحصیل بود به این مهم می اندیشید و در محافل (و حضور استاید) حوزه آن را پیوسته دنبال می کرد در سال 1326 ش که کمتر از بیست سال سن داشت وقتی اطلاع می یابد که علامه امینی از نجف به تهران تشریف آورده و چند روزی در آنجا اقامت دارند، فرصت را غنیمت می شمارد و با یکی از دوستان صمیمی به دیدار علامه امینی در تهران می شتابد. امام موسی صدر در محضر استاد، ضمن طرح بحث های علمی متعدد، از ضرورت وحدت میان شیعه و سنی در مقابل دشمن مشترک سخن به میان می آورد و در تعریف این موضوع در مقابل استاد به دفاع از مبانی خود در این خصوص می پردازد. گویا که خداوند این موضوع را در نهان و سرشت او برای امت اسلامی به ودیعه گذاشته است.

امام موسی صدر

بنابراین وقتی امام موسی صدر در سال 1338 وارد لبنان شد در همان سال و در اولین فرصت شالوده ی روابط دوستی با علمای اهل سنت را در شهر صور پی ریزی کرد از جمله با محی الدین حسن (مفتی اهل سنت) ارتباط مستمر برقرار نمود. این ارتباط بقدری گرم و صمیمی شد که مردم در اکثر مناسبات مانند: عید غدیر، شب های ماه رمضان و ایام عاشورا و تاسوعا و ... آن دو را در کنار هم می دیدند. آن دو در یک مکان مشترک مثل: «مسجد قدیم» یا «نادی امام صادق» به منبر می رفتند و مردم از شیعه و سنی به بیانات آن دو گوش فرا می دادند. به طوری که اگر کسی از شهر دیگری وارد این مجلس می شد و شناخت قبلی از این دو شخصیت مذهبی نداشت نمی توانست تشخیص بدهد کدام یک از اهل تسنن و کدامیک از تشیع است؟

یکی از آرزوها و آرمانهای دیرین امام موسی صدر وحدت امت اسلامی در سرتاسر جهان بود

امام موسی صدر می گفت: هیچ تناقض و اختلافی میان شیعه و سنی نیست. اینها پیروان دو مذهب از یک دین واحدند. وی با این تفکر به فعالیت های وحدت آفرین خود در لبنان عمق بخشید، در تابستان 1342 ش. طی مسافرت دو ماهه به کشورهای شمال آفریقا، در یک اقدام و ابتکار عمل تاریخی، توانست ارتباط مستمر و کارآمدی را میان مراکز اسلامی کشورهای مصر، مغرب و الجزایر با حوزه های علمیه و مراکز مذهبی شیعه در لبنان برقرار سازد.


ادامه مطلب
  نویسنده: شاهرخ احمدزاده ׀ تاریخ: جمعه بیست و سوم اسفند 1387 ׀ موضوع: دین و مذهب ׀

bullet وصف مقام صبر در ناملايمات

دو هفته پيش از طرف دوست انديشمندم بسته پستي حاوي در گرانبهاي شامل كتاب ارزشمند حضرت امام خميني ( ره ) با عنوان جنود عقل و جهل  و تكه كاغذ مزين به خط زيبايش در 2 خط را دريافت نمودم .

اين چند ين كلمه را بسيار گرانسنگ در ارائه يافتم :

((خداوندا دعاي بنده تو نه به خاطر خواسته خودش است حتي گذشت از گناهان مد نظر بنده نيست  چرا كه تو كريمي بلكه دعاي بنده خالص تو براي اين است كه در جوار رحمت تو بيارامد وحق بندگي را به جاي آورد ))

اما م راحل از جايگاه وسيع علمي و عملي و با تبحر در علوم نقليه و عقليه به شرح حديث نوراني  جنود رحمان و شيطان را نوشته است  با توجه به وزين بودن آراي والاي  حضرت امام خميني رحمت الله عليه و ضعف ايمان و علم حقير مدت مطالعه زياد به طول انجاميد وبر اين اعتقادم كه بدون اجتهاد در عرفان نظري و فلسفه الهي و جهد وافر امكان بهره گيري عالي از اين نگارش ثقيل امام ممكن نبود ولي همچون هر ايراني مسلمان كه در عصر امام رشد يافته ام و شاهد صدق و نهايت تقوي يك رهبر مسلمان بوده ام سير و مطالعه در انديشه هاي سازنده و اخلاقي اين مربي بزرگ اسلامي  را بر خود واجب ميدانستم .

در فصول پاياني اين كتاب در خصوص (( صبر )) و ضد آن (( جزع)) و مقامات هركدام  مطالبي نيك ياد گرفته ام كه ذكات اين اندوخته را در نشر آن بر خود واجب دانستم .

امام خميني

امام رحمت الله عليه صبر را اينگونه تعريف كرده است صبر يعني


ادامه مطلب
  نویسنده: شاهرخ احمدزاده ׀ تاریخ: یکشنبه سوم آذر 1387 ׀ موضوع: دین و مذهب ׀

bullet هركه گويد حق نگفت، آن كافر است

مجید مجیدی کارگردان صاحب سبک و دارای دید نو بر مقولات معنوی انسانی به نقل خود موفقیت خود را وامدارمکتب نبوی (ص) میداند در دهه 60 که نوجوانی بیش نبودیم با فیلم بایکوت او را شناختم و در دهه هفتاد با فیلم تلخی چون بدوک و عاطفه ایرانی در فیلم پدرو بسط اندیشه والای معنویش در فیلم های رنگ خدا و بچه های اسمان و بید مجنون شناختم و فیلمی که هنوز سعادت تماشای آن را نیافتم  فیلم آواز گنجشگهای او که تحسین جهانیان را برانگیخت و معنای بازگشت انسان بر هویت دینی و فطرت خداخواهی داوران و منتقدین برتر سینمای جهان را مجبوربه اختصاص جایزه به این فیلم کرد ...

مجید مجیدی                                           سروش

مجید مجیدی را بهتر بشناسیم

چند روز پیش او را در هیبت مردانه و بی غرض از دعوای سیاسی سیاست زدگان غافل ازدرد دین در چهارچوب تلویزیون دیدم که در منقبت از رسول مهربانیها زیبا دکلمه ای سود که بر دل نشست وساده بر جاهلان عصر که در  مصادیق آزادی بیان کاریکاتور های موهن و تمسخر آمیز بر پیامبر اکرم (ص) و دین اسلام نسبت داده تاخت  جاهلان عصر جدید از بدویان عصر جاهلیت قدم فراتر نهاده اند  بی هیچ پروایی از واکنش جهان اسلام و یا مایه های کم رنگ  واکنش مسلمانان بی هیچ حمله رسانه ای و یا دیپلماتیک باز هتاکانه ادامه میدهند به طوری که در ادعای خصمانه وزیر جنگ آلمان رسانه ها و روشنفکران غربی را به ا دامه خصومت مذبوحانه تشویق می نماید . واین سو تر مردی به که خود روزگارانی کمر به خدمت دین و فلسفه اسلامی بسته بود و در حلقه حجتیه ها و کیانیان نشست تا قبض و بسط تئوریک شریعت را نگاشت و بار ها بر دین و مذهب به عناوینی تاخت وطرفدارانش او را عظیم (چون معلم فلسفه دبیرستان ما) و مخالفانش به جای مناظره با شمشیر سیاست بر او تاختند و در زمانی که دردکانش هرچند با حلاوت شعر و حدیث همراه دارد بسته است و در آشوب زدگی تبلیغات سیاسی وکلای مردم در مجلس هشتم هنرمندی متعهد به کلامی شیوا احساسات پاک ایرانی مسلمان را به آقای عبدالکریم سروش که همپایه کاریکاتوریست های غربی و مغلطه کاران منحرف می باشد عنوان کرد و گفت : كسي كه ادعاي مولوي‌شناسي مي‌كند، و براي او بيش از معصومان ارج و اعتبار قائل است، بداند كه به حكم مُرادش مولوي، كافر است.
گرچه قرآن از لب پيغمبر است
هركه گويد حق نگفت، آن كافر است
اين همه آوازها از شَه بُوَد
گرچه از حلقوم عبداله بود

متن سخنرانی مجید مجیدی در انجمن روزنامه نگاران مسلمان

مجيد مجيدي، كارگردان برجسته و مستقل ايراني كه اكنون آوازه او در سراسر جهان پيچيده، با انتقاد شديد از هتاكي اخير عبدالكريم سروش به پيامبر اكرم(ص)، او را همنوا با كاريكاتوريست‌هاي دانماركي دانست.در حالي كه مدعيان ديانت و اصولگرايي بيش از هر چيز در پي مقاصد سياسي خود و حذف رقيب هستند، مجيدي كه به تازگي با «آواز گنجشك‌ها» برنده جشنواره بين‌المللي برلين شد، با بيان هنرمندانه خود پاسخ «برداشت‌هاي سال 86» سروش را داد كه با تشبيه دريافت پيامبر اكرم(ص) از وحي به برداشت شاعران گفته بود: پیامبر نقشی محوری در تولید قرآن داشته است.

سروش كه حدود يك سال پيش عصمت امامان شيعه را زير سؤال برده بود، به تازگي در برداشت جديد ديگري از اسلام، وحي و قرآن را توليد پيامبر(ص) خوانده و گفته بود: آنچه قرآن درباره‌ وقايع تاريخي، ساير اديان و ساير موضوعات عملي زميني مي‌گويد، لزوماً نمي‌تواند درست باشد!

مجيدي ادامه داده است: بدون تكيه به معنويت، آنچنان كه در جاي‌جاي جهان مي‌بينيم انسانها، گرگهاي درنده‌اي خواهند شد كه درندگان وحشي نيز شرمنده ددمنشي‌هاي آنانند. در شرايطي كه جاي خالي «خدا» بيش از هر زمان و عصري احساس مي‌شود و تاريخ گواه آن كه بدون خدا، هر عملي مباح و آزاد است، بايد آزادگان نگران باشند، و از آن ميان، هنرمندان آزاده. در اين صورت چه باك از برچسب «تكرار» كه اگر تكرار «مذموم» بود و ناپسند بايد اولين اعتراض و بزرگترين اعتراض را به پيامبران نمود كه در طول اعصار و قرون، همه، سخن تكراري بر زبان رانده‌اند و پيام تكراري «بازگشت به معنويت» را سر داده‌اند.

پیامبر

در سالروز وفات پیامبر اکرم (ص) فرصتی شد تا سیری بر سیرت آن اسوه حسنه داشته باشم کتاب نهج الفصاحه یادگار دوستم سبزینه را با خود دارم آرام می کند مسیر حرکت توان مضاعف و صلاح امور میدهد .

دشمنان هميشه براي تخريب چهره نبوي و رهبران آسماني از شيوه‌هاي گوناگون بهره مي‌گيرند و ترور شخصيت آن بزرگان را در برنامه دارند، به پيامبر بزرگوار اسلام اتهام‌هاي: جنون، ساحري، شاعري، کاهن بودن، خوش باوري، گمراهي، و ... وارد آوردند، اين مقاله تنها به موضوع تمسخر و استهزاي آن پيشواي بزرگ پرداخته است که اکنون از سوي صهيونيسم و وابستگان آن، همين شيوه دنبال مي‌شود.

رهبري، ستون اصلي جامعه اسلامي است و هرگونه آسيب رساندن به آن پيامدهاي خطرناکي براي تمام ارکان دين و جامعه دارد. دشمنان اسلام با درک همين تأثير گذاري، همواره کوشيده‌اند رهبري جامعه اسلامي را از هر راه ممکن، تضعيف و ناکارآمد سازند. اقدامات خصمانه، گاه در قالب قتل، زندان، تهديد و ترور جاي مي‌گيرند و زماني در چهرة اقدامات فرهنگي و تخريب شخصيتي ظاهر مي‌شوند.

تمسخر شخصيت رسول خدا، طي سال‌هاي اخير، از غوغاي کتاب آيات شيطاني، آثار نويسنده زن بنگلادشي، روشنفکرنماي ترکيه‌اي، تا «کاريکاتورهاي دانمارکي» و... جملگي در مقابل نگاه‌هاي ناباورانه مسلمانان رخ داده و بهت و حيرت آنان را در پي داشته است. اما مطالعه قرآن کريم و تاريخ اسلام، گوياي اين واقعيت است که اين اقدامات، بي‌سابقه نيست و دشمنان از آغاز بعثت تا رحلت پيامبر اکرم از اين ابزار به عنوان وسيله تخريب شخصيت آن حضرت سود برده‌اند.

 آيات فراواني از قرآن کريم ناظر به اقدامات خصمانه فرهنگي و به اصطلاح براندازي «نظام و رهبري» از طريق تضعيف و تخريب چهره رهبري اسلامي؛ يعني شخص رسول‌الله است؛ اقداماتي که در هر عصر، از جمله دوره ما نيز براي تخريبي چهره رهبران ديني به کار مي‌رود. دفاع قرآن از ساحت پيامبر در برابر تخريب شخصيتي نيز گوياي وظيفه جامعه اسلامي در حمايت همه جانبه از رهبري اسلامي و خنثي سازي اقدامات تخريب است. شايد فلسفه فضيلت صلوات هميشگي بر پيامبر اعظم و اهل بيت وجود تهاجم هميشگي دشمنان بر آن بزرگوار باشد.

صلوات بر محمد وآل محمد

من که فکر می کنم نباید بیش از این مجال هتاکی داد مجال گفتمان ومناظره به سروش و رفتارهای رسانه ای و تبلیغاتی به کاریکاتورهای موهن و از همه مهمتر عمل به سیره مردی که می تواند تجلی اسلامی و عزت ما مسلمانان باشد در این میان نقش رسانه ها علمای واقعی دین ( نه دنیا زدگان عالم )مربیان و معلمان و هبران  سیاستمداران و مدیران چقدر سنگین است ولی فراتر از وسع انسانی نیست چون عمل به شریعت اسلامی به انسان امانت دار در توان اوست اگر دچار مرض  امیال نفسانی وسوسه گر نباشد دین مداری در ساختار مهدویت و انتظار ... آنوقت به خاطر کاریکاتورهای بی شمار به دین و پیامبراسلام از سوی ضالین باید قلب انسانی بیاستد تحصن تجمع شعار راهپیمایی اعتراض و عذر خواهی نمودن سیاست مداران و.... ولی

چهل حدیث نبوی (( گلچینی از استاد دکتر ابراهیم صفری ))

فراز و فرود اندیشه دکتر سروش( مطلب جالب از استاد حجت السلام کریم جباری )

 


  نویسنده: شاهرخ احمدزاده ׀ تاریخ: شنبه هجدهم اسفند 1386 ׀ موضوع: دین و مذهب ׀

bullet حالمون تو محرم چه خوب میشه خدایا ...

عشق حسين (ع) را نتوان به بازي گرفت ...


 نوكر حسيني اي يار بي ريا باش 

 اين بزم ,  بزم عشق است هرگز ريا ندارد

عاشورا

محرم , عاشورا , كربلا , حسين  , زهرا , ابالفضل العباس , اين نامها ساليان درازي است با فرهنگ ايرانيان مسلمان و بالاخص شيعيان در هم آميخته است . ايرانيان قرن هاست به سيد الشهدا ارادت پيدا كردهاند و او را از اركان تكامل نهضت خود دانسته اند و هميشه هدف والاي او كه تشكيل يك حكومت عادل اسلامي بوده است را سر مشق قرار داده اند

اما واقعيتي تلخ دنياي ارادتمندان را به سخره گرفته است و اين عشق را به بيراهه       مي برد در حاليكه در عصر حاضر شاهد تندترين و پررنگ ترين ميزان علاقه مردم به امام حسين (ع) هستيم  و بايد بگوييم كه دچار چه طرز فكرنادرستي به او گشته ايم و به تبع آن رفتار نامناسبي را نسبت به هدف روحاني او در پيش گرفته ايم . ما فكر مي كنيم همه كساني كه جامه سياه بر تن مي كنند و به همراه دسته ها  و هياتهاي عزاداري تا نيمه هاي شب در خيابانها بر سر وسينه مي زنند  دلداده حسين اند . ما فكر ميكنيم اگر هر هياتي ابهت و شوكت بيشترو مداحان خوش الحان و نام آور تري دارند و گروه طبال باشكوه تري داشته باشند  بيشتر جلب توجه مي كند , عشق خود را به حسين بيشتر نشان داده است ما عشق به ائمه (ع) و عشق به امام حسين را با شير از مادر گرفته ايم ...

عاشق واقعي نيازي  به جلب توجه ندارد .

اين مدعيان در طلبش بي خبرانند                                                          كانراكه خبري شد خبري بازنيامد

 

عزادر حسين (ع) كسي است كه دست نيازمندان را مي گيرد و هميشه با ياد آن امام همام سنت حسنه امر به معروف ونهي از منكر حتي  به قيمت ضرر به منافع مادي خود ادامه بدهد وهرروز را عاشورا و هر روز را كربلا بداند ...

ظاهر سازي در اين ايام و نفس سركش را بي امان  راه دادن در روزهاي  عاشوراي حسيني گناهي است كه دل دردمندان مظلوميت ابا عبدالله الحسين را به درد مي آورد .

قيام  زاده شير علي (ع) براي تعالي چه آرماني صورت گرفت ؟ مگر نه اينكه براي انحطاط كج انديشي ها و بي فكري ها و گمراهي ها بود ؟ بشر به ظاهر متمدن امروزي در اين دام گرفتار آمده است  دردي كه امام حسين (ع) بر عليه آن قيام كرد تا جايي كه بر سر آرمانش به شهادت رسيد ولي اين  عده اي بي خبر از رسالت والاي او به نام او داد و ستد مي كنند به بهانه عزاداري او به معابر آمده و براي بانوان مزاحمت ايجاد مي كنند و رسالت زينب را پاس نمي دارند ودر اين ايام به بهانه هاي گمراه كننده خود را به بازار عرضه مي آورند انگار روز عزاي مسلمين نيست كه اينگونه بزك كرده تير نگاههاي آلوده   خود را به همه جا روانه مي دارد .

مولايي كه 14 قرن پيش شمع فروزان وشب افروز شيعه بوده است  جز پروانه هيچ حشره اي لايق سوختن در آتش عشق او نيست كه عشق حسين را به بازي نمي توان گرفت و باز سر حرف خود مي مانم اين غم عزاي حسين (ع) شوري ديگر بر جانها مي آفريند و شعفي صد چندان براي تذهيب وتزكيه مي آورد كه شوق آن وصف ناپذير است  خدايا ما را از شر نفس وسوسه گر در امان نگه دار ...


همه هستی ام حسینه

می و مستیم حسینه

محرم

این روزها هوای می شم شب تاسوعا برای من شب حاجت از درگاه سلطان قلب ها باب الحوائج است و عاشورا روز تامل در خودم که خدایا مددی کن تا من شروع کنم  .... آدم باشم...

                         این روزها همین که سکوت و مجلس نشنی حسین (ع) لذتش زیاده حال می کنم ... خدا به حرمت این ایام عاقبت همه ما را ختم به خیر و عاری از آلایش های دنیوی و معنویت را حاکم دلهای زنگار گرفته ما کند ...

ای منی آواره گویان ابوالفضل

                گلمیشم امداده اویان ابوالفضل


  نویسنده: شاهرخ احمدزاده ׀ تاریخ: چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 ׀ موضوع: دین و مذهب ׀

bullet مخالفان حضرت مهدي (عج) :

مخالفان حضرت مهدي (عج) :

قسمت اول :

 

امام دشمنان كينه توزي چون مستكبران بيدادگر را خواهد داشت ولي معارضان داخلي نيز در انحراف نهضت  و نابودي آن نيز خواهند كوشيد .

بيشترين كارشكنيها از جانب كساني است ادعاي موافقت با امام را دارند و خود را از منتظران مي دانند اينان امام را نه بخاطر پياده نمودن اسلام اصيل بلكه به عنوان بر آورده كننده هوسها و آرزوهاي خود مي خواهند پس  از پيوستن به امام چون منافع نامشروع آنها در خطر مي افتد به توجيه اهداف خود روي مياورند و با سلاح دين و مذهب به جنگ امام مي روند كه به فرموده امام صادق (ع)  :

 

(( چه بسيار كساني كه ادعاي پيروي او را دارند ولي پس از ظهور حضرت از او روي برمي گرداند ))

                                                                        ميزان الحكمه ري شهري جلد 1 صفحه 292

 

خدا كند توبيايي

 

 

 

مخالفان حضرت مهدي (عج) عبارتند از

-         راحت طلبان

-         جمود انديشان

-         كافران و منافقان

 

در اين قسمت به بررسي دشمنان راحت طلب امام اشاره خواهيم كرد .

راحت طلبي ريشه در خود پرستي دارد خود خواهي ريشه همه مفاسد است كه تمام اعتقادت اخلاقي انسان را دگرگون مي كند

لذت طلبان دين را به گونه مزاحم مقاصد خود در زمينه رفاه مي دانند دنبال احكام ساده و بي دردسر هستند

انقلاب جهاني امام زمان بدون گذشتن از آتش و خون به پيروزي نمي رسد در نبرد محرومان با مستكبران برق تيغ بلا ايمانها را به آزمايش در مي آورد مومنان راستين پيشاپيش به استقبال رفته و خود ا براي بلايا آماده مي كنند ولي راحت طلبان با دستاويزي از مذهب در پي توجيه وضع و پايگاه خويش هستند اينان درفكر زندگي خود هستند و در دروان انتظار فقط  به دعا متوسل مي شوند  براي اينان مفاهيمي چون امر به معروف و جهاد و مبارزه با ستم وجود اجرايي ندارد ...

امام خميني رحمه الله عليه اين عده را زيبا توصيف كرده است :

 

(( از صدر اسلام تا كنون دو طريقه و دوخط بوده اند يك خط اشخاص راحت طلب كه تمام همشان اين است كه يك طعمه اي پيدا كنند و بخورند و بخوابند و عبادت خدا را آنهايي كه مسلمان بودند مي كردنداما آنان  راحت طلب بودند ... از اول نهضت اسلامي ما شاهد اين افراد بوديم تكليف را اين مي دانستند كه نمازي بخوانند وروزه اي بگيرند ))

                                                                                   صحيفه نور جلد 15 صفحه 45

 

اين دسته همراه كافران و ستمگران مي مانند در هنگام ظهور هم شيوه زندگي خود را تغيير نمي دهند درپاسخ امام براي جهاد با مستكبران آيات تقيه را مي خوانند .امام زمان درمقابله با توجيه كژانديشان آنان را به قرآن استدلال مي كند و حق را آشكار مي سازد و سرانجام راحت طلبان منكر را در رديف منافقان كيفر مي دهد

امام صادق (ع) مي فرمايد

 

(( فلسفه تشريع تقيه حفظ خونهاست اگر تقيه به مرز خون رسد جاي تقيه نيست به خدا سوگند اگر شما به ياري ما دعوت شويد خواهيد گفت ما در تقيه هستيم و نمي توانيم شما را ياري دهيم اگر قائم ما بپاخيزد به ياوه گوئيهاي شما گوش نخواهد داد و در حق بسياري از شما مردم منافق حدود خداوند را جاري خواهد ساخت . ))

 

                                                             وسائل الشيعه  شیخ حر عاملي جلد 11 صفحه 483


چقدر از اين نوع جماعت در قبل از ظهور آن امام همام هم تنفر دارم به نام دين آبروي دين مي برند و نان مي خورند از حاجت هاي مردم كه نعمت خدا ست بر آنان تا رحمت كسب كنند با توجيه روي بر مي گردانند  ...


  نویسنده: شاهرخ احمدزاده ׀ تاریخ: یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385 ׀ موضوع: دین و مذهب ׀

bullet این مقاله سعادتی بود که نصیبم شد ...

مدينه فاضله در عصر ظهور

 

انديشه بهتر زيستن داشتن جامعه عالي انساني از نمونه بارزترين انديشه هاي از عصر باستان تا عصر جديد است از مدينه فاضله يا آرمان شهر زميني كه در آن از نابسامانيها و دغدغه هاي انسانها در كاسته گردد اين روياي بشر هميشه براي تالمات خودش درماني يافتن است كه تاريخ انديشه هاي سياسي و اجتماعي از اين نوع تفكرات را در خود زياد به خاطر دارد فلسفه رم باستان تا دنياي مدرنيته شرق و غرب جديد نگرش هاي مختلفي براي اين انديشه داشته و خصوصيات متنوعي را براي آن تعريف كرده كه موضوع انسان محوري رادر نظريت مختلف مي توان ملموس تر ديد .

مرور و مطالعه ويژگيهاي و تعاريف اين نظريات در مجال اين مقاله نيست آنچه بيشتر مورد تاكيد نگارنده است بررسي ويژگيهاي مدينه فاضله اسلامي كه با ظهور منجي عالم بشريت  ( عج) به ما وعده داده اند وبررسي اجمالي برجستگي هاي آن در حد توان است كه اميد است مورد قبول بقيةالله اعظم اروحنا فدا قرار گيرد .

مدينه عدالت :

عدل واژه غريب نيست  بشر براي رسيدن به اين روياي خود كه حقيقتي قريب نيز هم هست نبرده كرده و رنج ها كشيده و افتخاات آفريده و حكومت ها بوجود آورده و انحرافاتي را به نقد كشيده .ولي هنوز هم مي  توان ناله ها و زجه ها و آه درد ناك  حاصل از هراس و ناامني جنگ و فقر را از دل انسان مدرن امروز كه به نوعي به طراحي اختياري طبيعت پرداخته نيز مي توان شنيد وانسان مدرن امروزي همانند همتايان خود در اعصار گذشته دنبال گمشده خود براي كسي است كه رنج او را التيام دهد براي رسيدن به آن جانفشاني ها كرده و لي باز دنبال منجي جوامع الشرايط است كه نويد آن در متون ديني اديان آمده وآيا براستي اين منجي را در متن قران و محتوي اسلامي مي توان يافت .

مهدي

 

در بيان ويژگيهاي هاي  عصر ظهور و شروع حكومت امام زمان (ع)   عدالت و قسط واژه عجين است روايا بسياري از علماي برجسته اسلامي نقل شده است عدل آشكار ترين صفات نيك آن حكومت  بزرگ است براي همين در دعاي شب هاي رمضان نام مباركش عدل ناميده شده است .

الهم وصل علي ولي امر ك القائم المومل و العدل المنتظر

خداوندا به ولي امر خود كه قيام كننده و ... و عدل مورد انتظار همه است درورد فرست  (1)

درجاي ديگر همين عنوان را به گونه اي ديگر مي يابيم

اول العدل و آخره  (2)

السلام علي القائم المنتظر و العدل المشتهر  (3)

 

در روايات ظهور عدالت چنان عطش بر انگيزترسيمگرديده انسان در اين گمان مي ماند كه جهان براي رسيدن به اين نقطه فرجام باقي مانده است و خداوند چنان بر اين مهم تاكيد دارد كه اگر حتي يك روز از عمر دنيا باقي مانده باشد آن را چنان طولاني خواهد كرد تا روياي حقيقي موعود از راه برسد .

 

در سايه اين عدالت هيچ انساني در قيد بندگي و بردگي باقي نمي ماند . (4)

حقوق به يغما رفته انسانها به آنها باز مي گردد.(5)

بندهاي پيدا و نا پيداي بندگي از سر و گردن انسانها باز مي گردد و زمينه استثمار انسان از انسان به كلي بر چيده مي شود. (6)

كار گزاران ظلم و بيداد مورد باز خواست قرار مي گيرند. قاضيان و حاكمان كژ رفتار از مسووليت خويش عزل مي شوند و زمين از هر نوع خيانت و نارستي پاك مي گردد. (7)

گردكشان و مستكبران در هم كوبيده مي شوند و محرومان و مستضعفان در استرجاع حق خويش كامياب مي گردند. (8)

 ديگر ناله هيچ مظلومي در گلو خفه نمي گردد اشك وآه هيچ دل سوخته اي بلند نمي گردد هيچ انساني گرسنه سر بر بالين نمي گذارد و هيچ محرومي با كينه و دغدغه نا امني روزگار سپري نمي كند.

 

و اينها افسانه نيست بلكه به راستي تمام ان چيزي است كه بر ما وعده داده اند و ما را در انتظار آن به برترين عبادت فرا خوانده اند كه انتظار آمدن او انتظار گامهاي عدالت است.

در فرصت هاي بعدي به بررسي ابعاد مختلف مدينه فاضله از جهات علمي امنيتي و رفاهي و ... خواهيم پرداخت .

 

منابع :

1 – مكيال و مكارم – ميرزا محمد تقي موسوي اصفهاني

2 – كمال الدين و تمام انعمه- شيخ صدوق

3 – مفاتيح الجنان – شيخ عباس قمي

4 و5 و6 و7 – بحار الانوار

7 – سوره قصص  آيه 5


متن بالا نذر منه به حريم مولا كه آرامم كند و مرا به خودم بازگرداند و .... تقديم به همه اهالي سرزمين روزهاي عاشقي كه اميدوارم من عضو تيم عاشق خود بكنند ....

 

 خيلي آشفته حالم  كمي اوضاع روحي و جسميم خوب شد سرگذشت آنچه برسرم در اين دو ماهه آمده را خواهم نوشت منتظر التفات دوستان هستم .... 


  نویسنده: شاهرخ احمدزاده ׀ تاریخ: سه شنبه هشتم اسفند 1385 ׀ موضوع: دین و مذهب ׀

bullet چه فرخنده شبی است میلاد وفادار کربلا

چند روزی است

با صدای  اذان بیدار می شوم

چشم که می گشایم

موذنی نیست

 

باورت هست

خدای شما

مرا به – خود – می خواند

 

دلم تسبیحی از فیروزه می خواهد

می خواهم شکر ِ سرشار به جا آورم

 

راستی

وقتی به مصاف طبیعت می آمدم

اولین چیزی که در سحر زمزمه می کردم

زیارت ِ همیشه سبز ِ کربلا بود

 

مسیح می داند

من بی تقدس ِ  جاری نور

هیچ ام !

 

بگذار آنها

مرا باز  کـــــــافـــــر بنماند

 


عجب فرخنده شبی است جسمم اینجا و دلم بین الحرمین ...

خدایا زیارتی نصیب و تا عمر دارم مرا و همه محبان را خانه زاد روضه و مجنون کربلا نگه دار ...

ولادت سید و سالار دل شیعیان حضرت امام حسین (ع) و ماه منیر قمر بنی هاشم یل علمدار کربلا وفادار ولایت حضرت ابالفضل العباس مبارک باد.


  نویسنده: شاهرخ احمدزاده ׀ تاریخ: دوشنبه ششم شهریور 1385 ׀ موضوع: دین و مذهب ׀

bullet عيد عاشقان مبارك
صلوات

عيد بزرگ مبعث بر همه عاشقان مبارك باد ...

نذر صلوات بر محمدو آل محمد (ص) يادتان نرود


  نویسنده: شاهرخ احمدزاده ׀ تاریخ: سه شنبه سی و یکم مرداد 1385 ׀ موضوع: دین و مذهب ׀

bullet وصف اوج کمال جمال حضرت زهرا (س)

« زهرا » 

 

 

... شهادت

 

 

 

زهرا در لغت به معنای درخشنده، روشن و مترادف هایی از این قبیل است. این لقب از هر جهت برازنده ی این بانو است.

او چهره ی درخشان زن مسلمان، فروغ تابان معرفت و نمونه ی روشن پرهیزکاری و خداپرستی است. این درخشندگی به ساعتی مخصوص و روزی معین اختصاص ندارد. از آن روز که وظیفه ی خود را تعهد کرد، تا امروز و برای همیشه چون گوهری بر تارک تربیت اسلامی می درخشد.(1)

در روایات آمده است هنگامی که فاطمه ی زهرا سلام الله علیها به عبادت و نماز می ایستادند اهل آسمان از نور ایشان بهره می گرفتند چنان که زمینی ها از نور خورشید بهره مند می شوند.

فاطمه ی زهرا سلام الله علیها از نور عظمت خداوند به وجود آمده است.

جابر از امام حسین علیه السلام سوال کرد: چرا فاطمه را زهرا نامیدند؟

ایشان فرمودند: خداوند فاطمه سلام الله علیها را از نور عظمت خود آفرید. وقتی فاطمه سلام الله علیها درخشید زمین و آسمان را نورانی کرد چشم های ملائکه غرق نور شد و خداوند را سجده کردند و از روی تعجب گفتند: خداوندا! این چه نوری است؟ وحی شد که این یکی از نورهای من است. در آسمان جایش دادم و از آن نور، ائمه ی هدی به وجود آمدند تا دستورات مرا اجرا نمایند و مردم را هدایت کنند. آن ها بعد از قطع شدن وحی جانشینان من در زمین هستند.(2)

روشنگری لازم:

درخشندگی باطنی خاندان پیامبر صلوات الله علیهم اجمعین بر کسی پوشیده نیست. این چهارده نور پاک چراغ هدایت بشریت هستند. جهان تاریک مادی، فقط با نور ارشاد و هدایت های این انوار مقدس به طرف ملکوت گام بر می دارد.

شیعه، ائمه ی اطهارعلیهم السلام را با وصف «مصباح الهدی و سفینة النجاة» می شناسد.

فاطمه ی زهرا سلام الله علیها علاوه بر درخشندگی باطنی، نوعی درخشندگی چهره و ظاهر نیز داشتند. این تفضلی است که خداوند متعال به این بانوی با تقوی عنایت نموده است.

تذکر این نکته لازم است که هیچ نیازی به ضعیف شمردن این روایت نیست، زیرا

اولا: درباره ی درخشندگی ظاهری فاطمه ی زهرا سلام الله علیها تواتر معنوی وجود دارد.

ثانیا: این خصوصیات جسمانی فاطمه ی زهرا سلام الله علیها بر الگو بودن ایشان لطمه ای وارد نمی کند. زیرا ایشان الگوی رفتاری همه ی جهانیان است نه الگوی جسم و تن مردم.

ثالثا: بعضی از این روایات که نشان دهنده ی نورانیت شدید ایشان است، به صورت مقطعی بوده و شاید یک یا بیشتر اتفاق نیفتاده باشد و آن هم برای شناساندن مقام معنوی فاطمه ی زهرا سلام الله علیها به جهانیان و در نتیجه هیچ ضرورتی برای حمل این روایات به معنی مجازی نیست.  

فاطمه ی زهرا سلام الله علیها درخشنده چون ماه

امام رضا علیه السلام فرمودند: هلال ماه که ظاهر می شد نور فاطمه سلام الله علیها بر آن غلبه می کرد و کسی نمی توانست نور هلال ماه را ببیند؛ تا این که حضرت فاطمه سلام الله علیها از آن جا می رفتند آن گاه هلال ماه دیده می شد.(3)

در جای دیگر عایشه می گوید: شب هنگام ما در نور صورت فاطمه ی زهرا سلام الله علیها خیاطی، بافندگی و پشم ریسی می کردیم. و چون صورتی بسیار درخشنده داشت، زهرا نامیده شد.(4) 

تعجب اهل مدینه از محراب غرق نور فاطمه ی زهرا سلام الله علیها

ابان بن تغلب می گوید: از امام صادق علیه السلام سوال کردم: ای فرزند پیامبر! چرا فاطمه سلام الله علیها را زهرا  گویند؟ فرمودند: فاطمه سلام الله علیها برای امیر المومنین علیه السلام در طول روز سه بار می درخشید نور او در هنگام صبح، زمانی که مردم خواب بودند، حیاط خانه ی آن ها را نور افشانی می کرد. همه متعجب شدند خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله رسیدند و سوال کردند: این چه بود که ما دیدیم؟ پیامبر صلی الله علیه و آله آن ها را به منزل فاطمه ی زهرا سلام الله علیها فرستاد. وقتی که به منزل فاطمه ی زهرا سلام الله علیها آمدند، دیدند آن حضرت روی سجاده ی خود نشسته و در حال نماز است و نور ازصورت او از میان محراب می درخشد. همه دریافتند آن چه دیده اند نور فاطمه سلام الله علیها بوده است. هنگام ظهر، وقتی برای نماز آماده شدند، نور زرد رنگ از ایشان ساطع گشت که تمام خانه های مدینه را فرا گرفت رنگ صورت و لباس همه ی مردم زرد شد .پیش پیامبر صلی الله علیه و آله آمدند و از آن چه دیدند سوال کردند. باز پیامبر صلی الله علیه و آله آن ها را به منزل فاطمه سلام الله علیها فرستاد. این بار حضرت فاطمه سلام الله علیها را در محراب دیدند در حالی که از صورت ایشان برای پیامبر صلی الله علیه و آله و علی علیه السلام نوری زرد رنگ می درخشید. فهمیدند آن چه دیده اند از نور فاطمه سلام الله علیها بوده است و هنگامی که خورشید غروب نمود صورت زهرا قرمز گشت و نوری قرمز از ایشان می درخشید. این نور داخل منازل مردم مدینه گشت، خانه های مردم قرمز شد و در تعجب فرو رفتند. مردم دوباره پیش پیامبر صلی الله علیه و آله آمدند و از این مطلب سوال کردند، پیامبر صلی الله علیه و آله آن ها را به منزل فاطمه ی زهرا سلام الله علیها فرستاد آن ها به منزل فاطمه سلام الله علیها آمدند و ایشان را روی سجاده دیدند در حالی که خداوند را تسبیح می گفت و از سیمای ملکوتی ایشان نوری قرمز می درخشید، دریافتند آن چه دیده بودند از نور سیمای فاطمه سلام الله علیها بوده است. این نور در سیمای فاطمه سلام الله علیها بود تا زمانی که امام حسین متولد گشت از آن به بعد این نور در سیمای هر یک از اهل بیت بود و تا قیامت از چهره ی همه ی امامان درخشش خواهد داشت.(5) 

پی نوشت ها

1.سید جعفر شهیدی زندگانی فاطمه زهرا سلام الله علیها ص 22

2.بحار الانوار ج 43 ص 12/ 5 از علل الشرایع

3.بحار الانوار ج 43 ص 56 /49 از فضائل شهر رمضان صدوق

4.فاطمه زهرا بهجه قلب المصطفی ج 1 ص 180 از احقاق الحق ج 19 ص 16

5. بحار الانوار ج 43 ص 11/2 از علل الشرایع 

 

 


شهادت مظلومانه ریحانه رسول مادر دردمند عالم

 

حضرت فاطمه زهرا (س)

 

 بر مسلمانان جهان تسلیت باد .


  نویسنده: شاهرخ احمدزاده ׀ تاریخ: جمعه دوم تیر 1385 ׀ موضوع: دین و مذهب ׀

bullet به مناسبت سفر ابدی روشنفکر دینی و غربت او

شگفتا! ... وقتی بود، نمی‌دیدم. وقتی میخواند، نمیشندیم. وقتی دیدم که نبود؛ وقتی شنیدم که نخواند.

چه غم انگیز است که وقتی چشمهای سرد و زلال در برابرت میجوشد و میخواند و مینالد، تشنهی آتش باشی و نه آب؛ و چشمه که خشکید، چشمه که از آن آتشی که تو تشنهی آن بودی، بخار شد و به هوا رفت و آتش کویر را تافت و در خود گداخت و از زمین آتش رویید و از آسمان آتش بارید، تو تشنهی آب گردی و نه تشنهی آتش و بعد عمری گداختن از غم نبودن، کسی که تا بود از غم نبودن تو میگداخت.

 

«دکتر علی شریعتی»

این هم یه نوع حقوق شهروندیه دیگه...!!! چگوارا ؛ شریعتی و روزنامه کار و کارگر..!؟

علی

ز

هبوط ... دكترعلي شريعتي
مرا كسي نساخت، خدا ساخت ؛ نه آنچنان كه « كسي ميخواست »، كه من كسي نداشتم ، كِسم خدا بود. ِكس بي ِكسان. او بود كه مرا ساخت، آنچنان كه خودش خواست، نه از من پرسيد ونه از آن « منِ ديگر » م . من يك گِلِ بيصاحب بودم. مرا از روح خود، در آن دميد و بر روي خاك و در زير آفتاب ، تنها رهايم كرد. مرا به خودم واگذاشت. عاق آسمان ! كسي هم مرا دوست نداشت؛ به فكرم نبود. وقتي داشتند مرا مي آفريدند،  كسي آن گوشه خدا خدا نميكرد... وقتي داشتم روح ميپذيرفتم ، شكل ميگرفتم ، قد ميكشيدم، چشمهام رنگ ميخورد،چهرهام طرح ميشد، فرشتهاي ظريف و شوخ و مهربان و چابك پنجهاي ، با نوك انگشتانِ سِحر آفرينش ، آن را صاف وصوف نميكرد... وقتي ميخواستند كارِ دل را در سينه ام آغاز كنند ، آشنايي دلسوز و دلشناس نداشتم تا برود و بگردد و از خزانه اي دلهاي خوب ، بهترين را برگزيند...


سروده شریعتی
  نویسنده: شاهرخ احمدزاده ׀ تاریخ: شنبه بیست و هفتم خرداد 1385 ׀ موضوع: دین و مذهب ׀

bullet برکات صلوات برمحمد (ص) و آل محمد
 

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

پيام جهان هستى‏

يكى از اذكار مهمى كه انسان را به خدا نزديك مى‏كند و در مسير حق ثابت‏قدم نگاه مى‏دارد، صلوات بر پيامبر صلى الله عليه و آله و آل اوست.

درود و صلوات بر پيامبر صلى الله عليه و آله موجب علوّ درجات و ثواب براى فرستندگان آن خواهد بود و ديگر اين ‏كه فرستادن صلوات سبب مى‏شود نام و ياد پيامبر اکرم صلى الله عليه و آله براى هميشه زنده و جاويد بماند. به همين دليل آفريدگار عالم هستى و تمام فرشتگانى كه تدبير اين جهان به فرمان حضرت حق بر عهده آن‏ها گذارده شده است، بر او درود مى‏فرستند. اكنون كه چنين است تمام انسان‌ها بايد با اين پيام جهان هستى هماهنگ شوند و بر او درود بفرستند:

«اِنَّ اللهَ وَ ملائكَتَهُ يُصَلُّونَ على النّبىَّ يا ايّها الّذين آمنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَ سَلَّمُوا تسليماً» (1)؛ خدا و فرشتگان بر پيامبر درود مى‏فرستند؛ اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، بر او درود فرستيد و سلام گوييد و كاملاً تسليم (فرمان او) باشيد.»

درباره كيفيت صلوات بر پيامبر صلى الله عليه و آله، در روايات بى‏شمارى كه از طرق اهل سنت و اهل‏بيت ‏عليهم‌السلام رسيده، صريحاً آمده است كه «آل محمد» را به هنگام صلوات بر «محمد» بايد افزود در غير اين صورت صلوات ابتر و ناتمام خواهد بود. پيامبر اکرم صلى الله عليه و آله فرمودند: بر من درود ناقص نفرستيد. گفتند: اى رسول خدا! درود ناقص چيست؟ حضرت فرمودند: اين كه بگوييد: اللّهُمَّ صَلّ على محمّدٍ.
بلكه بگوييد: اللّهُمَّ صَلّ على محمّدٍ وَ آلِ محمّدٍ.

پيامبر صلى الله عليه و آله، گوهر گران‏قدر در عالم آفرينش است و اگر به لطف الهى در دسترس انسان‌ها قرار گرفته، نبايد ارزانش بشمارند و ارج و مقام او را در پيشگاه پروردگار و نزد فرشتگان فراموش كنند. او انسانى است كه از ميان انسان‏ها برخاسته، ولى نه يك انسان عادى، بلكه انسانى كه يك جهان در وجودش خلاصه شده است.(2)

ابوحمزه ثمالى از يكى از ياران پيامبرصلى الله عليه و آله به نام "كعب ابن عجوه" چنين نقل مى‏كند:

هنگامى كه آيه 56 سوره احزاب نازل شد، عرض كرديم "يا رسول الله! سلام بر تو را مى‏دانيم، ولى صلوات بر تو چگونه است؟" فرمود، بگوييد:

«خدايا! صلوات و بركات خود را بر محمد عليه السلام و آل محمد عليهم السلام قرار بده همچنان كه بر ابراهيم و آل ابراهيم(ع) قرار دادى. همانا تو ستوده و بخشنده‏اى و بر محمد صلى الله عليه و آله و آل محمد عليهم السلام بركت ببخش چنان كه بر ابراهيم‏ عليه السلام و آل ابراهيم بخشيدى كه تو ستوده و بزرگوارى.» (3)

رسول خدا فرمودند: «اِنَّ اولىَ النّاسَ بى‏ يَوْمَ القيامةِ أَكْثَرُهُمْ عَلىَّ صَلاةً»؛ سزاوارترين مردم در روز قيامت به من آن كسى است كه بيشتر بر من درود فرستد.»

كيفيت صلوات‏

درباره كيفيت صلوات بر پيامبر صلى الله عليه و آله، در روايات بى‏شمارى كه از طرق اهل سنت و اهل‏بيت ‏عليهم‌السلام رسيده، صريحاً آمده است كه «آل محمد» را به هنگام صلوات بر «محمد» بايد افزود در غير اين صورت صلوات ابتر و ناتمام خواهد بود. پيامبر اکرم صلى الله عليه و آله فرمودند: بر من درود ناقص نفرستيد. گفتند: اى رسول خدا! درود ناقص چيست؟ حضرت فرمودند: اين كه بگوييد: اللّهُمَّ صَلّ على محمّدٍ.

بلكه بگوييد: اللّهُمَّ صَلَّ على محمّدٍ وَ آلِ محمّدٍ.(4)

امام صادق ‏عليه السلام نقل مى‏كند كه روزى رسول خدا صلى الله عليه و آله از اميرالمؤمنين ‏عليه السلام پرسيدند: آيا نمى‏خواهى مژده‏اى به تو بدهم؟ آن حضرت جواب داد: چرا، پدر و مادرم فداى تو كه هميشه مژده ‏دهنده به همه خيرها هستى. پيامبر اکرم صلى الله عليه و آله فرمود: چند لحظه پيش جبرئيل ‏عليه السلام چيز عجيبى به من گفت: اميرالمؤمنين‏ عليه السلام پرسيد: چه گفت: اى رسول خدا!، پيامبر صلى الله عليه و آله جواب دادند: جبرئيل ‏عليه‌السلام به من گفت: اگر شخصى بر من صلوات بفرستد و پس از آن بر اهل‌بيت من نيز صلوات فرستد، درهاى آسمان براى او گشوده شده و فرشتگان هفتاد صلوات براى او مى‏فرستند و اين عمل باعث ريختن گناهان مى‏شود. آنگاه همانگونه كه برگ از درخت مى‏ريزد، گناهان نيز از او مى‏ريزند و خداوند متعال مى‏فرمايد: خواسته تو را اجابت نمودم و كامروا و سعادتمند هستى. آنگاه خطاب به فرشتگان مى‏فرمايد: فرشتگانم! شما هفتاد صلوات بر او مى‏فرستيد و من هفتصد صلوات. پيامبر اضافه كرد: اما هنگامى كه بر من صلوات مى‏فرستد، پس از آن بر اهل‏بيتم صلوات نفرستد، بين آن صلوات و آسمان، هفتاد حجاب است و خداى بزرگ مى‏فرمايد:

خواسته تو را نپذيرفتم و سعادتمند و كامروا نگشتى. فرشتگانم! دعاى او را بالا نبريد مگر زمانى كه عترت پيامبر صلى الله عليه و آله را به صلوات بر پيامبر صلى الله عليه و آله ملحق سازد و همچنان اين دعا بالا نمى‏رود تا زمانى كه عترت من در صلوات به من ملحق شوند.(5)

همچنين در روايات سخت تأكيد شده است كه در هر روز جمعه بر محمد و اهل‏بيت او هزار مرتبه صلوات بفرستيد و در روزهاى ديگر صد مرتبه و نيز امام محمد باقرعليه السلام فرمود: هيچ عبادتى در روز جمعه نزد من محبوب‏تر از صلوات بر محمد و آل محمد عليهم السلام نيست.

زمان و مكان صلوات‏

صلوات بر پيامبر صلى الله عليه و آله محدوديت زمانى و مكانى ندارد اما در احاديث و روايات تأكيد شده است كه مناسب‏ترين زمان براى درود و صلوات بر پيامبر صلى الله عليه و آله روز جمعه و شب جمعه است. پيامبر صلىالله عليه و آله فرمودند:

«اذا كانَ يَوْمُ الجُمُعَةِ وَ لَيْلَةُ الجُمُعَةِ فَاَكْثِروُا الصَّلاةَ عَلىَّ»(6)؛ چون روز جمعه و شب جمعه شود، بسيار بر من صلوات و درود بفرستيد.

همچنين در روايات سخت تأكيد شده است كه در هر روز جمعه بر محمد و اهل‏بيت او هزار مرتبه صلوات بفرستيد و در روزهاى ديگر صد مرتبه(7) و نيز امام محمد باقرعليه السلام فرمود:

«ما مِنْ شَى‏ءٍ يُعْبَدُ اللهُ بِهِ يَوْمَ الجُمُعَةِ اَحَبُّ اِلىَّ مِنَ الصّلاةِ عَلى‏ مُحمّدٍ وَ آلِ محمّدٍ»(8)؛ هيچ عبادتى در روز جمعه نزد من محبوب‏تر از صلوات بر محمد و آل محمد عليهم السلام نيست.

همچنين در احاديث و روايات تأكيد شده است كه در تمام مكان‏ها (جز موارد محدود) زبان مى‏تواند به ذكر صلوات مشغول باشد. باز پيامبر صلى الله عليه و آله در اين زمينه فرموده‏اند:

«حيثُما كُنْتُمْ فَصَلُّوا عَلىَّ فَاِنَّ صلاتَكُمْ تَبْلُغُنى»(9)؛ هر كجا باشيد بر من صلوات بفرستيد؛ زيرا صلوات شما در هر مكانى به من مى‏رسد.

مهم‏ترين زمان‏ها و مكان‌هايى كه به فرستادن صلوات در آنها تأكيده شده به شرح زير است:

1. در هر مكانى كه نام پيامبر صلى الله عليه و آله ذكر شود.

2. در ابتداى هر كلامى كه داراى قدر و ارزش است؛ مثل خطبه‏ها، سخنرانى‏ها و... كه بهتر است با صلوات آغاز شود.

3. در ابتدا و انتهاى وضو.

4. هنگام ورود يا عبور از كنار مسجد.

5. در تعقيب نمازها، مخصوصاً نمازهاى صبح و مغرب.

6. قبل و بعد از دعا.

7. در خطبه‏هاى نماز جمعه، عيدين و روز عيد غدير.

8. در هر شبانه‏روز.

9. در ماه مبارك رجب، مخصوصاً روز عيد مبعث.

10. در ماه‏هاى شعبان و رمضان.

11. هنگام بوييدن گل و ريحان.

12. بعد از عطسه كردن خود يا ديگرى.

13. هنگام ذكر و به يادآوردن نام خداوند.

14. هنگام اراده سفر.

15. هنگام سوارشدن بر مركب.

16. هنگام طى مسيرى كه به صورت سرازيرى است.

17. بعد از گفتن «اللّهم لبيك» در احرام حج.

18. هنگام داخل ‏شدن در مسجدالحرام.

19. هنگام استلام حجر اسماعيل.

20. هنگام انجام طواف و سعى بين صفا و مروه.

21. هنگام وداع در ميان ركن و باب در روز عرفه.

22. هنگام وقوف در مشعر.

23. هنگام ذكر و به يادآوردن نام خداوند متعال.

24. هنگام ذبح قربانى و بريدن سر حيوانات.

25. هنگام طى مسافت راه مدينه.

26. هنگام مشاهده مدينه منوّره و حرم رسول خدا صلى الله عليه و آله.

27. هنگام توجه به قبر مقدس رسول خدا در بين قبر و منبر.

28. در ابتداى درس حديث.

29. در ابتداى موعظه، هدايت و راهنمايى ديگران.

30. هنگام برخاستن از مجلس.

31. هنگام مصافحه با برادر مسلمان.

پي نوشت‌ها:

1- احزاب، 56.

2- تفسير نمونه، ج‏17، ص ‏418.

3- آثارالصادقين، آيت‏الله احسان‏بخش، ج‏11، ص‏210.

4- نقل روايت از مرحوم فيض‏الإسلام در ترجمه صحيفه سجاديه.

5- ثواب الاعمال، شيخ صدوق، ص‏377.

6- آثارالصادقين، ج‏11، ص‏211.

7- اصول كافى، كلينى، ج‏3، ص‏416.

8- همان، ص‏213.

9- كنزالعمال، ج‏1، ص ‏489.

منبع :

مكتب اسلام، شماره 6، 1382 .

"اسماعيل نساجى زواره"

  نویسنده: شاهرخ احمدزاده ׀ تاریخ: پنجشنبه دهم فروردین 1385 ׀ موضوع: دین و مذهب ׀

 

© All Rights Reserved to bahs.Blogfa.com / Theme by: iTheme