تبليغاتX
(برگ زیتون)
تا زمانی که برگ زیتون بر منقار خونین کبوترهاست آرامش نزدیک واری حس نخواهد شد

از پشه تا طاووس

مصرعی زیبا از شعر حضرت امام خمینی (رحمت الله علیه ) مدتهای بود به تفکرم وا داشته بود  توصیف غلوآمیز از یک جهش و تعالی آنهم به لطف بیان امام فقید

برای خیلی از دوستان مصرع را پیامک فرستادم  عقل حسابگر چند نفری مضحکه ام نمود آن دسته آدمهایی که تصور دارند بدون (( حس و حال ))باید در زمانه امروز ضاهر شد وگرنه  سرت کلاه میره ...

با این تعابیر مصرع زیبای امام چند روزی است که زمزمه زبانم است .

من پشه ام از لطف تو طاووس شوم

پشگی و طاوس بودن با هم سنخیت عقلی ندارند مگر لطف و عنایت حضرت دوست که وجود مسین را به زرگونه ای زیبا منقش فرماید . خیلی از این (( نشدنی ها)) را عقل حسابگر دفع می کند  ولی علم هم ثابت نموده است که زغال سنگ وقتی تحت فشار و گرما قرار گیرد بر اثر فعل و انفعالات شیمیایی تبدیل به الماسی گرانقیمت می شود . حال بگوئیم (( زغال سنگ )) کجا (( الماس )) کجا .

ما آدمها هم بخواهیم گرانقیمت و بارزش بمانیم  باید تحت فشار دنیا  و عشق خدا در جانمان قرار گیرد  آن موقع از نطفه بی ارزش از آب چرکین (پشه بودن ) به اشرف الخلائق ( طاووس بودن ) می رسیم ... این عروج زیبا تماشایی است و هرچه در مسیر مان باشد را زیبا خواهیم نمود.

پاک

 

همان ارزی که می ورزی

خانم ها لباس های تمیز را در کنار لباس های  تمیز و لباس های کثیف را روی لباس های کثیف می گذارند و به این امر چقدر وسواس دارند .

هندسه عالم هم بر این روال است آنهایی که پاک هستند کنار پاکان قرار می گیرند وآنهایی که ناپاک هستند کنار ناپاکان

تفسیر خداوند نیز در دل کلام الله نیز این گونه است .

الطیبات الطیبین والخبثات للخبیثین

 

هرچه پاک باشیم رفقای پاک پیدا می کنیم و آشنایان و خانواده پاک خواهیم  داشت  به قول عارف سالک خواجه عبدالله انصاری ( همان ارزی که می ورزی )

 

نگارش در تاريخ دوشنبه بیستم مهر 1388 توسط شاهرخ احمدزاده |

نیایش

... گفتم :  خسته ام

گفت :لا تقنطوا   من رحمه الله 

 از رحمت خدا نوميد نشويد (زمر 53)

گفتم : هيشكي نميدونه ته دلم چيه !

گفت : ان الله يحول بين المرء و قلبه

خدا حائل است ميان انسان و قلبش (انفال 26)

گفتم : هيشكي رو ندارم

گفت :و نحن اقرب اليه من حبل الوريد

ما از رگ گردن نزديكيم  (ق – 1 )

گفتم : فراموشم كردي

گفت : فاذكروني اذكر كم

منو ياد كنيد تا ياد شما باشم (بقره – 152 )

( احمدزاده)


 لینک مرتبط:

آیتی بهتر از این آیه می خواهید ...

نگارش در تاريخ جمعه ششم شهریور 1388 توسط شاهرخ احمدزاده |
 

سخنرانی آیت الله جوادی آملی. قم؛ مدرسه علمیه امام خمینی(ره) - مهرماه 1382

اولین وظیفه ما عالمان دین و همه مسئولانی که داعیه انتظار آن حضرت را داریم؛ این است که "نور" بشویم، نه تنها عالم عادل! عالم شدن و عادل شدن طلیعه راه انتظار است! و به آیه سوره مبارکه حدید عمل کردن است که لیقوم النّاس بالقسط (1)؛ این از سائر مردم هم بر می‌آید. عالم شدن و عادل شدن طلیعه انتظار است؛ نورانی شدن وظیفه علماء است. اینکه در طلیعه سوره مبارکه ابراهیم فرمود: کتاب أنزلناه الیک لتخرج النّاس من الظّلمات الی النّور (2). یعنی مردم را نورانی کردن.
کسی که خوابش معلوم نیست، بیداری‌اش معلوم نیست، غذا خوردنش معلوم نیست، باند بازی‌اش معلوم نیست؛ این اصلاً "نور" نیست! فرمود: شما نور باش؛ مردم همین که شما را دیدند، هدایت می‌شوند. لازم نیست حرف بزنی! کونوا دعاة الی انفسکم بغیر السنتکم (3) مگر برق حرف می‌زند؟! چون نور است، همه اهداف را تبیین می‌کند. فرمود: و جعلنا له نوراً یمشی به فی النّاس (4). آنوقت این سرمایه گران و گوهر نهادینه شده را انسان رایگان بفروشد؛ یا به القاب بفروشد، یا با بازیگری بفروشد!

فرمود: مردم باید نورانی بشوند... و در زمان ظهور آن حضرت مردم نورانی‌اند.

براي مطالعه ادامه مطلب كليك فرماييد .

نگارش در تاريخ یکشنبه هجدهم مرداد 1388 توسط شاهرخ احمدزاده |

 

قرار شد يك طرفه فقط من مورد گلايه قرار بگيرم اين سرنوشت مختوم من در اين دنياي وانفسا است تصميم گرفتم با ظرفيت آدمها از آنها انتظار داشته باشم و كم لب به گلايه گشودم چون !...

 كلمات آزار دهنده و كشننده روح عصيانگر و ذهن جستجو گر منرا بارها تكرار مي كرد  (( احساساتي )) و ((رمانتيك ))  كه بارها برايم تكرار كرد و من در دلم خنديدم به اين تحقير روحم

آري من اينگونه مي نويسم  و....

...بر ساحل دریای وجود قدم می زنی،بی آن که بدانی کجا نشان قدم تمام خواهد شد...
نوشتن، راهی است برای ارائه گزارشی از آنکه تا کجا و چگونه رفته ای...دادن خبري از خویش پیش از آن که نشان پای تو ،با موجی محو شود.من هم گاه گاهی می نگارم به امید آن که به قول م. سرشک،
«آیندگان بدانند،اینجا مقصود از کلام، تدبیر حمل مشعله ای بود در ضلام...»

مي نگارم تا به تعبير فرزانه اي ، دلم را شعله ور ،شجاع و بي قرار نگه دارم. در دلم همه ي آشوب ها و تضاد ها و غم ها و شادي هاي زندگي را احساس مي كنم اما مي كوشم تا آنها را مطيع آهنگي برتر سازم ، برتر از آهنگ عقل ، و حماسي تر از آهنگ دل....

واينگونه كار مي كنم 

مومن به هدف والايم در هر جا كه باشم بارها اين قصه را من برايت تكرار كردم و چون ايمان به هدف دارم رنج مي كشم ودم نمي زنم گلاب تا حرارت نگيرد از گل جدا نمي شود محفل آرا و دل نشين  نمي گردد باز هم صبر مي كنم و خدا را دارم  حال چه قبول حق افتد شما هرچه مي خواهيد بگوييد ولي ...

ایمان .اعتمادی است مخاطره انگیز و مسولیت آور به قولی ثقیل

احمدزاده

نگارش در تاريخ سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388 توسط شاهرخ احمدزاده |
اینکه که تخم مرغ از تخم ماهی کپور معروف تره،به خاطر بزرگی اش نیست! به خاطر سر و صداییه که مرغ موقع تخم گذاشتن میکنه!!!

 

 عزیز،تخمم نمیذاری،سر و صداشو در آر که سخت ظاهر بینن این ملت!!!


چه احمقانه است این زندگی،وقتی از تبر زدن بیشتر از کار خودت لذت میبری!وقتی که بعد از ۲۰ سال درس خوندن تو دلت میگی:

کاش هیزم شکن بودم!!!


حرف برای گفتن زیاده دوست من،ولی امان از حرفایی که برای نگفتن داریم...!
نگارش در تاريخ جمعه پانزدهم تیر 1386 توسط شاهرخ احمدزاده |

چگونه مي توان ايما ن قوي داشت ؟

بزرگي مي فرمايند :

اگردردرون بر ذهن خود چيره شويد ،در بيرون مي توانيد

حتي كوه ها را به حركت دراوريد . براي ايمان داشتن ،حقيقت

خود رادريابيد ،و براي يافتن حقيقت خود ،ذكر هميشگي نام خدا

را داشته باشيد .وبا خود برتر كه بخشي از از ان هستيد ،يكي

شويد

براي اينكه بدانيد چقدر از خدا دور هستيد روش ساده اي وجود دارد

يك تكه كاغذ و مداد برداريد و همه چيزها يي را كه به آن "مال من "

مي گوييد ياداشت كنيد. هر چقدر صورت ياداشت شما طولاني تر

باشد به همان اندازه ازخدا دور هستيد.صورت نوشته هاي خودرا

كاهش دهيد واز اين طريق به خدا نزديك تر شويد.زماني كه هيچ

چيزي وجودنداشته باشد تا به آن "مال من"بگوييدبه آستان خداوند

بسيار نزديك شده ايد.به ياد داشته باشيد وقتي چيزهاي بسياري

وجود داشته باشند كه آنهارا "مال من" بدانيد عملا "مال من" ها را

دراطراف خود گسترده ايد ودر هرلحظه امكان انفجار آنها وجوددارد

اما ديگر حتي نمي توانيد با خيال راحت راه برويد .

مقصود اين نيست كه همه چيز را درزندگي دور بريزيدوهمه مسئوليتهاي

خود را ناديده بگيريد.همه چيز رادر جاي خود نگه داريد ولي برروي

آنها بر چسب "مال من"نگذاريد بلكه بر چسب"مال تو" برروي آنها

بگذاريد:خدايا من مال تو هستم ،همه چيز مال توست، به من آن

توفيق را عطا كن كه هر چيز خواست توست انجام شود .به اين

ترتيب با آنكه هيچ چيز را متعلق به خود نمي دانيد،مالك همه دنيا

خواهيد بود . و دنيا نيز هرگز مالك شما نخواهد شد. شما همچون

يك نيلوفر آبي درآب ، پاك ومنزه از آلودگي ها و تعلقات دنياي اطراف

 

خود باقي خواهيد ماند ...................


نگارش در تاريخ سه شنبه سی و یکم مرداد 1385 توسط شاهرخ احمدزاده |
درباره وبلاگ

ش - احمدزاده

این نسخه فقط وفقط برای من پیچیده شده .من خیبری ام...اهل

نی و هور و آب ...خیبری ساکته... دود نداره ...سوز داره

--------------------------------------

می دانی چه زجری می کشد آن کس که انسان است و از احساس سرشار ؟

-----------------------------------------------

مي نگارم تا به تعبير فرزانه اي ، دلم را شعله ور ،شجاع و بي قرار نگه دارم. در دلم همه ي آشوب ها و تضاد ها و غم ها و شادي هاي زندگي را احساس مي كنم اما مي كوشم تا آنها را مطيع آهنگي برتر سازم ، برتر از آهنگ عقل ، و حماسي تر از آهنگ دل....



پست الکترونیک
موضوعات
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
پيوند ها
پيوند هاي روزانه


قالب وبلاگ