جنگ نرم افزار پدیده جدیدی نیست ومی توان گفت یک تعبیر جدید برای فعالیت های دشمنان است . آنچه من را وادار به نوشتن در فضای رایانه ای کرد ، احساس تکلیف بود و اگر در این سالها به توصیه های رهبر معظم انقلاب اسلامی در باره نهضت نرم افزاری و تولید علم توجه می شد ، اکنون با جنگ نرم افزار و تبعات آن روبرو نبودیم و من نیز به عنوان یک سرباز ولایت این بار لباس رزم را در فضای سایبر برتن کردم که امیدوارم قبول درگاه حق باشد.
فضای رایانه ای و تکنولوژی موجود دارای نکات مثبت و منفی بسیاری است که بایستی از نکات مثبت آن به نحو احسن استفاده شود و بسیجیان و سربازان ولایت باید بدانند که امروز گردان های ما بایستی گردانهای علمی و وبلاگ نویسی باشند چرا که اکنون دشمن از طریق جنگ نرم و همین فضاهای مجازی ذهن و فکر جوانان کشور را هدف قرار داده است و سرمایه گذاری فراوانی برای خدشه دار نمودن فکر جوانان از طریق فضاهای رایانه ای نموده و به همین دلیل بایستی وبلاگ نویسان و متخصصان ولایتمدار در این عرصه سازماندهی شوند.
تهدید نرم کنونی دشمنان ، حاصل شکاف بدنه فکری ، فرهنگی و مدیریتی جامعه و نظام است و حفره هایی که در بدنه نظام و اندیشه انقلاب ایجاد شده است به آنها اجازه می دهد که شکاف ها را با تهدید های نرم پر کنند.
باید بدانیم وآگاه باشیم جنگ نرم فقط از بیرون مرزها نیست ، بلکه درون خانه و شهر ماست آن هم در عرصه هایی که به دیگران وا گذاشته ایم ، بنابراین باید بدانیم که جنگ نرم قواعد بازی خود را دارد و نیازمند راهبردها ، تاکتیک ها ، ابزار، مهمات و تدارکات نرم است و سربازان نظام که این قواعد را می شناسند باید نقشه های ایستا و پویایی برای آن طراحی کنند.
من نیز به نوبت خود تنها راه و شیوه مبارزه و روبرو شدن با جنگ نرم را تجهیز به دانش ، عقلانیت ، نقد خلاق ، اندیشه ، اخلاق ، هنر و ادبیات می دانم و هر کس در عرصه تخصصی خود باید وارد میدان بشود.
در جنگ ، چه به عنوان مدافع و چه به عنوان مهاجم ، باید ماهیت آن و روشهای مبارزه را شناخت . اینک «جنگ نرم»به« عملیات روانی »و «بازی های رسانه ای» تقلیل یافته و در روش ها نیز جواز «ذبح اخلاق»! چنانچه توسط دشمنان صورت می گیرد ، داده شده است! این در حالی است که انقلاب اسلامی بر روی ارزش ها پایه گذارده شده است. لذا استراتژی تهاجمی و تدافعی انقلاب باید بر اساس ارزشهای انقلابی و با روشهای مشروع بنیان نهاده شده و تحقق یابد و این بر عهده سربازان ولایت مدار نظام می باشد.
شهر خواب آلود !مسولان خواب ببین !
به همکاران سفارش کرده ام اگر مورد ضروری (اورژانسی )پیش اومد خبرم کنند – ساعت 13 ظهر روز سه شنبه با وجود حضور در دوره آموزشی با طلب کمک مدد کار اجتماعی – به اداره آمدم – اول ورود به اداره متوجه خانم جوانی شدم که با وضع آشفته و دمپایی پلاستیکی به پا نشسته روی صندلی سالن انتظار خوابش برده بوده – خانم مددکار با اشاره به خانم ! گفتم آرام بیدارش کن و بیار اتاق ! داستان زندگیش سراسر زجر و بدبختی بود – همسرش دو ساله زندانه ... دو بچه اش که کم توان ذهنی و معلول هم بودند از فرط فقر به عاملینی تکدی گری در شهرهای تبریز و تهران فروخته شده بودند و دیروز صاحب خانه تمام اثاث منزلش را بیرون ریخته بود یک کمی از وسایل را برای خودش کنار گذاشته و بقیه وسائل مهم را در قبال اجاره منزل عقب مانده صاحبخانه ضبط کرده بود شب از ترس جلوی پاسگاه کلانتری خوابیده بود و حالا برای مساعدت و کمک به انجمن حمایت زندانیان آمده بود درد دلش که وا شد خیلی از فرضیات را جواب گرفتیم خانواده همسرش همه معتاد و خلافکار – خودش فامیل مناسبی در ارومیه ندارد اهل یکی از روستاهای اهر ( آذربایجان شرقی ) می باشد معتادش کردند که بعضی وقتها مجبورش می کنند مواد بفروشد خیلی مواقع از فرط خماری و خرید مواد باید تن هم بفروشد.

خوشتان بیاد یا نیاد همشهریان عزیزم این تکلیف و داستان روزانه صدها نفرتو این غریبه آباد پرادعا است این موارد تنها به وسیلۀ انجمن حمایت از زندانیان با تعداد زیادی از مدد جویان تحت پوشش حل نمی گردد مجبور بودیم تحویل پناهگاهی در بهزیستی که برای نگهداری این گونه موارد هزینه و اعتبار دارد و باید مسئول نگهداری آنها باشد تحویل دهیم به زور رئیس بهزیستی را پیدا کردم فرمود فقط یک روز ! نگهداری می کنند ، فردا باید کارها را اساسی صورت گیرد . تحویل خانواده و یا مراجع گردد. مقداری پول – میوه تهیه کرده و با همراهی دو همکار انجمن تحویل مؤسسه پناه زنان بی سرپرست و بد سرپرست دادیم و باید برای فردا فکری می کردیم ، نگران عوارض حاصل از خماری و فرار او از محل بودیم.
شب شد همه خواب بودیم و خوابیدیم روز که شد به عادت آمدیم اداره تازه اول صبح بود از بهزیستی زنگ زدند : بیایید مدد جو را ببرید – حالش خرابه داره میمیره ! ( به راحتی آب خوردن ادا شد چون عادت بود ) خانم مددکار اجتماعی را – سریع اعزام نمودیم بعد از بیست دقیقه تماس گرفت .. کریستال مصرف می کرده و الان خماره اصلاً حالش خوب نیست .. تشنج کرده . و دکتری هم اینجا نیست می ترسم بمیره – توصیه کردم ببر درمانگاه همون نزدیکی کمی دارو بهش دادند حالش خوب شده بود آوردنش در باره انجمن – دیگه نه کس و کار و نه مرجع مسئول نگهداری ، نه محل مناسب ، فرصت فکر خواستم به مددکار گفتم زنگ بزن مؤسسه خیریه ترک اعتیاد
گفتند محل نگهداری برای خانم ها ندارند فقط تبریز! این محل را داره خودش راضی بود بره ترک و جانپناه داشته باشه کمی قرص آوردند داشت می لرزید و ناله می کرد و استفراغ و تهوع .... ...

راننده و مددکار اجتماعی جهت اعزام به مؤسسه خیریه مردمی نگهداری و ترک اعتیاد در شهرستان تبریز آماده شدند تا مشغول صدور مأموریت و آماده سازی وسایل اولیه پزشکی و بهداشتی شدیم یک دفعه متوجه شدیم مدد جو فرار کرد چند خیابان دنبالش رفتند اثری نبود ،به همین سادگی و همه بصورت مبهوت ، چه بلایی سرش میاد کجا میره – این تداوم فساد تا کی ادامه داره ؟ کی متولی است ؟ چرا تا به حال تحت انجمن حمایت زندانیان نبوده ؟ کوتاهی ما چه بوده؟ و جوابش را چه کسی می دهد ؟ عذاب ما چقدر خواهد بود که از توان و ظرفیت مسئولیتمان قصور نمودیم
اصل 21 قانون اساسی – قانون مصوب سال 1371 – 1374 در جهت تأمین زنان و کودکان بی سرپرست ، این رسالت خطیر را بر دوش ارگانهای حمایتی نهاده که بهزیستی با آن دستگاه و تشکیلات عرض وطویل در اول و کمیته امداد امام خمینی( ره)با آن رسالت عالی و انسانی و اسلامی در صف بعدی هست و از همه غالب تر همت مردمان شهر خواب آلودی که فخر مردمانشان به بناهای دنیوی است و از همکاری با مسئولین جهت ایجاد بنای معنوی برای حمایت و صیانت از آبروی مسلمانی غفلت نموده اند – باز چرخۀ فساد و تباهی ادامه دارد به عذاب وجدان خود را با توجیه غلط ما «کارمان را تا حد توان کردیم» آرام نمودیم ولی خدا قبول نمی کند اگر هدف جلب رضایت حق تعالی است باید توان را مضاعف نمود با یک گل بهار نمی شود توان و همت عمومی –برنامه ریزی و عملکرد سازمانهای حمایتی در ساماندهی بسیج عمومی مردم خیر شرط قبولی خدمت از سوی خداوند است شهرستان تبریز چند مرکز مشابه دارد ولی زمانی که مسئولان استانی ما خواب کلان شهر را می بینند کمی آن طرفتر از محل همایش در پارکها و پل ها و سر هر چهار راهی در این شهر خواب آلود با مسئولین خواب بین شان پر از گدا و معتاد ، کودکان کارها و زنان خیابانی و مناظر آزاد دهنده است که برای رفع این عذاب وجدان شیشه ماشین را پایین می کشیم 100 تومانی صدقه سر بچه ها یمان را می دهیم و با خیال آسوده که رسالت انسانی رفع شد و با خرید قوطی کبریت چند بسته کاغذ دستمالی – بادکنک که گرسنه را سیر کردیم راهی تفریح و خواب راحت شبانه می شویم . چون فرهنگ «به من چه» را در خلاء مدیران مسئول کارآمد و رسانه و مطبوعات غافل به سادگی داستان ( زاغکی قالب قالب پنیری دید ..) از حفظ می خوانیم و نمی دانم آن زن در کدامین باتلاق این شهر برای تباهی خود دست و پای می زند.
به همین سادگی
بهترين پيش بينی آينده، ساختن آن است
جبار باقري
مدیرکل زندانهای استان آذربایجان غربی
با اين که در بزرگترين دانشگاه مالزي و بعضي از وزارتخانه ها و شوراي شهر – مرکز ارتباطات راديويي و ... حضور يافتيم که با دريافت گواهينامه معتبر نيز همراه بود، صرف حضور در اين کشور زيبا و پيشرفته نيز براي ما جنبه آموزشي موثري داشت. مسيري را با اتوبوس طي مي نموديم دوستان سوالات و مطالبی مطرح مي کردند که پاسخ به آن، همان پاسخ به علت انتخاب سفر مالزي توسط ما بود.
مالزي را هر چند کم سن و سال ولي واقعا با تجربه و مهم ديدم چرا که صدها سال تجربه موفق دنيا را با به کارگيري در عمل در طول اندک زماني از آن خود کرده است و حال دولتي پيشرفته – شهروندمدار و به نوبه خود الگو مي نمايد.
انصافا کارگزار روابط عمومي و دبيرخانه کنفرانس بين المللي روابط عمومي ايران کاري ارزشمند و در خور تحسين را شروع کرده است. رويکردهاي مثبت مهدي باقريان در معرفي فرم ها و استانداردهاي کشورمان مثلا نقد موثر از رسانه هاي استکباري در معرفي غلط ايران و ايجاد تصوير مخدوش از اسلام و ... نشان از درايت و نيز پختگي ايشان داشت که اين سفر را در واقع به حد تبادل انديشه و افکار و دستاوردهاي طرفين بالا برد.
مدیرکل زندانهای استان گیلان
ديدن «مالزي» و شهر زيباي کوآلالامپور به دلايل زيادي منحصر به فرد بود و شخصا از اين دوره آموزشي تجارب زيادي آموختم. اولا تصويري که از مالزي قبل از سفر داشتم کاملا با آن چه که مشاهده کردم متفاوت بود، گرچه شنيده هايي را در خصوص پيشرفت اکثرکشورهاي شرق آسيا داشتم ولي به هيچ وجه فکر نمي کردم مالزي در اين حد از پيشرفت ببينم.
زيبايي شهرها و مسيرها و جاده ها، نظم و انضباط اجتماعي، زندگي مسالمت آميز توام با مهرباني نژادها و اقوام مختلف هندي، چيني، مالايي و ... و ميليون ها توريست و جهانگرد، توسعه موزون شهرها و ساختمان ها، پيشرفت تجاري قابل محسوس و ... تلاش چشمگير جوانان و کارکنان نهادها و سازمان هاي دولتي و غيردولتي همه و همه «برداشت مثبت» ما از اين ديدار کوتاه بود.
«کارگزار روابط عمومي» با اين اقدام ارزنده در حقيقت کلاس عملي و موثر را اجرا نمود که تمامي لحظات و زواياي آن درس و آموزش بود. ديدن مالزي به عنوان يک کشور اسلامي و پيشرفته براي هر ايراني توصيه مي شود.
در مالزي عزم بالاترين مقام تا پايين ترين عضو جامعه مبتنی بر حرکت، پيشرفت و دوستي مسالمت آميز است، کشوري که عليرغم کمبود منابع و معادن دست به کارهاي بزرگي زده است. بالا رفتن شاخص هاي فرهنگي، علمي، تجاري و درآمد سرانه مردم نشان از کشوري پيشرفته و قابل الگوبرداري کشورهاي جهان سوم دارد. به هر حال تمامي نهادهاي مشاهده شده در کشور مالزي حکايت از عزمي راسخ براي رساندن مالزي به سطح کشورهاي پيشرفته در سال 2020. و اين «چشم انداز» نه در «حد شعار» بلکه در عمل در حال تحقق است.
کارگزار روابط عمومي با اين ابتکار ستودني و با همکاري بسيار صميمانه و گرم مسوولان مالزيايي زمينه بسيار خوبي را در خصوص توسعه روابط فرهنگي و تجاري بين جمهوري اسلامي و مالزي را بنياد نهاد. به نظر مي رسد دولتمردان و مسوولان سياست خارجي به جاي پيدا کردن دوستان «غيرمطمئن» در کشورهاي مجهول و دور افتاده، به فکر توسعه روابط با کشورهاي داراي شناسنامه و هويت اسلامي بروند « و مالزي» مي تواند الگوي مناسبي براي اين روابط باشد.
Baba pemodenon - پدرمدنیزه اسلامی - روایت من از مالزی که هنوز ندیدم
|
سه انتصاب در مهم ترین امورات اجرایی و قضایی کشور در هفته های گذشته امیدواریهای بسیاری را دنبال داشت بعد از حضور ده ساله آیت الله هاشمی شاهرودی و اقدامات او بر ویرانه های قوه قضائیه حال این معماری به دست مجتهد جوانی سپرده شده است در اوان فعالیت خود بر مسنداری قوه قضائیه با ترکیب همگرا تر جوانه های امید را در دل ما زد به عنوان عضو کوچک مجموعه قضایی و اصلاحی که امورات نه بر باب مسئولیت که حاصل جمع آموزه های انسانی در کشور اسلامی رصد می نماید این سه انتصاب اصلح را به مقام عظمای ولایت تبریک و از ریاست محترم جمهور و نمایندگان فهیم برای رای اعتماد به نمونه تقوی در مسئولیت آقای بختیاری و به حضرت آیت الله لاریجانی به انتصاب شایسته مرد فهیم دیگر از مشهد الرضا (ع) جناب آقای اسماعیلی ریاست سازمان زندانها تبریک عرض نموده و با توجه به چالشهای دوره گذشته در سازمان پرفراز و نشیب زندانها روزهای بهتر را آرزومندیم ... مطالب پائین رامطالعه و تماشا بفرمایید . نکته های کلیدی در اولین سخنرانی صادق لاریجانی اولویت های اصلی اسماعیلی در سازمان زندانها خبر تصویری از جلسه تودیع و معارفه ریاست سازمان ۱ بازدید سرزده ریاست سازمان از اوین | |

برگزاری اردو های تفریحی توسط نهادهای حمایتی فرصتی است تا ضمن فراهم آوردن ساعاتی شاد و فارغ از فشار آسیب ها برای مددجویان ، ارتباطی صمیمی بین متولیان و مددکاران با خانواده ها و افراد تحت پوشش برقرار و هر دو طرف با حسن نیت و پتانسیل های هم آشنا گردند.
بر این اساس اردوی یک روزه خانواده زندانیان زندان مرکزی ارومیه به همت انجمن حمایت زندانیان ارومیه و اداره میراث فرهنگی و جهانگردی استان آذربایجان غربی و با همکاری مجتمع گردشگری باری ارومیه برگزار گردید.

در این برنامه که در کنار سواحل زیبای در یاچه ارومیه برگزار شد ، برخی از خانواده های زندانیان به همراه گروهی از مددکاران و خانواده های ایشان به گشت و گذار در بخش های مختلف و دیدنی مجتمع ساحلی باری پرداختند که از آنجمله می توان به لحضات پر از نشاط کودکان در هنگام بازدید از باغ وحش این مجتمع اشاره نمود.
این لحضات سر شار از شادی پس از صرف نهار نیز با برنامه های متنوعی که از سوی فعالین انجمن ترتیب داده شده بود ادامه یافت . اما آنچه که بیش از هر چیز در کنار این برنامه ها موجبات افزایش فضای تعامل و ارتباط میهمانان را ایجاد نمود ، سخنرانی جناب آقای احمد زاده به عنوان مدیر عامل انجمن بود که نه به صورت معمول و رایج بلکه به صورت گفتگویی صادقانه و با هدف آگاه ساختن خانواده های مددجویان از درک مسائل ایشان توسط انجمن و تشویق ایشان به مشارکت در رفع مشکلاتشان ایراد گردید.
ایشان با گفتاری دوستانه و اشاره به داستانی از قصه های بومی آذربایجان خانواده های زندانیان را از برنامه های توانمند سازی انجمن که بر اصل آموزش و امکان ایجاد کسب و کار استوار است با خبر ساخته و از حضار به جهت شرکت در این طرح ها دعوت نمود.
در پایان این سخنرانی آقای احمدزاده با ترتیب دهی مسابقه ای از کودکان حاضر خواست که در صورت به همراه داشتن عکسی از پدرشان ، آن را ارائه و جایزه دریافت کنند. که این حرکت جو جشن را بسیار متحول نمود.
در ادامه این برنامه که با اهداء جوایز به دانش آموزان ممتاز خانواده های مددجویان به پایان رسید هنرمند گرامی ( آقای عسگر ساعد ) به همراه گروه محترم موسیقی به اجرای برنامه ویژه ای پرداختند که فضای شاد این جشن را دوچندان نمود.
زیبایی های این برنامه در آنجا به اوج خود رسید که با اجرای گروه موسیقی فرزندان زندانیان با به فراموشی سپردن بسیاری از غم ها و کمبود های خود به رقص و پایکوبی پرداختند که بی شک این موضوع در کنار زیبایی های دریاچه ارومیه خاطره ای به یادماندنی را از شادمانی این کودکان پدید آورد.





لینک مطلب
خانواده های زندانیان زندان ارومیه غم های خود را به دریاچه ارومیه سپردند.
این عکس لحظاتی مسرور و مجذوبم نمود و برایش در دلم داستانها ساختم و کاش ...

عکس برتر خبرگزاریهای عرب - سانا ( سوریه ) - اين عكس، كودك هفت ساله اي را نشان مي دهد كه در يكي از خيابان هاي دمشق در حالي كه شيريني مي فروشد، مشق هم مي نويسد.
اين عكس متعلق به وسيم خيربيك، عكاس 27 ساله سوري است. وي گفت: چند بار خواستم از او عكس بگيرم اما هر بار صورتش را از دوربين برمي گرداند و دوست نداشت از او عكاسي كنم. پس از چند بار با لنز زوم از 30 متري اين عكس را از او گرفتم.

مركز پژوهشهاي مجلس شوراي اسلامي گزارشي تحت عنوان انتخاب و انتصاب وزراء منتشر كرد.
چنانچه مجموعه وظايفي را كه براي هر وزير به تنهايي پيشبيني شده به نقشها و وظايفي كه به عنوان عضوي از هيئت دولت بر عهده دارد اضافه كنيم متوجه اهميت اختيارات و وظايف اين مقام ميشويم. بدين لحاظ تعيين شرايط و تعريف ويژگيها و شايستگيهاي خاص براي انتخاب و انتصاب چنين مقامي علاوه بر اينكه مبتني بر مباني علمي و تجربي است بسيار با اهميت و پرفايده است، اما به لحاظ وسعت و پيچيدگي موضوع، طراحي و استقرار چنين نظامي در كشور مستلزم اراده ملي، مطالعه و بررسي جامع و در اختيار داشتن زمان كافي است.
مركز پژوهشها در ادامه معيارهاي شايستهسالاري مديران را تشريح كرده و افزود: براي دستيابي به نظام شايستهسالار ، لازم است مفهوم «شايستگي» مشخص شود. سوالاتي كه در اين راستا وجود دارد اين است كه شايستگي چيست و مولفههاي آن كدام است؟ مديريت مبتني بر شايستگي يعني چه؟ و چگونه و با چه شاخصهايي ميتوان شايستگان را شناسايي و ارزيابي كرد؟
ادامه مطلب در سایت آریا و گزارش مركز پژوهشهاي مجلس شوراي اسلامي از شاخصه یک وزیر برتر
غیر از مطالب سیاسی همین دلخوشی های روزانه از فعالیت های اجتماعی التیام دردهای روزمرگی شدن من است دو شعرواره از دل غم زده ولی شادان و امیدوارم....
"چشم خسته بسته می شود
اما
قلب خسته می ایستد...."
۲
"درد من حصار برکه نیست
درد زیستن با ماهیانی ست که فکر دریا
به ذهنشان خطور نکرده است"
به دلنوشته بعدی از زخم روزانه ام در پست بعدی توجه فرمایید..

سرباز معلم مدرسه روستای ور افتاده کالو در جنوب ایران عزیز را در دنیای مجازی مدتهاست می شناسم دغدغه های مسئولیت آورش برایم شیرین و قابل احترام است این معلم فداکار بعد از تحسین و تمجید و همچنین طعنه و توهین که ذات انجام کار خوب در ایران است موفق به دیدار رئیس جمهور شده که حکایتش باز شیرین و خواندنی است در ادامه مطلب مطالعه بفرمایید...
رئيس جديد قوه قضاييه گفت: قانونمداري بايد شعار اصلي همه و مدار عمل براي همه باشد، عمل به قانوني كه داراي نقص است بهتر از فقدان قانون و عمل خودسرانه خواهد بود.

آيتالله صادق لاريجاني رئيس جديد قوه قضائيه صبح امروز دوشنبه در مراسم توديع و معارفه رؤساي قديم و جديد قوه قضاييه طي سخناني ضمن تشكر از حضور مسئولين عالي رتبه نظام در اين جلسه گفت: از مقام معظم رهبري كمال تشكر را دارم. اعتماد ايشان به اينجانب در چنين مسووليت خطيري، عين عنايت و لطف است و اميدوارم كه خداوند سايه پربركت ايشان را مستدام بدارد.
وي افزود: آيتالله شاهرودي در طول رياست ده ساله خود در دستگاه قضايي تلاشهاي فراواني در بهبود وضعيت قضاء كشور كرده و گامهاي مؤثري در اين جهت برداشتند. آيتالله شاهرودي با تيزبيني قابل ستايش خود به تأسيس اموري در دستگاه قضا پرداختند كه انجام آنها چندان هم آسان نبوده است؛ خصوصا احياي دادسراها كه در فرآيند دادرسي و احقاق حقوق نقش بسزايي دارد.
رئيس جديد قوه قضائيه تصريح كرد: اهميت جايگاه قوه قضاييه و نقش آن در اصلاح جامعه و سلامت دستگاههاي اجرايي كشور نياز به بيان و تأكيد ندارد، اگر بگويم قوه قضاييه چهره و وجهه نظام است گزافه نگفتهايم.
لاريجاني يادآور شد: حكم عادلانه و اجراي عدالت توقع اصلي از اين نهاد است اما شهامت حكم عادلانه و اجراي عدالت در همه حال فقط در آن عالم سخن آسان است .
رئيس جديد قوه قضائيه ادامه داد: حقيقت عدالت امري پيچيده است و تبيين فلسفي آن بزرگاني را عجز آورده است ولي با همه اين احوال نميتوان انكار كرد كه مصاديقي از مفهوم عدالت واضح است و همه ميدانند كه اين مصاديق لااقل تساوي در مقابل قانون يعني عدالت ميباشد و قانونگريزي خلاف عدالت است. قانونمداري بايد شعار اصلي همه باشد و مدار عمل براي همه قرار گيرد و در واقع بايد گفت كه عمل به قانوني كه داراي نقض است بهتر از فقدان قانون و عمل خودسرانه ميباشد.
وي با اشاره به زحمات شهيد بهشتي در بهبود و تكامل دستگاه قضايي اظهار داشت: ترديدي نيست كه اين دستگاه عظيم عليرغم همه تلاشهاي صورت گرفته توسط شهيد بهشتي و در طول اين مدت هنوز نيازمند فعاليتهاي فكري و عملي بسياري است.
رئيس جديد قوه قضائيه اضافه كرد: گمان ميكنم خلاء هاي فراواني در دستگاه قضايي وجود دارد كه بايستي با حفظ اولويت به آنها پرداخت كه از جمله اين خلاءها نيروي انساني آزموده و سالمي است اگر چه قضات آگاه و صالح در دستگاه قضايي كشور بسيار هستند ولي نبايد فراموش كرد كه حجم عظيم پروندهها قضات را فرسوده ميكند. لذا بايد چارهاي براي تربيت قاضي و استفاده بهينه قضات مشغول به كار انديشيد.
لاريجاني خاطر نشان كرد: بعد نظارتي در دستگاه قضايي كشور امر بسيار مهمي است كه همه به آن اذعان دارند و هم به نظارت دروني دستگاه قضايي مربوط ميشود و هم به نظارت بيروني نسبت به قوه مجريه و ساير قوا و همه بايد براي بهبود اين وضع مسئوليم تا تلاش كنيم.
وي افزود: هيچ كس نبايد جرأت كند و به خود حق بدهد كه بر خلاف قانون حكم كند و حقوق شهروندان را ضايع كرده و آرامش و امنيت آنان را سلب كند. چنين كساني بايد بدانند كه دير يا زود به محكمه عدل فراخوانده ميشوند و حق مظلومان از آنان ستانده ميشود.
رئيس جديد قوه قضاييه ادامه داد: بنده در اينجا اعلام ميكنم كه در اين راستا نسبت به احدي گذشت نخواهم كرد و به كمك خداوند خاطيان را به دستگاه عدالت خواهم سپرد.
در مراسم تودیع و معارفه :آيتالله شاهرودي: امروز داراي نظام قضايي جامع و مدرن هستيم
احمدی نژاد: اگر صاحبان قدرت محاکمه شوند...
هشدار آیت الله هاشمی رفسنجانی در مراسم معارفه رئیس جدید قوه قضائیه
رئیس مجلس شورای اسلامی:علي لاريجاني: تيغ عدالت دستگاه عدليه بايد با شجاعت عمل كند
محمود هاشمی شاهرودی از نگاه بی بی سی
گزارش سایت الف از قوه قضائیه و راه پیش رو
عکس های بدو ن شرح حاشیه مراسم



سلام به رئيس جوان و عالم فاضل آيت الله آقای حاج شيخ صادق آملی لاريجانی که دايه دار مسندي است که در سنه جديد انقلاب با چاله هاي زيادي همراه خواهد بود عبور از همه چالش ها نيازمند درک عميق و بسط عدالت و تامين امنيت و پيشگيري در مسير سازندگي قرا رگرفتن نظام مقدسي است که از هر زمان بيشتر بر امنيت نياز دارد به حتم درایت مقام معظم رهبری در انتصاب رئیس فقیه در این موقعیت زمانی تسلط آیت الله لاریجانی خوش فکر بر موارد مذکور است ضمن سلام و تبريک به رئيس جوان باز مي گوييم - رئيس سلام دانه درشت ها دانه درشت ها يادتان نرود .....
متن حکم انتصاب آيت الله آقای حاج شيخ صادق آملی لاريجانی به رياست قوه قضائيه

ده سال پیش، آیت الله هاشمی شاهرودی با این تصور که خرابه ای را تحویل می گیرد بر مسند ریاست قوه قضاییه تکیه زد. در طول این سالها، فراز و فرودها و تحولات فراوانی را در بخش های مختلف دستــــــگاه عدلیه شاهد بودیم.
اگر چه در یک نگاه کلی، تلاشها و اقدامات ده ساله آیت الله شاهرودی قابل قبول و در خور تقدیر ارزیابی می شود اما ناکارآمدیهای نظام قضایی برای ایفای وظایف مصــرحه در «قانــون اساســـی» بر کسی پوشیده نیست.
به موجب اصل یکصد و پنجاه و ششم قانون اساسی؛ احیای حقوق عامه، گسترش عدل و آزادیهای مشروع، نظارت برحسن اجرای قوانین، اقدام مناسب برای پیشگیری از وقوع جرم و اصلاح مجرمین از جمله وظایف مهمی است که بر عهده قوهقضائیه نهاده شده است.
مقام معظم رهبری در ديدار مسئولان قضایی با ایشان به مناسبت هفته قوه قضاییه در سال ۸۷ فرمودند: «غايت مطلوب براى قوهى قضائيه در عرصهى عملى اين است كه وضع قوهى قضائيه به آنجا برسد كه هر كسى در كشور، در جامعهى اسلامى احساس كرد كه كسى ميخواهد به او ظلم كند يا كسى به او ظلمى كرده است، تعدىاى كرده است، دلخوش باشد به اينكه به قوهى قضائيه مراجعه ميكنم و مشكل را برطرف ميكنم. اين احساس بايد در مردم به وجود بيايد. همه احساس كنند كه با مراجعهى به قوهى قضائيه به حق خودشان ميرسند».
آیت الله صادق لاریجانی اما در شرایطی این مسئولیت خطیر را به عهده می گیرد که فاصله جامعه اسلامی ما تا آن «غایت مطلوب» بسیار زیاد و نیاز و حساسیت اجتماعی برای تحقق عدالت نیز به عنوان یکی از مطالبات جدی دهه چهارم انقلاب اسلامی در گستره وسیعی در حال شکل گیری است.
تغییر ساختارهای موجود، اصلاح نهادهای وابسته، گردش عادلانه نخبگان قضایی، استفاده از ظرفیت های مغفول، بهره گیری از تجارب گرانسنگ و سیاستگذاری و برنامه ریزیهای تحولگرا و روزآمد می تواند علاجگر زخمهای کهنه نظامات قضایی ما در شرائط ویژه امروز باشد.
رییس جدید قوه قضاییه باید علاوه بر امعان نظر به اولویت های مذکور، برای سوزاندن چربیهای زمخت سیستم فربه قضایی و تزریق چابکی و تحرک در بدنه و راس این دستگاه بزرگ و تاثیر گذار، همتی بلند بکار دارد تا بسترها و ساز و کارهای لازم برای جبران هر آنچه که در طول سالهای گذشته از آن فاصله گرفته ایم، فراهم آید والا ده سال دیگر نیز می گذرد و ....
|
| |||
| |||
ای قلم ای مونس تنهاییم ترجمان خلوت شیدائیم
از حریم خویشتن دورم مکن برده سیم و زر و زورم مکن.
سپاس خداوندي که توان نگارش حقايق و ثبت وقايع را به انسان اعطا فرمود تا عبرت کرده جهان براي آدمي جايي جهت تکامل و رشد و تعالي باشد .
روزخبرنگار روز بزرگي است روزي است که اهل قلم و بيان بايد افتخار کنند که در خدمت بشريت هستند و براي پيشرفت انسانها گام بر مي دارند .
روز خبرنگار روز انسانهايي است که در کمال حريت و آزادگي تا پاي جان مي کوشند . رسالت انبياء را در رساندن نداي حق و حقيقت عملي سازند و جامعه را از گزند غفلت و تغافل نگاه مي دارند .

روز خبرنگار روز بندگان صالح خداست که جام شهداء را نوشيدند و فرياد سرخشان بيداري سبز را به ارمغان آورد
و اينک در اين روز بزرگ لازم دانستم با تمام وجود به همه آنهايي كه سلاح مهم قلم مقدس و سنگر اطلاع رساني را دارند به زمزمه عاشقانه بگويم مبادا مبادا فرداي قيامت شرمنده باشيم و جوابي براي عرضه به حي داور توانا نداشته باشيم جون مهر دلتان را دوست دارم ومصاحبت با شما لذت بخش است عاجزانه مي خواهم صادقانه براي توسعه ايراني آباد مسلح به ايمان قلم بگردانيد و جز اعتلاي (( ما )) چيزي ننويسيد اين نه نصحيت براي عاقبت سوزي كه بيان برادي به دوستانش براي جلوگيري از به دام افتادن گرگان است كه مبادا آب در آسياب دشمن بريزيم و مسرور شوند از نخبگان ما كه تعلقي به وطن ندارند ما تابع امر ولي به حكم فقهات تن به كار و سر به آسمان تا ابد مي ساييم شجاع دل و سخت جان ما از قلم به مزدي - واژه فروشي و نشر اكاذيب و نشوشي اذهان وتهمت و دروغ براي سقط خودمان بيزاريم پس زيباترين تبريكات تقديم اهالي قلم و مطبوعات باايمان ....
خبرنگاری و یا نویسندگی شغل نیست، حرفه نیست، بلکه عشق است.
درود می فرستم بر تمامی آن هایی که با شرافت قلم زدند و هرگز تعهد کاری و حرفه ای و وجدان خویش را زیر پا ننهادند و دین و دنیای خویش را نفروختند.
شاهرخ احمدزاده - ۱۷ مرداد ماه ۸۸
پيام تبريك استاندار آذربايجان غربي به مناسبت روز خبرنگار
يادداشت قرائت شده دوست و استادم آقاي ناصر سعيدي در مراسم روزخبرنگار
اينگونه مي نگارم - مطلب من در خصوص اعتقادم به نوشتن
سیف الله جان داد
اولین بار مجوز حضور مستقل با سرانه هزینه پول بلیط سینما رادر سال ۱۳۶۶ از طرف پدر مرحومم دریافت نمودمبا شوق شعفی زیاد به تک سینمای شهرمان (نقده) رفتم و برای اولین بار فیلم سینمای کارگردان محبوب ایران سیف الله داد به نام کانی مانگا را به تعداد ۵ بار از شوق زیاد و هیجانات تعلیقی آن بر صفحه نقره ای دیدم (هنوز خاطره قطعی مکرر برق و هوای گرم و نامطبوع سینما ایران با لذت اولین فیلم دیدنم بر روی پرده سینما را در ذهن دارم و نام بلند بالای سیف الله داد بر شروع فیلم) بعد از این خاطره با فیلم زیبای بازمانده او را روشنفکری هنرمند یافتم سیر داستان زیبای فیلم عجین با محتوی عالی و صحنه تاثیرگذار آخر فیلم که صفیه نوه خود را بعد از تلاوت کلام وحی آیه الکرسی نجات داد هنوز در ذهنم رسوب زیبایی گذاشته است این دو خاطره و عرصه مدیریت فرهنگی او در دولت اصلاحات او را گرامی داشته و همگان او را ستودند
به هرحال سیف الله داد مدیر عالی فرهنگ و هنر ایران و کارگردان با شعور و زیباشناسی بود که در کمتر از یک سال با هجرت رسول ملاقلی پور او را هم از دست دادیم و هر دو درجوار رحمت حق آرمیدند و خود عین زیبایی شدند . روحشان شاد
آفرین بر سولدوز و فرزندان غیورش
محس شادی فرزند سولدوز قهرمان از دیار رنگ محرومیت دیده نقده با قدرت ایمان و اراده افتخار آفرید
![]()
در آخرین روز از مسابقات قهرمانی زیر 23 سال جهان محسن شادی قایقران تیم ملی کشورمان به مقام قهرمانی رسید و مدال طلای جهان را از آن خود کرد.
مسابقات قهرمانی جهان که آخرین روز خود را پشت سر گذاشت از اول مرداد ماه آغاز شده بود قایقرانان دختر و پسر کشورمان در رشته های مختلف به مصاف حریفان خود رفتند و مکان های مختلفی در جدول رده بندی به دست آوردند.
در آخرین روز این رقابت ها محسن شادی نائب قهرمان دوره گذشته در فینال A رشته یک نفره سبک وزن مردان به مصاف حریفانی از کشورهای ونزوئلا، آلمان، برزیل، صربستان و هلند رفت و در حالی که در 500 متر ابتدایی مسیر به عنوان قایق دوم حرکت می کرد و از حریفان عقب افتاده بود با همت والا و غیرت خود موفق شد در بقیه مسیر حریفان را پشت سر گذاشته، به عنوان قایق اول حرکت کند و با زمان 38/57/6 به مقام قهرمانی جهان برسد، در این مسابقه برزیل با زمان 17/59/6 دوم شد و آلمان با زمان 40/01/7 در رده سوم جای گرفت.
در دیگر مسابقه باقی مانده بهناز مرادخانی و نسیم بن یعقوب در فینال B رشته سبک وزن مردان به مصاف حریفان خود رفتند که در نهایت با برتری بر قایق آمریکا با زمان 35/38/7 در رده پنجم ایستادند. در این گروه سوئیس با زمان 93/18/7 ، نیوزلند با زمان 45/22/7 ، کانادا با زمان 65/28/7 و دانمارک با زمان 76/30/7 در این گروه اول تا چهارم شدند. قایقرانان کشورمان در این رشته در مجموع در مکان یازدهم جهان قرار گرفتند
DER , GOOgle متشکریم
بی شک مترجم گوگل، یکی از مهمترین خدمات علمی و پژوهشی بود که مدتها پیش در کنار سایر خدمات، از سوی تیم مدیریتی گوگل در اختیار پژوهندگان و دانشوران و سایر علاقمندان در پهنه گیتی قرار گرفت.
متاسفانه عدم حضور «زبان فارسی» در مجموعه زبانهای مورد پشتیبانی این «خدمت»،نقص و کمبود بزرگی محسوب می شد که در تمام این سالها، موجبات رنجش خاطر فارسی زبانان عزیز را فراهم می نمود. اما خوشبختانه نسخه بتای مترجم فارسی از اواسط ژوئن سال جاری میلادی، به سرویس مترجم گوگل اضافه شد. این سیستم قادر به ترجمه متون فارسی به انگلیسی و انگلیسی به فارسی و همچنین ترجمه زبان فارسی به دهها زبان دیگر و بالعکس، (البته فعلا" با کاستی ها و نقائص بسیار) در کمتر از چند ثانیه می باشد.
وبلاگ نویسان با اضافه نمودن «مترجم» به وبلاگ خود می توانند این امکان را در اختیار خوانندگان خود در سراسر جهان قرار دهند تا آنان به سادگی «وبلاگ» مورد نظر را به زبان خود ترجمه کرده و از مطالب آن استفاده نمایند. برای این کار کافی است به این صفحه مراجعه و با انتخاب زبان فارسی، کد ساخته شده را دریافت و در وبلاگتان قرار دهید.
مترجم فارسی گوگل در ستون سمت راست ذیل منوی اصلی این وبلاگ قرار گرفته است. علاقمندان می توانند برای بررسی و تست، از آن بهره ببرند.

یکی از بهترین تبلیغ هایی است که تا بحال دیده ام که انسان را واقعا به فکر وا میدارد. این آگهی مربوط به طرح 1000 تومان موسسه خیریهی محک است که از ما میخواهد با پرداخت ماهانه هزار تومان ! به کودکان سرطانی کمک کنیم. مبلغی که هر روز چند برابر آن را صرف خرید چیزهای مختلف و گاها بدرد نخور میکنیم غافل از اینکه میشود با این پول چه کارهای بزرگی انجام داد.
موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان”محک” به عنوان یک سازمان غیردولتی، غیرانتفاعی وغیرسیاسی در سال 1370 آغاز به کار کرد و از همان زمان فعالیت رسمی خود را جهت تسکین آلام کودکان مبتلا به سرطان و خانواده های آنان آغاز نمود.
موضوع فعالیت مؤسسه محک ، انجام امور خیریه در زمینه های پزشکی، پژوهشی، پیشگیری، درمانی، خدماتی، بهداشتی، بیمارستانی، رفاهی و صرفا در جهت حمایت از کودکان مبتلا به سرطان می باشد.
موسسه خیریه حمایت از کودکان مبتلا به سرطان “محک” توانسته است در طول 16 سال فعالیت خود بالغ بر 11000 کودک مبتلا به سرطان را تحت حمایت قرار داده وامکان ساخت بیمارستان فوق تخصصی سرطان کودکان “محک” را فراهم آورد.
کار خوبی که این موسسه انجام داده است امکان پرداخت کمک های مالی بصورت آنلاین می باشد.که با رفتن به سیستم دریافت کمکهای مردمی محک و چند کلیک ساده کمک های خود را به کودکان سرطانی برسانید. البته محک پیشنهاد میکند که برای شرکت در این طرح به عضویت موسسه در آید تا بتوانند با انسجام و ساماندهی بهتری این کمکها را جمع کنند که این کار هم بصورت آنلاین امکان پذیر است.
خوشبختانه موسسه محک سایت بسیار خوبی دارد که تمامی موارد را به روشنی توضیح داده که پیشنهاد میکنم در صورتی که تمایل به همکاری دارید حتما نگاهی هم به سایت آنها بیاندازید.
مشاهده سایت موسسه خیریه محک
مشاهده صفحه عضویت در محک
مشاهده نحوه ی پرداخت کمک های مالی در داخل و خارج ایران
ورود به سیستم آنلاین دریافت کمک های مالی
مشاهده گروه و صفحه محک در فیس بوک
دیگران نوشته اند:
چگونه می توان سینه چاک کسانی بود که هیچ گاه تکلیف شان با خودشان معلوم نبوده؟ مگر می توان سنگ کسانی را به سینه زد که هماره ترجیح داده اند با «منفعت طلبی و عافیت جویی» به سراغ مردم بیایند؟
نشاید که حنجره را برای «اپورتونیست»*هایی درید که در تمام این سال ها، در نقطه ای میان «حاکمیت و مردم» ایستاده و مزوّرانه از هر دو سوی بهره مند شده اند؛ نه از جاذبه های قدرتمداری دل کنده اند و نه از نیازشان به اقبال مردم.
«سی سال»، تاریخِ خاک خورده ای نیست. عناصر و اجزاء این تاریخ، هنوز سرپایند. اما نسل من _ «نسل سمعی وبصری» من _ از این تاریخ و عناصرش چه می داند؟ آیا فرصت طلبان را می شناسدشان؟
اصولاً این نسلی که هر از گاهی، شورمندانه به دنبال چهره های اینچنینی می دود، باید بداند که پیشینه ی این «پیشروان» چیست. می داند؟
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
* «فرصت طلب» را گویند
زدرد نکته سنجی هرکه آگاهست می داند
که معنی در دل اول خون شود و آنگه سخن گردد و این رنج ما می باشد (( نکته سنجی ))
دل عاشق به لطافت می خندد روح عصیانگر به (( درد )) می گرید .بیچاره من که ساخته از آب و آتشم .
چند هفته هست در دفاع از عملکرد خود در این (( خانقاه )) به این جمله بسنده کرده ام این آنچه می توانستم بود ولی آنچه می خواستم نبود
مقدمه مرا از محتوی مفصل به احساس به دور نکند و این احساس تیر خلاص تحقیر نفس من نگردد که هرکه تهمت به ناروا بزند بگوید (( احساساتی )) رنج نکته سنجی احساسم را می آزرد رنج محرومیت ...
واین درد ناشکیبایی می کند و خیلی از اوقات همانند کودکی عاصی به وجد می آورد اگر (( ممنوعه )) هم باشد می شکنم و میروم تا وجدانی آسوده از خدمت داشته باشم نه سهل انگاری برای رفع مسئولیت...
غوغای بیرون و خیابانهای آلوده رنگ گوش فلک را کر کرده بود نشنیدند وندیدند که 10 کودک معصوم چگونه با چشمان کنجکاو همنوع خود را می کاویدند رنگ ها و حجم ها ی ندیده را نظاره می کردند گوش میدادند به غوغای بیرون خود در لابلای بزرگان همسن و سالان خود را می دیدند ولی در کنار خانواده های خود خرامان می رفتند .
سعادتی بود تا به همراه دوستان با احساس خوب انسانی خود یکی از بهترین روزها را تجربه کنیم برکت به زندگی بدهیم و قلبهای کوچکی را شاد کنیم که وسعت شادی آنها نهایت نداشته باشد.

بنیاد کودک در یک سال گذشته همکاری های زیادی را با انجمن حمایت زندانیان داشتند گروه مهربان آنها با همکاران متعهد انجمن و حضور دوست خیر و فرزانه ام پیمان غنی زاده روز بهشتی زیبا را ساختیم .
اخوی زنگ زد گفت برای متینگ امروزهستم گفتم نه ! گفتم من جای دوری رفته ام درست بهشت با پری کوچلوهای داریم مناجات می کنیم وقتی جریان فهمید غبطه خورد گفت عجب بهشتی رفتی !
10 کودک زیبا که بی گناه به جرم زاده شدن در خاندان آسیب پذیر همراه مادران خود در زندان به سر می برند و همراه مادران خطا کار خود حبس نشاط و شادمانی را می کشند 10 کودکی کهیا پدرانشان در بند مردان حبس می کشد یا در زندان متولد شده اند و یا پدر ندارند و یا خانواده صلاحیت دار ندارند که مراقبت و تربیت آنها را برعهده بگیرند این فاجعه زندگی انها است فقط کافی است بدانید کودک 4 ساله هنوز زبان برای گفتن الکن دارد و یا کودک 5و 6 ساله نمی تواند تا عدد 10 را بشمارد .
علی ، صبا ، مینا ، داود ، و... کسانی بودند که به اردوی تفریحی به اردوگاه معلم ارومیه مکان دنج به دور از هیاهوی مردم رفتیم
علی و داود و زینب کسانی بودند که در طول عمر خود غیر از دیوار بلند حبس جای را ندیده بودند تمام طول مسیر پلک نزدند با تعجب به شیشه ماشین چسبیده بودند وبا ولع خاصی دنیای بیرون را لمس می کردند دنیای رنگ ، حجم و صدا را که هیچ آشنایی با آن نداشتند بقیه بچه ها هرچند مدتی به همراه خانواده های و آشنایان خود برای مهمانی بیرون می رفتند و زیاد نا آشنا نبودند .
خانم چگینی و اروج پور محمدزاده و آقا مسعود مهندس زمین شناسی از بنیاد کودک خانم ها بخشی و محرمی و حاج حسنی وخوش سیرت همکارن ما در زندان وانجمن و من و پیمان و ائلشن بعدا رسیدیم بازی و قصه گویی و صحبت با بچه ها و خوردن نهار و دسر و میوه و مسابقه و جایزه و نقاشی صورت های معصوم آنها با رنگ کلی چسبید علی کودک سه ساله که همه نگاههای رابه طرف خودش برد تا بغل من آمد بلافاصله با زیباترین لحن کودکانه گفت (بابا ماما را ، زد) و زد تو گوش خودش ( اینطوری ) و این تنها تجربه او از مهر پدر ومادر بود پدر معتادش علی را برای تامین مواد خودش فروخته بود چگونه جرات کرده بودند علی چشم آبی زیبا را بفروشند وای این افیون جسم ها و جانها را می سوزاند و بعد مادر بیچاره به تنگ آمده بود و پدر را درشبی که نئشه افیونی بود که حاصل فروش علی بود در اتاق کوچک و تاریک خانه ای که بیشتر شیره کش خانه بود به ضربات آهنی کشته بود .
وقت ناهار که شد همه با وجد نشستیم تا باهم غذای بخوریم صبا دوقاشق نزده به مددکار گفت من نمی خورم علتش را پرسیدیم گفت مامانم هم از اینها می خواهد اون تا حالا این غذاهارا نخورده بچه ها سهم خودشونو دادند تا به مامانش ببرد ولی همه بچه ها چند قاشق نزده جمع کردند همه اصرار داشتند که غذای رنگی خود را با مادرنشان در زندان بخورند بچه ها حاضر نشدند حتی بستنی هارا تنها بخورند و جیب خود را از میوه و شکلات پر کردند تا با مادرشان شادی خود را تقسیم کنند . چقدر تاب بازی کردند و سرسره رفتند و از درختهای بید بالا رفتند شاخه شکستند ودویدند ....
باران سختی گرفت همه زیر آلاچیق ها پناه گرفتیم شادمانه باران را تماشا کردند زیر باران دویدند تا می گفتیم سرما می خورید داد می زدند (چیزی نمی شه و به قهقهه می خندیدند وما مست شادی آنها ...)
کلی حرفهای امیدوار کننده با دوستان جهت ادامه برنامه زدیم قرار شد مربی برای بازی و آموزش در مهد کودک بفرستیم و برنامه های دیگر ...

ائلشن همه را سوار ماشین کرد دوری تو اردوگاه زد و بعد به همراه همکاران به زندان برگشتند کاش همه آنها بر میگشتند خانه هایشان در دنیای بزرگ تر ولی جبر قانون و همه خلاهای اجتماعی آنها را به همراه مادر محبوس نموده بود الشن می گفت آنقدر از بازی و شادی امروز خسته شده بودند همه خوابیدند ولی علی باز دنیای در حال حرکت را نظاره می کرد نظاره گری پر سئوال ؟ سئوالهای بی جواب
چقدر لذت بردیم برایم جزشادی بچه ها چیزی اهمیت نداشت نتوانستم احساسم به اطراف اطرافیانم منتقل کنم همه مبهوت دنیای سیاست زده بودند کسی جز دخترک مهربانم که چندین بارسئوال نمود کسی حدیث دلم را نفهمید ومن شادمانم که دریا هم دل درد مند و روح جستجو گر دارد دوست دارم دخترم شعورش والاتر باشد ...
با تقدیر از مسئولین انسان دوست بنیاد کودک و همکاران تلاشگر و بی ادعایم در بند نسوان و همکاران متعهدم در انجمن حمایت از دوستان دردمندم پیمان و ائلشن و همه آنهایی که دست در دست خواهند داد تا خوشبختی اجتماعی را برای همگان رقم بزنند آنهایی که مهربانی را شناخته اند و میدانند در یک لبخند چه شگفتی های پنهان است .

آیا می شود که آن سحرگاه هیچ وقت از راه نیاید ؟مطلبی زیبا در مورد اردوی کودکان زندان از پیمان غنی زاده خواجه پاشا
در حاشيه اردوي يك روزه كودكان همراه مادران زنداني ندامتگاه نسوان اروميه سایت اداره کل زندانهای استان آذربایجان غربی

این تصویر امروز بر روی وب سایت معتبر نشنال جیوگرافیک قرار گرفته و در شمار ۵ تصویر برتر هفته جای دارد.
عکس فوق تصویر سرزمین سوختهای را در استرالیا نشان میدهد که کمتر از سه ماه پیش (۹ فوریه ۲۰۰۹) این چنین در آتش سوخت و با خود جان ۱۷۳ انسان را هم گرفت و بیش از دو هزار خانه را سوزاند … اما امروز دوباره دارد میروید و تو میتوانی شوق رویش دوباره و برق آن رنگ سبز دوستداشتنی را باز هم بر خاکستر آن زمین نفرین شده ببینی و اوج بکشی. اگر که یادت باشد، زندگی همواره و در سختترین شرایط کوره راههایی از امید دارد تا به آدمهای مثبتاندیشش ارایه دهد.
و البته این تصویر میتواند هم چنان حامل پیامهای بیشتری هم باشد:
این که هرگز گمان مبرید که به انتها رسیدهاید؛ حتی اگر در تیرهترین یا کسلکنندهترین دوران زندگیتان قرار گرفتهاید …
این که زندگی بسیار مهربانتر از آن چیزی است که گمان میکنید؛ به شرط آن که آن مهربانی را باور کنید …
این که همیشه میتوان از دل سیاهترین و سوزانترین رخدادها، زیباترین احساسات انسانی را درک کرد و آفرید …
این که مزه گس و استثنایی حیات را نمیتوان و نباید با هیچ مزه دیگری برابر دانست …
این که رویش دوباره عشق میتواند در هر سرزمین خاکستری و در پس هر آتش سوزاندنی شکل بگیرد …
فقط کافی است نگاهمان را عادت ندهیم به بد دیدن!
و یادمان بماند که:
فردی که کوه را از میان برداشت، همان کسی بود که شروع به برداشتن سنگریزهها کرده بود!
همین.!؟
عصر آشفتگی ارزشهای انسانی در زیر چرخه های توسعه نا متوازن دنیای مدرن باعث وارونگی معنایی الفاظی انسانی گردیده و تا آنجا پیشرفت نموده که لغات فرهنگ عامیانه مردم را به تاراج ((قلب معنا )) می برد کلماتی که در عین سادگی در عبارات محاوره ای داری بار ارزشی مثبت و منفی هستند از جمله عبارات (( با کلاس با شخصیت با مرام و با فرهنگ )) که خلط ان با پست سازمانی نوع جنس کت شلوار و مارک ماشین سواری و طبقات ساختمان هایشان درد آور است و تعریف مجدد ((آدم های با فرهنگ )) فرصت اندک مقال حقیر در سطور ذیل است .

آدم های با فرهنگ مسافرهستند با توانایی های چند وجهی که دلشان در کوله پشتی کوچک دنیویشان با فراخنایی دل روحانی شان است آنها به دنبال (( چرایی )) دنیای اطراف و توشه گیری از بهره این دنیای فانی سفر آغاز می نمایند .
عرفا حرکت از گاهواره تا گور را (( سفر گل )) و حرکت از گاهواره تا خدا را (( سفر دل ))می نامند واین سفر به قول حضرت مولانا نه با آب و گل که با جان و دل انجام می گردد .
اینگونه انسانها زندگیشان در عرض مسیر زندگی است نه در طول
این انسانها به بلندای عمر شناسنامه سنجیده و ستایش نمی گردند بلکه عرض معنوی زندگی و فراخی بینش آنها مهم است هر روز ضمن بیزاری از خسران و اضراردنیوی روح را صیقل می دهند تا دانایی ارتفاع بگیرد و بینش آنها تیز تر باشد .
این انسانها احتمال دارد بر حسب ایام سجل تولد خود 30 سال عمر کنند و لی عمر مفید آنها بیش از 60 سال باشد و یا بالعکس عمر مفیدی عده ای هم چند ساعت و روز باشد هرچند به عدد سال تولد عمر او بالای 80 سال باشد !
در جهانی که دوباره زنده می شوند این آدم های با فرهنگ توشه تعالی روحی خود را ارائه میدهند و کارنامه خود به دست یمین می گیرند و با سربلندی از مقابل صف بسیاری از متملقین دریوزه دین به دنیا فروش که با عافیت طلبی از قبل (( زر )) و (( زور )) خود تشخصی داشته اند گذر می نمایند ....
بلغور کلمات مثبته دردها ن هر شخص نشان برچسب فرهنگی وی نمی تواند باشد حتی اگر عصا قورت داده ای حاکم بر منصبی قراردادی باشد انسانهای با فرهنگ در هر منصبتی باشند ارج بینند و قدر دانند و بر صدر نشینند حتی اگر رنج دوران بیینند و زخم زبان شیادان بچشند و همیشه تلاش روزانه ای نمایند برای افزودن سه مفهوم زندگی :
دانایی خویش بر بستر علم
زیبایی بر بستر هنر و نیکویی بر بستر اخلاق حسنه

هرچه ژرف تر غوص کنند بیشتر مقرب می گردند و حلاج وار حیران سبحان و کریم می مانند .
اما اگر حیرت در پشت نقاب رشک و غرور پنهان گردد و عصبیت و کوته نظری پرده در اندازد و نگذارد احساس هوایی بخورد جهل و خود فریبی عارض گردد که مغزمان را می پوکاند چرا که :
خود آگاهی یگانه فرق بین انسان و حیوان است و ...
همراه باشید
فقر روستایی و راهکاری برا حل آن - مقاله خانم نینا شاددلی کارشناس ارشد توسعه روستایی

پدر مرحومم داستانی را در کودکی من برایم نقل کرده است که همیشه برایم پند آموز بوده است. میگفت : در روزگاران قدیم مرد عارفی برای خرید به بازار میرفت که در راه جوانی را دید که بسیار مودب نشان میداد. از او دلجویی کرد و از کارش پرسید و شنید که او بیکار است . دستش را گرفت و به حجره بازرگان مشهوری که دوستش بود , برد و از او خواهش کرد تا این جوان را بکار بگیرد. چنین شد و پس از مدتی که آن عارف که به دیدن دوست بازرگانش رفته بود و آن جوان را مشغول کار دید و از حالش پرسید. جوان هم اظهار تشکر کرد. اما از کارش که پرسید , جوان گفت : نه چنین است و نه چنین خواهد ماند. پس از گذشت چند ماه که باز به آن مکان آمد , جوان را ندید. از بازرگان احوال او را جویا شد و شنید که آن جوان نزد حاکم شهر کاتب شده است. لذا خوشحال شد. زمانی دیگر که جوان را دید , بعد از احوالپرسی باز هم از کارش پرسید و جوان باز هم همان جواب اول را داد.تا زمانی که روزی مطلع شد که ان جوان فرماندار شهرشده است که در دیدار با این عارف باز هم این سئوال و جواب به همان شکل ما بین پیرمرد عارف و آن جوان تکرارشد که نه چنین است و نه چنان خواهد ماند. قصه پیشرفت این جوان تا آنجا پیش رفت که او مشاور پادشاه وقت در پایتخت شد. بعد از مدتی که عارف جهت انجام کاری به پایتخت رفته بود باز به آن جوان سری زد و باز هم جواب همان بود. تا اینکه چند سال از این ماجرا گذشت و عارف قصه ما بر دروازه شهر گذر میکرد که گدایی را دید که شالی به سر انداخته و در گوشه دروازه دستش را دراز کرده بود و پول طلب میکرد و زیر لب هم , یا محبوب , میگفت. به ارامی پیش آن گدا رفت و با دیدن چهره او رنگ از چهره اش پرید. متوجه شد که این شخص همان جوان قصه ماست که به این روز سیاه افتاده است. علت را جویا شد و جوان گفت : در جواب سئوالی که شاه پرسید , جواب صریح و بی پرده ای را دادم و این کار بر شاه خوش نیامد و همه زندگی ام را از من گرفت و دستور داده است که تا یکی دو روز دیگر از این مملکت خارج شوم و گرنه گردنم را خواهد زد. بعد آهی کشید و گفت : من که هر بار به تو گفته بودم که , چنین نیست و چنین هم نخواهد بود. عارف گفت : نه چنین است و نه چنین هم میشد , بشرطی که با هر بار پیشرفت در کار از بزرگان و پیش کسوتان در مورد اسرار ماندگاریت سئوال میکردی و پند آنان را عمل مینمودی .
بی پیر مرو تو در خرابات / هر چند سکندر زمانی
آن لحظه از زمان که انسان در باره خود میاندیشد , هرگز تلف نمیشود. مرز درک انسانها تا بیکرانگی است بشرطی که احساس تعهد و مسئولیت کند و هر چه توانایی در خود احساس کند , از موقیت پایین تر تا بالاتر را طی کند و کلماتی از قبیل جبر , ضرورت و شاید , سد راه او نباشد.هر انسانی دارای یک عامل محرک درونی برای پیشرفت است . اگر به خود بیاید و با خود صادق باشد , صاحب اراده قوی شده و میتواند خود را اداره کرده و در کنار زندگی عاطفی و طبیعی , دارای جلوه های حرکت به سوی موفقیت های اجتماعی هم بشود. ولی باید بداند که نمیتوان با خیالات دکان باز کرد. فرق انسان با شیطان اینست که انسان وقتی اشتباه کرد , معذرت میخواهد ولی شیطان هرگز به اشتباه خود اعتراف نمیکند و پشیمان هم نمیشود. وضع هستی طوری ساخته شده است که ما وقتی به دنیا میآییم , بسیاری از زمینه ها برای زندگی ما قبل از ما برایمان آماده شده است . اما وقتی ما خودمان به سوی گمراهی میرویم , در واقع این وضعیت را تغییر میدهیم و در مشیّت الهی دخل و تصرف میکنیم . بعد هم شاکی میشویم. بزرگترین فضلی که خداوند به انسان داده است , حق انتخاب است که بسیاری از ما ها نمیدانیم چگونه از این حق خود استفاده کنیم.
آتشش پنهان و ذوقش آشکار // دود او ظاهر شود پایان کار.
ماهاتیرمحمد یکی از 9 فرزند خانواده دورگه مالزیایی بود او تحصیلات اکادمیک پزشکی دارد ولی سیاست و اقتصاد را بهتر می داند .

وی 22 سال نخست وزیر کشوری فقیر بود که فقر را از 50 درصد به تنها 7 درصد رسانده و این کشور فقیر را به جرگه ببرهای آسیا پیوست . طولانی ترین دوره تصدی گری دولتی مالزی را که تازه از یوغ استعمار رهایی یافته بود و در اولین سالهای تولی گری با اعتماد به علم اقتصاد و بصیرت در سیاستمداری به مردم فقیر کشورش گفت : (( ما به جای استراتژی جایگزینی واردات ، استراتژی توسعه صادرات را پی گرفتیم و اجازه دادیم خارجی ها با تکنولوژی خود کشور ما را صنعتی کنند در حالیکه خودمان می خواستیم این تکنولوژی را بسازیم 30 تا 40 سال طول کشید ما توانائی صنعتی شدن را نداریم . حتی نمی توانیم با کشورهای تازه توسعه یافته رقابت کنیم و حتی در استخراج منابع طبیعی مان نیز به دیگران نیازمندیم )) و سیاستمدار صاحب ایده های کاربردی اینگونه نتیجه گیری نموده بود . (( اگر قدرت اقتصادی داشته باشیم دولت قدرتمند داریم چرا که از تجارت و کارآفرینی قدرت حاصل می گردد )) و اینگونه این سیاستمدار با کفایت و مسلمان متعهد ،کشور اسلامی توسعه نیافته را با درآمد سرانه 300 دلار با تولید ناخالص، 12 میلیارد دلار را به 230 میلیارد دلار رساند که به اذعان خود و همه صاحبان نظر این مهم در سایه (( ثبات سیاسی )) بدست آمده است .

با حفظ ثبات سیاسی تمرکز او بر روی پروژه های عالیه ملی بود که استقرار تکنولوژی برتر ، صنایع ، تجارت و تکنولوژی ارتباطات از اجرای سیاستهای کلان بود . او ضمن رفع بیکاری مزمن میزبان نیروی کار آسیای شرقی و جنوبی گردید و با الگوگیری از تکنولوژی کشورهای ژاپن و کره ، صنعت ماشین سازی ملی با طراحی و ساخت اتومبیل (( پروتون )) با اجرای پروژه استیل گردید ، سرمایه گذاری بر روی تحصیلات دانشجویان در خارج و استفاده از علم روز دنیا امروزه مالزی میزبان دانشجویان آسیایی به عنوان مدینه فاضله شده است . ماهاتیر محمد در بنیاد صلح خود تحت عنوان Perdana بر ضرورت تجهیز مسلمان به سلاح علم روز پای می فشارد .
اجرای پروژه های عظیم راهسازی بزرگراه شمال و جنوب ، کریدور ابر رسانه ای ، فرودگاه بین المللی کوالالامپور و خدمات تلویزیونی آسترو و ...در نهایت توسعه رفاه عمومی را باعث گردید .
ماهاتیرمحمد در سفر خود به شهر زیبا و تاریخی اصفهان با نوع دیدگاه عالی و سازنده خود اینگونه گفته بود که به نوع دیدگاه و افقهای متعالی یک سیاستمدار بستگی دارد : (( اگر مدیریت جاذبه های توریستی استان اصفهان در اختیار مالزی بود سالانه برابر با ارزآوری نفت ایران سودآوری داشتیم )) این قدرت ذهن و فکر مثبت و سازنده و ایمان یک دولتمند به نیروی عظیم و منابع در اختیار یک کشور اشاره دارد .
نیروی فکر خلاق و ایمانی که در یک بازدید از شهر اصفهان به ماهاتیرمحمد مالزیایی دست میدهد .
اما چرا بعد از گذر قرنها دوران طلائی ایران و افتخار به عصر طلائی دانشمندان مسلمان خود و دغدغه هایی که از زمان نفوذ مدرنیته در دنیا بر مسئولین ایران غالب گردیده است و بعد از شکست شمشیر در برابر توپهای آتشین روسیه تزاری بر مرد خوش فکر دولت قاجاریه عباس میرزا عارض گردید و او در برابر فرستادگان نیروی ارتش مدرن شده ناپلئون بناپارت فریاد از بیداری ایران اسلامی و شرق مستعد داد و چرایی عقب ماندگی و توسعه نیافتگی برابر عصر را مقتدرانه جویا گردید و حال بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بر طاغوتی که جز تقلید و وابستگی ارمغانی برای ایران مستعد و توانا نداشت و گذر سخت از دورانهای دفاع مقدس از ناموس ملتی که استقلال کشورشان را با خون خود صیانت نمودند و تحمل سختی ها برای پاسداری از ارزشهای اسلامی و تثبیت انقلاب در عصر سازندگی بعد از جنگ را یاری نمودند و حال دردوان که باید شعار نوآوری و خلاقیت و شکوفایی نه یک سال ، بلکه هدف اصلی مردم دولتش باشد .
هر روز شاهد تحولی شگرف و جهشی عمیق برای پرکردن خلاء های اقتصادی ، اجتماعی و ... را طی نمود حال در 18 آذر سال 87 این گفته کهنه سرباز انقلاب اسلامی با وجود نشانهای بی شمار چه توجیهی دارد ؟

هاشمی رفسنجانی پیش از انقلاب طلایه دار مبارزه با ظلم و جور و حال بعد از سی سال از گذر عمر انقلاب مجربترین سیاستمدار ایرانی است که چیزی کم از ماهاتیرمحمد در سوابق سنواتی خدمتی ندارد این چرایی که در روز دانشجو درمیان دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی مطرح نمود که خود موُسئس این دانشگاه بود که در ترویج و توسعه علوم و پرورش نیروی مستعد کار و سازندگی نقش عظیمی داشت .
این چرایی را سالها دراز قبل عباس میرزا ولی عهد قاجار نیز به عنوان دغدغه مدرنیته و تجدد عنوان نموده است .
(( ایران در ضریب هوشی جزء چند کشور اول دنیا است و از نظر منابع طبیعی و جغرافیایی در موقعیت خوبی است و دین خاتم در اختیار ما است پس چه کم داریم ؟ چرا نباید الگوی دنیا و جزء مرفه ترین و عالم ترین مردم دنیا نباشیم ؟ ))
طرح چراها تا کی ادامه دارد ؟ جدولهای سیاسی در طرح این فرضیات ذهنی عصر فرا رسیدن فصول انتخابات چه هدفی را دنبال می نماید ؟ ما هم اذعان و ایمان داریم باید مرفه و عالم باشیم .و تلاش می کنیم همه با هم ...
رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام نوروزی خود در سال ۱۳۸۸ اصلاح الگوی مصرف در همۀ زمینه ها را سرلوحۀ زندگی اجتماعی ایرانیان برای کامیابی و تبدیل به نیکوترین احوال خواندند، سال ۸۷ را با فراز و نشیبهای زیاد در حیطه علم و فن آوری با موفقیتهای هسته ای و توسعه تکنولوژی نانو و پرتاب ماهواره امید همراه بود که خشنودی معظم له را از مجموعه اقدامات را در بر داشت حضرت آیت الله خامنه ای فرمودند دنیا متوجه شد که حتی تحریمها هم جلوی پیشرفت و نوآوری ایران را نخواهد گرفت و آن را بی اثر ساخت آن بزرگوار اضافه نمودند عمل به شعار نوآوری و شکوفائی در مرحله مقدماتی خوب بوده است و باید به فضل الهی تداوم یابد تا ایران اسلامی به قله های رفیع سعادت برسد .
مقام عظمای ولایت با اشاره به دعای حلول سال نو افزودند تبدیل احوال ملت ایران به نیکوترین حال نیازمند توجه و لطف پروردگار است اما باید توجه داشت که جلب رضایت حق تعالی به تلاش و همت آحاد مردم برای ایجاد تحول در زندگی شخصی و اجتماعی بستگی دارد .
وی از همه آحاد مردم و مسئولین نظام خواست که مصرف را عاقلانه ، مدبرانه مدیریت نمایند .

این دغدغه های مقام معظم رهبری ریشه در معارف والا و فرهنگ غنی از فقه برتر اسلامی دارد آیات ۳۱سوره اعراف ، سوره اسرا آیات ۲۶ و ۲۷و سورۀ انعام آیۀ ۱۴۱ به مذموم بودن این فرهنگ غلط رایج شده در دنیای زرق و برق متأثر از غرب لجام گسیخته از ایمان الهی تأکید دارد به نحوی که خداوند متعال در قرآن کریم اسرافکاران را برادران شیطان خوانده که شیطان نیز پس اسراف چه روایت چه کتاب ، سنت ، عقل و اجماع از محرمات قطعیه دین است پس کسی که پایبند دین است نمی تواند اسرافکار باشد .
جهت گیری زندگی و کار ، مردم و مسئولین در ایران اسلامی مشخص شد از فردای سال ۸۸ هر مسلمان متعهدی و هر مدیر مدبری به فکر اصلاح رفتار خود و تأکید بر مصرف صحیح خواهد نمود صداوسیما ، آموزش و پرورش ، نهادهای دیگر فرهنگی و ارشادی کار فرهنگ سازی ، نمایندگان مجلس شورای اسلامی و هیأت دولت کار قانونگذاری و رفع موانع قانونی مصرف درست و توزیع عادلانه منابع را بر عهده دارند که باید زیر بنای آن آماده گردد .
اما لایه های عمومی مردم و مدیریتهای میانی نباید خود را درگیر شعارزدگی و حفظ ظاهر نمایند . ضمن پایبندی به اصول اسلامی از اسراف و تبذیر جلوگیری نموده و هزینه ها را معقول و مصرف را معتدل و از اتلاف منابع و تخصیصها بدون عملیات کارشناسی جلوگیری نمایند . نه به معنای عدم معرف و خسیس بازی در منابع و قطع تداوم عملیاتها در سال ۸۸ بلکه معرف اصول و کارشناسی با حساسیت جلوگیری از اتلاف که نظارت و تعهد مدیران با ایمان را می طلبد تا در پایان سال شاهد برکات این فرهنگ اسلامی باشیم .
باید سمت و سوی حرکت به سوی اصلاح الگوی مصرف باشد الگوی مصارف عمومی و دولتی تا مدیریت بر خود و جلوگیری از اتلاف وقت و هزینه که حرکت انقلابی درونی برای توسعه فردی و اجتماعی را منشأ اثر دارد .
آنچه از وزارت خانه های پیشرو و سازمانهای ارائه خدمات عمومی مهم کشور در این چند روز اخیر مشهود است یا تشکیل کارگروهها و کمیسیونهای تخصصی و ارائه برنامه های جامع اجرای عالیه این طرح را دارند که با ایجاد خط مشئی به سازمان خود مانع از تعریف غلط این فرهنگ مناسب و فرموده معظم له باشند و موضوع را لوث نمایند ، امید است درایت ایرانی مسلمان افقهای روشن و متعالی را برای همه در پیش داشته باشد.
اقتصاد مصرفی یا مصرف اقتصادی وبلاگ دکتر صفری
انتقاد مقام معظم رهبری از برداشت غلط سال 88
نکته :
مضحک بود هر وقت می رفتم اتاقش روشنایی لوستر هایش چشم نواز بود بعد از سال ۸۸ متحول شده بود محل کار این مدیر تاریک و وحشتناک بود تنها یک لامپ کم مصرف روشن بود به همه در مصرف برق تذکر داده بود کاش همه زمینه ها از جمله اتلاف سرمایه و منابع مالیش هم این گونه گردد ... !
| |||||||||||||||||||||||||
![]()
روستای حسنلو را مردم با عنوان تپه باستانی که صاحب تمدن اورارتوئی و مادها می باشد و بیش از شش هزار سال قبل از میلاد مسیح قدمت دارد که علاوه بر وجود کاخ و صاحب تمدن که جام زرین حسنلو و تحقیقات باستان شناسان ایرانی و خارجی بر غنای آن افزوده است اگرچه عدم توجه جدی به ادامه اکتشاف نگهداری اصولی تاسیسات باستانی آن را منزوی نموده است ولی اقدامات پیگیرانه مردم علاقه مند و مسئولین شهرستان و استان بخصوص اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمان صنایع دستی و ایرانگردی و جهانگردی استان آتیه قابل امیدوارانه را به مطالعات و توسعه فرهنگی و هنری منطقه خواهد نمود در این خصوص مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی از برگزاری جشنواره فرهنگی و هنری جام حسنلو در شهرستان نقده خبرداد .
این جشنواره اردیبهشت ماه سال 88 در شهر نقده برگزار خواهد شد وی هدف از این جشنواره را معرفی فرهنگ آداب و آثار باستانی به طور کلی جاذبه گردشگری آذربایجان غربی اعلام کرد .
غفاری آذر افزود امیدواریم این جشنواره در معرفی آثار باستانی و فرهنگی این خطه کهن به جوانان و گردشگران دخلی و خارجی موفقیت های کسب کنیم .

جام زرین حسنلو کشف شده از تپه تاریخی
در این جشنواره توجه جدی به آرمانهای انقلاب اسلامی با نگرش دینی و مذهبی به مقولات فرهنگ بومی و محلی را مورد تاکید قرار داد .
عجین شدن فرهنگ بومی منطقه با فرهنگ ایثار و شهادت و دفاع از ارزشهای ناب اسلامی از ضرورت های موجود در این جشنواره می باشد .
تپه حسنلو در 7 کیلو متری شهرستان نقده قرار دارد و یکی از تپه های باستانی در 12 کیلومتری جنوب غربی دریاچه ارومیه و در 9 کیلومتری شمال شرقی شهرستان نقده بین دهکده امین لو و حسنلو از بخش های بخشداری محمدیار واقع شده است این تپه به مناسبت نام دهکده مجاورش حسنلو نام گرفته است .
حسنلو درمیان دشت سر سبز و در جوار سد بزرگ خاکی حسنلو و زمین های حاصلخیز قرار گرفته که علاوه بر جاذبه توریستی مهم ترین منبع سرمایه گذاری منطقه می باشد که در نوع خود چشم انداز زیبا و اتیه داری دارد که امید است توجه مسئولین به این پتانسیل موجود بیش از گذشته و با هدایت سرمایه گذاران آبادانی منطقه و خروج نقده از محرومیت و اشتغال جوانان مستعد بیشتر نهایی گردد .
اماکن مهم گردشگری و توریستی شهرستان نقده : ( سولدوز )
شهرستان نقده به عبارتی ( سولدوز ) دارای موقعیت خاص جغرافیایی با آب و هوای معتدل کوهستانی است واقع شدن در کنار دریاچه ارومیه حاصلخیزی مزارع و مراتع و جود باغات زیبای سیب و جام زرین تپه باستانی حسنلو موقعیت ممتازی به سولدوز بخشیده است .
مکانهای منحصر به فرد تپه حسنلو سد حسنلو چشمه و تفرجگاه ئتدی گوز ( هفت چشمه ) تفرجگاه جنگلی سلطان یعقوب و کوه مرتفع آن تالاب سولدوز گلی ساحل دریاچه ارومیه نگارگاه گرده قیط چشمه معدنی شیخ معروف
ارتفاعات کوههای زیبای بابا حسن 2312 متر
کوه فرنگی 2350 متر
کوه ملی 2300 متر
خان طاووس 2217 متر
محمد خان 1759 متر
سلطان یعقوب 1600 متر
غارها : دیولر گویوسی
آب معدنی شیخ معروف که سالانه هزاران مسافر و توریست جهت بهره مندی و شنا به این چشمه درمانی سفر می نمایند .
پارک جنگلی سلطان یعقوب که در سایه توجهات فرمانداری و شواری شهر نقده ایجاد جاده و زیر سازی در حال انجام است که در دامنه سرسبز آن مزار همیشه قهرمان جاودان مرحوم محمد اوراز کوهنورد اسطوره ای ایران قرار دارد .
دره وارناسا با چشمه زلال و ابخیزداری منحصر به فرد در یک کیلومتری روستای گلوان قرار دارد .
تالاب و شکارگاه سولدوز کلی در6 2 کیلومتری نقده با بیش از 200 هکتار
تفرجگاه ئتدی گوز ( هفت چشمه ) در حاشیه شهر نقده با امکانات تفریحی و کوهنوردی ورزشی و شهر بازی و اسکان مهمانان
سد حسنلو در حاشیه جاده ارومیه مهاباد با امکان اسکان مسافر و مهمانان و همچنین ماهیگیری در ساحل آن و امکان ایجاد ورزشهای آبی که در سال گذشته اردوی تیم ملی قایق سواری در آن برگزار گردید و چندین جشنواره ماهیگیری که در روستای هم جوار آن شیخ احمد ستاره مسابقات آسیایی قایق سواری محسن شادی را به عنوان پدیده از این منطقه محروم و مستعد تحویل جامعه ورزشی داد
سال گذشته هم علاوه بر کوهنوردان صاحب نام شهر تیم پر افتخار هاکی و شناگران جوان و پدیده های در این ورزش ها علی الخصصوص محسن شادی عنوان دار افتخارات زیادی شدند .
به امید تداوم برنامه های آبادانی و سرمایه گذاری در منطقه مستعد سولدوز قهرمان
«شما رفتارتان را تغییر دهید، رفتار ما هم تغییر میکند»

ایشان به درستی تاکید کردندکه «مسئولان آمریکایی و دیگران بدانند که ملت ایران را نمی شود فریب داد یا ترساند» لذا راه باقیمانده برای گفتگو و رابطه، صداقت در رفتار و گفتار است نه پنهان کردن «دستی چدنی در زیر دستکش مخملی».
اوباما در پیام خود گفته بود: «ما از تمدن بزرگ شما آگاهیم. دستاوردهای شما احترام ایالات متحده و جهان را برانگیخته است. ولی برای مدتی نزدیک به سه دهه روابط میان دو کشور تیره بوده است» و گفت : «من میل دارم به روشنی با رهبران ایران سخن بگویم. پس این فصلی برای آغازی نو است».
در هر حال با این گفتگوی اولیه که برای اولین بار و در فضایی آرام، عیدانه و نسبتا" منطقی ، انجام پذیرفته است، باید منتظر اقدامات بعدی آمریکایی ها در جهت اثبات راستگویی و راست کرداری خود بوده و ببینیم جناب اوبـــامـــا در مقابل نصایح دلسوزانه و بشردوستانه رهبر خردمند جمهوری اسلامی چه خواهد کرد؟ اگر او به معنای واقعی در صدد بهبود روابط و پایان یافتن جدالها و ستیزه جوییهای لایه های مختلف آمریکایی و پیشگیری از توطئه های خلق الساعه لابی های جنایتکار صهیونیزم بر علیه مردم ایران باشد، اینک فرصت و منطق آن فراهم است و با توجه به سخنان رهبری، این دولت آمریکا و مسئولان تصمیم گیرنده آمریکایی اند که باید تغییر کنند و راه را برای گفتگوهای منطقی و دوستانه باز کنند نه ایران. والســـلام
منبع : وبلاگ مدیریت اقتصاد و توسعه ( دکتر صفری )
استاندار آذربایجان غربی در اولین روز عید از زندان مرکزی ارومیه بازدید کرد
دکتر رحیم قربانی علاوه بر بازدید از بخش های مختلف زندان مرکزی ارومیه، با زندانیان گفتگو و از نزدیک مسایل و مشکلات آنان را بررسی کرد.
وی در این دیدار اظهار امیدواری کرد: زندانیان به زودی آزاد و به آغوش خانواده هایشان بازگردند.
استاندار آذربایجان غربی گفت: باید فضای زندان مطلوب باشد تا افراد دربند به خاطر اینکه زندانی هستند از حداقل امکانات محروم نباشند.
دکتر قربانی تاکید کرد: باید یک تیم کارشناسی، وضعیت زندان مرکزی ارومیه را بررسی کند تا مسایل و مشکلات مبتلا به شناسایی شود.
اولین روز بهار و دلجویی استاندارآذربایجان غربی از سالمندان
استاندار آذربایجان غربی در نخستین روز از سال جدید با حضور در سرای سالمندان از آنان دلجویی کرد.
دکتر رحیم قربانی در این دیدار علاوه بر اهدای هدایایی به سالمندان نگهداری شده در این مرکز، از نزدیک در جریان مسایل و مسکلات آنان قرار گرفت.
وی گفت: باید به گونه ای برنامه ریزی شود که زمینه لازم برای رسیدگی بیشتر به سالمندان از نظر عواطف انسانی فراهم شود.
استاندار آذربایجان غربی از مردم استان خواست تا در حد توان خود به سالمندان سرکشی و از آنان دلجویی کنند.
در این دیدار سالمندان از حضور دکتر قربانی، استاندار آذربایجان غربی در اولین روز عید تشکر کردند.
یکی از سالمندان در این دیدار با قرائت اشعاری از دیوان استاد شهریار به استاندار آذربایجان غربی خوش آمد گفت.
جمعی از اعضای گروه مشاوران جوان و تعدادی از مسئولان، استاندار آذربایجان غربی را در این دیدار همراهی کردند.
کودکان بی سرپرست در اولین روز عید میزبان استاندار آذربایجان غربی بودند
استاندار آذربایجان غربی در اولین روز از عید نوروز، با حضور در مرکز نگهداری از کودکان بی سرپرست، از آنان دلجویی کرد.
دکتر رحیم قربانی ضمن گفتگو با کودکان نگهداری شده در این مرکز از مسئولان این مرکز خواست تا فضایی را ایجاد کنند تا کودکان خلاء نداشتن پدر و مادرشان را احساس نکنند.
وی گفت: سعی کنید این کودکان به گونه ای تربیت شوند تا در آینده افراد مفیدی برای جامعه باشند.
در این دیدار استاندار به کودکان این مرکز اسباب بازی هدیه داد.
«تمسخرِ خویشتن» بیماری شایعِ ایرانِ امروز و پای ثابت تمام مناسبات اجتماعی ایرانیان است؛ آنچنان همه گیر و عمومی، که گویی ریشه در اعماق فرهنگ این مُلک دارد. نسلی که امروز در حال سربرآوردن است و «زیربنای ساخت ایرانِ آینده» می شناسیمش، آنچنان نگاه حقارت آمیز و آمیخته با تمسخری به خود و کشور خود دارد، که نظیرش را در هیچ مقطعی از تاریخ ایران سراغ نداریم.
امروز، هیچ ساحتی از زندگی ایرانیان نیست که به طریقی توسط خودِ ایرانیان، به سخره گرفته نشود. از اشخاص گرفته تا وقایع ملی و حتی مذهبی، به راحتی سوژه ی تمسخر عمومی واقع می شوند. هیچ کس و هیچ چیز در امان نیست.
نونهالان و نوجوانانِ آینده ساز، بیشترین جوک ها را درباره ی اقوام مختلف، شخصیت ها و رویدادهای علمی، فرهنگی، مذهبی و سیاسی کشور خود به یاد دارند. و آنچنان در این مقوله قهارند که اصلاً کم نمی آورند. از کودک دبستانی تا جوان دانشگاهی، حتماً دسته ای از سخیف ترین جوک ها را در گنجینه ی معارف خود دارند.
نخستین تاثیر «تمسخر خویشتن»، زوال «احساس غرور ملی» است؛ همان گزینه ی موثری که در دنیای پرهیاهویِ امروز، راز ماندگاری محسوب می شود. هم از این روست که در کشورهای صنعتی اروپا، نظیر آلمان و فرانسه، تقویت روحِ غرور و برتری ملی، محور آموزش های اجتماعی است. حتی در کشورهای سردی همانند دانمارک، هلند، اتریش و سوئیس، از این مولفه ی مهم غفلت نشده است. در همین امریکای مستکبر، همبستگی و غرور ملی، ارتباط مستقیمی با قدرت نمایی راهبران سیاسی دارد!
با عمومیت یافتن استفاده از ابزار ارتباطی نوین _تلفن همراه و اینترنت_ اپیدمیِ «تمسخر خویشتن» با سرعت بیشتری در حال خشکاندن ریشه های قوامِ اجتماعی و فرهنگی کشور است. این در حالی است که اساساً ما ایرانی ها، هیچ گاه نتوانسته ایم از هیچ یک از اسباب و ابزار مدرن، به شایستگی بهره برداری کنیم. ابتدا، با حرص و ولع و به هر قیمتی که شده آنها را وارد کشور می کنیم و پس از مدتی کوتاه، کمیته های ویژه ای برای مقابله با آسیب های آنها تشکیل می دهیم. آنگاه که به مرز بحران رسیدیم، دست به کار می شویم که «آداب بهره گیری» از ابزار مدرنِ وارداتی را «کشف» و به مردم «ابلاغ» کنیم!
روزی که خبری در کشور منتشر می شود، همه منتظرند تا تمسخرآمیزترین «پیامک»ها را در قالبِ «جوک»هایِ بامزه درباره ی آن خبر دریافت کنند و در کوتاهترین زمان ممکن، این اتفاق می افتد؛ به قدری هم گسترده و موثر که اصلِ خبر و اهمیتِ احتمالی آن فراموش می شود.
تصور کنید که در اخبار بشنویم: «ماهواره ایرانی امید، در مدار زمین قرار گرفت». بر حسب عادت معمول و بی درنگ، انواع هرزه نگاری ها و جوک های سخیف در این مورد، به تولید انبوه رسیده و به سرعت در سراسر کشور منتشر می شود. در حالی که خود نیز نمی دانیم چرا اینگونه می کنیم. دانش آموز دبستانی _که مثلاً قرار است عزم خود را برای ساختن کشوری قدرتمند جزم کند_ در اولین ساعت صبح، جدیدترین جوک را درباره ی ماهواره ی امید، به معلم و همکلاسی هایش نقل می کند، تحصیلکرده ترین ها حتماً سهمی از پیام های کوتاه خود را به ارسال چنین محتوایی اختصاص می دهند. متدین ترین ها نیز از این بساط بی بهره نیستند و...
خلاصه، همه دارند همدیگر و همه چیز را مسخره می کنند. با این حساب معلوم نیست برای کدام آینده ی درخشان در تلاشیم؟!
دولت الکترونیکی : به کار گیری فنا آوری اطلاعات در بخش های مختلف دولت به منظور افزایش بهره وری به طوری که موجب افزایش رضایت مردم گردد .
شهروند الکترونیکی : کسی است که توانایی انجام وظایف روزمره ای که ایفای نقش های متفاوت در طول زندگی برای وی به وجود می آورد را با کمک ابزار های الکترونیکی داشته باشد.

با وجود نرم افزارهای جامع و فن آوریهای قوی دیجیتالی در عصر ماهواره ها و گستردگی اطلاعات - آخرین نسل سرباز ژاپنی را بی هیچ اطلاعی از دنیای اطراف به موزه می فرستند و دیگر کسی بر آرمان وی سوت و هلهله نمی کشد چرا که عصر فروریختن دیوارهای ذهنی و نفوذ امواج در پستوی خانه های دور افتاده ترین روستاها نیز رخنه کرده است حالا برای کم کردن ترافیک شهرها هم جایزه گذاشتند تا مردمان کمتر در معابر تردد نمایند و در منازل خود با زدن چند دکمه در فضای سایبر کارهای مهم بانکی و اداری و ثبت نام و... را انجام دهند .
هدف دولت الکترونیکی ارائه خدمات بهتر و بیشتر با هزینه کمتر و اثر بخشی بالاتر است اهدافی چون ارائه خدمات یکپارچه – ارائه خدمات با ارزش افزوده ارائه خدمات با سرعت بیشتر از جمله این اهداف است .
یک شهروند در دولت شهر الکترونیک زمانی موفق خواهد بود که حقوق خود را با استفاده از ابزار الکتونیکی پیگری و وظایف خود را با کیفیت و کمیت بهتری به انجام رساند .
مقوله هایی چون تجارت الکترونیک – دولت الکترونیک آموزش الکترونیک و سلامت الکترونیک انتشارات و انتخابات الکترونیک در برگیرنده قسمتی از فعالیت های روزمره ما هستند و یک شهروند موفق باید توانایی استفاده از خدمات دولتها را در حدمطلوب داشته باشند اتصال شبکه شهروندان الکترونیکی و شهرها ی الکترونیکی ایجاد جامعه اطلاعاتی و تحقق دهکده جهانی را میسر و عملی می سازد که در طول توسعه جوامع و شاخصه پیشرفت می باشد و خواسته و ناخواسته اقتضای پیشرفت علمی جهان است وتبعیت از سرعت آن ما را در اهداف عالیه و توسعه و ترویج دین و مذهب و منش انقلاب اسلامی یاری خواهد نمود ایجاد زیر ساخت ها و بستر های فنی حقوقی ، فرهنگی ، اقتصادی امکان پیاده سازی خدمات اکتورنیک در حال نازل تری است ولی وضعیت موجود نسبت به چند سال پیش امیدواری مضاعف برای تحقق آن را در پی دارد .
در برنامه 5 ساله اتحادیه اروپا تحقق این هدف تا سال 2010 است در نیوزلند این هدف فراتر از 2010 به افق 2020 باید نوع اشتغال کارکنان دستگاههای دولتی باید تغییر یابد .
جنبش نرم افزاری و تدوین سند توسعه در افق های توسعه 20 ساله ایران اسلامی که تاکید مقام معظم رهبری نیزمی باشد و دولت در تلاش های خود به افزایش بهره وری ملزم به پرداخت آن است تا ازقافله توسعه جهانی عقب نمانده و با ادوات دیجیتالی در تجلی ایران اسلامی به نحو احسن کوشا باشیم .
در پست های بعدی به موضوعات زير ساختي اين مساله اشاره خواهيم نمود ازدوستان وصاحبنظران عزيز دعوت ميگردد در اين امربا ارسال نظرات خود ما را ياري فرماييد.
¤- امیر مومنان علی علیه السلام در فرمان بلند و معروف خود به مالک اشتر در ضرورت حفظ سنن و قوانین صالحه می فرمایند: وَ لَا تَنْقُضْ سُنَّةً صَالِحَةً عَمِلَ بِهَا صُدُورُ هَذِهِ الْأُمَّةِ وَ اجْتَمَعَتْ بِهَا الْأُلْفَةُ وَ صَلَحَتْ عَلَيْهَا الرَّعِيَّةُ وَ لَا تُحْدِثَنَّ سُنَّةً تَضُرُّ بِشَيْءٍ مِنْ مَاضِي تِلْكَ السُّنَنِ فَيَكُونَ الْأَجْرُ لِمَنْ سَنَّهَا وَ الْوِزْرُ عَلَيْكَ بِمَا نَقَضْتَ مِنْهَا. «هرگز سنتي نيکو را مشکن که پيشتازان اين امت به آن عمل نموده، و موجب تشکل انساني عالي امت شده، و مردم جامعه بر مبناي آن به حيات صالحه نائل گشته اند، و هرگز سنتي را بنيان مگذار که به چيزي از آن سنت هاي گذشته ضرري برساند، که در نتيجه پاداش نصيب سنت گذاران نيکو شود، و وبال سنت شکني گريبان ترا بگيرد»
علامه محمد تقی جعفری ره در شرح این فراز از فرمان امام علی علیه السلام بعد از توضیحات جامع راجع به سنت های اجتماعی و مختصات آنها به بررسی عوامل سنت شکنی از سوی مدیران و زمامداران می پردازد که در اینجا فقط به پنجمین علتی که ایشان ذکر کردند اشاره می شود. و البته به همه دوستان عزیز و مدیران ارجمند توصیه می کنم ضمن مطالعه و درک مفاهیم والای «عهد نامه مالک اشتر» ، شرح علامه جعفری را که به نام: «حکمت اصول سیاسی اسلام» از سوی بنیاد نهج البلاغه منتشر شده است مورد توجه قرار دهند.
و اما شرح علامه جعفری: علت ديگر براي سنت شکني، نظريه پردازي هاي بي مورد متصدياني است که مقامي را تازه به دست آورده اند، اگر اينگونه اشخاص که به اصطلاح معمولي جامعهي ما تازه به دوران رسيده اند تحمل و ظرفيت خود را به جهت مقامي که تازه به دست آورده اند، از دست بدهند، خود را بهترين و بالاترين صاحبنظر و شايستهي آن مقام تلقي ميکنند! و نه تنها متصدي قبلي را شخصي ناقابل و ملعون و مطرود معرفي ميکنند، بلکه همهي آسيبهائي را که به جامعه وارد آمده است به گردن آن بدبخت مياندازند. (البته ممکن است چنين باشد ولي شخص جديد آن را وسيلهي تحکيم خود و نظريات خود قلمداد کند، نه براي بيدار کردن جامعه و متصديان مديريتها! و ممکن است اصلا آنگونه که شخص جديد ميگويد نباشد).
پس از آنکه شخص پيشين به حق يا به ناحق ناقابل و ملعون و مطرود قلمداد شد، ممکن است حتي اقدامات و سنتها و برنامه هاي کاملا شايستهاي که آن شخص به وجود آورده بود، دنبال خود همان شخص پيشين مورد انتقاد و رد و طرد قرار بگيرد و شکسته شود، و به جاي آنها فقط براي اينکه شخص جديد خود را در مقام خود ميخکوب کند، دست به اقدامات و سنت سازيها و برنامه ريزيهاي بي اساس و مضر بزند، و براي اينکه خود را در مقامي که به دست آورده است ميخکوب کند به اضافهي اقدامات و سنت سازيها و برنامه ريزيهاي جديد، اشخاص جديدي را براي ادارهي مجموعهاي که به عهده گرفته است، سر کار بياورد که اصلا نه اطلاعي از اصول مسائل آن مجموعه دارند و نه تعهد و تقواي ادارهي آن مجموعه را. اينست درد بي درمان جامعهاي که سنت شکني و قانون زدائي را براي حفظ اشخاص ناصالح در مديريتها، چنان معمول ميدارد که گوئي سنت و قانون پايدار جامعه جز سنت شکني و قانون زدائي چيزي ديگر نيست!! در چنين وضعي است که بايد گفت واي به حال مردم جامعهاي که زندگي آنان روي قله هائي از کوه آتشفشان به جريان ميافتد. صفحات ۲۴۴ و ۲۴۵ کتاب حکمت اصول سیاسی اسلام. علامه محمد تقی جعفری
کودک دیروز - کودک امروز
کودک دیروز در محدودیتها زندگی می کرد بدون اجازه والدین غذا نمی خورد و حرف نمی زد.
کودک دیروز در خانواده های پر اولاد و پر جمعیت زندگی می کردکه مشکل همبازی نداشت وشادابی خاصی در وجود آنان بود ولی خانواده های کم جمعیت و رنج از نداشتن همبازی (تک فرزند) دچار نوعی حس تنهائی و افسردگی است.

در گذشته نیازهای کودکان محدود بودند، معمولاً کودکان کوچکتر ، لباس های بزرگترها را می پوشیدند اما کودکان امروزی ، معمولاً از یک لباس بیش از چنددفعه استفاده نمی کنند.
حال با این وضعیت بر رشد کودک معاصر برای تربیت، باید خودمان خوب تربیت شده باشیم یا روش تربیت کودک را به درستی یاد بگیریم، در تربیت مقتضیات زمانی و مکانی و ضرورت های هر مرحله رشد از نکات واجبی است که باید به آن توجه کرد.
پس باید:
- خانواده ها باید مطالعه گسترده ای در زمینه تعلیم و تربیت داشته باشند.
- خودشناسی وارتقاء سطح معرفت افراد خانواده و شناخت نکات ضعف و قوت لازم است .
- در تربیت از مطالعات روان شناختی بهره مند شویم.
- آداب معاشرت و شیوه های سخن گفتن را یاد گرفته ودر تربیت کودک از آنها بهرهمند شویم.
نگاهی به سیاه نمایی ارزشمداری در استان
کهن ترین تمدن های ایران باستان (ماد) با متنوع ترین فرهنگ ها و باورها در استان آذربایجان غربی نشو نمو گرفته است مردمانی از مذاهب واقلیت های مذهبی , مسیحی آشوری و کلیمی و زرتشتی در کنار اکثریت مردمان مسلمان زندگی می کنند . در زمان سلوکی ها ناحیه آتورپاتگان (آذربایجان ) تکیه گاه ایرانیت در برابر یونانیت بوداین زمینه های قدرتمند مردمی در طول تاریخ ادامه داشت و آذربایجان غربی مدافع اصلی دفاع از تمامیت ارضی ایران بود این سیر و سلوک زاهدان شب و شجاعان روز بیشه دفاع از اسلامیت عرصه عشق ورزی آنها را به صورت مستند در آغوش خود ثبت نموده است وبر هیچ کس این غیرت و همت عمومی پوشیده نیست که در طول جنگ تحمیلی و در زمان مبارزه با فتنه منافقان مردانه ایستادند و رمز پیروزی آنها وحدت و همدلی مثال زدنی بود که آتش در خرمن دشمن قسم خورده انداخت و برای دفاع از هر وجب خاک چه مشقاتی متحمل نشدند و دم از کاستی ها نزدند و این یعنی نجابت قومی و ملی یک آذری سر فراز .
حال این مردان مرز پرگهر چه مغرورانه سر غیرت بر سقف عزت ایران می زنند و هرکس که بر غیر از تابعیت و ولایت مداری این مردمان نجیب شک کند بی شک حماقتی بیش نبرده چرا که تحمل این رنجها برای عزت اسلامی و رهبری می باشد و گرنه منابع غنی این استان از هر لحاظ می تواند ما را از بیشتر استانهای توسعه یافته صنعتی و اقتصادی شاخص نماید ولی به قول بیت شعری زیبا از مرحوم قیصر امین پور :
سرا پا اگر زرد و پژمرده ایم
ولی دل به پائیز نسپرده ایم
چه خواب غفلتی را دشمنان برای ما دیده بودند که زهی خیال باطل هنوز خون غیرت باکری ها و امینی ها و آهن دوست ها و مسافری ها وهزارن شهید زنده در نزد خدا مکر همه آنها را به یاس تبدیل نمود .
گواهی بخواهید اینک گواه
همین زخم هایی که نشمرده ایم
از این زخم های نشمرده زخمی است که مرتجعین تجزیه طلب بر پیکره فرهنگ و ارد نموده اند و این جاذبه همدلی فرهنگی را که سالها ی بعد از جنگ بر رخنه در آن تا بر اندازی نظام قسم خورده بودند را عملیاتی و اجرا نمایند و این کینه ای بود که در خرداد سال 85 با فرهنگ سوزی می خواست همراه گردد و چه ضربه ای بر تاسیسات صداوسیمای استان وفرهنگ و ارشاد اسلامی وارد شد چون بعد از قطب زاده ! دیگر کسی با فرهنگ و هنر برخورد پلیسی و امنیتی نداشت و این اماکن تحت نگهبانی انتظامی نبودند و تحریک عده ای مفلس سیاسی اجتماعی اتفاق تاسف بار به وجود آورد ولی دولت کریمه چون بصیرت بر امر منافقان داشت کسی را بر میز محاکمه فرهنگ سوزی نبرد بلکه با سعه صدر ویرانی ها و تخریب ها را تعمیر و تجهیز نمود تا حق مردمان به شایستگی ادا گردد و دشمن بر هدف خود نائل نگردد .
اگر به نقل سخنان شیرین پیران قوم خود با حوصله بنشینیم خاطره ورود صدای غریب بر میادین شهر و قهوه خانه ها و منازل اشرافی را هنوز با تعجب و صادقانه نقل می کنند که چگونه اولین بار این صدای غریب را شنیدند .
رادیو رسانه گرم و صمیمی بودکه در سال 1326 سوار بر بال امواج صدای طهران را در میادین شهر از بلندگوها پخش کرد این آغاز حضور موج بر کانون مردم بود و این وضعیت 4 سال دیگر ادامه داشت تا با روزانه 30/1 برنامه ویژه برای شهر ارومیه پخش کرد و این در سال 1337 با نصب فرستنده 500 وات رادیویی به امواج وسعت عمل داد که شایسته است از خدمات پدر رادیوی استان مرحوم کاظم نخجوانی ذکر خیر نمود .
اما امواج تلویزیونی که امروزه حضور گسترده و تاثیر ات آن غیر قابل انکار شده است از سال 1347 شروع به فعالیت و تا 1352 راه اندازی سیستم های سیاه و سفید آن به طول کشید و تا آغاز پیروزی انقلاب اسلامی تغییراتی انجام نگردید .
![]()
انقلاب فرهنگی اسلامی ایران بر گسترش امکانات ترویج و تبلیغ و تثبیت ارزش های نظام و آرمانهای امام خمینی (رحمت الله علیه ) شتاب داد 4 سال بعد از پیروزی انقلاب اسلامی طرح سیگنال رسانی ماهواره ای شبکه های ملی امکان احداث یافت و با توجه به وجود مناطق کوهستانی صعب العبور استان این کار سختی بود که با صرف هزینه های زیادی عمرانی انجام گردید توسعه سیستم های توسعه ای تا سال 1377 و افتتاح شبکه تلویزیونی استانی و در سال 1381 افتتاح شبکه رادیویی استانی و افق های توسعه را تکامل بخشید .
اما استان آذربایجان غربی موقعیت استراتژیکی منحصر به فرد خود را دارد طول مرز خاکی آن با چند کشور فرصت ها و تهدیدهایی را دارد امواجی که در بند مرز نمی گنجند و همسایگانی که چندان مدافع سیاست های بین اللملی جمهوری اسلامی ایران نیستند و پایگاههای اپوزسیونی که با دلار های آمریکایی و اسرائیلی با افکار نرم بر امواج سیال سوارند تا با تشنج و تشدد و تشویش و اخلال کینه خود را عملی کنند و فرهنگ آمریکایی را بر فرهنگ ایثار و مقاومت غالب کنند .
صدا وسیمای استان نظارت نهاد رهبری را دارد و ...
ادامه مطلب...
|
| |
|
فاطمه واعظ جوادی معاون رئیس جمهور و رییس سازمان محیط زیست در حاشیه همایش انرژیهای سبز در اصفهان ضمن تائید خطراتی که پساب مجتمع توليدکننده کربنات سديم برای دریاچه ارومیه و اکوسیستم اطراف آن ایجاد کرده ، گفت که مدیران این مجتمع در پایبندی به الزامات زیست محیطی کوتاهی می کنند. جوادی گفت : مجتمع توليدکننده کربنات سديم ، آلودگی ایجاد می کند و صراحتاً می گویم آقایان خیلی علاقه مند نیستند الزامات زیست محیطی را رعایت کنند.ما به آنها فرصت دادیم و آنها شکایت کردند تا توانستند از کمیسیون زیربنایی دولت که آب را از دریاچه بگیرند و در حوضچه ها بریزند که البته بخشی از این حوضچه ها در پارک ملی قرار دارد. به آنها فرصت داده شده که روش استحصال نمک را از شکل سنتی به اصولی و مدرن تغییر دهند. وی گفت : پساب کارخانه نیز مشکل دارد و این مشکل شامل خروجی آب و هوای آنها می شود که بر باغات اطراف اثر می گذارد. قبول دارم که خوب عمل نمی کنند و این وظیفه رسانه هاست که به سراغ مدیران این کارخانه بروند و حق مردم را از آنها مطالبه کنند. وی افزود : هنوز بخشی از کانال باقیمانده و تا کنون پسابی وارد دریاچه نشده ولی می پذیرم که حوضچه های ایجاد شده ایزوله نیستند و این باعث می شود که رسوبات به آبهای زیر زمینی نفوذ کند و متاسفانه آقایان در این مورد کوتاهی کرده اند. جوادی گفت : قرار نیست پساب مستقیماً وارد دریاچه شود و باید میزان املاح آن برابر املاح دریاچه شود و در غیر اینصورت اجازه ورود پساب به دریاچه را نخواهیم داد . رئیس سازمان محیط زیست در پاسخ به سوال خبرنگار نسبت بر اینکه از قرار معلوم و بر اساس نامه سازمانهای غیر دولتی آذربایجان غربی این پساب در حال حاضر وارد دریاچه می شود ، گفت : حرف تشکل ها ملاک نیست ، اگر سندی در اداره محیط زیست در این خصوص دیدید می توانید ادعا کنید . |
زنجانی نماینده مردم نقده اشنویه و محمدیار در مجلس شورای اسلامی : بیکاری جوانان عذابم میدهد و تلاش برای رفع این معضل را مجاهده در راه خدا و خشنودی مردم محروم سولدوز میدانم
اولین مراسم سخنرانی عمومی نماینده مردم نقده در مجلس شورای اسلامی با شکوه خاصی در شامگاه روز پنج شنبه در مسجد علی ابن ابیطالب (ع)شهرستان نقده برگزار گردید .
این مراسم با حضور اقشار مختلف مردم در حالی برگزار می گردید که اولین تجمع عمومی مردم در جهت استماع سخنان نماینده خود در مجلس هشتم برای ارائه عملکرد شش ماه بود .
از عملکرد همان روز شروع نمود
نماینده مردم نقده اشنویه و محمدیار در مجلس شورای اسلامی حین شروع صحبت های خود از اجتماع عظیم مردمی تقدیر و خود را نوکر و خادم مردم نامید .و در شروع از واقعه مهم ظهر همان روز گزارشی ارائه داد که کلنگ ساخت پروژه بزرگراه جاده نقده – بناب بر زمین زده شد تا ضمن کاستن فاصله 150 کیلومتری به کمتر از 70 کیلومتر این شاهراه را از منظر امنیتی و اقتصادی حائز اهمیت برای مردم منطقه بر شمرد وی تلاش های وزرای راه رحمتی و بهبهانی با اختصاص 1 میلیارد تومان برای شروع کار و انتخاب مشاور و پیمانکار از طریق مناقصه تقدیر نمود و گفت این شاخصه زیر بنایی اقتصاد منطقه نوید خبر هایی خوش از ترانزیت کالا از منطقه اقتصادی مرزی تمر چین به قلب کشور و بالعکس و همچنین ترانزیت مسافر بخصوص مسافرین کشور سوریه خواهد بود که هم اکنون از طریق مرز بازرگان تردد می نمایند و جاده بناب - نقده - مرز تمرچین فاصله زائرین و مسافران را 300 کیلومتر کاهش خواهد داد .

آبیاری تحت فشار از ضروریات توسعه کشاورزی منطقه حاصلخیز سولدوز است که وی از اخذ اعتباری بالغ بر 24 میلیارد تومان بر این صنعت خبر داده و از فارغ التحصیلان رشته های کشاورزی دعوت نمود از طرحهای مطالعه شده ایجاد سایت های گلخانه ای حمایت نموده و با صرف اعتباری بالغ بر 10 میلیارد که جذب این امر شده در توسعه این امر مهم یاریگر باشند
دانشگاه آزاد و...
بعد از انتصاب رئیس جدید دانشگاه آزاد نقده حمایت های نماینده مردم برای توسعه علمی منطقه و رونق بخشی به این دانشگاه مضاعف گردیده زنجانی از ضعف مدیریت این دانشگاه در سالهای گذشته گفت که دانشگاه و نسبت کمی و کیفی آن را به اندازه یک مدرسه پایین آمده بود ولی حالا با جدیت رئیس جدید و حمایت های نماینده مجلس 15 رشته علمی فعال داشته و با چندین نوبت حضور در میان مسئولین کشوری دانشگاه آزاد و شخص آقای جاسبی اختصاص دویست میلیون تومان و اهدا یکدستگاه اتوبوس و اختصاص هفتصد میلیون تومان وام به این مجموعه نفسی تازه گرفته است تا زمینه 4 رشته علمی معتبر ایجاد و تا سال آینده از سقف 15 رشته به 30 رشته افزایش یافته تا زمینه های توسعه زیربنایی منطقه با پرورش نیروهای متخصص و ایجاد تفکر علمی سازندگی منطقه عملیاتی گردد و خبر ایجاد دانشگاه بین اللملی در حوزه محمدیار و دانشکده کشاورزی در آتیه را نیز نوید داد .
مشکلات بهداشتی و درمانی
سولدوز از سالهای دور هم با مشکل بهداشتی و درمانی همراه بود و گلایه های عمده مردم از این ضعف بیشتر است که در این مراسم علی زنجانی با اذعان به این ضعف از اقدامات خود در جذب نیروی متخصص و امکانات گفت و به مردم حاضر نوید افتتاح دو طرح بزرگ همزمان با حضور هیات دولت در منطقه را داد و گفت افزایش ظرفیت تخت بیمارستان نقده به 200 تخت و ایجاد بیمارستان 70 تخت خوابی اشنویه از جمله این طرحها و بهبود وضعیت کارکنان بیمارستانی و اختصاص دو آمبولانس مجهز و 100 میلیون تومان اعتبار به سیستم بهداشتی و درمانی خبر داد
در حضور رئیس جمهور اینگونه گفته
وی از روند پایان سد چپر آباد انتقاد و در خصوص بر چیدن ایست بازرسی پسوه با ذکر خاطره ای از دیدار خود با ریاست جمهور اکتفا و گفت در حضور معاون پارلمانی رئیس جمهور قول حل معضل ایست بازرسی پسوه در سفر هیات دولت و طرح در جلسه مذکور را خواهان شدیم که نامه وزیر کشور در این خصوص را چند روز پیش دریافت نموده و آن را به فال نیک گرفته وبرای توسعه اقتصادی منطقه فرض مهم میدانیم وی گفت در جلسه که با رئیس جمهور داشتیم گفتم : نقده در طول سالها شجاعانه سینه سپر کرده بود تا از تمامیت ارضی ایران اسلامی دفاع کند حال چه شده تا دیگران در وضعیت آرام صاحب درآمد های کلان شوند و مردم نقده تماشاگر باشند این کلام زنجانی با تکبیر و احسنت مردم همراه شد .
یک بن بست
زنجانی حسنلویی از تهدید بن بستی سخن گفت آنهم خواسته دیرین مردم برای ایجاد منطقه آزاد تجاری که در آئین نامه اجرایی آن لزوم ایجاد آن وجود زمینی بالغ بر 1000 هکتار دارای آب برق و گاز و در کنار ریل قطار دانست و گفت متاسفانه 500 هکتار آن آماده شده است و بقیه راه همت مردم و علاقه به واگذاری زمین برای یک عمر آبادانی منطقه یاد کرد .

کاوش های تپه حسنلو و ایجاد موزه و پایگاه میراث فرهنگی از دغدغه های آگاهان فرهنگی منطقه بود که از سال های 1362 و بصورت جدی از سال 1367 با طرح فعالان فرهنگی چون علی خلخالی و ایرج سلیمانزاده مطرح در محافل نقل بود ولی زنجانی حسنلویی از اجرای این امر مهم سخن گفت و اختصاص اعتباری بالغ بر 600 میلیون بر ایجاد پایگاه دائمی میراث فرهنگی شمالغرب کشور در حاشیه تپه و شروع کاوش با حضور باستان شناس خبره داخلی و خارجی خبر داد .
توسعه سد حسنلو و شروع مطالعات سد شیخ معروف تخفیف قیمت آپارتمانهای واگذاری سازمان مسکن و شهر سازی اتمام مراحل تکمیلی بلوار شهدا نقده و جاده شیخ احمد محمدیار تا خرداد سال آینده خبر داد
لحن خطابه زنجانی تغییر کرد
بخش دیگری از سخنان نماینده مردم سولدوز در مجلس هشتم با لحنی متفاوت شروع شد او اتحاد و همدلی را ستود و ازگروههای مردمی خواست به جای تفرقه که زحمت و رنج مردم را مضاعف می کنند به نقد سازنده پرداخته که گفت من آماده نقد و گلایه های دلسوزان برای بهبود وضعیت منطقه هستم ولی شایعه وتهمت و غیبت را قبول نداشته و ندارم و با آن مقابله می کنم من نماینده مردم غیور و نجیبی هستم که باید درایت خود را مقتدرانه نشان دهم تا به امروز در همه مجامع همت شما را ستوده و حق شما را ادا کردم من در محافل استانی و نماز جمعه مرکز استان با وجود نمایندگان شهر ارومیه سخنرانی می کنم و برای سربلندی شما می کوشم چون مرزبانان شجاع و مقاومی هستید که در بسیاری از محافل گفته ام حق مردم نقده با تمامی رنج ها و زجرها و ایثار و حالا محرومیت ها این بود که همه خانوارها به عنوان یک ایثارگر حقوق ماهیانه دریافت کنند بیش از 1000 مکاتبه جهت حل مشکلات مردم به ادارات و وزارت خانه ها و مسئولین استانی و کشوری داشته ام پی گیری شبانه روزی حقوق شما ملت و عدم خستگی از این همه تلاش هدیه خادم شما است جایگاه شما والاتر از سخنان من است وی در ادامه گفت چند روز پیش در خدمت استاندار محترم حین ارائه گزارش مرکز آمار کشور به صراحت گفتم که نرخ بیکاری 5/8 مرکز آمار برای استان ما غلط است چون درد ملموس جوانان بیکار مردم محروم نقده این معادلات آماری را برهم خواهد زد
از افتخارات و عناوین خود گفت
وی گفت شش ماه است که کار خود را آغاز کرده ام در این مدت عضو هیات رئیسه کمسیون اجتماعی و رئیس کمیته استخدام و نماینده مجلس در شورای حل اختلاف استان و عضو کمیته نظارت بر نظام خدمات کشوری و پرداخت نظام هماهنگ حقوق و نماینده پارلمانی کمیته دوستی مردم اتریش و بوسنی و هرزگوین هستم کجا نماینده مردم سولدوز در سالهای قبلی اینگونه فعال بوده حتی وضعیت نسبت به یک سال قبل هم بیشتر فرق نموده است و این نتیجه تلاشی هست که شبانه روز نمی شناسم و 18 روز در حوزه انتخابیه در خدمت مردم و 12 روز در مجلس شورا ی اسلامی برای عزت شما تلاش می کنم
وی در جهت رفع مشکلات ادارات گفت همه مسئولین حاضر و غایب بدانند تکریم مردم و حفظ حقوق شهروندی آنان و خدمت شرط بقای ادامه خدمت آنها است نه باند بازی و چاپلوسی و به خواسته های غیر منطقی و سطحی نگرانه اعتنایی ندارم و عزت شما را می خواهم زندگیم را هم اگر بفروشم در کنار شما خواهم ماند در این لحظه صدای تکبیر مردم همراه سخنان زنجانی شد
امان از این بدخواهان نا اهل
وی در پایان از فضای غیر اصولی تهمت و توهین و طومار نویسی غیر واقع جمعی از خدا بی خبر گلایه کرد وگفت تا مسئولی به علت ضعف و مشکل خودش یا حتی بازنشستگی عوض می شود این فضا حاکم می شود تا وضعیت تغییر نکند توهین و شایعه و بازی با آبروی یک مسئول متعهد بی دینی است و آنان باید جواب خدا را در روز محشر بدهند و این شروع نفاق از جبهه د خواهان انقلاب و مردم منطقه است و عیب بزرگ عده ای معد.ود است که انشا ء للله اصلاح خواهند شد .
رئیس دانشگاه آزاد نقده اینگونه گفت
درپایان مراسم دکتر علیزاده امامزاده رئیس دانشگاه آزاد اسلامی شهرستان نقده در پشت تریبون قرار گرفت و در مقدمه از فضل پرودگار در آفرینش انسان مسئول به عنوان امانتدار الهی به نیکی یاد کرد و تنگ نظری ناسپاسی تهمت و بی آبرو نمودن یک مسلمان با سخنان کذب را دوری از توفیقات الهی و سقوط به قعر ذلت عنوان نمود که با روح خدایی که در وجود انسان است مغایرت دارد ویک خصلت شیطانی و انحلال جامعه انسانی است وگفت چهار پایان از این نوع بشر بهتر است .
وی به امتیازات نماینده فعلی اشاره نمود تا حق مطلب را ادا نماید و گفت تا یا علی گفتیم چندین روز در کنار همدیگر برای توسعه علمی منطقه سنگ تمام گذاشتند به طوری این فعالیت ها چشمگیر شد که رئیس دانشگاه یکی از شهرهای استان در تماس تلفنی با من گفت جرات ندارید با ما در کیفیت و کمیت آموزشی رقابت کنید شکست می خورید و رسوا خواهید شد ولی من گفتم به مدد خدا و مردان خدایی که بذل عنایت خدا در وجود نماینده مردم نقده تبلور یافته این کار بزرگ را با سربلندی انجام خواهیم داد تا رسوا شود هر آنکه در او غل و غش باشد

سخنان دکتر علیزاده به مذاق حاضرین خوش آمد و دوبار با کف زدن وی را تشویق نمودند و در کنار زنجانی از همت برای همدلی و گفت و از حاضرین خواست تا بدخواهان مارک غرب زدگی نزده اند ما را با صلوات همراهی کنید .!
بخش دوم سخنان نماینده مجلس
نماینده مردم نقده اشنویه و محمدیار در جهت پاسخگویی به سئوالات مردم در بخش دوم از مردم صبر در برابر حل مشکل بیکاری و حمایت از سرمایه گذاری های بخش صنعتو کشاورزی گفت که عمده سئوال مردم بود و همچنین از حمایت خود در جهت ایجاد سیستم پزشکی مجهز به دستگاههای ام آر آی و سی تی اسکن گفت و همچنین آغاز مطالعات توسعه ای تفرجگاه هفت چشمه خبر داد
جواب قاطع بر مخالفین رئیس دانشگاه پیام نور نقده
وی در جواب دو سئوال مداومی مبنی بر تعویض رئیس دانشگاه پیام نور نقده سر سختانه جواب داد که چرا رئیس دانشگاه پیام نور باید عوض شود ؟ مگر مخلصانه کار نمی کند مگر عیب و ایراد عمده ای دارد صرف اینکه او اهل ارومیه است اصلا درست نیست شایسته سالاری نجات ماست آنوقت در شهرهای ارومیه و دیگر شهر های استان ما هم مسئولینی داریم اهل نقده بگوییم آنها را بعلت غیر بومی بودن اخراج کنند عاقلانه و منطقی هست ؟ حتی در شهر میاندوآب چهار رئیس اداره اهل نقده داریم

تا کوچکترین خللی وارد نباشد هیچ مسئولی عوض نمی گردد بهبود وضعیت دانشگاه پیام نور نتیجه تلاش های این جوان می باشد و هیچ عذری برای تغییر مدیریت دانشگاه پیام نور نقده متصور نیست و جریان سیاسی نیز در این میان دخیل نیست ما تنها در مقابل روسای اداراتی می ایستیم که ضمن ایستایی در کار و اهداف سازمانی خود با مردم بدر فتاری نموده و دزدی کنند در صورت تغییر هم نه به طومار و شانتاژها توجه می کنیم تا خواسته آن عده بدخواه انحصار طلب محقق گردد و نه از آن گروه دیگر که امتحان پس داده اند و خوشتان نمی آید انتخاب می کنیم که صدای صلوات بلند شد .
ای مراسم که 30/20رسما شروع شده بود با استقبال عمومی مردم حاضر روبرو بود در ساعت 23 با ذکر صلوات بر محمد وآل محمد (ص) خاتمه یافت ولی زنجانی تا یک ساعت بعد در صحن مسجد جوابگوی مردم بود .
حاشیه های این مراسم نیز جالب بودند :
-
مسجد بزرگ علی ابن ابیطالب (ع) پذیرایی بیش از 900 نفر مردم نقده جهت استماع سختان نماینده شان بود
-
در کاغذهای سئوالی که به نماینده ارائه شده بود گلایه های چندی از قبیل عدم حضور در دفتر عدم جوابگویی به تماس های مردمی و تبعیض در پذیرش مطرح بود که زنجانی با حساب و کتاب ساعات کا روزانه و حضور در منطقه به سئوالات جواب مکفی داد .
-
همه مردم با احتسا ب حقوق یک میلیون هفتصد هزار تومانی نماینده متوجه شدند که در پایان ماه تنها 250 هزار تومان حقوق نماینده هست
-
هر هفته 120 هزار تومان صرف هزینه ماشین پرادوی نماینده است که با آن تردد نموده و ساعت بسیار ناچیزی را در کنار خانواده خود می باشد
-
وقتی نماینده مجلس مردم نقده از وجود روسای ادرات در مراسم پرسید متوجه شدیم که به غیر از رئیس دانشگاه آزاد و بخشدار مرکزی رئیس شورای شهر محمدیار و روسای ادارات راه ترابری دامپزشکی و تامین اجتماعی و درمانگاه تامین اجتماعی و معاون فرماندار رئیس آب و فاضلاب دیگر مسئولین حضور نداشتندکه زنجانی گفت حتما خوابند بیدار شان نکنید !
-
از اصحاب رسانه علاوه بر حضور واحد خبر صدا وسیمای استان نمایندگی شهرستان نقده ناصر سعیدی و ایرج سلیمانزاده از هفته نامه ارمغان آذربایجان به چشم میخوردند .
-
زنجانی گفت تاریخچه و تمدت تپه حسنلو قدیمی تر و معتبر تر از تمدن تخت جمشید است
-
حسب اظهار زنجانی نماینده نقده در خصوص احداث جاده نقده و بناب در سالهای گذشته یک خط هم نامه نگاری نکرده بود .
-
او از فروش زمین خود در اول نمایندگی به قیمت 46 میلیون تومان گفت و اشاره کرد همه را خرج کارم نموده ام
-
تشکیل شورای ورزشی شهرستان و احداث 4 سالن در منطقه و حمایت مالی از تیم های ورزشی بخصوص تیم افتخار آفرین هاکی نقده از جمله اقداماتی بود که نماینده مردم در مجلس به آنها اشاره نمود
-
جلسات سخنرانی بعدی نماینده در مسجد شهید آباد و اشنویه و محمدیار در ایام دهه فجر اشاره نمود.
-
خیل جوانان جویای کاری که درد ها و غصه های خود را درنامه های کوچکی تقدیم نماینده نمودند تا ... !
-
از آن گروه فعال مدنی که۱۰ روز پیش ۲نماینده ارومیه را دعوت کرده بودند برای سخنرانی در نقده کمتر کسی در مراسم به چشم میخورد امید است آرزوی وحدت در نقده با رفع آفت منیت ها برطرف گردد و توسعه استان شادکام باشد
|
کلنگ زنی جاده بناب نقده ...
روز پنجشنبه مورخ 3/11/1387 استان آذربایجان شرقی شاهد کلنگ زنی جاده بناب نقده بود.این جاده که پرونده آن به دست فراموشی سپرده شده بود عملیات اجرایی آن توسط زنجانی حسنلویی آغاز شد و در ساعت 1 همان روز کلنگ این جاده توسط استاندار محترم آذربایجان شرقی و زنجانی حسنلویی بر زمین زده شد.فاز اول این جاده در مرحله اول به طول 17کیلومتر وبا هزینه یک میلیارد ریال اجرایی گردید. موقعیت جاده بناب نقده |
|
جاده بناب به سه راهی نقده در دواستان آذربایجان غربی و شرقی واقع شده است که بخش عمده طول مسیر در استان آذربایجان غربی واقع شده .این جاده به طول 60 کیلومتر است که با پیگیری های جدی نماینده محترم نقده فاز اول این جاده به طول 17 کیلومتر از طرف شهرستان بناب واز محور بناب ملکان جداشده و درامتداد دریاچه ارومیه به اجرا درمی آید. |
انقلاب ما ، انقلاب آرمانهاست نه انقلاب تسليم به واقعيتها .
( شهيد بهشتي )
پیام دکتر ابراهیم صفری برای پست ((استاندار ماندنی شد ))
نویسنده:
ممنونم. خوشحالم که دکتر قربانی به کارشان در ارومیه ادامه می دهند
ویژگی های شخصیت او از حیث پختگی و فرهیختگی باعث می شود تا در شرائط ویژه استان آذربایجان غربی دوام آورند.
سلام برسانید.

شادکام باشید
همین شنبه تو استانبول ترکیه اتفاق افتاد.
ملکه های کشورها ی اسلامی به دعوت همسر اردوغان (نخست وزیر ترکیه) جمع شدند تا از مردم غزه حمایت کنند....
ادمه مطلب را کلیک فرمایید تا تصاویر این تمساحان را ببینید ...
ادامه مطلب...
شهرستان نقده با بیش از 2209 کیلو متر مساحت (9/5 و بیش از 130000نفر جمعیت که عمده منبع در آمد مردم ان پرداختن به کشاورزی می باشد در صد عمده ای را جوانان تشکیل داده که با توجه به رکود سرمایه گذاری صنعتی نامتناسب با پشتوانه کشاورزی آن در امید تحولات آتی چشم به چندین طرح صنعتی موثر دوخته است راه اندازی سیلوی گندم 80 هزار تنی کشتارگاه صنعتی کارخانه بزرگ سیمان فرهنگیان و.......
اما از سالهای دور منطقه حاصلخیز و مستعد سولدوز در عین محرومیت از آموزش عالی و پرورش نیروهای متخصص در شهرهای منطقه سولدوز اعم از نقده – اشنویه و بخش محمدیار تنها با وجود یک دانشگاه پیام نور نقش تربیت نیرو را برعهده داشت این وضعیت با ایجاد دو رشته کاردانی دامپزشکی و آموزش ابتدایی در واحد دانشگاه آزاد اسلامی شهرستان نقده در سال 74 به چالش جدی وادار گردید .
دانشگاه آزاد اسلامی شهرستان نقده از سال 74 تاسیس و به صورت جدی در این سالها با ایجاد رشته ها بیشتر در سطح کاردانی ادامه فعالیت داد جوادی - نصیری روسای نقده ای سابق دانشگاه آزاد در طول 13 گذشته این دو رشته را به 10 رشته که شامل 9 رشته کاردانی و یک رشته کارشناسی ادبیات فارسی رسانده و در جهت خرید زمین و ساخت تاسیسات آموزشی تلاش نمودند اگرچه از این ده رشته دو رشته تحصیلی عملا فاقد دانشجو بود .
امسال تغییراتی در مدیریت دانشگاه آزاد اسلامی شهرستان نقده همراه بود کاندیدای جوان و جنجالی انتخابات شهرستان ارومیه که دانشجوی دکتری ترم آخر فلسفه بود بر کرسی مسئولیت علمی و آموزشی مهم این شهر خبر ساز تحولات داخلی و انتخاباتی تکیه زد او که در دور اول انتخابات با آرای قابل ملاحظه بیش از 15 هزار رای رقیب جدی کاندیداهای آتی منطقه ارومیه خواهد بود متولد 1354 و علم خطابه و سخنرانی را نیک میداند به نحوی که بعد از ناکامی در راهیابی به دوره دوم انتخابات ارومیه قاطعانه در چند مراسم از کاندیداتوری قاضی پور و پرفسور فتح نژاد حمایت و سخنرانی تبلیغاتی نمود وی که آشنا به مسائل روز و تحولات کشور و با بینش عمیق سیاسی سخن می گفت دایره توجه مسئولین استان نمایندگان مجلس شورای اسلامی و مردم قرار گرفت در همان زمان هم زمزمه های عنوان داری او بر کرسی دانشگاهی مهم شایع بود تا حدی که ریاست دانشگاه آزاد اسلامی شهرستان مهاباد که بسیار قابل تامل بود نیز برای وی در نظر گرفته شده بود ولی مصاحبت او با تنی چند از بزرگان و درایت و نیروی جوان علمی او این بار نماینده مردم نقده در مجلس شورای اسلامی هشتم را متوجه خود نمود رایزانی ها انجام اقدامات سریع در جهت انتصاب وی به جای دکتر نصیری که دکتری دامپزشکی داشت

جنجالی مورد بحث در نقده گردید شایعاتی مبنی بر بومی بودن و مرزبندی سیاسی منطقه و آشنایی او با یکی از فعالین سیاسی منطقه که خود نیز از مدرسین دانشگاه آزاد می باشد تمام حرفهای بود که وی اینگونه توضیح و توجیه نمود دکترمحمد رضاعلیزاده امامزاده که در دنیای مجازی با وبلاگ سیاسی اجتماعی و فرهنگی خود نیز حضور مستمر داشت بر اساس اسناد سجل متولد شهر نقده و از قدیم همسایه فعال سیاسی نقده بود که حالا هر دو درجات علمی رسیده اند و مرزبندی سیاسی برای وی مهم نیست او طی مصاحبه در هفته نامه ارمغان آذربایجان و بارها تکرار در محافل ضمن ادای احترام به رشادتهای مردم منطقه عزت وآبادانی منطقه را مد نظر قرار داده و گفته در خصوص ارتقا سطح علمی دانشگاه و دعوت از اساتید عالی رتبه و ایجاد رشته های موثر در صنعتی شدن منطقه و ایجاد پل همیشگی میان دانشگاه و صنعت از هیچ کوششی فروگذار نخواهد کرد به نحوی که به محض حضور سه ماهه در این مسئولیت با همکاری نماینده مجلس پی گیر ایجاد 4 رشته معتبر گردید ه است طوری که در دوره جدید این دانشگاه پذیرای دانشجویان رشته های ادبیات فارسی در سطح کارشناسی ارشد و مکانیک در سطح کاردانی اموزش ابتدایی ارتقا به سطح کارشناسی رشته های معماری و شهر سازی در سطح کارشناسی و مدیریت صنعتی خواهد شد این خیزش انگیزه پشت پرده زنجانی برای ارتقا سطح کیفیفت علمی دانشگاه ازاد اسلامی نقده بود وی که طی مصاحبه ای با خبرگزاری سولدوز http://www.suldoznews.ir/ از وضعیت آموزشی دانشگاه ازاد گلایه مند بود و از بی میلی جوانان جهت ادامه تحصیل در این دانشگاه را داشت باعث شد تا این جهش پر چالش بر مذاق مردم منطقه و مسئولین شیرین کام باشد که امید است با حمایت از مدیریت رئیس جوان و با پشتکار و دعوت از متخصیصن علوم پایه , و نیاز دنیای مدرن منتهی به یک امیدواری علمی بالا در میان مردم منطقه گردد تا زمینه های حضور آنها در توسعه و ایجاد سرمایه گذاری صنعتی مهیا تر گردد .

تب و تاب مسئولین و نماینده مجلس سولدوز امروز در حالی بالا است که در کنار کلی شعار گویی از نوعی وحدت برای توسعه باید در جبران همه کاستی های بکوشند که حاصل جمع نتیجه همه تفریق های مسئولیت گریزی و عصبیت نگران کننده مردم ومسئولین بوده است حال باید مردم نجیب و فهیم سولدوز که سالها آیه مقاومت و ایثار بودند این بار نیز به طرق دمکراتیک در خواسته های مدنی خود اصرار ورزند و از مسئولین امر بخواهند که توسعه علمی و صنعتی سولدوز مستعد را شتاب دهند و این شتاب اندکی تلاش مضاعف می خواهد و بس که با همدلی محقق می گردد ایجاد دانشگاه بین الملی آزاد اسلامی شعبه سولدوز اگرچه حاصل تلاش نماینده سابق می باشد ولی سنگینی تکمیل آن بر عهده مسئولین حال می باشد که باید در راستای سیاست های کلان پنجم توسعه سمفونی موافق بنوازند و هماهنگ در توزیع عادلانه فرصت ها تلاش نمایند آنچه که مسلم است فرصت ها و ثروت ها عادلانه بنا به ظرفیتها منطقه ای توزیع نمی گردد و این رسالت سنگین وزنه سنگینی بر دوش نماینده مجلس می گذارد که باید خالی عقد و حقد بدون پرداختن حاشیه ای به مطبوعاتچی ها و سایت های معلوم الحال که جنجال و تشویش در تخریب نیروهای مسئولیت پذیر را دارند در جذب منابع ساعی تر باشد درد زمانی بغض خفه کننده می شود که مسئولین محلی در اعطای زمین به دانشگاه آزاد واحد بین اللملی اختلاف داشته و این مهم را به تاخیر بیاندازند ایجاد دانشکده تخصصی کشاورزی دانشگاه آزاد اسلامی استان برای اولین بار در ابتدای دشت سرسبز سولدوز در حوالی سد حسنلو نوید تلفیق دانش وبا کشاورزی سنتی منطقه و در جهت ارتقا آن و استقلال و خودکفایی منطقه و کشور را میدهد که باید صبر و تامل نمود و امیدوارانه همت گماشت و درا ین وادی دست مسئولین را به گرمی فشرد با وجود روحیه عالی و پشتکار دکتر علیزاده رئیس دانشگاه آزاد اسلامی واحد نقده که بر سرعت و جهش علمی به دور از هیاهو اصرار دارد می توان باترسیم یک سند در راستای سیاست های آتی دولت به افق های روشن توسعه رسید .
به امید روزهای پر از نشاط و شادابی برای سولدوز قهرمان
به مردم قهرمان سولدوز و دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي واحد نقده تبريک عرض ميکنيم .
روابط عمومي دانشگاه آزاد اسلامي واحد نقده
وبلاگ واحد روابط عمومی دانشگاه ازاد اسلامی نقده http://amozesh-nagadeh.blogfa.com/
داود سلیمان پور از دوستان هنرمند و از نویسندگان و تهیه کنندگان جوان و خوش فکر صدا وسیمای مرکز استان آربایجان غربی می باشد ورود و فعالیت او از زمان حضور در دنیای مجازی مورد توجه من بوده و دائم سری به مطالب وبلاگش می زدیم اگرچه به روز رسانی وی با توجه به تراکم کار فرهنگی که انجام میدهد دیر انجام میگیرد ولی قابل توجیه نیست وی قلم توانا و فکر عالی در بسط مطالب اجتماعی و فرهنگی دارد ضمن آرزوی موفقیت برای این عزیز مطلب و نوشته جالب اقای سلیمان پور که مدتی است شرح واقعه آن نقل محافل عمومی مردم است را عینا به نقل از وبلاگ شهر آرا تقدیم دوستان عزیز می گردد شرح این واقعه که فیلم های آن از زوایایی مختلف از طریق دوربین های تلفن همراه همشهریان عزیز زیاد می باشد و هرکس که نگاهی به این واقعه غیر انسانی می اندازد فقط تاسف می خورد این بار هنرمندانه در قالب یک نامه احساسی تصویر و ترسیم شده است

بعدازظهرچهارشنبه (۱۱دی ماه ۱۳۸۷) به بعدفقط یک خبرمثل بمب در شهرمن صداکرد:”زیرپل رودخانه شهرچای جسدنصفه نوزادی یخ زده پیدا شده است ”
ادامه مطلب...
محسن شادی تنها سهمیه المپیک 2008 پکن در طول تاریخ ورزش کشورمان از آذربایجان غربی بار دیگر افتخاری بزرگ آفرید و با درخشش بی نظیر و ثبت رکورد های جدید، در مسابقات جام جهانی قایق رانی (تک نفره) جوانان زیر 23 سال جهان دربراندین بورگ کشور آلمان، به مقام نائب قهرمانی این مسابقات رسید و شگفتی ساز مسابقات شد.
این ورزشکار لایق نقده ای، پیش از این توانسته بود با درخشش در مسابقات آسیایی و کسب عنوان قهرمانی سهمیه المپیک 2008 پکن را کسب کند.
محسن شادی از جمهوری اسلامی ایران امید اول کسب قهرمانی در رشته قایقرانی روئینگ در المپیک است

كسب نخستين مدال جهاني تاريخ قايقراني ايران توسط "محسن شادي" بازتاب گستردهاي در سايت فدراسيون جهاني رويينگ داشت. به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در سايت فدراسيون جهاني رويينگ درمورد رقابت رشتهي سبك وزن تك نفره مردان دو پارو آمده است: «گراهام اوبرلين براون از نيوزيلند وظيفه داشت تا از عنوان سال گذشتهاش دفاع كند. او با پيروزي در مرحلهي نيمه نهايي به مرحلهي فينال راه يافت و همان طور كه انتظار ميرفت در مسابقات فينال هم رهبري را بدست گرفت و قهرمان شد.
"جوريس پيجس" از هلند تنها كسي بود كه پيش از شروع فينال به نظر ميرسيد قادر باشد در گامهاي نخستين با اين نيوزيلندي همراه باشد. پيجس كه 31 پارو در دقيقه ميزند، بايد با همين تعداد پارو رقابت پاياپايي را با براون آغاز ميكرد اما، اين محسن شادي از ايران بود كه گوي سبقت را از حريف خود (پيجس) ربود.
محسن شادي نقده يكي از قايقرانان تيم جديد شده رويينگ ايران با هدايت جيوگانيك مربي رومانيايي است. او با حدنصاب 71 پارو در دقيقه هرگز دست از تلاش براي رسيدن به صدر در مسابقه فينال برنداشت. شادي هيچ نشانهاي از تسليم شدن در فينال را بروز نداد.
نزديك به خط پايان گراهام براون براحتي قهرمان شد. فاصلهي بسيار زيادي ميان او و محسن شادي كه به حدنصاب 43 ضربه در دقيقه رسيده بود، بوجود آمده بود. بدين ترتيب او به عنوان نخستين مدال آور جهاني تاريخ رويينگ ايران لقب گرفت.
شادي پس از كسب مقام دومي به درون آب افتاد. پس از پايان مسابقات او به سايت فدراسيون جهاني گفت: «رقابت بسيار خوبي بود. از نتيجه و عملكرد خودم بسيار راضيام.»
گراهام براون نيز پس از كسب مدال طلا گفت: «شرايط سختي بود. بسيار تلاش كردم. از كسب اين مقام شگفت زده شدم و كسب مدال طلا شگفتانگيز است.»

اصل آيه اين است: «فالله خير حافظا و هو ارحم الراحمين» كه در آنجا نوشته شده بود، «فالله خيرو حافظا و هو الرحمن راحمين».
تيراژ روزنامهها در كشورها به عنوان نشانهاي از توسعهيافتگي مطرح ميشود. البته تيراژ روزنامه به معني تعداد روزنامههايي كه فروخته ميشود نيست، زيرا هر روزنامه تعدادي برگشتي در روز دارد اما ميتوان رابطهاي ميان اين دو برقرار كرد. تيراژ در روزنامهها عامل مهمي براي گرفتن تبليغات و در نتيجه كسب درآمد است. هر چه روزنامهاي تيراژ بالاتري داشته باشد و مردم بيشتر آن ر ا بخرند، صاحبان صنايع و بنگاههاي اقتصادي رغبت بيشتري براي درج آگهي در آن دارند.به گزارش انجمن جهاني روزنامهها (WAN) گردش مالي حاصل از تبليغات در روزنامهها در طول سال 2006 ميلادي براي چهارمين سال متوالي رشد داشته است. اين رشد در اين سال به 3.77 درصد رسيد. در بسياري از كشورها، تيراژ روزنامهها را موسسات مستقلي مانند "دفاتر بازرسي تيراژ روزنامه" اعلام ميكنند تا آگهي دهندگان با اطمينان خاطر بيشتري در زونامهها آگهي بدهند.بر اساس آمارهاي سال 2006 ميلادي در حال حاضر كشورهاي چين، هند، ژاپن، آمريكا، آلمان، انگليس، فرانسه، روسيه، برزيل و ايتاليا بيشترين تيراژ روزنلامههاي دنيا را دارند.
انجمن جهاني روزنامهها (WAN) در سال 2005 آمار پرتيراژترين روزنامههاي دنيا را منتشر كرد. در اين آمار روزنامههاي ژاپني يوميوري شيمبون، آساهي شيمبون و ماينيچي شيمبون ردههاي اول تا سوم دنيا را در اختيار داشتند. روزنامه آلماني بيلد (Bild) در سال 2005 تنها روزنامهاي از خارج از قاره آسيا بود كه در جمع 10 روزنامه پرتيراژ دنيا راه يافت. كانكائو ژيائوژي هم پرتيراژترين روزنامه چين در اين سال شناخته شد. پرفروشترين روزنامه آمريكا در اين سال روزنامه يو.اس.اي تودي USA Today بود كه در جمع پرتيراژترين روزنامههاي دنيا رتبه 13 را به دست آورد. اما آمارها در سال 2006 اندكي تغيير كرد. در سال 2006 تعداد روزنامههاي آسيايي كه در ميان 10 روزنامه پرتيراژ دنيا قرار دارند به هفت كاهش يافت. در عين حال 60 روزنامه از ميان 100 روزنامه پرتيراژ دنيا در كشورهاي چين، ژاپن و هند منتشر ميشوند. انجمن جهاني روزنامهها در گزارش امسال خود آورده است: «تيراژ روزنامههاي پولي در 31 درصد كشورهاي مورد بررسي اين انجمن افزايش يافته است. در نيمي از كشورها ثابت مانده و در 19 درصد كاهش يافته است.»بيش از 515 ميليون نفر در جهان هر روز روزنامه ميخرند. اين رقم در سال 2002 چيزي در حدود 488 ميليون نفر بود. به اين ترتيب ميانگين افرادي كه در سال 2006 ميلادي هر روز روزنامه ميخواندند، چيزي در حدود 1.4 ميليارد نفر بود.
در سال 2006 ميلادي تعداد روزنامههاي منتشر شده در همه دنيا، به جز آمريكاي جنوبي افزايش يافت. در آمريكاي جنوبي اين تعداد 2006 نسبت به سال پيش از آن ثابت ماند. در آسيا تعداد روزنامهها هفت درصد، در اروپا 1.3 درصد، آمريكاي شمالي 0.67 درصد، در آفريقا 1.2 درصد، در استراليا و اقيانوسيه 1.14 درصد. تيراژ روزنامهها در آمريكا در سال 2006 ميلادي نسبت به سال پيش از آن 1.9 درصد كاهش يافته است. ميزان اين كاهش در دوره پنج ساله كه از سال 2001 آغاز شد، به 5.18 درصد ميرسد.
روزنامهخوانترين ملتهاي دنيا از نگاه انجمن جهاني روزنامهها سال 2006
|
رتبه |
كشور |
مجموع تيراژ در هر روز |
|
1 |
چين |
98.7 ميليون |
|
2 |
هند |
88.9 ميليون |
|
3 |
ژاپن |
69.1 ميليون |
|
4 |
آمريكا |
52.3 ميليون |
|
5 |
آلمان |
21.1 ميليون |
دكتر رحيم قرباني در شرايطي قرار دارد كه احتمال پايان دادن به شايعات را قوي مي نمايد احتمال قرار گرفتن در كابينه دولت نهم و در پست وزارت راه و ترابري كه از مدتها قبل در ميان اصحاب رسانه و مسئولين و مردم استان بود با بازنشستگي وزير را ه ترابري احتمال قرار گرفتن استاندار استان آذربايجان غربي در كابينه شدت گرفته است با توجه به اخبار مجلس خانم طيبيه صفايي نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي و همسر استاندار استان آذربايجان غربي به شدت در حال رايزني در جهت استقرار همسرش در كابينه مي باشد اخبار حاكي از آن است كه كه مديركل دفتر استانداري با توجه به شايعات بيماري قلبی فرماندار اروميه قبل از ترك استان توسط استاندار وي به عنوان فرماندار اروميه معرفي گردد

آنچه اميد است حضور يك همشهري ديگر در كابينه دولت نهم مي باشد كه با توجه به شناخت دولت از آقاي قرباني اميد است اين مهم محقق گردد . حضور اقاي بيژن ذبيحي در جامه يك فرماندار شهر اروميه خالي از تنش و چالش نحواهد بو.د كه اين موضوع با توجه به جو اخبار و نماندگان قابل پيش بيني است
اعتماد به نفس را جايگزين اعتماد به نفت كنيم
همسر يكي از دوستان پايان نامه حودش را با عنوان نقش توليدات تعاوني هاي روستايي استان آذربايجان غربي و جايگزيني در صادرات نفتي در مقطع فوق ليسانس دانشگاه تهران را داره مي نويسه جمعه مهمونشون كه بوديم در خصوص پايان نامه اش صحبت كرديم خانم شادلو با علاقه و اطمينان تعريف مي كرد و از سو مديريت در بخش هدايت و حمايت تعاوني هاي روستايي مي ناليد بعد از مدتي تو فكر نوشته اي بودم با تلفيقي از گفته هاي روز انه همسر بزرگوارش كه تحصيلكرده جامعه شناسي بود جمله منو تاييد و كامل كرد بييايم براي رسيدن به ژاپن اسلامي و توسعه كشور مان اعتماد به نفس را جايگزين اعتماد به نفت كنيم ...
اقتصاد مبتني بر نفت باعث شده تا سياست هاي دولت و برنامه هاي مديريتي خط مشي نفتي بگيرد در حاليكه با توجه به منابع موجود و توانمنديهاي حتي توليدات تعاوني هاي روستايي با توجه به گفته هاي اين كارشناس مي تواند جايگزين مناسب صادرات نفت گردد انچه كه در كشورهاي غير نفتي جنوب شرقي آسيا موجود است
آنچه موجود است اعتماد به نفس است كه باسازي و تقويت اعتماد به نفس و تكيه بر توانمندي و هدايت توانمنديها و استعداد هاي شرطی است كه توجه كافي را از سوي مسئولين مي خواهد .
برای پسر وحید کاری کنیم ...
وحید از دوستان و همکاران خوبم می باشد مهربانی و شادابي او معروف دوستان است مدتهاست که خسته و افسرده اوقات را بسر می برد اگرچه از اولین کسانی بودم که موضوع مریضی فرزندش را می دانستم ولی حدت ناخوشی پسر با نمکش را درک نکرده بودم وقتی مرخصی مستمر مي رفت یا با تاخیر می آمد تنها با يك امضا کمکش می کردم و حالی از بچه اش می پرسیدم

دیروز حالش را پرسیدم با یاس گفت دارم عذاب می کشم اين بيماري غذای مخصوصی دارد کمیاب و گران قیمت فقط در بازار آزاد یا بین قاچاقچیان دارو میشه پیدا کرد ... موضوع بیماری پسر سه ساله وحید عزیز را با همسر برادرم در میان گذاشتم بیماری رنج آور فنیل کوتورنی بدن کودک نسبت به هضم پروتئین حساسیت دارد واین کار را انجام نمی دهد که باعث جذب در خون و از کار افتادن مغز و عقب ماندگی ذهنی می گردد و مرگ آور است باید غذاهای که این نوع پروتئین شکسته شده را بخورد تا زنده بماند وحید می گفت به قاچاقچی پول زيادي دادم ۱۳ کیلو غذا از آلمان وارد کرده بود را تحويلم داد اونم داره تموم میشه چون کشور مون تو تحریمه غذا در مبادی قابل قبول موجود نیست و باید منت قاچاقچیان بی انصاف را کشید الان قول دادن از ترکیه بیارند و من مستقیم و با قیمت مناسب بگیرم می گفت تو تهران برنج مخصوص را با کیلویی ۱۴۰۰۰ تومان می گیرم در حالی که قاچاقچی دست اول قول داده کیلویی ۱۵۰۰ تومان برام بده ... دارم فکر می کنم چطوری کمکش کنم شما هم هرچی می دونید می تونید کمک کنید تا راه چاره ای بیابیم رضاي حداي شادي دل اين حانواده و اميد به زندگي پسر كوچلوي وحيد مهربان است خواهش مي كنم اگه مي تونيد كمك كنيد
مقام معظم رهبری در دیدار مسئولان دستگاه قضایی ، ضمن ابراز نگرانی راجع به وضع موجود زندانها و خوب برشمردن سياست حبس زدايي تاکید کردند : وجود زندان نيز يك واقعيت است كه بايد با مديريت صحيح، زندان به آموزشگاه نيكي ها تبديل شود.
تبدیل زندان به یک مرکز تربیتی و آموزشی که اولین بار توسط امام خمینی ره مطرح شد، در واقع اندیشه ای برگرفته از معارف والای فقه آل محمد صلی الله علیه واله وسلم است و تصمیم خردمندانه مجلس شورای اسلامی در دهه 70 برای انتزاع کامل زندانها از پلیس و ایجاد یک سازمان مستقل در جهت هدایت ، سیاستگذاری و هدایت زندانها ناظر به همین اندیشه و فرهنگ والای قرآنی است. اینکه این سازمان جدیدالتاسیس تا چه حد برای تحقق مبانی تربیتی و اصلاح مجرمان موفق بود به یک بحث مستقل تحقیقی ، جامع و مستند نیازمند است اما اشاره حکیمانه رهبری به مدیریت صحیح و نارضایتی ایشان از وضع موجود زندانها ، هشداری است برای قوه قضائیه تا هرچه زودتر به تغییر ساختار موجود زندانها و تبدیل آن به محیط آموزشی بیاندیشد.
اینجانب در اواخر سال 81 طی مقاله ای در نشریه ماوی (نشریه داخلی قوه قضائیه) با عنوان پارادوکسیکال زندانبانی به شرح کامل وضعیت زندانها و نحوه مدیریت بر زندانها پرداخته و پیشنهاداتی را برای برون رفت از وضع موجود ارائه کردم . این پیشنهادات بعد ها و در تیر ماه 82 طی یادداشتی در روزنامه حمایت نیز منتشر و از خوانندگان و صاحب نظران خواسته شد تا راجع به آنها اعلام نظر کنند.
برداشته شدن حصارها و محدوديتهاي امنيتي و انتظامي از ساختار فيزيكي زندانها و طراحی سیستمی جدید و آموزشی براي حفظ نظم و مقررات و نگهداري مطلوب محكومان، به غیر از افراد سابقه دار ، شرور ، پر خطر و ناهنجار و همچنین تغییر نظامات فکری قضائی و امنیتی در فرآيندهاي نگهداري محكومان و متهمان، به انگاره های تربيتي و فرهنگي و ملحوظ داشتن آن در قوانين و مقررات بصورتي نظام مند از جمله آن پیشنهادات بود .
در پايان یادداشت مذکور تاکید شد؛ "از آنجا كه تجربه دو دهه بعد از پيروزي انقلاب و تجربه انبوه ساير كشورهاي توسعه يافته جهان، ثابت كرده است كه نگهداري زندانيان در محدوده تاريك امنيتي و انتظامي هپچ كمكي به اصلاح و تربيت آنان نمي كند و برخوردهاي خشن جز خواري، عقده و تحريك امراض روحي و رواني حاصل ديگري براي زندانيان نخواهد داشت لذا اميدواريم در راستاي ايجاد تغييرات جدي درمقررات زندانها و ساختار فيزيكي زندانها و نحوه نگهداري زندانيان اقدامات كارشناسانه و موثر و فوري معمول گردد".
این تلاشها اما به تئوری پردازی و مقاله نویسی محدود نبود ، در همان ایام با همکاری کارشناسان زندانهای استان آذربایجان شرقی و محافل دانشگاهی ، لایحه ای را با عنوان « لایحه تبدیل سازمان زندانها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور به سازمان آموزش و خدمات بازپروری کشور » در 16 ماده تنظیم و برای طرح در مجلس شورای اسلامی ، تقدیم مسئولان مربوطه کردیم که البته از سرنوشت آن خبری ندارم !
در هر حال امیدوارم ریاست محترم قوه قضائیه با اقتدار عالمانه و فقیهانه خود برای وضع موجود زندانهای کشور که موجبات نگرانی رهبر معظم انقلاب را فراهم کرده است چاره اندیشی نموده و عنصر تاثیر گذار «مدیریت صحیح» را برای تبدیل زندانها به آموزشگاه نیکی ها ملحوظ نظر قرار دهند .
با آرزوی توفیق همیشه برای استاد دکتر صفری (مدیرکل سابق زندانهای استان آذربایجان غربی و بعد آذربایجان شرقی و ... ) که خود شاهد تقریر مقاله پارادوکسیکال زندانبانی و طرح زندانهای آموزشی وی بودم و ... از مدیران با ارزش سازمان زندانها که در محضر این عزیز مطلبی به یادگار ابدی یادگرفته ایم اگرچه لایق نباشیم ولی احساس درد مندی او به سازمان زندانها را دیده و می ستایم اگرچه اکنون در خارح از سیستم زندانبانی هستند ولی وابستگی جانی وی باردیگر او را در میان ما جاودانه نموده است در هرجا که باشد در پناه خداوند باشد ...
آدرس وبلاگ های دکتر صفری :


دکتر صفری در جمع صمیمی مسئولین زندانهای استان - سال ۸۲ با آقای بختیاری رئیس سابق زندانهای کشور در تبریز
در این ۵ سال دکتر را هم پیر کردند ... هرچند غلغله های درونی و احساس ناب او جوان است

آقای یساقی در دیدار با مقام معظم رهبری همراه مسئولین قضایی کشور

پسندند فهرست كنند ،"قاطعيت "در بيش از ۸۰./. فهرست ها به چشم مي خورد.
یک مطلب جالب ...
حقيقتي کوچک براي آناني که مي خواهند زندگي خود را 100% بسازند!!!
اگر
A B C D E F G H I J K L M N O P Q R S T U V W X Y Z
برابر باشد با
1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26
(تلاش سخت) Hard work
H+A+R+D+W+O+ R+K
8+1+18+4+23+ 15+18+11= 98%
*
(دانش) Knowledge
K+N+O+W+L+E+ D+G+E
11+14+15+23+ 12+5+4+7+ 5=96%
*
(عشق) Love
L+O+V+E
12+15+22+5=54%
*
خيلي از ما فکر ميکرديم اينها مهمترين باشند مگه نه؟!!!
پس چه چيز 100% را ميسازد؟؟؟
(پول) Money
M+O+N+E+Y
13+15+14+5+25= 72%
*
(رهبري) Leadership
L+E+A+D+E+R+ S+H+I+P
12+5+1+4+5+18+ 19+9+16=89%
*
پس براي رسيدن به اوج چه کنيم؟
(نگرش) Attitude
1+20+20+9+20+ 21+4+5=100%
دارندگی و برازندگی ...!

شرح نمی خواد ... !
بد نگوئيم به مهتاب اگر تب داريم ...

مطالب موهن و هتاكانه جناب آقاي حامد عطايي به اصطلاح اهل قلم !! و مطبوعاتچي استان !! در سايت شخصي تحليلي خبري آينا نيوز
در تمام نوشته هاي خود تنها به يك موضوع مي انديشد عقده گشايي و سياه نمايي ... با كدام وجدان آسوده است نمي دانم ...تنها خدا هدايتش كناد ...
حامد عطایی مدیر سایت تحلیلی و خبری آینا نیوز همچنان ناشیانه بر مجموعه تلاش های مسند دار اداره کل زندانها می تازد او مغبون میدان تکدر افکار عمومی خواهد بود هرچند با تکیه بر مافیای خبری استان به ادعای خود نه تنها منتقد مدیریت استان که برترین منبع اطلاع رسانی است
اگرچه اوبعد از جدایی ایدئولوژیکی از جبهه مدافعین استانداری و دولت نهم به نوعی از همه جا رانده در پی عقده گشایی از مجموعه امنیتی و تربیتی زندانها می باشد ولی با تکیه بر باد خبری منفعت طلبان حاشیه این سازمان تلاشگر در صدد مخدوش نمودن فعالیت های زندانهای است با قوت گرفتن فصل شایعات انتقالات سازمانی و اریکه نشینی 5 سال باقری وی نیز بر اسب مراد سوار و برای تلافی ذهن مغشوش خود هم شخصیت و منش باقری و هم اجرای سیستم عالی زندانبانی اسلامی مصوب سند چشم انداز توسعه ۲۰ساله را به بازیچه گرفته است ولی منابع خبری داخل سازمانی و اظهارات اخیر مدیرکل زندانها از قوام جبار باقری و تغییرات در پیکره مدیریت زندانهای استان و تبدیل چهره کهنه به جوانگرایی در اداره زندانها را می دهد اگرچه ابقا ریاست سازمان زندانهای کشور نیز در این تغییرات بی تاثیر نخواهد بود ولی فعلا خبری از گزینه بعدی برای مدیریت زندانهای استان نیست اخبار کذب مبنی بر حضور بازرسان ( علی اکبری و عسگری ) در استان و بررسی عملکرد مدیرکل زندانهای استان دلیلی بر واهی بودن شایعات مورد استناد این روزنامه نگار جوان ارومیه می باشد چرا که خبر حضور این دو عزیز در استان برای اجرای ارزیابی عملکرد حوزه های فرهنگی و آموزشی و فنی و حرفه ای و بهداشت و درمان و کلینک های مثلثی بود تا میزان آسیب های زندان بررسی گردد که به مدد تلاش های شبانه روزی کارکنان زندانها و درایت مدیریت این امر با تحسین بازرسان مواجه و به عنوان الگوی معرفی به سازمان ارائه گردید حال عناد حامد به چه سبب است باید گفت نوعی عقده گشایی از زمینه های ترک وی از مجموعه اداری زندان است .
عصر روز یکشنبه دو نفر بازرس ویژه کمیته کاهش آسیب ارومیه را برای ارائه گزارش به تهران با رضایت از عملکرد ترک نمودند در حالی که در این مدت کم تنها زندانهای شهر های ارومیه – مرکز اشتغال و حرفه آموزی و زندانای بوکان ومهاباد ارزیابی گردید که مدیر سایت آینا نیوز با اطمینان از حضور بازرسانی گفته که در پی کشف نقاط ضعف مدیریتی به ارومیه آمده اند حال این خدشه دار نمودن تا کجا خواهد بود باید وی جوابگو باشد ولی اصل در نقد مطبوعاتی با اذعان این روزنامه نگار جوان چالش حقیقیت خالی از حب و بغض است که در هیچ نوشته حامدعطایی نمودی ندارد و با بی اعتنایی باقری به مهملات این سایت دلیلی بر ادعا می تواند داشته باشد . ولی نمی توان سوختن خود به کبریت بازی بچه گانه را دید و اخطار نداد ونویسنده مطالب موهن نیز با فعالیت چندین ساله در زندان این تلاش ها را دیده و می داند مورد غضب دوستانی است که خالصانه همت مردانه به اصلاح امورمی گمارند .
در هفته های پیش که به احساس ضرورت در مسیر مناظره با حامد بر آمدم پیامک ها تماس ها و ایمیل های حاکی از تهدید و تحسین دریافت نمودم گروهی به خوش خدمتی ((همانند حامد )) و گروهی بر بیان حقایق مورد خطاب قرار دادند که در جواب گروه اول تجارب تلخ خدمت خالصانه به سازمان را شاهد میدهم که هنوز سرمان بی کلاه است و هر جا امر سخت و نیاز هست بی ادعای حتی ابلاغ انجام وظیفه نموده و خیلی دیوانه ام خواندند آری دیوانه ای با مرض حب الوطن و ایمان به کار که عقل حسابگر ندارد و نصیحت قبول نمی کند و در مقابل پشنهادات جدی بسیار برای تغییر سازمانی در دو هفته پیش در جواب کسانی که بر ثبات من شک داشتند عنوان نمودم می مانم و بر حق خود می رسم تا اعتقادم را برای اصلاح احسن امورات زندانیان به انجام برسان با حضور باقری یا بدون حضور که هرچه بر سر مان آمده از لبیک خدمتی بی توقع برای جلب رضایت خدا بوده و به گروه دوم که قصد درج ایمیل رسیده از کارکنان زندانهای استان آذربایجان شرقی را دارم که سابقا آقای باقری مدیرکل آن مجموعه بوده است عنوان می کنم قصد مدح کور کورانه اقای باقری و عوامل زیر ربط راندارم که تنها امورمان به دست خدا و ولایت برحقه فقیه است و باقری نیز متوسلی بر درگاه خدا و بنده ای خدمتکار که نقد عادلانه می تابد و نقاد منصف می ستاید و این صفحه در دنیای مجازی نه وسیله آب و نان که محمل دل نوشته های من است که در مجال های قبلی به قول مدیر سایت آینا نیوز ( در دفاع از مدیرکل ...) تنها دفاع از عملکردخالصانه زندانبانان بیچاره بود که با همه مشکلات ذاتی کار و استرس های محیط پر مشقت و مشکلات عارض بر کار نگهداری زندانیان آنها را مظلومانه نظاره گر بسیاری از تبعیض ها نموده است و تغییر چهره زندان و روش مدیریتی القا مدیریتی باقری و همت دوستان بوده است که منکری بر آن نیست.
با این مقدمه در جهت تنویر افکار عمومی و حسب در خواست این دوست نشناخته تبریزی در صدد درج مطالب ارسالی وی در ذیل می باشم که تقدیم حضور خوانندگان و بلاگ برگ زیتون می نمایم ...

زمانیکه از طریق آزمون در زندانهای آذربایجانشرقی استخدام شدم یکسال از حضور جبارباقری در اداره کل زندانهای استان بعنوان مدیرکل می گذشت .
عدم شناخت از زندانها و ناآشنایی با وظایف و رسالت سازمانی حالتی از ماندن و رفتن را در وجودم خلق کرده بود .
ساختمانهای فرسوده ،کادر پا به سن گذاشته ، شیوه سنتی انجام کارها از جمله ویژگیهای بارز آن زمان بود اما هر روز دیواری فرو می ریخت و دیوار و ساختمان جدیدی سر بر می افراشت سیستم مدیریتی به سرعت مکانیزه می شد سیل جذب نیروهای تحصیلکرده با انگیزه و بخصوص متعهد کدرهای عقب ماندگی را کنار می زد و هر روز خلاقیتی نوع در مجموعه های زندان ها بوقوع می پیوست .
کارکنان قدیمی بسرعت روی به ادامه تحصیل اوردند و الان بعد از چندسال اغلب آن کارکنان دارای تحصیلات عالیه هستند و این نبود جز حمایت معنوی و مادی جبار باقری بندهای های مرطوب و نم آلود و تنگ جای خود را به اطاقهای روشن و دارای امکانات مناسب و شایسته انسان ها داد . برنامه های فرهنگی تربیتی جزو وظایف لاینفک ادارات مربوطه شده بود . ارتباطات با مراکز دانشگاهی در بهترین شرایط ممکن قرار گرفت برای اولین بار در سطح زندانهای کشور و حتی سایر ادارات استانی زندانهای استان شاهد برگزاری دوره اموزشی مدیریت جامع کیفیت برای کارکنان استان بود . در همایش کشوری مدیریت جامع کیفیت که با حضور صدها استاد دانشگاه ، پزشک ،مسئولین کشوری و استانی برگزار گردید حضار بعد از سخنرانی جبار باقری که در رابطه با زندان و زندانی بود ده دقیقه کف زدند و ابراز خوشحالی کردند .
دفتر جبارباقری روزانه شاهد حضور صدها نفر مراجعه کننده اعم از خانواده مددجویان ،مسئولین شهر و مردم عادی بود عده ای برای رسیدگی برای وضعیت زندانی خود، عده ای برای کمک به زندانیان و بعضی برای تحقیق و همکاری علمی حضور می یافتند . یادم می آید روزی به ایشان بخاطر صحبت و گفتگوی دوساعته اش با یک معتاد اعتراض کردم ولی او در جوابم به آرامی گفت : که او معتاد از مادر متولد نشده بود !
رفتار جبارباقری با کارکنان تحت امرش رابطه مریدی و مرادی بود و بس عاطفی ، اما هیچوقت او به کسی اجازه سواستفاده نمیداد برای او در درجه اول انجام درست کار بود کارمندان با تلاش سنجیده می شدند نه با چاپلوسی . بنابراین شو ر و اشتیاق و احساس اعتماد بنفس در کارکنان شکل گرفته بود . باقری در استان به کسی باج نمیداد اقبال مسئولین و مردم عادی شهر به عملکرد جبارباقری که از زبان کارکنان و زندانیان و خانواده آنان در شهر درز می کرد حس حسادت و عقده عده ای کوتاه فکر را شعله ور کرد تا علیه او به شایعه پراکنی و بدخواهی برخیزند اما عظمت و عزت نفس جبارباقری همشان را خوار و رسوا کرد .
جبار باقری در حالی از تبریز می رفت که زندانهای فرسوده و دور از شان انسانها را به محلهای زیبا و با صفا و تربیتی تبدیل کرده بود . بندهای زندان به کاشیهای ممتاز و با رنگهای دلنشین مفروش گردیده بود در حالیکه کف اطاق باقری از موزاییک بود او می گفت تا زمانیکه زندانی بدون تخت و کف خواب داشته باشم دستی بر اطاق کار خود نخواهم کشید و آن را بازسازی نخواهم کرد . او از امکانات اداره هیچ بنفع خود بهره برداری نکرد بلکه اطاق کنفرانس او هرهفته سه شنبه به محلی برای تحویل برنج و مرغ و نوشت افزار به خانواده زندانیان که از پول شخصی باقری تهیه می شد تبدیل شده بود که در کیسه های پلاستیکی و بصورتی که فرد بعداز تحویل از در دیگر اطاق که دیگر کسی را نمی دید و کسی او را نمی دید خارج می شد . یادم میاید روزی فرزندان جبارباقری که یکی مهدکودک و دیگری کلاس سوم ابتدایی درس می خواندند در اداره بودند از صبحانه ای که خودمان از بیرون تهیه کرده بودیم تعارف کردیم جوابشان این بود که : اینها از حق زندانی ها هستند ما نمیتوانیم بخوریم .
جبارباقری کارکنان فقیر زندانهای استان را به انسانهای شاداب و دارای ثروت تبدیل کرد وی با تهیه زمین به پرسنل که تنها با زحمتهای او امکان پذیر شد سالهای سال آنها را بیمه کرد . وی در مدت حضور سه یا چهار ساله خود در آذربایجانشرقی پروژه های زیادی را اجرا کرد که از جمله اردوگاه کاردرمانی استان ،زندان جدید مرند با چهل درصد پیشرفت کاری، پروژه کانون اصلاح و تربیت ، بازسازی کلی زندان تبریز و ایجاد مراکز فرهنگی و اموزشی درون آن و نیز راه اندازی مرکز مراقبت بعد از خروج زندانیان و مرکز آموزشی که امروز صدها دانشجو دارد از جمله آنها می باشد .
زمانی که جبارباقری تودیع می شد سالن اجتماعات پتروشیمی تبریز که در استان برای برگزاری مراسم های بزرگ استفاده می شود مملو بود از مردم عادی ، خانواده شهدا که رسما با اهدا هدیه از او تشکر کردند و نیز مسئولین استانی و شهری و تشکیلات قضائی .
و بدرقه راهش اشکهای فراق همکاران زندانها و صدالبته دعای خیر هزاران انسانی بود که طعم شیرین محبت و انسانیت را دروجود باقری یافته بودند.
اما آنچه مرا وادار کرد این مطالب اندک را که قطعا در مقابل شایستگیهای جبارباقری خیلی ناچیز است بنگارم نوشته ای بود از یک فرد که انصاف را پاس نداشته بود و حرمت قلم را شکسته بود باشد که او هم حقیقت را دریابد . انشاالله
همکاری از اداره کل زندانهای آ- شرقی
رئیسی که می خواست فیلسوف و ادیب باشد

علی اکبر یساقی 5 سال است که سکاندار یکی از حساس ترین سازمان های کشور با مشکلات خاص خود می باشد رئیس سازمان زندانهای کشور دارای تحصیلات حوزوی و دارای سابقه قضایی و مدیریتی که قبل از تصدی گری ریاست سازمان و قبل از تقسیمات استان خراسان ریاست کل دادگستری استان خراسان بزرگ را داشت و بعد از اقای سید مرتضی بختیاری استاندار فعلی نصف جهان ( اصفهان ) با جدیت در صدد اجرای اهداف عالیه نظام بخصوص اجرای سند توسعه در افق بیست ساله توسعه نظام شد وی که از مسئولان نزدیک به حضرت آیت الله هاشمی شاهرودی می باشد بدون کمترین اطاله وقت بعد از ابراز هرگونه بیانات ریاست معزز قوه قضائیه در جلسات هفتگی شورای عالی قضایی و جلسات دیگر در جهت اجرای آن با توان دستوراتی را صادر می کند که القا فشار اجرایی با توجه به شناخت مدیران کل و ستادی از روحیات مصمم و سازش ناپذیر وی اجرایی آنها را با سرعت مضاعف می کند .
علی اکبر یساقی که از خانواده مذهبی و دارای سابقه انقلابی و جز خادمین دربار حضرت ثامن الحجج (ع) می باشد ارادتی خاص به سیره ائمه اطهار (ع) و علما و فرماندهان شجاع جنگ تحمیلی دارد که در اکثر سخنرانی های خود با توجه به نوع مدیریت زندانها و کنترل بحران ها و علاقه به حضور روسای زندانها در قلب امورات اجرایی روزمره تشبیهاتی از نوع مدیریت های جنگ اشاره می کند .
رئیس سازمان زندانهای کشور اجرای پروژه های زیرساختی سازمان در جهت تحول همه جانبه را در حالی آغاز نمود که مشکلات اعتباری مالی حوزه های استان های محروم دامنگیر فعالیت شده بودو تخصیصی استانی متناسب سطح توقعات رئیس سازمان و حرکت پیشروانه نبود ولی اصرار برای اجرا رنج مضاعف مدیران میانی را بیشتر نمود به نحوی که تغییر چهره زندانها و تحول منش زندانبانی سرعت بیشتر و در عین حال استهلاک روحی و جسمی نیروها بیشتر و امنیت شغلی کمتر نمود داشت ولی حرکت رو به جلو باید ایستایی نداشته باشد تا نگاه تیز و کارشناسی یساقی بر اجرای ده اولویت سازمان زندانها ( کاهش ورودی یا تقلیل جمعیت کیفری – کاهش آسیب های زندان – جلو گیری از ورد مواد مخدر – گسترش صنعت انفور ماتیک ) از آن میان است که سازمان زندانها را در اجرا مصمم و در حین اجرا سیستم مترقی می پندارند و اینگونه نیز حرکت شروع شده که آیت الله هاشمی شاهرودی در اول پذیرش مسئولیت اداره بر ویرانه دستگاه قضایی به سازمان زندانها هم نظری نیک نداشته و این سازمان را نیز در جمع مسئولین قضایی به سو عملکرد متهم نمودند و حال بعد از چند ین سال در میان هجمه تهمت های عارض بر سازمان این مجموعه را در دنیا بی نظیر عنوان می کند ...
قصد معرفی شخصیت رئیس سازمان زندانهای بود که با توجه به حدت تندی اخلاق که خود نیز برآن صحه می گذارد و منش خاص مدیریتی که خود باز آن را متفاوت تر از بزرگواران روسای قبلی می داند ولی بر نکته مطمئنم و با توجه به حضور و برخورد با وی در دوره هشت ماهه پذیرش مدیریت زندانهای کشور که اینجانب علیرغم نفر اول بودن بر اخلاق وی آشنا تر بودم وقتی طی تماس تلفنی احدی از کارکنا دفتر که در مقابل آفت گزارش نویسی سو کارکنان زندان سلماس در مدت ۸ماه مدیریت زندان سلماس دفاعیه از خود بنویسم و چون بر خود و عملکرد خود به درجه عالی مطمئن بودم در 12 خط موارد را دروغ محض و خود را آماده پاسخگویی و بازرسی در هر ساعت شبانه روز اعلام نمودم که بعد از 15 دقیق از ارسال فاکس دفاعیه اینجانب نامه من با شرح زیبای رئیس سازمان در هامش آن دریافت نمودم که هم خاطره زیبا و یادگاری جالب و سند تلاش من بود که به حسن نظر الهی بی انکه کسی به بازرسی آمده باشد دریافت نمودم و تا به امروز کمتر کسی را مطلع نمودم و آن را لطف خدا در مقابل زحمات شبانه روزی خود میدانم که متاسفانه از دید و نظر مسئولین مستقیم امر بی توجه گذشت ( تصویر مرقومه آقای یساقی در ذیل نامه من )

با اینکه این روزها تب تغییرات سازمان ها شدت گرفته است و زمان ابقا و یا تغییر یساقی نیز فرا رسیده و تب شایعات حدت دارد و لی بی هیچ بهانه به این رئیس سازمان زندانها علاقه مندم اگر چه سطح توقعات وی توان فرساست ولی ظرفیت های زندانها هم بالاو کمبودها هم بیشتر است و درد رئیس سازمان زندانها نیز عمیق تر تا به اعتلای زندانها و حفظ عزت اسلامی برسد
وی در جواب مصاحبه خبرنگار مجله ایران پاک که گفته بود اگر رئیس سازمان زندانها نمی شدید چکاره می شدید ؟ گفت شاعر یا فیلسوف یا ادیب می شدم و این توانایی ذاتی من بود )) حال نگرش رئیس سازمان زندانها فیلسوفانه و تحت حمایت فقه عالی عالم فرزانه اسلام حضرت آیت الله هاشمی شاهرودی است برای همین در مدت مسئولیت هیچ دستورالعمل قضایی صادر ننموده و هر کدام از پیشنهادتش که در نوع خود بی نظیر بوده ( تغییر آئین نامه زندانها – اشتغال صددرصد زندانیان محکوم – عدم پذیرش معتادان د زندانها و ...) نگاه اجتماعی و فرهنگی به مقوله جرایم داشته و بهبودی وضعیت زندانها و اعلام مدعا گونه بازگشت سعادتمندانه را بیشتر نموده است
به امید بهروزی و کامیابی فرزندان صدیق اسلام که دغدغه اعتلای ایران اسلامی را دارند .
مجموعه فعالیت ها و اقدامات سازمان زندان ها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور
رئیس قوه قضائیه در کردستان : زندانهای ایران در دنیا بی نظیر است
** در چند سال اخیر توسط رئیس سازمان زندانها تحولاتی بسیار عظیم در زندانهای كشور ایجاد شده است
* روسای قوه قضائیه مالزی و اندونزی از برنامه های مترقی زندانهای ایران متعجب بودند
* وضعیت زندانهای ما بسیار مطلوب است
* اگر دستاوردهای قضایی درست تبیین گردد عظمت نظام مشخص می شود
* حبس زدایی و كاهش جمعیت كیفری از دغدغه های مهم امروز دنیاست
خانواده آسمانی
در تقسیم بندی احوالات دنیوی حسب منش خانوادگی باید درد و تحمل رنج به ما می رسید و شکر خدا که سپاس مندی خود را به درگاه احدیت که لیاقت رویاروی با حوائج نیازمندان را نصیب ما نمود و نعمتی بس ارزشمند می باشد این تنها محتص من به شرایط کاری نیست همسرم در مجموعه دیگر به جهت همین روحیه اوقات فراغت و تعطیل را هم باید در منزل پرونده بنویسد که کار مردم فردا زود تر راه بیافتد به قول خودش فقط خدا می داند ...
دریا مهربانترین مائده آسمانی دخترک من که هفته گذشته به حاطر کسالت بعد از حضور در نزد پزشک خانواده باید ا و را به نزد یک روان شناس می بردیم و روان شناس هم بعد از یک ساعت مشاوره برایمان گفت هم هوش و هم عاطفه بالا او را حساس و در سن و سال خود اسیب پذیر نموده غم همه را به دل دارد مادر بزرگ پیر من و مادرش تا مادر بزرگ خودش و حتی غم پدر بزرگی که ندیده تا خستگی پدر و غم کودکان زندانیان باید مواظبش باشیم این فرشته تمام زندگی من است همین چند روز پیش که ۳۰/۱ با مداد به منزل اومدم هنوز منتظر من بود با شربت و غذای شامی که مانده بود تا ۳۰/۲ هم صحبت و سنگ صبور من خسته و التیام دردهایم ...تعجبی نیست اگر نصیب من رنجوری رنج دیدگان است من در خانه دو مائده آسمانی دارم که قوت قلب من هستند و این الطاف خداوند مهربان بر من حقیر است ...
چند روز پیس که دیر وقت خانه آمدم در مقابل من ایستاد و گفت بگو چند بچه را آزاد کردی و چند تا پدر رفتند حونه شون تا امشب با بچه هاشون بحوابند با کلمه زیاد من فرشته من راضی شد بعد از سام نقاشی را کشید و به من داد تا ببرم تو بخش کودکان همراه مادر زندانی که برایش تعریف کردم به دیوار بزنم این احسان این فرشته بود دریای من صبح نگران بود باز از یادم برود صبح تذکر می داد گفتم این چیه گقت این خونه و این قلب منه ! که میذم به بچه ها ...شما بگید من دریا ندارم من لطف خدا دارم ...

با این اوصاف قابل توجه مسئول پرمدعایی که در جمع می گفت بچه من خجالت می کشد در جمع دوستانش بگوید پدر من در زندان حدمت می کند ... ولی دختر من مددکار پدر مددکارش است و این شکر خدا دارد...
چند روز یش تو حیاط دادسرا خانمی را دستبند زده بودند میاوردند زندان مامور انتظامی بالای سرش وایستاده بود داشت به مکالمه اش با تلفن عمومی جلوی درب ورودی داسرا گوش می کرد من آروم اومدم کنارش داشتد به بچه هاش سفارش می کرد حرف هانیه دختر بزرگش گوش کنند موقع خواب پشت در ببندند و به غریبه در باز نکنند شیر گاز باز نکنند مواظب باشند و.... سرباز انتظامی هم هی می گفت تموم کن حانم ! و اون با حال نزار که کمتر کسی دید و فهمید نادم و مانده از عملی که ندانستم چیست راهی زندان شد و در این آشفته بازار بچه ها را به امید گرگ ها رها کرد خدا میداند چه خواهدشد کسی حامی و یاور نیست کدام دست کدام برنامه کدام ....
تو خونه تعریف کردم دریا رفت به فکر خانم اشاره چشم کرد دریا را ببین چشم ها داشت نمناک می شد به بازی گرفتم شب خانم گفت تر خدا پیش دریا از این حرفها نزن من گفتم من دختر بی دردبی عار نمی خواهم باید بدونه چی می گذره شاید بی انصافی من باشه
ولی فردا اون روز که مهمونی میومدیم شب تو ماشین آتش زد بابا بچه های اون زنه که رفت زندان الان کجا هستند ؟ حانم سرش تکون داد و من به دروغ گفتم آزاد شد رفت میدونی چی گقت نفس کشید و گفت آخی ....
من صاحب عظمت خدا هستم و شاکرم ....
...(...)
تقدیم به آنهایی که امروز سر تقسیم مقام دنیا سوهان بر روح و فکرم کشیدند و بچه ام خواند ...!!!
حاج کاظم: این نسخه فقط وفقط برای من پیچیده شده .من خیبری ام...اهل
نی و هور و آب ...خیبری ساکته... دود نداره ...سوز داره
کسی منکر روحیه مردمداری و حوصله 2 چهره سیاسی شهرمان و نمایندگان مجلس هشتم ارومیه نیستند اگرچه فاصله جواد جهانگیرزاده از قشرهای مردم و امورات عمومی استان و پرداختن به امر دولت داری در کسر رای نماینده مجلس هفتم در این دوره مشخص گردید .

نادر قاضی پور با کوله باری از تجربیات دولتی و حضور در نهادهای مردمی حمایتی سالهاست به عنوان فعال انجمن حمایت زندانیان ارومیه در نقش بازرس خدمت می نماید وی به همراه دکتر تقی فرهودی بازرس دوم از زندان مرکزی ارومیه بازدید نمود ند .
نادر قاضی پور نماینده مردم شریف ارومیه و حومه و دکتر تقی فرهودی پزشک معتمد و عضو شورای اسلامی شهر ارومیه با حضور در زندان مرکزی ارومیه و بازدید از بخش های مختلف زندان در آخرین روزهای خدمت خود به عنوان بازرس انجمن حمایت زندانیان ارومیه که در تمام مدت خدمت خود از صحنه های غیر منتظره بود در داخل بندها حضور یافته و ضمن ستایش تلاش های زندانبانان متعهد ارومیه در ایجادفضاهای استاندارد و مناسب و بهداشتی نگهداری زندانیان در مقابل سوال چالش بر انگیز فتحی رئیس زندان متحیر ماندند .
رئیس زندان مرکزی ارومیه با ابراز نگرانی از وضعیت اقتصادی و تورم فزاینده بخصوص در بخش تامین سه وعده غذایی زندانیان گفت شما اقایان و هرکس که مدعی است بیاید با مبلغ ناچیز 5000 ریال غذای زندانیان با کیفیت مناسب و رعایت حقوق شهروندی را ارائه نماید این تحیر وقتی با تحریک دکتر فرهودی همراه شد قاضی پور دست به تلفن همراه برد و با چند تن از مسئولین ارشد استانی و کشوری صحبت نمود و موضوع بحران آتی را یادآوری نمودند که منشا آن در عدم تخصیص اعتبارات ناچیز در سال جدید به زندانهای استان با این همه حجم کاری در بخش های تعمیر و تجهیز و عمرانی بوده است و حال هزینه های جاری و کمبود نیروی انسانی در جای خود باقی است .
قاضی پور و مسئولین زندان ومدیرعامل انجمن حمایت زندانیان بعد از بحث و جدل در مورد موضوع مهمه زندان در خصوص ارسال نامه های به معاونین رئیس جمهور و استاندار و طرح مشکل حادی که در روزهای آتی احتمال دامنگیر شدن آن بیشتر است را مطرح نمایند .
در پایان این دیدار وبازدید حاضرین در دفتر کار رئیس زندان به حواشی انتخابات و شهر پرداختند نادر قاضی پور با ارائه سه صفحه از مجموع هزینه های خود گفت من تنها نماینده و کاندیدای راه یافته به دور دوم هستم که ناچیز ترین هزینه را صرف نمودم .
وی گفت یک ماه مانده به تبلیغات دور اول زمین با ارزشی در پشت بیمارستان امام رضا (ع) و جنب مدرسه پروین اعتصامی داشتم که به قیمتی فروختم همان شب ۰۰۰/۰۰۰/۳۰۰ ریال را در جلوی چشمان پرسشگر خانواده جدا نموده و زیر بالش گذاشتم و راحت خوابیدم گفتم این مبلغ پول آبروی من است وبه همه ای اعضا ستاد تبلیغاتی ام گفتم که بیشتر از این حق هزینه کردن ندارید و این طوری هم شد بعد از تبلیغات دو دوره و راهیابی من به مجلس با دوستان جمع حساب ها را نمودیم و کل مخارج من مبلغ ۰۰۰/۰۰۰/۳۴۰ ریال شد که سی میلیون تومان پرداخت نمودم و بقیه را در اولین فرصت ادا خواهم نمود تا وامدار و مدیون کسی نباشم ...
درست بعد از 5 روز از این بازدید جلسه مجمع عمومی سالانه انجمن حمایت زندانیان درمحل تالار کانون بسیج جوانان ارومیه برگزار شد این مراسم که معمول هر سال با دعوت از مسئولین استانی و شهری و خیرین در هت ارائه عملکرد و فعالی های سالانه انجمن حمایت تشکیل می گردد ودر پایان بازرسان انجمن حمایت برای فعالیت یک ساله دیگر انتخاب شدند که در این مراسم آقای نادرقاضی پور در 5 دقیقه مختصر ومفید هم انجمن را معرفی وهم گزارش عملکرد ارائه نمود و هم به شهردار ارومیه تاخت .!

وی گفت از بهترین زمین های شهر که با هزار زحمت و منت انجمن حمایت زندانیان خریداری نموده است که بعد از برگزاری مسابقه بزرگ طراحی نقشه ساخت زیباترین ساختمان تجاری در فلکه مخابرات جنب بانک ملی شعبه اب و فاضلاب را آماده نموده بود که با بی تدبیری غیر قانونی اقای شهردار و کارشناسان تحت امرش این زمین را بدون اجازه جهت ساختکنار گذر میدان تخریب نموده که بر اساس گزارش مهندسین طراح دیگر به درد ساخت این ساختمان نمی خورد این موضوع باعث ناراحتی دادستان شهر به عنوان رئیس هیات مدیره انجمن حمایت راگردیده است وی با مخاطب قرار دادن آقای جلیلی رئیس شورای شهر ارومیه و همه حضار گفت آیا این عمل غیر قانونی شهردار که از حق خانواده زندانیان بی بضاعت می برد انصاف است که همه گفتند خیر !

در ادامه بعد از اعلام6نفر علاقه مند جهت انتخاب به عنوان بازرسین انجمن حمایت که شامل اقایان نادر قاضی پور – دکتر تقی فرهودی – مهندس سبحان پرست ( مدیرعامل شرکت جهاد خانه سازی ) – کریم آسیایی ( خیر و دبیر بازنشسته و رئیس هیات ورزش های باستانی و پهلوانی ) – حجت السلام سید سلمان ذاکر ( دادیار سابق ناظر زندان و نماینده دور هشتم مجلس شورای اسلامی مردم ارومیه و خانم فاطمه بخشی رئیس اندرزگاه نسوان ارومیه اعلام آمادگی نمودند که آقایان نادر قاضی پور و سید سلمان ذاکر به عنوان بازرسان انجمن حمایت با کسب اکثریت آرا انتخاب و معرفی شدند تا در یک سال اینده از توانایی این دو نماینده مجلس استفاده بهینه در جهت اعتلای سطح فعالیت های انجمن حمایت زندانیان گردد این انتخاب که در نوع خود بی نظیر می باشد را هیات مدیره انجمن حمایت زندانیان ارومیه به فال نیک گرفته و امید است شاهد تحولات عمده در سطح عملکرد و اقدامات حمایتی باشیم بخصوص که برنامه حمایتی خانواده زندانیان و معدومین در 17 بند پیشنهادی توسط کمسیون اجتماعی مجلس تدوین و جهت ابلاغ به رئیس جمهور تقدیم گردیده است .
نوشته سعيد پورحيدر كه ناشيانه و غير كارشناسانه بر موضوع تجاوز غير قانوني شهرداري بر زمين انجمن حمايت زندانيان در وبلاگ خود نوشته كه بايد گفت اين زمين تنها پشتيبان مالي انجمن در حمايت از خانواده زندانيان بي بضاعت بود كه در راستاي اهداف انجمن با هزار مشقت خريداري و كار نقشه كشي و طراحي ساختمان بزرگ تجاري آن به پايان رسيده بود و از اين موضوع هم كارشناسان آقاي شهردار جوان خبر داشتند و اين تجاوزبه حريم از تيغ تيز دادستان محترم به عنوان رئيس هيات مديره انجمن حمايت و مدعي العموم سالم نرفت و مورد غضب قانوني قرار گرفته است و ....
آقاي دادستان و شهردار بخوانند ( نوشته غير كارشناسي و ... سعيد پور حيدر از تصرق عدواني زمين انجمن توسط شهردار مطلع از قضايا و ...
تکریم خدمت
واکاوی پریشان گویی یک روزنامه نگار پریشان خاطر

با این مقدمه در صدد تشریح واکاوی مقالات سلسه وار مدیر سایت تحلیلی و خبری استان آذربایجان غربی ( سايت آينا نيوز) هستیم که در هفته گذشته به نشر آن پرداخته و چون صرافی بی انصاف صورت مدیریت 5 ساله آقای جبار باقری مدیرکل جوان زندانها در استان آذربایجان غربی را خراشیده است .
جبار باقری از اول خدمت در پستهای پایین سازمان زندانها شروع و با تحول در زندان مهاباد بعد از حضور در پست رئیس زندانی بلافاصه نظر شهید عالیقدر لاجوردی ( که الگوی خاصی در گزینش مدیران داشته )را جلب نموده و به عنوان جوان ترین مدیر کل تاریخ مدیریت سازمان زندانها به عنوان مدیرکل زندانهای کردستان انتخاب شده که تجارب مدیریتی و تحصیلات عالیه وی را به عنوان مدیر مطرح استانی و مهره تاثیر گذار سیاست های سازمانی را باعث شده است به نحوی که ضمن حضور در جلسات مهم سازمانی درصدد معرفی الگوی ناب زندانبانی اسلامی میباشد
ساخت زندان زنان ارومیه به عنوان الگودر خاورمیانه و تحسین بازدیدکنندگان داخلی و خارجی بوده وکشور آفریقایی جنوبی به عنوان طرح مصوب در صدد اجرای آن می باشد .
وی مدرس مراکز علمی و آموزشی بوده و در اجرای علمی روش های مدیریتی جدید و تربیت نیروی انسانی به مدد آمار و کم کاری روابط عمومی موفقیتهای زیادی دارد و با نگاه عمیق به اولویت های دهگانه سازمان زندانها تلاش مضاعف برای ایجاد زندانهای با حداقل استاندارهای موجود از فضای کمتر و غیر اصولی را دارد که مورد تحسین آگاهان است .
با توجه به قرابت اینجانب با آقای مراد فتحی این رئیس زندان مهم غرب کشور ---
بقيه را در ادامه مطلب مطالعه بفرماييد
ادامه مطلب...
به همه دوستان عزیز مطالعه کتاب زیبا و پرمحتوی در مورد عدم دخالت تنبیه در تربیت خون آشام ترین حیوانات ( نهنگ های شامو) و کاربرد آن در مدیریت منزل و اداره را پیشنهاد می کنم ( ویل دان ) نوشته کنت بلانچارد ترجمه زیبا ی غلامحسین لک از میان دیگر ترجمه های فارسی روان است
شگفتا! ... وقتی بود، نمیدیدم. وقتی میخواند، نمیشندیم. وقتی دیدم که نبود؛ وقتی شنیدم که نخواند.
چه غم انگیز است که وقتی چشمهای سرد و زلال در برابرت میجوشد و میخواند و مینالد، تشنهی آتش باشی و نه آب؛ و چشمه که خشکید، چشمه که از آن آتشی که تو تشنهی آن بودی، بخار شد و به هوا رفت و آتش کویر را تافت و در خود گداخت و از زمین آتش رویید و از آسمان آتش بارید، تو تشنهی آب گردی و نه تشنهی آتش و بعد عمری گداختن از غم نبودن، کسی که تا بود از غم نبودن تو میگداخت.
«دکتر علی شریعتی»


بخشي از نجواهاي عارفانه شهيد دكتر چمران
اي علي اي علي اي علي
به من تهمت زدند مرا محكوم مي كردند فحش ميدادند براي اينكه ترا دوست ميداشتم
اي علي وقتي كه جوان بودم و از قهرمانان عالم لذت مي بردم قهرماني هاي تو مرا فريفته بود نبرد هاي بدر و احد و خندق تو مرا به وجد مي آورد هنگامي كه در خيبر را با يك دست مي كندي ديگر از خوشحالي در پوست خودم نمي گنجيدم
اي علي
ايمان تو عرفان تو مرا مبهوت كرد و اكنون دردها و غم هاي تو مرا مسمور كرده است درد و غم پيوندي عميق بين من وتو بوجود آورده است در هر ضربان قلبم درد تو را بيشتر حس مي كنم چه درد كشنده اي دردي كه تا مغز استخوان را مي سوزاند...
خدايا جوانان ما را به راه راست هدايت كن نور ايمان را به دلهاي آن بيانداز سرنوشت تيره و تار را به آنها بنما و بگذار از گذشته هاي تلخ عبرت بگيرند و بازيچه دست استعمارگران نشوند .
خدايا در راه خدمت به خلق و مبارزه با ستمگران گامهاي ما را استوار كن و به ما فرصتي ده تا پروانه صفت به دور شمع حقيقت بسوزيم و حيات و هستي خود را حسين وار وقف راه خدا كنم ....

چمران یا چه گوارا...!
دو سال است با این مقاله حالی دارم و احوالی ...
گفتم : حالا كي هست اين … چه گوارا؟
گفت : يك انقلابي اهل آرژانتين كه سالها عليه ديكتاتورهاي كشورش جنگيد و بعدها به كوبا رفت و همراه ((كاسترو)) براي آزادي مردم كوبا تلاش كرد و آخرش هم در يكي از اين جنگها كشته شد .و …
گفتم : شخصيت قابل تامل و جالبي داشته، بي خود نيست كه اينهمه مورد توجه واقع شده.
اوهومي كرد و با اشتياق گفت : بله اصلا تمام افرادي كه انقلابي و ايثارگر هستند به يك نحوي محبوبيت و عظمت خاصي دارند و اصولا" فطرت مردم، آن ها و آرمان هايشان را فراموش نمي كند .
گفتم : نظرت در مورد شهداي جنگ مثلا شهيد همت ، شهيد باكري و يا شهيد چمران چيه ؟ اصلا همين شهيد چمران آدم خيلي بزرگيه .
گفت : شايد... ولي چه گوارا يك چيز ديگه است .
بلافاصله گفتم : بله اتفاقا" اين هفته يك كتاب در موردش خواندم و بيشتر شناختمش ولي حيف است كه ما از كنار شخصيتي مثل شهيد چمران كه براي ما ملموس تر و آشناتر است به همين راحتي ها بگذريم …
مثلا اون زندگي و موقعيت را در امريكا ول مي كند و به لبنان مي رود وخودش را به فشار و سختي و خطر مي اندازد تا به مظلومان كمك كند بعدا به ايران مي آيد پست وزارت دفاع را وٍل مي كند و به جنوب مي رود .
گفت : يك چيزهايي در موردش شنيدم ولي آقاي چمران با چه گوارا يه تفاوت هايي دارد . اصلا چه گوارا يه چيز ديگه است... چه گوارا كجا ، چمران كجا ؟
با تعجب گفتم : من درك نمي كنم ، چه تفاوتي دارد؟ …
گفت : چه گوارا براي مردم و احقاق حقوق آنها و آسايش و امنيت و آزادي آنها تلاش مي كرد ولي افرادي كه تو مي گويي براي خداو بهشت و … كار مي كردند و اينها خيلي با هم فرق دارند
نگاهي بهش كردم و گفتم : خوب براي خدا كار كردن كه بهتر است!؟ …
گفت : نه ، تو وقتي جونت را در راه مردم مي دهي هيچ چشم داشتي از هيچ كس حتي از خدا نداري ولي، وقتي در راه خدا كشته مي شوي اولا : براي خدا مرده اي نه مردم، ثانيا : تو عملا ايثار نكرده اي و فقط براي يك منفعتي مثل بهشت يا امثالهم معامله كرده اي و …
گفتم : اين كه نشد ، حرف تو وقتي درست است كه تو فطرت را از دين جدا كني در حالي كه اين طور نيست .
خنده اي كرد و گفت : چه ربطي دارد ؟
گفتم : فكر مي كنم چه گوارا يك انسان حقيقت جو بوده كه به نداي فطرتش جواب داده و براي همين هم براي نجات مردم ،( هر مردمي كه باشد از دست هركس و يا هر چيز كه باشد) تلاش مي كرد، مگه نه؟
گفت : بله . ولي اون (چه گوارا) مردم را به خاطر خودشون دوست داشته و براي نجات آنها تلاش مي كرده، نه نجات و فلاح خودش . و حقيقت ايثار هم يعني اين! يعني اينكه بدون اينكه چيزي بدست بياوري از همه چيزت بگذري . ولي افرادي كه تو ميگويي، يك حس عاشقانهاي بين خودشان و خدايشان ايجاد كرده بودند و متناسب با اين محبت و علاقه رفتار ميکردند و مصلحت و خواست مردم را در نظر نمي گرفتند و براي همين هم خيلي از وقتها مردم را به سختي و مشقت مي كشاندند و مشكلات واقعي آنها را حل نمي كردند .
و با شوخي ادامه داد كه : و براي همين است كه شما حزباللهيها همچين در بين مردم محبوبيت نداريد!
گفتم : به نظر تو، مردمي كه چه گوارا به آنها خدمت ميكرد چه چيزي مي خواستند و چه چيزي را مايه خوشبختي و سعادت آنها ميشد؟
گفت : آزادي ، رهايي از ظلم امپرياليزم جهاني ، استقلال و عدالت.
گفتم : ببين ، من دو تا سوال كردم و لزوما جواب هاي آنها با هم متفاوت نمي توانند باشند . اول اينكه مردم چه مي خواستند؟؛ مي شود گفت از آنجا كه نظرات و تحليل ها و خواسته هاي مردم توسط نخبهگان مردم تنظيم، دسته بندي و كنترل مي شود پس نخبه گان مسلط به مردم هر چه بخواهند مردم هم ظاهرا آن را خواهند خواست. حال ممكن است نخبه گان مردم ، خوب باشند يا بد، و يا ملغمهاي از اين دو ، كه در اين صورت بين آنها درگيري و رقابت شكل خواهد گرفت تا بالاخره گروهي پيروز شود .
گذشته از همه اين مسايل مردمي كه مخاطب “چه گوارا ” بودند آزادي و مقابله با نظام امپرياليستي را ميخواستند و الحق كه چهگوارا در مسير تحقق اين خواسته خيلي زحمت كشيد و در آخر هم جانش را در اين راه گذاشت ولي در مورد سوال دوم كه مطرح شد گفتم كه چه چيزي مايه خوشبختي و سعادت مردم مي شود؟ و من فکر ميکنم اين “چيز” لزوما" ”با خواسته” ظاهري مردم يکي نيست. ممکن است مردم چيزي بخواهند که ربطي به سعادت و خوشبختي شان نداشته باشد . فكر مي كنم بد نباشد که كمي هم به مباحث انسان شناسي بپردازيم . ببين، بنا به ادعاي بنده و شما و همه افرادي ديندار، تنها راه سعادت بشر اين است و تنها جايگاه آرامش و قرار انسان، جوار خداوند است حال جامعه اي را در نظر مي گيريم كه از همين انسان تشكيل شده است و تلاش مي كنيم كه به افراد اين جامعه خدمت كنيم و به نيازهاي اصيل شان پاسخ بدهيم، در حالي كه خودمان هم انسان هستيم . سوالي كه مطرح مي شود اين است كه آيا منطقي نيست ما در راه تحقق اصيل ترين و درست ترين نيازهاي مردم تلاش بكنيم و موانع از پيش پاي وصول آنها را برداريم و زمينه را براي استعدادهاي انسان ها آماده بكنيم؟
گفت: يك لحظه صبر كن! يعني تو مي گويي كه چه گوارا اگر مي آمد و براي خودش آرمان ديني تعريف مي كرد بهتر از آزادي و استقلال و … بود ؟
گفتم : نه لزوما"... اتفاقا يكي از لوازم دينداري، آزادي و استقلال است و شخص وقتي مي تواند به ديندار بودن خود افتخار كند كه اختيار يا آزادي انتخاب داشته باشد ولي اينها، مثلا آزادي، قسمتي از مسير و لوازم هستند نه هدف و غايت . انساني كه به آزادي برسد يعني به آزادي در انتخاب دست بيابد در وهله اول تمامي گزينه هاي انتخابي خود را رديف مي كند و سپس يكي را انتخاب مي كند . اگر اين انتخاب او مايه سعادت و فلاح اش باشد انتخاب خوبي كرده وگرنه انتخاب بدي انجام داده است ، پس آزادي شروع راه است و خود ابزاري براي انجام كاري و تحقق هدفي .
در كل، وقتي ما تنها راه نجات و سعادت، آرامش شخص خودمان را قرب خدا و عبوديت او مي يابيم و ثانيا تمام نوع بشر را شبيه خودمان احساس مي كنيم ، پس منطقا بايد به دنبال آرمانهاي ديني برويم و نه تنها براي خودمان بلكه براي تمام بشريت آرمان ديني متصور بشويم . يعني در درجه اول بايد براي سعادت و آرامش و كمال خودمان تلاش بكنيم و ثانيا؛ زمينه اي را براي آنهايي كه مي خواهند خوب باشند آماده بكنيم تا بتوانند خوب باشند و اين خوب توسط دين تعريف مي شود نه حقوق بشر و نه …
گفت : با حقوق بشر هم كه مشكل داري ؟
گفتم : كدام “حقوق بشر” ؟ حقوق كدام “بشر” ؟ اين بشري كه تو مي گويي چه تعريفي دارد و چه خصوصيتي دارد و حقوقش متناسب با چه قواعدي مشخص مي گردد؟
گفت : بشر به معناي عام. و به معناي همه انسانها و انسانيت واقعي آنها و حقوق طبيعي آنها
گفتم : ما نزديك شش ميليارد انسان داريم . اين بشر مد نظر شما شبيه كدام يك از آنهاست . ژاپني است يا انگليسي ؟ مسيحي است يا مسلمان يا شينتو مذهب ؟ چاق است يا لاغر ؟ زن است يا مرد ؟
گفت : منظورم خصوصيت مشترك بين همه انسان هاست که بدان وسيله از حيوان متمايز مي شوند و بر اساس همين خصوصيات مشترك است كه مي توان مانيفست حكومتي نوشت .
گفتم : من از توضيحاتت نتوانستم بشر مد نظرت را درست بشناسم ولي يك وقت است كه ما همه ابعاد يك انسان و تمامي نيازها و استعدادهايش را در نظر مي گيريم و يك وقت است كه فقط به يك بعد يا دو سه بعدش توجه مي كنيم .
متاسفانه بشري كه در حقوق بشر تعريف مي شود فقط بشرٍمادي است و بعد معنوي و روحي او فراموش شده است . گويي اينكه اين بشر، فقط يك جسم دارد و متعاقبا فقط نيازهاي مادي دارد .
ببين! اگر ما بخواهيم براي يك ماشين يك دستگاه يا يك حيوان يا يك مجموعه و يا يك انسان برنامه تعريف بكنيم و برايش حقوقي در نظر بگيريم بايد همه ابعاد وجودي او را ببينيم. نمي توان به يك ماشين روغن داد ولي آب نداد نمي توان به يك انسان آب داد و غذا نداد و همين طور نيازهاي فيزيكي اش را در نظر گرفت و نيازهاي ماوراءالطبيعي اش را انكار كرد . متاسفانه حقوق بشر نويس ها به خاطر نگاه ماترياليستي خود، بعد روحاني و متافيزيك او را فراموش كرده اند و نتيجتا حقوقي هم كه تعريف كرده اند يا ناقص است يا غلط. حال با اين ديدٍ ناقص يا غلط، چگونه مي توان مانيفست حكومتي نوشت و ساز و كار تعريف كرد ؟
گفت : در كل يعني مي خواهي بگويي چه گوارا اشتباه مي كرده و كارهايش به درد نمي خورده و به جهنم مي رود ؟
گفتم : نه من چنين حرفي نگفتم . چه گوارا متناسب با حجت عقلي خودش عمل مي كرد و خداوند هم تا اندازه اي به او معرفت داده بود و من فكر مي كنم كه او متناسب با معرفت خودش خوب عمل كرده است و متعاقبا پيش خداوند بايد خيلي عزيز و گرامي باشد و حتي ممكن است از امثال ما مسلمانها و حتي حزب اللهي ها و مذهبي هم درجه اش بالاتر باشد ولي اگر همين چه گوارا با دين اسلام برخورد مي كرد و از نزديك شخصيتهاي بزرگ ديني و تفكر و انديشه عميق اسلامي را درك مي كرد آنگاه بايد جور ديگري عمل مي كرد چون حجت دروني او چيز ديگري مي گفت . هرچند كه از او نخواهند پرسيد چرا مسلمان نشدي ؟ بلكه خواهند پرسيد علي رغم اينكه فطرت و روح بلندت، ضعف ها و نقص هاي سيستم هاي مختلف را نشان مي داد چرا به دنبال سيستم قوي تر و اصيل تر و در نهايت چرا دنبال اسلام نرفتي تا پيدايش بكني ؟
خميازه كشيد و گفت : بگذريم ، من كه خسته شدم ولي اينطور كه بوش مي ياد ديگه خيلي نمونده تا يک حكومت ليبرال دموكرات، جايگزين نظام ولايت مدارانه شما بشود.
گفتم : شامّهات خيلي تيزاست ولي متاسفانه مثل عقل “حقوق بشر ” نويسها، يك بعدي فکر ميکني. چون اگر دقت بكني متوجه مي شوي كه بوي خيلي چيزها مي آيد: از بوي تمايل آمريكا به ريختن بمب به سر مردم گرفته تا حركت به سمت بيداري جهاني و درگيري نهايي حق و باطل و شكست و اضمحلال حكومتهاي ظلم و جور!
خنده اي كرد و گفت : اميدوارم اين طور باشد .
من هم خنده اي كردم و گفتم : اين طور كه هست. فقط اميدوارم كه در اين درگيري نهايي حق و باطل، در طرف باطل قرار نگيريم .
نیایشی از شهید دکتر چمران
من اعتقاد دارم كه خداي بزرگ، انسان را به اندازه درد و رنجي كه در راه خدا تحمل كرده است پاداش ميدهد، و ارزش هر انساني به اندازه درد و رنجي است كه در اين راه تحمل كرده است، و ميبينيم كه مردان خدا بيش از هركس در زندگي خود گرفتار بلا و رنج و درد شدهاند، علي بزرگ را بنگريد كه خداي درد است، كه گويي بندبند وجودش، با درد و رنج جوش خورده است، حسين را نظاره كنيد كه در دريايي از درد و شكنجه فرو رفت، كه نظير آن در عالم ديده نشده است، و زينب كبري را ببينيد، كه با درد و رنج انس گرفته است.
درد، دل آدمي را بيدار ميكند، روح را صفا ميدهد، غرور و خودخواهي را نابود ميكند، نخوت و فراموشي را از بين ميبرد، انسان را متوجه وجود خود ميكند.
انسان گاهگاهي خود را فراموش ميكند، فراموش ميكند كه بدن دارد، بدني ضعيف و ناتوان، كه در مقابل عالم و زمان، كوچك و ناچيز و آسيبپذير است، فراموش ميكند كه هميشگي نيست، و چند صباحي بيشتر نميپايد، فراموش ميكند كه جسم مادي او نميتواند با روح او همپرواز شود، لذا اين انسان احساس ابديت و مطلقيت و قدرت ميكند، سرمست پيروزي و اوج آمال و آرزوهاي دور و دراز خود، بيخبر از حقيقت تلخ و واقعيتهاي عيني وجود، به پيش ميتازد و از هيچ ظلم و ستمي روگردان نميشود. اما درد آدمي را به خود ميآورد، حقيقت وجود او را به آدمي ميفهماند، و ضعف و زوال و ذلت خود را درك ميكند، و دست از غرور كبريايي برميدارد، و معني خودخواهي و مصلحتطلبي و غرور را ميفهمد و آن را توجيه ميكند.
خدايا! تو را شكر ميكنم كه با فقر آشنايم كردي تا رنج گرسنگان را بفهمم و فشار دروني نيازمندان را درك كنم.
خدايا! تو را شكر ميكنم كه باران تهمت ودروغ و ناسزا را عليه من سرازير كردي، تا در ميان توفانهاي وحشتناك ظلم و جهل و تهمت غوطهور شوم، و ناله حقطلبانه من در برابر غرش تندرهاي دشمنان و بدخواهان محو و نابود گردد، و در دامان عميق و پرشكوه درد، سر به گريبان فطرت خود فرو برم. و درد و رنج علي را تا اعماق روحم احساس كنم، علي بزرگ، علي نمونه، علي مظهر اسلام و عنايت و عبادت و محبت و ايمان و عشق و تكامل، كه با تمام عظمتش، و با تمام درخشش خيرهكنندهاش، بيش از هر كس مورد تهمت و دروغ و ناسزا قرار گرفت، و بيش از هزاروچهارصد سال تاريخ، و هزارها عبرت روزگار، هنوز هم هجوم تبليغات شوم طاغوتيان در اذهان اكثريت مسلمانان باقي نمانده است و شخصيت بيهمتاي اين نمونه روزگار براي ميليونها بشر ناشناخته مانده است.
خدايا! تو را شكر ميكنم كه مرا با درد آشنا كردي تا درد دردمندان را لمس كنم، و به ارزش كيميايي درد پي ببرم، و «ناخالصي»هاي وجودم را در آتش درد بسوزم، و خواستههاي نفساني خود را زير كوه غم و درد بكوبم، و هنگام راه رفتن بر روي زمين و نفس كشيدن هوا، وجدانم آسوده و خاطرم آرام باشد تا به وجود خود پي ببرم و موجوديت خود را حس كنم.
خدايا! تو را شكر ميكنم كه تو مرا در آتش عشق گداختي، و همه موجودات و «خواستني»ها را بجز عشق و معشوق در نظرم خوار و بيمقدار كردي، تا از كنار هر حادثه وحشتناك به سادگي و آرامي بگذرم. دردها، تهمتها، ظلمها، فشارها، و شكنجه ها را با سهولت تحمل كنم.
خدايا! تو را شكر ميكنم كه لذت معراج را بر روحم ارزاني داشتي، تا گاهگاهي از دنياي ماده درگذرم، و آنجا جز وجود تو را نبينم و جز «بقا»ي تو چيزي نخواهم، و بازگشت از «ملكوت اعلي» براي من شكنجهاي آسماني باشد كه ديگر به چيزي دل نبندم و چيزي دلم را نربايد.
خدايا! اكنون احساس ميكنم كه در دريايي از درد غوطه ميخورم، در دنيايي از غم و حسرت غرق شدهام، به حدي كه اگر آسمانها و زمين را و همه ثروت وجود را به من ارزاني داري به سهولت رد ميكنم، و اگر همه عالم را عليه من آتش كني، و آسماني از عذاب بر سرم بريزي و زير كوههاي غم و درد مرا شكنجه كني، حتي آخ نگويم، كوچكترين گلهاي نكنم، كمترين ناراحتي به خود راه ندهم، فقط به شرط آنكه ذكر خود را، و ياد خود را و زيبايي خود را از من نگيري، و مرا در همان حال به دست بلا بسپاري، به شرط آنكه بدانم اين بلا از محبوب به من رسيده است تا احساس لذت كنم، و همه دردها و شكنجهها را به جان و دل بخرم، و اثبات كنم كه عزت و ذلت دنيا براي من يكسان است، لذت و درد دنيا مرا تكان نميدهد و شكست و پيروزي مادي در من تأثيري ندارد.
خوش نداشتم و ندارم، كه دوستانم و بزرگان به خاطر دوستي و محبت از من دفاع كنند، و مرا از ميان توفان بلاي حوادث نجات دهند، خوش نداشتم كه رحمت و شفقت دوستان و مخلصين را برانگيزم، و از قدرت معنوي و مادي آنان در راه هدف مقدس خويش استفاده كنم.
اما هميشه ميخواستم كه شمع باشم و بسوزم و نور بدهم و نمونهاي از مبارزه و كلمه حق و مقاومت در مقابل ظلم باشم؛ ميخواستم هميشه مظهر فداكاري و شجاعت باشم و پرچم شهادت را در راه خدا به دوش بكشم. ميخواستم در درياي فقر غوطه بخورم و دست نياز به سوي كسي دراز نكنم، ميخواستم فرياد شوم و زمين و آسمان را با فداكاري و ايمان و پايداري خود بلرزانم، ميخواستم ميزان حق و باطل باشم، و دروغگويان و مصلحتطلبان و غرضورزان را رسوا كنم، ميخواستم آنچنان نمونهاي در برابر مردم بوجود آورم كه هيچ حجتي براي چپ و راست نماند، و طريق مستقيم، روشن و صريح و معلوم باشد، و هر كس در معركه سرنوشت، مورد امتحان سخت قرار نگيرد و راه فرار براي كسي نماند.
اما هميشه آرزو داشتم اگر دوستانم ميخواهند از من دفاع كنند، به خاطر حق دفاع كنند، نه به خاطر محبت و دوستي، اگر به هدف من علاقمندند، به خاطر طرفداري از حق باشد، نه رحم و شفقت به دوستي دلسوخته و رنجديده كه احياناً كسب قلب او ثواب داشته باشد.
خدايا! هدايتم كن! زيرا ميدانم كه گمراهي چه بلاي خطرناكي است.
خدايا! هدايتم كن! زيرا ميدانم كه گمراهي چه بلاي خطرناكي است.
خدايا! هدايتم كن! كه ظلم نكنم، زيرا ميدانم كه ظلم چه گناه نابخشودني است.
خدايا! نگذار دروغ بگويم، زيرا دروغ ظلم كثيفي است.
خدايا! محتاجم مكن كه تهمت به كسي بزنم، زيرا تهمت، خيانت ظالمانهاي است.
خدايا! ارشادم كن كه بيانصافي نكنم، زيرا كسي كه انصاف ندارد شرف ندارد.
خدايا! راهنمايم باش تا حق كسي را ضايع نكنم، كه بياحترامي به يك انسان، همانا كفر خداي بزرگ است.
خدايا! مرا از بلاي غرور و خودخواهي نجات ده، تا حقايق وجود را ببينم و جمال زيباي تو را مشاهده كنم.
خدايا! پستي دنيا و ناپايداري روزگار را هميشه در نظرم جلوهگرساز، تا فريب زرق و برق عالم خاكي، مرا از ياد تو دور نكند.
خدايا! من كوچكم، ضعيفم، ناچيزم، پركاهي در مقابل توفانها هستم، به من ديدهاي عبرتبين ده، تا ناچيزي خود را ببينم و عظمت و جلال تو را براستي بفهمم و به درستي تسبيح كنم.
خدايا! دلم از ظلم و ستم گرفته است، تو را به عدالتت سوگند ميدهم كه مرا در زمره ستمگران و ظالمان قرار ندهي.
خدايا! ميخواهم فقيري بينياز باشم، كه جاذبههاي مادي زندگي، مرا از زيبايي و عظمت تو غافل نگرداند.
خدايا! خوش دارم گمنام و تنها باشم، تا در غوغاي كشمكشهاي پوچ مدفون نشوم.
خدايا! دردمندم، روحم از شدت درد ميسوزد، قلبم ميجوشد، احساسم شعله ميكشد، و بندبند وجودم از شدت درد صيحه ميزند، تو مرا در بستر مرگ آسايش بخش.
خستهام، پير شدهام، دلشكستهام، نااميدم، ديگر آرزويي ندارم، احساس ميكنم كه اين دنيا ديگر جاي من نيست، با همه وداع ميكنم، و ميخواهم فقط با خداي خود تنها باشم.
خدايا! به سوي تو ميآيم، از عالم و عالميان ميگريزم، تو مرا در جوار رحمت خود سكني ده.
و این شهید بهشتی بود ...
سکوت پر وبال خود را به همه جای شهر افکنده بود شبی زیبا
گاه گداری ماشینی رد می شد خیابان ها خلوت و خموش است راننده رئیس دیوان عالی کشور که کار و خستگی بیش از حد کلافه اش کرده از خیابانی به خیابانی می پیچدخدا می داند امشب کی به خانه اش خواهد رسید
دکتر بهشتی روی صندلی عقب اتومبیل نشسته و با استفاده از نور چراغ ها پرونده ای را مطالعه می کند خدایا خستگی نمی شناسد این مرد..
شب از نیمه گذشته واو بعد از جلسه ای پرکار به خانه می رود
بار دیگر سر از روی پرونده برداشت او خیابان های اطراف محله خود را به خوبی می شناسد اما این خیابان .....
می گوید : فلانی مگر تابلوی ورود ممنوع را سر این خیابان ندیدی ؟
- : اما حاج آقا الان ساعت سه نصف شبه و پرنده پر نمی زنه و طول این خیابون یک طرفه بیش از صد متر نیست اون مسیر دیگر راه ما را دور می کند .
- : زود دور بزن سریع ( با تحکم و خشم گفت )
راننده دور زد کمی فته بود دکتر با لحنی مهربان گفت : اگه رفته بودیم اولاٌ گناهی بزرگ از ما سر زده بود ثانیا تو ضمانت می کردی تا آخر این خیابان حادثه ای رخ ندهد؟آن وقت می دانی رادیو تلویزیون دنیا چه می گفتند ؟
رئیس دیوان عالی کشور ایران در حالی که از خیابان یک طرفه خلاف با ماشین عبور می کرد تصادف کرد
واین ضرری بود عیرقابل جبران
![]()
واین مردی بود که برای مملکتش بیشتر از خودش ارزش قائل بود او شیفته خدمت بود نه تشنه قدرت که قدرتمندان فاسد هیچ خط قرمزی و چراغ راهنمایی نمی شناسند او جاودانه مانده به خاطر این رفتارهای انسانی و پسندیده اش باشد که دریابیم او که بود چه کرد ؟...
شاهرخ احمدزاده
معاون قضایی زندان مرکزی ارومیه
با دقت در نص آئين نامه اجرايي سازمان زندانهاي كشور مصوب 20/9/1384 مي توان به اهميت موضوع اشتغال و حرفه آموزي زندانيان واجد الشرايط پي برد كه در هدفهاي كمي چشم انداز 1404 توسعه قضایی زندانبانی اسلامی به صدر صد اجرا شدن آن تاكيد گرديده است اين مهم بعد از اشاره تدوين كنندگان به آموزش هاي مذهبي و اخلاقي تنها اشتغال و آموزش حرفه و شغل را در سازندگي روان و شخصيت مددجوي زنداني موثر دانسته اند موضوع اشتغال و حرفه آموزي و مراكزي كه به اين جهت ايجاد شده اند در اكثر مواد 7 تا 15 و 122 تا 135 و تبصره هاي آن بسيار ذكر گرديده است حتي در ماده 74 نيز بر حضور مددجويان در كارگاهها و موسئسات صنعتي و كلاس هاي آموزشي در برنامه روزانه زندانيان گنجانده اند و در برنامه توسعه چهارم زندانباني اشتغال وحرفه آموزي جز امور اقتصادي با اهداف ذيل قيد گرديده است :
1 - خودكفايي در اداره امور زندانها
2 – توسعه اشتغال در زندانها با سه محور
الف – ارتقا سطح در آمد سرانه زندانيان
ب – تامين معيشت خانواده زندانيان
ج – غني سازي اوقات فراغت زندانيان
3 – توسعه اشتغال پايدار در كليه زندانهاي كشور
4 – ارتقا سطح مهارت هاي فني مددجويان زنداني جهت استقلال مادي بعد از آزادي
بايد توجه نمود كه حساسيت سطور تدوين شده در برنامه توسعه قضايي از جمله سياستهاي كلي نظام جمهوري اسلامي مي باشد كه مورد تاكيد مقام معظم رهبري و مسئولين دلسوز نظام مي باشد .
توجه به اين مقوله همگام با اصول زندانباني تطبيقي نوين و تاكيدات فقه و زندانباني اسلامي مي باشد كه در نظريات روان شناسي جز مقوله هاي اثبات شده كاردرماني محسوب مي گردد كه در همه جوامع ايجاد بستر مناسب براي حرفه آموزي و اشتغال زندانيان متولي خاصي به جز ادارات زندانها نيست كه بايد برنامه ريزان متعهد با علاقه و شرايط و نياز هاي روز محلي و بومي براي تامين معاش در بعد از آزادي زندانيان تلاش نمايند و ادامه برنامه تكميلي را مراكز مراقبت بعد از خروج زندانيان استان بر عهده دارند كه حلقه جامعه پذيري و تكميل وظايف قوه قضاييه خاص سازمان زندانهاي كشور بر طبق اصل156 قانون اساسي را نشان مي دهد .
البته بايد اذعان نمود زندان محلي است كه هزينه هاي بسيار سنگين بر روي دوش بيت المال مي گذارد و هر چه ورودي ها كمتر شود مي توان جلوي هزينه ها را گرفت و استرس هاي رواني اجتماعي در جامعه را كمتر نمود ودر كم كردن بازگشت مجدد زندانيان چرخه اشتغال و حرفه آموزي و مراقبت هاي بعد از خروج اثبات شده و در سيستم نوين زندانباني اسلامي ( بازگشت سعادتمندانه ) اصل مي باشد .
حال با توجه به امكانات موجود در زندانها نمي توان ادعاي اجراي موفق اين برنامه را نمود بلكه متوليان امرآموزش و ايجاد اشتغال و سرمايه گذاري با نگرشي صحيح و انسان گرايانه از انجمن هاي حمايت كه در ماده 3 وظايف اين مجموعه و نفس تشكيل بنگاه تعاون تا سازمان هاي آموزش فني و حرفه اي – صنايع دستي وآموزش و پرورش تا سازمان صنايع و معادن و اتاق هاي بازرگاني و اداره كار و امور اجتماعي ياوران موثري مي توانند باشند كه شرط آن تعامل و برقراري تفاهمنامه هاي همكاري ميباشد كه در اين ميان زندانها از تامين نيروي انساني مبتدي تا نيمه اهر و ماهر تا سرمايه گذاري براي انجام خدمات و منابع توليدي را مي توانند بر عهده داشته باشند كه بر اساس بند 4 ماده 130 وماده 132 تسهيلاتي هم براي كار فرمايان در خصوص بيمه حوادث مددجويان را نموده اند .
ضرورت انکار ناپذیر اشتغال باید در برنامه های استراتزیکی مدیران و مسئولان قرار گیرد وبا تعامل مراجع قضایی و ارائه طرق سرمایه گذاری موثر راه را برای استقرار زندانبانی اسلامی هموار نمود که تلاش مضاعف را باید صرف نمود .
نوبهار است در آن كوش كه خوشدل باشي...
یامقلب القلوب والابصار
یامدبراللیل والنهار
یامحول الحول والاحوال
حول حالناالی احسن الحال
صبح با طراوت بهار 86 با بوي عطر آگين از راه ميرسد لذت اين عطر را دررنگ و بوي صبح در لحظه لحظه آيات خداوندي مي توان حس كرد شكر به درگاهش ناچيزترين تكليف بشر است نقش خدا را بر صفحه عالم مي توان ديد در صداي آفريدگان شنيد و در بوي سبزه مي توان حس كرد غافلان در خواب كه با تلنگر خداوندي از خواب بيدار نشده اند و هنوزچون كبك سر در برف زمستاني دارند واز دريچه تنگ بر دنيا مي نگرند چه نعمتي را از دست داده اند ...

خدا در اين زيبايي تغيير احوال ما را مي خواهد آنگونه كه ملاصدراي شيرازي از امام جعفر صادق در باب اين روز نقل مي كند كه روزي بر امام وارد شدم فرمود اين روز را مي شناسي گفتم فداي تو گردم اين همان روزي است كه ايرانيان آن را بزرگ مي شمرند وبه يك ديگر هديه مي دهند حضرت فرمود نوروز روزي است كه خداوند از بندگانش پيمان گرفت كه او رابپرستند نوروز روزي است كه به امر خدا خورشيد طلوع كرد بادها وزيدن گرفت وزمين شكوفا ودرخشان گشت .
در روايات ايران باستان اين روز هيبت خاص خود را دارداينگونه گويند كه جم پادشاه كياني چون در سير خود به آذربايجان رسيد تخت مرصعي از زر ساختند و تاج زرين پادشاهي بر سر گذاشت و رو به شرق بر تخت نشست همين كه آفتاب طلوع كرد پرتو آن بر تخت و تاج زرين افتاد شعاعي در غايت روشني پديد آمد كه چشم هرن روز بيننده را روشن مي ساخت مردمان از ديدن آن شگفتي شادي ها كردند و با توجه به تفاوت آن با روزهاي ديگر روزي نو دانستند ونوروز نام نهادند از آنجا كه پرتو خورشيد را در زبان پهلوي شيد مي ناميدند اين صنعت رابر جم نهادند و جمشيد نام گرفت .
جشن فرخنده فروردين است روز بازار گل و نسرين است
بامدادي كه تفاوت نكد ليل و نهار خوش بود دامن صحرا و تماشاي بهار
حقيقت اين است هر روز در زندگي با يد روز نو باشد و اين روز بايد به مدد انديشه و عمل بايد روز پربركتي باشد بايد هوشيارانه تقلايي بكنيم نه براي خود براي ديگران هم مهم باشيم تا ديگران نيز در شادي ما شريك و تجربه فرخنده اي داشته باشند .
خداوند در اين روز بر بندگان خود رحم مياورد وقتي همه شاد باشند و رضايتمندي در وجود همه جريان يابد بركت جاري مي شود و مبارك بودن معنا پيدا مي كند .
هموطن دوستان مهربان ايراني من :
سال جديد را بهاري آغاز كنيد با انديشه سبز بهاري اينگونه زمزمه كنيد (( هر لحظه زندگي من عيد است و امسال سال خوشبختي و موفقيت حيرت انگيز من است ))
هموطن
لحظه تحويل سال را با آرزوي برقراري صلح و آرامش و برقراري عشق خوشبختي جهان شروع كنيد .
اگرچه واقعيت هاي دنياي امروز گريز ناپذيرند و انسان نمي تواند دلخوش به ايده آلها باشد ولي بياييم لحظات زيادي از زندگي را به بمب اتم و جنگ و فلاكت نيانديشيم به آرامش انسانها و زندگي بركت آميز انسانها دعا كنيم شايد اين تاثير دعا هاي ما برسد به خدا و خدا هر آنكه در زمين زيبايش توطئه و فتنه مي كنند را به عذاب الهي از ميان بردارد و رحمتي عنايت كند تا همه براي خوشبختي اجتماعي تلاش كنيم اگرچه خدمت ناقص فايده اي ندارد مثل شهرداري كه از جمع خدمات به لكه گيري الكي خيابان ها مي پردازد نه مردانه نه چون دولت نهم كه براي رفع غبار از چهره مردم محروم فشار اقتصادي را بيشتر كرد و باز دلخوشيم به شعار و شور عيد را بدون فكر به تورم و فقر و اعتياد و فساد و يكه تازي مفسدان بپردازيم به متن زندگي و خود را براي فردا زيبا سازيم
نوبهار است در آن كوش كه خوشدل باشي كه بسي گل بدمد باز تو در گل باشي
................. سخن چون به درازا بكشد هدر ميرود همين عيد زيبايي داشته باشيد
ما كه اولين روز بهار را با مراسم خواستگاري براي برادرعزيزمان كيوان شروع مي كنيم شب مهمون خونه كانديداي ازدواج كيوان آقا هستيم اميد است بعد از سالي سخت و از دست دادن عزيزان و بيماري من سالي خوش و زيبا را داشته باشيم ..و. !
بعد از ۸ ماه (۵۸۰ ساعت ) طی دوره ویژه مدیریت زندان برای اولین بار در کشور - تهران - با ارائه آخرین متد علمی و کارگاهی نفر اول با امتیاز ۷۵/۹۴ در سطح کشور و ۲۹ منتخب زندانهای ایران شدم تو این عکس فکر نکنید دارند تقدیر می کنند یا به خاطر ۶ ماه ارتقا زندان تمجیدم می کنند آقای مدیرکل داره گواهینامه پایان دوره را تو مراسم شورای اداری استان میده...


با دستور دادستان محترم و همت انجمن حمایت و حضور مسئولین زندان شب یلدا در جمع زندانیان با شیرینی و هندوانه اهدایی چه حالی داشت کاش همه در جمع خانواده ایشان بودند و براشون گفتم که مرد غیرتمند شب یلدا باید کنار خانواده اش باشد البته با هماهنگی ۵۰ نفر برای حضور در پیش خانواده هاشون فرستادیم مرخصی ۴۸ ساعته ۵۰ خانواده خوشحال عجب لذتی دارد دست آقای حاتمی قاضی ناظر زندان و مددکار آقای صفری درد نکند ...


انتخابات در زندان به گفته متصدیان صندوق ها و مسئولین زندان نسبت به سالها گذشته بی نظیر بوده صندوق سیار آخر وقت حضور داشت وتعدادی از مددجویان زندانی و سربازان رای دادند ما هم مرخصی دادیم تا کور شود چشم بدخواهان ...
گفتم : حالا كي هست اين … چه گوارا؟
گفت : يك انقلابي اهل آرژانتين كه سالها عليه ديكتاتورهاي كشورش جنگيد و بعدها به كوبا رفت و همراه ((كاسترو)) براي آزادي مردم كوبا تلاش كرد و آخرش هم در يكي از اين جنگها كشته شد .و …
گفتم : شخصيت قابل تامل و جالبي داشته، بي خود نيست كه اينهمه مورد توجه واقع شده.
اوهومي كرد و با اشتياق گفت : بله اصلا تمام افرادي كه انقلابي و ايثارگر هستند به يك نحوي محبوبيت و عظمت خاصي دارند و اصولا" فطرت مردم، آن ها و آرمان هايشان را فراموش نمي كند .
گفتم : نظرت در مورد شهداي جنگ مثلا شهيد همت ، شهيد باكري و يا شهيد چمران چيه ؟ اصلا همين شهيد چمران آدم خيلي بزرگيه .
گفت : شايد... ولي چه گوارا يك چيز ديگه است .
بلافاصله گفتم : بله اتفاقا" اين هفته يك كتاب در موردش خواندم و بيشتر شناختمش ولي حيف است كه ما از كنار شخصيتي مثل شهيد چمران كه براي ما ملموس تر و آشناتر است به همين راحتي ها بگذريم …
مثلا اون زندگي و موقعيت را در امريكا ول مي كند و به لبنان مي رود وخودش را به فشار و سختي و خطر مي اندازد تا به مظلومان كمك كند بعدا به ايران مي آيد پست وزارت دفاع را وٍل مي كند و به جنوب مي رود .
گفت : يك چيزهايي در موردش شنيدم ولي آقاي چمران با چه گوارا يه تفاوت هايي دارد . اصلا چه گوارا يه چيز ديگه است... چه گوارا كجا ، چمران كجا ؟
با تعجب گفتم : من درك نمي كنم ، چه تفاوتي دارد؟ …
گفت : چه گوارا براي مردم و احقاق حقوق آنها و آسايش و امنيت و آزادي آنها تلاش مي كرد ولي افرادي كه تو مي گويي براي خداو بهشت و … كار مي كردند و اينها خيلي با هم فرق دارند
نگاهي بهش كردم و گفتم : خوب براي خدا كار كردن كه بهتر است!؟ …
گفت : نه ، تو وقتي جونت را در راه مردم مي دهي هيچ چشم داشتي از هيچ كس حتي از خدا نداري ولي، وقتي در راه خدا كشته مي شوي اولا : براي خدا مرده اي نه مردم، ثانيا : تو عملا ايثار نكرده اي و فقط براي يك منفعتي مثل بهشت يا امثالهم معامله كرده اي و …
گفتم : اين كه نشد ، حرف تو وقتي درست است كه تو فطرت را از دين جدا كني در حالي كه اين طور نيست .
![]()
خنده اي كرد و گفت : چه ربطي دارد ؟
گفتم : فكر مي كنم چه گوارا يك انسان حقيقت جو بوده كه به نداي فطرتش جواب داده و براي همين هم براي نجات مردم ،( هر مردمي كه باشد از دست هركس و يا هر چيز كه باشد) تلاش مي كرد، مگه نه؟
گفت : بله . ولي اون (چه گوارا) مردم را به خاطر خودشون دوست داشته و براي نجات آنها تلاش مي كرده، نه نجات و فلاح خودش . و حقيقت ايثار هم يعني اين! يعني اينكه بدون اينكه چيزي بدست بياوري از همه چيزت بگذري . ولي افرادي كه تو ميگويي، يك حس عاشقانهاي بين خودشان و خدايشان ايجاد كرده بودند و متناسب با اين محبت و علاقه رفتار ميکردند و مصلحت و خواست مردم را در نظر نمي گرفتند و براي همين هم خيلي از وقتها مردم را به سختي و مشقت مي كشاندند و مشكلات واقعي آنها را حل نمي كردند .
و با شوخي ادامه داد كه : و براي همين است كه شما حزباللهيها همچين در بين مردم محبوبيت نداريد!
گفتم : به نظر تو، مردمي كه چه گوارا به آنها خدمت ميكرد چه چيزي مي خواستند و چه چيزي را مايه خوشبختي و سعادت آنها ميشد؟
گفت : آزادي ، رهايي از ظلم امپرياليزم جهاني ، استقلال و عدالت.
گفتم : ببين ، من دو تا سوال كردم و لزوما جواب هاي آنها با هم متفاوت نمي توانند باشند . اول اينكه مردم چه مي خواستند؟؛ مي شود گفت از آنجا كه نظرات و تحليل ها و خواسته هاي مردم توسط نخبهگان مردم تنظيم، دسته بندي و كنترل مي شود پس نخبه گان مسلط به مردم هر چه بخواهند مردم هم ظاهرا آن را خواهند خواست. حال ممكن است نخبه گان مردم ، خوب باشند يا بد، و يا ملغمهاي از اين دو ، كه در اين صورت بين آنها درگيري و رقابت شكل خواهد گرفت تا بالاخره گروهي پيروز شود .
گذشته از همه اين مسايل مردمي كه مخاطب “چه گوارا ” بودند آزادي و مقابله با نظام امپرياليستي را ميخواستند و الحق كه چهگوارا در مسير تحقق اين خواسته خيلي زحمت كشيد و در آخر هم جانش را در اين راه گذاشت ولي در مورد سوال دوم كه مطرح شد گفتم كه چه چيزي مايه خوشبختي و سعادت مردم مي شود؟ و من فکر ميکنم اين “چيز” لزوما" ”با خواسته” ظاهري مردم يکي نيست. ممکن است مردم چيزي بخواهند که ربطي به سعادت و خوشبختي شان نداشته باشد . فكر مي كنم بد نباشد که كمي هم به مباحث انسان شناسي بپردازيم . ببين، بنا به ادعاي بنده و شما و همه افرادي ديندار، تنها راه سعادت بشر اين است و تنها جايگاه آرامش و قرار انسان، جوار خداوند است حال جامعه اي را در نظر مي گيريم كه از همين انسان تشكيل شده است و تلاش مي كنيم كه به افراد اين جامعه خدمت كنيم و به نيازهاي اصيل شان پاسخ بدهيم، در حالي كه خودمان هم انسان هستيم . سوالي كه مطرح مي شود اين است كه آيا منطقي نيست ما در راه تحقق اصيل ترين و درست ترين نيازهاي مردم تلاش بكنيم و موانع از پيش پاي وصول آنها را برداريم و زمينه را براي استعدادهاي انسان ها آماده بكنيم؟
گفت: يك لحظه صبر كن! يعني تو مي گويي كه چه گوارا اگر مي آمد و براي خودش آرمان ديني تعريف مي كرد بهتر از آزادي و استقلال و … بود ؟
گفتم : نه لزوما"... اتفاقا يكي از لوازم دينداري، آزادي و استقلال است و شخص وقتي مي تواند به ديندار بودن خود افتخار كند كه اختيار يا آزادي انتخاب داشته باشد ولي اينها، مثلا آزادي، قسمتي از مسير و لوازم هستند نه هدف و غايت . انساني كه به آزادي برسد يعني به آزادي در انتخاب دست بيابد در وهله اول تمامي گزينه هاي انتخابي خود را رديف مي كند و سپس يكي را انتخاب مي كند . اگر اين انتخاب او مايه سعادت و فلاح اش باشد انتخاب خوبي كرده وگرنه انتخاب بدي انجام داده است ، پس آزادي شروع راه است و خود ابزاري براي انجام كاري و تحقق هدفي .
در كل، وقتي ما تنها راه نجات و سعادت، آرامش شخص خودمان را قرب خدا و عبوديت او مي يابيم و ثانيا تمام نوع بشر را شبيه خودمان احساس مي كنيم ، پس منطقا بايد به دنبال آرمانهاي ديني برويم و نه تنها براي خودمان بلكه براي تمام بشريت آرمان ديني متصور بشويم . يعني در درجه اول بايد براي سعادت و آرامش و كمال خودمان تلاش بكنيم و ثانيا؛ زمينه اي را براي آنهايي كه مي خواهند خوب باشند آماده بكنيم تا بتوانند خوب باشند و اين خوب توسط دين تعريف مي شود نه حقوق بشر و نه …
گفت : با حقوق بشر هم كه مشكل داري ؟
گفتم : كدام “حقوق بشر” ؟ حقوق كدام “بشر” ؟ اين بشري كه تو مي گويي چه تعريفي دارد و چه خصوصيتي دارد و حقوقش متناسب با چه قواعدي مشخص مي گردد؟
گفت : بشر به معناي عام. و به معناي همه انسانها و انسانيت واقعي آنها و حقوق طبيعي آنها
گفتم : ما نزديك شش ميليارد انسان داريم . اين بشر مد نظر شما شبيه كدام يك از آنهاست . ژاپني است يا انگليسي ؟ مسيحي است يا مسلمان يا شينتو مذهب ؟ چاق است يا لاغر ؟ زن است يا مرد ؟
گفت : منظورم خصوصيت مشترك بين همه انسان هاست که بدان وسيله از حيوان متمايز مي شوند و بر اساس همين خصوصيات مشترك است كه مي توان مانيفست حكومتي نوشت .
گفتم : من از توضيحاتت نتوانستم بشر مد نظرت را درست بشناسم ولي يك وقت است كه ما همه ابعاد يك انسان و تمامي نيازها و استعدادهايش را در نظر مي گيريم و يك وقت است كه فقط به يك بعد يا دو سه بعدش توجه مي كنيم .
متاسفانه بشري كه در حقوق بشر تعريف مي شود فقط بشرٍمادي است و بعد معنوي و روحي او فراموش شده است . گويي اينكه اين بشر، فقط يك جسم دارد و متعاقبا فقط نيازهاي مادي دارد .
ببين! اگر ما بخواهيم براي يك ماشين يك دستگاه يا يك حيوان يا يك مجموعه و يا يك انسان برنامه تعريف بكنيم و برايش حقوقي در نظر بگيريم بايد همه ابعاد وجودي او را ببينيم. نمي توان به يك ماشين روغن داد ولي آب نداد نمي توان به يك انسان آب داد و غذا نداد و همين طور نيازهاي فيزيكي اش را در












